Saturday, 18 July 2015
26 November 2020
به بهانه سال‌روز درگذشت اسماعیل آشتیانی

«شعله نقاشی ایران»

2010 April 30

مریم/رادیو کوچه

Maryam.m@koochehmail.com

دهم اردیبهشت‌ماه برابر است با درگذشت «اسماعیل آشتیانی» متخلص به «شعله» نقاش و ادیب معاصر ایرانی سده‌های ۱۳و۱۴ خورشیدی. وی در سال 1271 خورشیدی در تهران به‌دنیا آمده بود. پدرش شیخ مرتضی آشتیانی و جد او میرزا حسن آشتیانی از مبارزان نام‌آور قیام تنباکو بودند. دل‌بستگی به نگارگری و استعداد در این هنر، از کودکی در وی آشکار گردید. او از شاگردان کمال‌الملک بود. وی به پاس خدمات بی‌دریغ خود در عرصه هنر به‌دریافت درجه دکترای افتخاری و نشان درجه اول هنری نایل آمد.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

«اسماعیل آشتیانی» متخلص به «شعله» از نقاشان ایرانی و از شاگردان «کمال‌الملک» در سال ۱۲۷۱ خورشیدی در تهران به‌دنیا آمد و در روز ۱۰ اردیبهشت سال ۱۳۴۹ خورشیدی در تهران درگذشت. وی آموزش خود را در مدرسه‌های اسلام و دارالفنون به‌انجام رساند .

دل‌بستگی به نگارگری و استعداد در این هنر، از کودکی در وی آشکار گردید. نخستین کارهای او نسخه‌برداری از نگارهای شاه‌نامه فردوسی بود که بر هرچه در دسترسش قرار می‌گرفت، ترسیم می‌کرد. استادان نقاشی او در دارالفنون، مصور الممالک ذوالفقاری، میرزا حاج‌آقا نقاش‌باشی و شیخ‌المشایخ بودند. او سپس به مدرسه صنایع مستظرفه رفت.

کمال‌الملک پس از دیدن نمونه کارهای او، آموزش وی را پذیرفت، اما آن را مشروط بدان کرد که آشتیانی تا پایان دوره‌ی مدرسه فقط هنر نقاشی را راه و طریق خود بداند. اسماعیل این شرط را پذیرفت و به آن مدرسه راه یافت، اما پیوستن به عالم هنر برای وی آسان نبود. چون او در یک خاندان روحانی زاده شده بود. انتخاب نگارگری و پیوستن به جرگه‌ی هنرمندان گونه‌ای سنت‌شکنی به‌شمار می‌آمد، از این‌رو با مخالفت‌های سخت روبه‌رو گردید تا جایی که به گفته خودش ورود به مدرسه امری «غیر ممکن» شده بود.

بروز استعداد در خور توجه و پایداری او در رسیدن به هدف، سبب کاهش مخالفت‌ها شد و او سرانجام به‌عالم هنر پیوست. پشتکار، دل‌بستگی و توانایی آشتیانی در فراگیری به اندازه‌ای بود که توانست دوره‌ی پنج ساله‌ی مدرسه را در ۳ سال به‌پایان برد و شاگرد اول مدرسه شود. کمال‌الملک که در آشتیانی افزون بر توانایی هنر، نیک‌اندیشی و راست‌روی را دیده و او را راهرو راستین مکتب خود یافته بود، وی را به معلمی مدرسه برگزید. ظاهرن در همین زمان آشتیانی برآن شد که تحصیلات خود را در رشته‌ی دیگری جز نگارگری ادامه دهد. در نامه‌ای که در این هنگام به استاد خود کمال‌الملک نوشت، از وی اجازه خواست که مدرسه صنایع مستظرفه را رها سازد، اما کمال‌الملک در دیداری که با او داشت، وی را از این‌کار باز داشت. آشتیانی که به استاد خویش به دیده مراد می‌نگریست، ماندن در کنار او را از ادامه تحصیل برتر شمرد و اندکی پس از آن به معاونت مدرسه برگزیده شد.

وی در سال ۱۳۰۷ خورشیدی به ریاست مدرسه انتخاب گردید و در سال‌های مدیریت او آموزش درس‌های تازه‌ای چون مینیاتورسازی، تذهیب، کالبدشناسی، تاریخ هنر، ریاضیات و قواعد مناظر و مرایا به درس‌های مدرسه افزوده گردید و کتاب‌خانه‌ای برای مدرسه بنیاد نهاده شد. مدیریت او در مدرسه‌ی صنایع مستظرفه چندان به درازا نکشید و او در سال 1309 به اروپا سفر کرد. در این سفر که بیشتر به‌قصد بررسی و کسب تجربه انجام گرفت، به درخواست شرکت فیلم‌برداری «اوفا» در آلمان از برخی هنرپیشگان معروف آن شرکت تک‌چهره‌هایی تهیه کرد که بسیار مورد توجه قرار گرفت و به او پیشنهاد استخدام در آن شرکت و ماندن همیشگی در آلمان شد اما آشتیانی نپذیرفت و به ایران باز آمد.

خدمات آشتیانی در مدیریت مدرسه صنایع مستظرفه و استادی دارالفنون و دانش‌سرای عالی و کوشش‌های او در ترویج فرهنگ و هنر سبب گردید که در سال ۱۳۲۵ خورشیدی از سوی شورای عالی فرهنگ به‌او عنوان دکترای افتخاری و نشان درجه اول هنر داده شود.

پس از بازگشت به تهران، در مدرسه‌ی دارالفنون، دانشکده‌ی ادبیات و دانش‌سرای عالی به‌تدریس پرداخت. خدمات آشتیانی در مدیریت مدرسه صنایع مستظرفه و استادی دارالفنون و دانش‌سرای عالی و کوشش‌های او در ترویج فرهنگ و هنر سبب گردید که در سال ۱۳۲۵ خورشیدی از سوی شورای عالی فرهنگ به‌او عنوان دکترای افتخاری و نشان درجه اول هنر داده شود. وی در سال ۱۳۲۶ به استادی دانشکده فنی برگزیده شد. در سال ۱۳۲۸ با آن‌که بیش از ۵۷ سال نداشت، به‌سبب خستگی جسمی و روحی به‌درخواست خود بازنشسته شد، اما کوشش هنری و فرهنگی وی پایان نپذیرفت و عضویت او در شورای عالی فرهنگ و هنرهای زیبا و انجمن ادبی فرهنگستان ادامه یافت.

وی در این دوره در کارگاه شخصی خود به پدیدآوردن آثار تازه پرداخت. تابلوهای تک‌چهره‌ی خود وی، رویای حافظ، قهوه‌خانه‌ی سر راه، نامه‌نویس، بهلول در خواب، پرنده‌های تیرخورده، نوازنده آکوردئون و …  از این آثار بود و تک‌چهره‌ی خود وی، رویای حافظ و قهوه‌خانه‌ی سر راه از برجسته‌ترین آثار وی است. در نگارگری پیرو مکتب کمال‌الملک یعنی طبیعت‌گرا بود و بیشتر آثار خود را مستقیمن از روی طبیعت نقاشی می‌کرد. گرچه بیشتر تابلوهای او رنگ روغن است، اما وی در کار آبرنگ و سیاه‌قلم نیز توانا بود. دقت دید هنری، قدرت طراحی، رنگ‌گذاری متناسب و به‌کار گرفتن ذوق شاعرانه از ویژگی‌های نگارگری اوست.

تاثیر کمال‌الملک بر آشتیانی چنان بود که وی گاه در انتخاب موضوع تابلوها از او پیروی می‌کرد و از دریچه‌ی چشم او به جهان می‌نگریست. همانندی دیدگاه موضوع تابلوهای فال‌گیر و میرزا هادی خوشنویس کمال‌الملک را با تابلوهای قهوه خانه و نامه‌نویس آشتیانی نمی‌توان اتفاقی دانست. شمار تابلوهای آشتیانی به یک‌صد می‌رسد که بخشی از آن‌ها به‌وسیله‌ی خود وی به کتاب‌خانه مجلس شورای ملی واگذار گردیده است و شماری در موزه‌ها و مجموعه‌های خصوصی و نزد خانواده‌ی او نگاه‌داری می‌شود. آثار وی در دوران زندگی و پس از درگذشت او در چندین نمایش‌گاه به تماشا گذاشته شده است. از آن میان می‌توان به‌موارد زیر اشاره کرد: نمایش‌گاه هنرهای زیبای ایران به‌کوشش انجمن روابط فرهنگی ایران و شوروی (۱۶ بهمن ۱۳۲۴ش تا ۱۰ فروردین ۱۳۲۵ ش)، نمایش‌گاه آثار آشتیانی در انجمن ایران و آمریکا (آبان ۱۳۳۳ ش و اسفند ۱۳۴۹ ش)، نمایش‌گاه آثار نقاشان ایرانی در باشگاه مهرگان (آبان ۱۳۳۳ ش) و نمایش‌گاه آثار نقاشان نخبه معاصر ایران در مجلس شورای ملی (اسفند ۱۳۵۱ ش).

آشتیانی با تخلص «شعله» شعر نیز می سرود. دیوان اشعار او به‌چاپ رسیده است و بقیه‌ی آثار او عبارت است از: سفرنامه اروپا، اختراع الفبایی بر مبنای حروف فارسی برای اصلاح خط، حافظ و شرح حال و تاریخ حیات کمال الملک و غیره. واپسین اثر نقاشی او تک‌چهره‌ی همسرش است که ناتمام مانده. آشتیانی در ۱۰ اردیبهشت ۱۳۴۹ ش در تهران در گذشت.

استاد آشتیانی به پاس خدمات بی دریغ خود در عرصه هنر به دریافت درجه دکترای افتخاری و نشان درجه اول هنری نایل آمد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , ,