Saturday, 18 July 2015
23 November 2020
گزارش روز - نگاهی به کارنامه حزب مشارکت از تاسیس تا انحلال

«پاییز احزاب در ایران»

2010 May 04

سام شریف / رادیو کوچه

sam@koochehmail.com

آغاز زندگی این حزب به دوران پس از دوم خرداد 76 برمی‌گردد. در آن دوران دیگر احزابی مثل مجمع روحانیون مبارز نمی‌توانستند پاسخ‌گوی نشاط اجتماعی فراگیری باشند که به دنبال پیروزی اصلاح‌طلبان در انتخابات ریاست جمهوری ایجاد شده بود. احزاب دیگر مثل کارگزاران سازندگی هم عمدتن از افرادی متشکل از دولتی‌های سابق بودند و بدین ترتیب نمی‌توانستند سنخیت چندانی با دولت پیروز داشته باشند. به همین دلیل زمینه برای بروز و ظهور تشکلی جدید فراهم بود تا افرادی که عمدتن از دانشجویان پیرو خط امام بودند گرد هم بیایند و هسته اصلی جبهه مشارکت ایران اسلامی را تشکیل دهند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

از نگاه «جبهه مشارکت ایران اسلامی»، نام این حزب در واقع نماد شاخص‌های اصلی این حزب است.

واژه‌ی «جبهه» نشانه روند شکل‌گیری آن از سوی سه مولفه‌ی گوناگون در مرداد ماه سال ۷۹ است. اما روی‌کرد این «جبهه» تمامن در چهارچوب مفهوم حزب می‌گنجد. هسته اصلی جبهه مشارکت را دانشجویان پیرو خط امام تشکیل داده‌اند. آن‌ها جوانان انقلابی از طبقه متوسط شهری با گرایش چپ اسلامی بودند که «آرمان‌گرایی» و «عمل‌گرایی» وجه مشخصه اصلی‌شان بود.

یک مولفه‌ی دیگر بنیان‌گذاری این جبهه، نواندیشان دینی بودند که قرائت انسان‌گرایانه و مشارکت‌جویانه‌ای از اسلام سیاسی داشتند. شعارهای اصلی جبهه مشارکت که خطوط فکری این مجموعه را نیز مشخص می‌کند عبارتند از «ایران برای همه‌ی ایرانیان» و «معنویت، عدالت، آزادی» که با توجه به شعارهای مطرح شده توسط روشن‌فکران دینی آرمان‌گرا در گذشته مانند دکتر علی شریعتی همان «عرفان، برابری،آزادی» است که از آرمان‌های شیعه سخن می‌گوید.

مولفه سوم سیاست‌مداران و تکنوکرات‌های معتقد به رشد و سربلندی ایران بودند که در دولت هاشمی رفسنجانی به کار دستگاه‌های اجرایی کشور جلب شدند، و به لیبرالیسم و اقتصاد باز معتقد بودند. این سه مولفه در هم‌سویی نانوشته‌ای سازمان‌گر اصلی جنبش دوم خرداد سال ۷۶ بودند.

تعدادی از افرادی که خاتمی را در انتخابات دوم خرداد 76 همراهی کرده و به آرا، اندیشه و اهداف وی اعتقاد داشتند، گرد هم آمده و با برگزاری بیش از 70 نشست مشترک به تدوین مرام‌نامه و اساس‌نامه حزب پرداختند و در آذر ماه سال بعد موفق به اخذ مجوز  برای فعالیت حزب «جبهه مشارکت ایران اسلامی» شدند. از موسسان این حزب می‌توان به «مرتضا حاجی»، «مصطفا تاج زاده»، «محسن امین‌زاده»، «حبیب‌اله بی‌طرف» (وزیر وقت نیرو)، «علی و محمدرضا خاتمی» (برادران رییس جمهوری وقت) «سید محمد صدر»(معاون وقت وزارت خارجه)، «رحمان دادمان» (وزیر وقت راه)، «محمدرضا عارف» (وزیر وقت پست و تلگراف)، «هادی خانیکی»(معاون وقت وزیر علوم)، «عبداله رمضان‌زاده»، «محسن میردامادی»، «عباس عبدی»، «سعید حجاریان» و بسیاری از کسانی که به عنوان معاون وزیر نام آن‌ها برده شد در محافل اصلاح‌طلبان با عنوان وزیر در سایه شناخته می‌شدند و برخی دیگر که به ظاهر سمتی نداشتند دارای نفوذ بسیار بالایی در دولت بودند. صاحبین 20 کرسی استادی دانشگاه‌های سراسر کشور که فاقد هر گونه مسوولیت و پست اجرایی بوده‌اند نیز از جمله موسسان جبهه مشارکت بوده‌اند. همین مساله سبب شد که بسیاری از منتقدان، آن را حزبی دولت ساخته بنامند و آن‌ها را به انحصارطلبی در به دست آوردن منصب‌های حکومتی و قدرت متهم کنند.

موسسان، امیدوار بودند که بتوانند با عمل به آموزه‌های دینی و رعایت معیارهای قانونی، بر اساس موازین شناخته شده اجتماعی و سیاسی، در حد توان، در تحقق سه اصل «آزادی در بیان اندیشه»، «منطق در گفت‌وگو» و «قانون در رفتار اجتماعی»_سه شعار انتخاباتی خاتمی _بکوشند.

ترور و نخستین ضربه

ترور ناموفق «سعید حجاریان» که آن زمان نایب‌رییسی اولین شورای شهر تهران را بر عهده داشت، نخستین ضربه سنگینی بود که به جبهه مشارکت وارد شد. در اسفند 1378 «سعید عسگر» در جلوی شهرداری تهران و هنگام ورود حجاریان به ساختمان شورای شهر او را ترور کرد. سعید عسگر پس از این ترور محاکمه شد و به ۱۵ سال زندان محکوم شد. هم‌دست او که راننده موتورسیکلت حامل سعید عسگر بود به ده سال زندان محکوم شد. سعید عسگر پس از گذشت یک سال از زندان آزاد شد. گرچه پدر سعید عسگر در طی جریان رسیدگی اعلام کرد که آن شب فرزندش تا صبح در خانه بوده است و این امر این ظن را ایجاد کرد که مسوول حادثه غیر از وی باشد و نیرو‌های اطلاعات دست به این کار زده‌اند که با زنده ماندن سعید حجاریان مجبور به پیدا کردن افرادی شده‌اند که مسوولیت ترور را بپذیرند.

سعید عسگر، ضارب سعید حجاریان، به تازگی رییس امور ایثارگران بسیج، واقع در خیابان سمیه تهران شده است. این گزارشی بود که در سایت جرس منتشر شد. سعید حجاریان در جریان حوادث پس از انتخابات به جرم انقلاب مخملی دست‌گیر شد و در اعترافات تلویزیونی از این حزب استعفا کرد. بسیاری از تحلیل‌گران معتقد بودند سعید حجاریان تئوریسین اصلی اصلاحات است و ترور او ضربه‌ای سنگین بر جریان اصلاح‌طلبی و حزب مشارکت در ایران بود.

مجلس ششم در تسخیر مشارکت

حزب مشارکت توانست اکثر کرسی‌های مجلس را در انتخابات مجلس ششم به دست آورد. مجلسی که در تاریخ حیات سیاسی ایران بی‌سابقه بود. در همین مجلس بود که قانون جنجال‌برانگیز اصلاح قانون مطبوعات در دستور کار قرار گرفت و سرانجام با حکم حکومتی رهبر ایران که حواشی زیادی پیدا کرد منتفی شد. به اعتراف خود اصول‌گرایان پرکارترین مجلس مجلس ششم بوده است. در این مجلس که بارها مصوبه‌هایش از سوی شورای نگهبان رد شد و گاه خود این موضوع عامل چالش عمده‌ای میان این دو نهاد می‌شد. تا جایی که برخی از اصلاح‌طلبان رادیکال سخن از رفراندوم قانون اساسی گفتند. هر حال با نزدیک شدن به پایان عمر مجلس ششم، اتفاقی رخ داد که برای چند هفته فضای سیاسی را غبارآلود کرد.

ماجرا از رد صلاحیت تعدادی از نمایندگان مجلس ششم که برای انتخابات بعدی نامزد شده بودند شروع شد. شورای نگهبان بسیاری از اصلاح‌طلبان را به دلیل عدم التزام به اسلام و ولایت فقیه رد صلاحیت کرد تا اعتراضات گسترده‌ای در نمایندگان مجلس ششم را موجب شود. بسیاری از نمایندگان در مجلس تحصن کردند. بحران سیاسی به اوج خود رسیده بود و بسیاری از استانداران دولت خاتمی شورای نگهبان را تهدید به عدم برگزاری انتخابات کردند. چالش از آن‌جایی عمیق‌تر می‌شد که اصلاح طلبان معتقد بودند که شورای نگهبان فراتر از قانون اساسی عمل کرده و حتا به نامه رهبری هم در مورد رد صلاحیت‌ها وقعی ننهاده است. به هر روی پا در‌میانی سید محمد خاتمی رییس جمهوری وقت‌، تحصن نمایندگان را بی‌نتیجه گذاشت و دولت انتخابات مجلس هفتم را علی‌رغم رد صلاحیت گسترده اصلاح‌طلبان‌، برگزار کرد. عده‌ای از حامیان خاتمی از این سازش دل‌خور شده و سخن از «عبور از خاتمی» سر دادند.

از سکوت تا انحلال

حزب مشارکت پس از شکست در انتخابات مجلس هفتم و پس از آن عدم موفقیت نامزدشان، «مصطفا معین»، در انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری، سیاست سکوت را در پیش گرفت تا به بازسازی توان خود بپردازد. این تشکل که قبل از انتخابات نهم ریاست جمهوری به «حزب» تغییر نام داده بود در این مدت تغییرات سازمانی را نیز در خود شاهد بود و دبیرکلی این حزب از محمدرضا خاتمی به «محسن میردامادی» از  اعضای هسته مرکزی دانشجویان پیرو خط امام واگذار شد. حزب مشارکت قصد داشت در این مدت با رصد کردن فعالیت‌های دولت نهم و مجلس هفتم، باب انتقاد از دولت و مجلس را بگشاید. بعد از به قدرت رسیدن محمود احمدی‌نژاد عرصه برای احزاب اصلاح‌طلب به ویژه مشارکت تنگ‌تر شد.

عده‌ای از تحلیل‌گران محمود احمدی‌نژاد را فرزند جناح رادیکالی در درون حکومت ایران می‌دانند. جریانی که در شورای نگهبان به رهبری «علی جنتی‌«، هم فاصله خود را با علی خامنه‌ای حفظ کرده است و در پشت پرده از سوی آیت‌اله «مصباح یزدی» هدایت می‌شوند. محمود احمدی‌نژاد با به قدرت رسیدن عرصه را هر چه بیشتر بر اصلاح‌طلبان تنگ کرده بود. البته اصلاح‌طلبان و مشارکت این مسئله را به خوبی می‌دانستند. حزب مشارکت و بسیاری از احزاب اصلاح‌طلب در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری برای به قدرت نرسیدن احمدی‌نژاد در برابر هاشمی رفسنجانی‌، از هاشمی حمایت کرده بودند. هاشمی که زمانی از سوی اصلاح‌طلبان رادیکال مانند «اکبر گنجی» به «عالی‌جناب سرخ‌پوش» لقب گرفته بود و جار و جنجال اصلاح‌طلبان برای انتخابات مجلس ششم او را به انصراف از نمایندگی واداشت، برای اصلاح‌طلبان تنها گزینه برای مبارزه با محمود احمدی‌نژاد بود.

در همین دوره بود که هاشمی به طور رسمی وارد جریان اصلاح طلبی در ایران شد. اما محمود احمدی‌نژاد با اعمال فشار هر چه بیشتر مشارکت و اصلاح‌طلبان را به حاشیه رانده بود. سر انجام در دوره چهار ساله ریاست جمهوری احمدی نژاد‌، مشارکت سکوت کرد و به بازسازی توان خود پرداخت تا در انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری موقعیت رقابت پیدا کند.

رو به انحلال

انتخابات دهم ریاست جمهوری و حوادث پس از آن مقدمه‌ای برای درخواست انحلال این حزب از سوی کمیسیون ماده 10 احزاب شد. دست‌گیری تعدادی از اعضای رده بالای حزب مشارکت به اتهام دست داشتن در اغتشاشات پس از انتخابات موجب شد تا حزب مشارکت از شدت فعالیت‌هایش بکاهد. همین ضعف در فعالیت‌ها و اتهاماتی که به حزب وارد شد، زمینه‌ای را فراهم کرد تا اصول‌گرایانی که در سال‌های گذشته فعالیت‌های حزب مشارکت را بر هم زننده فضای سیاسی کشور تصور می‌کردند، علیه این حزب و سرانش شکایت کنند و بدین ترتیب جبهه مشارکت که روزی در اوج معادلات سیاسی ایران قرار داشت، انحلال را به خود ببیند.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , ,