Saturday, 18 July 2015
24 November 2020
به بهانه سال‌روز درگذشت «بهرام چوبين»

«سردار فاتح اولین جنگ ایران و ترکان»

2010 May 05

محبوبه / رادیو کوچه

mahboobeh@koochehmail.com

امروز پنجم می و پانزدهم اردیبهشت مصادف با سال‌روز در‌گذشت «بهرام مهران» یا «بهرام چوبین» است. او به علت بلندی قد و عضلانی بودن اندام، به چوبین (مانند چوب) معروف شده بود. مولف «تاریخ نوابغ نظامی» که کتابی به زبان انگلیسی است، روز درگذشت سپهبد «بهرام چوبین» ژنرال معروف و نابغه نظامی قرن ششم میلادی ایران را پنجم ماه می سال 592 میلادی ذکر کرده است. وی در «ری» به دنیا آمده بود در خراسان خاوری درگذشت.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

«بهرام مهران»، «بهرام چوبین»،  «وهرام چوبین» یا «بهرام ششم» پسر «بهرام گشنسپ» از خاندان مهران، یکی از هفت خاندان ممتاز ساسانی بود. بهرام در ری به‌دنیا آمد.

بهرام چوبین نخستین فرماندهی بود که با بهره‌گیری از نفت خام و اندی ابزار ساده، نخستین گروه آتش‌بار را در تاریخ جنگ‌آوری جهان پایه‌گزاری کرد. بهرام که در پی بلندبالایی و تنومندی‌اش «چوبین»  یعنی هم‌چون چوب نام گرفته بود، در زمانی که از سوی شاهنشاه ایران فرمان‌دار استان شمال باختری بود (از ری تا مرز شمالی گرجستان و داغستان کنونی، دربرگیرنده ارمنستان، آذرآبادگان و کردستان یعنی یک چهارم همه ایران لازم به توضیح است که  در آن زمان، ایران به چهار استان بزرگ بخش می‌شد)، هنگام بازدید از جای‌گاه بیرون زدن نفت خام از زمین در سرزمین بادکوبه (باکو) در کرانه نیم‌روز باختری دریای مازندران و آگاهی از آتش‌زا بودن این ماده، بر آن شد تا از آن گونه‌ای جنگ افزار ‌بسازد و این کار را به مهندسان ارتش واگذار کرد. آن‌ها نیز در زمانی کوتاه‌تر از یک سال، پیکانی ساختند که با موشک‌های امروزی همانندی داشت.

تنگه بهرام

در سال ۵۸۸-۵۸۹ میلادی، در آخرین سال سلطنت «هرمز چهارم»، لشکریان خاقانات غربی ترک و خزر به آران و ارمنستان حمله ور شدند.در همین زمان در شرق نیز «شابه شاه» به ایران حمله کرد و سپاه هفتاد هزار نفری ایران که در مرز به نگهبانی می‌پرداخت، مغلوب ترکان شد.

بهرام در آن هنگام مرزبان ارمنستان و آذربایجان بود. هرمز چهارم بهرام را برای مقابله به سوی ترکان گسیل داشت.

این جنگ به نام نخستین جنگ «ایران و ترکان» شناخته شده‌است. بهرام دوازده هزار تن از سوارکاران را برگزید که سن هیچ یک از آن‌ها کمتر از چهل سال نبود. این در حالی بود که سپاه پادشاه ترکان، سی‌صد هزار تن ذکر شده‌ است. گمان می‌رود که بهرام از این روی این رقم سپاهی را انتخاب کرده‌ است که عدد دوازده در نزد ایرانیان مقدس بوده است.

بهرام که سرداری دلیر بود با سپاهی اندک اما زبده، سپاه خاقان را در مرزهای شرقی به شدت شکست داد حتا شابه شاه یا (ساوه شاه) را کشت و علاوه بر غنایم سرشار و باور نکردنی‌ای که به دست آورد، ترکان را به پرداخت باج نیز ملزم کرد. این جنگ تنها یک روز به درازا کشید که از شگفتی‌های تاریخ است.

هرمز چهارم بعد از شکست ترک‌ها از فتح بهرام نگران شد و او را بلافاصله به جنگ بیزانس، در ارمنستان و نواحی جنوب قفقاز فرستاد. بهرام که فرماندهی کل نیروی ایران در مقابل بیزانس را داشت از قوای بیزانس شکست سختی خورد.

هرمز که می‌خواست غرور وی را بشکند و از این شکست قلبن خشنود بود با ارسال لباس زنانه، به سردار شکست خورده او را بطور اهانت‌آمیزی از فرماندهی سپاه، عزل کرد اما بهرام موفق شد، سپاه تحت فرمان خود را نیز در اهانتی که از طرف هرمز در حق وی شده بود، شریک و هم‌درد سازد. بدین‌گونه آن‌ها را نیز با خود، بر ضد هرمز هم‌داستان ساخت و با موافقت و تشویق آن‌ها، برعلیه هرمز شورش کرد.

غیر از طغیان سپاه بهرام، دسته‌هایی از یک سپاه دیگر هم از نیروهای بیزانس شکست خورده بودند و از خشم و تنبیه شاه می‌ترسیدند و آن‌ها هم در اظهار طغیان با بهرام هماهنگ شدند.

نمایی دیگر از تنگه بهرام

به روایت «طبری» بهرام در ایجاد نفاق و سوءظن بین هرمز چهارم و پسر وی «خسرو پرویز» دست داشت و خسرو در این هنگام از ترس پدر به آذربایجان گریخته بود.

از طرف دیگر در خود تیسفون، «گستهم»، دایی خسرو پرویز موفق شد، برادر خود «وندوی» را که بر اثر سوظن هرمز، به زندان افتاده بود، از زندان بیرون بیاورد و رهبری شورشی را بر عهده گرفتند که در نهایت شورشیان پایتخت، توانستند هرمز را خلع کرده و پسر وی خسرو پرویز را پادشاه کنند. خسرو شتابان از آذربایجان به پایتخت آمد و در سال ۵۹۰ میلادی، تاج بر سر نهاد.

بهرام چوبین حاضر نشد که به‌فرمان پادشاه جدید در‌آید زیرا خود سودای پادشاهی داشت. دودمان وی مدعی بودند که از نسل «ملوک اشکانی» هستند بهرام بر این امر تکیه کرده خود را پادشاه نامید. از آن‌جا که سپاه او نیرومند بود، خسرو رو به هزیمت گذاشت. بهرام فاتحانه به پایتخت آمد و بانام «بهرام‌ششم»‌ به دست خود تاج بر سرگذاشت و به‌نام خود سکه زد. در این اثنا خسرو از سرحد ایران گذشته به امپراتور بیزانس «موریکیوس» پناه برد.

یک‌سال پادشاهی بهرام توام با یک سلسله شورش و فتنه بود. وندوی دایی خسرو که دست‌گیر و زندانی شده بود، به‌ کمک چند تن از بزرگان رهایی یافت و پیش‌رو مخالفان بهرام شد. وندوی به آذربایجان گریخت و با برادر خود گستهم به‌یاری خسرو پرویز برخواستند.

خسرو هم‌راه با سپاهی که امپراتور «موریکیوس» در اختیارش گذاشته بود به ایران برگشته و با سپاه بهرام در حوالی آذربایجان جنگ کرد و بهرام بعد از شکست، رو به هزیمت نهاد.

در سال ۵۹۱ میلادی بهرام چوبین بعد از شکست در نبرد نهایی با خسرو و سپاهیانش، هم‌راه با باقی‌مانده سپاهش به سوی ترکان رفت و با مهربانی تمام از سوی خان ترک پذیرفته شد. در مآخذ پارسی از این خان ترک نامی برده نشده‌است. گمان می‌رود این خان «دولان خان»، فرمان‌روای خاقانات شرقی ترک باشد که با خاقانات غربی ترک جنگ داشتند و شاید به همین سبب بهرام را پناه داد.

اما خسرو با هدایایی که برای خاتون همسر خان ترک فرستاد، موجبات کشته شدن بهرام را فراهم کرد. خاقان ترک که از مرگ بهرام، غمگین شده بود، و از «گردیه» خواهر و همسر بهرام چوبین، خواست که به همسری برادر خاقان، درآید. اما خواهر بهرام پیشنهاد خاقان را نپذیرفت و همه سپاهیانی را که همراه برادرش به دیار ترکان آمده بودند، از دیار ترکان بیرون آورده و به ایران بازگرداند.

داستان بهرام چوبین در کتابی به عنوان بهرام چوبین در عهد باستان وجود داشته‌است که متاسفانه برجای نمانده‌ است. مورخان ایرانی چون «طبری»، «دینوری»، «بلعمی»، و «فردوسی» نیز مطالبی از این داستان را به رشته تحریر کشیده‌اند. به نوشته بسیاری از تاریخ نگاران، سامانیان که باعث احیای زبان فارسی و فرهنگ ایرانی شدند از نسل بهرام چوبین هستند.

سرگذشت پر حادثه بهرام چوبین در اذهان ایرانیان تاثیری قوی گذاشته‌ است و سبب به‌وجود آمدن  افسانه شیرینی به‌زبان پهلوی شده‌ است که مطالب آن را مورخان عرب و ایران خاصه فردوسی در کتب خویش آورده‌اند. مولف گم‌نام این روایت توانسته‌ است سرگذشت آن سردار بزرگ ناکام را با بیانی کافی، مجسم و محسوس کند. بنابر قول او بهرام چوبین نه تنها در لشکرستانی از قهرمانان مشهور به‌شمار می‌آمده، بلکه در خصال مردانه و اطوار شایسته دارای مقامی عالی بوده‌است.

تنگه بهرام چوبین یکی از مهم‌ترین دره‌های کم‌عرض و بسیار مرتفع و استراتژیک در ضلع غربی مسیر جاده دره شهر «پل‌دختر» است.

این تنگه که آن را شکارگاه بهرام هم می‌گویند، دارای آثار ارزنده فراوان در قسمت ورودی، پیشانی و ارتفاعات است. این مجموعه آثار ارزنده یک قلعه به جای مانده از دوران ساسانی است که از سنگ و گچ ساخته شده و به ارتفاعات جنگلی کبیرکوه در عمق تنگه و مناطق سخت‌گذر آن ختم می‌شود. تنگه بهرام از شاه‌کارهای طبیعی و تاریخی است که همواره مورد بازدید علاقه‌مندان به تاریخ، طبیعت و کوه نوردان قرار می‌گیرد. این تنگه در ایام بهار ایران‌گردان و علاقه‌مندان به آثار تاریخی و طبیعی را به سوی خود جذب می‌کند.

منبع‌ها:

ویکی‌پدیا

دانستنی‌های تاریخ

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,