Saturday, 18 July 2015
01 December 2020
گفت‌و‌گوی روز

«راه قاچاق، کابوس یا واقعیت»

2010 May 06

شکوفه / دفتر ترکیه / رادیو کوچه

shokufeh@koochehmail.com

«می‌دیدم که اسب‌ها و خیلی از سومالی‌ها و پاکستانی‌ها از سراشیبی غلت می‌خوردند. گرد و خاکی به پا شده بود، باران شدید می‌بارید، زمین لیز بود، همه مثل سر‌سره به صورت  نشسته روی زمین به پایین می‌رفتند‌، روی خاک‌ها ‌سر می‌خوردند‌،  فقط  برای این‌که جانشان را  از دست پلیس‌ها نجات بدهند. تقریبن تیراندازی تا پنج دقیقه ادامه داشت.»

گاهی محدودیت‌های سیاسی، فشار به اقلیت‌های مذهبی، فعالان مدنی، و حتا نداشتن کارت پایان خدمت سربازی، افراد را به این فکر می‌اندازد که برای خروج از کشور، از طریق قاچاق اقدام کنند.

گذر از کوه‌ها و اقامت در روستاهای کوچک، با وجود وسایل نقل و انتقالی مثل قاطر، اسب، و یا وانت‌بار کار ساده‌ای نیست. استرس شرایط محیطی از یک طرف و ترس تیر خوردن از پلیس‌های مرز از طرف دیگر، لحظه‌های سختی را برای مسافران راه قاچاق ایجاد می‌کند.

می‌شنویم از یک جوان بیست‌ساله که در نوزده سالگی‌اش، این اتفاقات را به عینه تجربه کرده است.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , 

۲ Comments


  1. پیمان
    1

    خیلی جالب و ماهرانه و موثر و آموزنده تهیه شده بود.ممنون