Saturday, 18 July 2015
02 December 2020
مرتضا نبوی:

«بین اصولگرایان تفرقه است و آن‌ها بریده‌اند»

2010 May 07

رادیو کوچه

یک عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران می‌گوید که «چهره‌های معدودی الان در صحنه هستند و از مواضع مقام معظم رهبری دفاع می‌کنند اما بسیاری از اصولگرایان بریده‌اند»

مرتضا نبوی در گفت‌گو با پایگاه اطلاع رسانی جوان وابسته به سپاه پاسداران با اشاره به شکاف ایجاد شده در میان اصولگرایان تصریح کرد: «آن ثباتی که باید در مسوولان ما باشد و همه یک جور فکر کنند و در برخوردها منسجم باشند، ‌‌وجود ندارد و حتا در بین نخبگان اصولگرا هم تفرقه و تشتت آرا دیده می‌شود و از ثبات فکری برخوردار نیستند و بعضی از دوستان نزدیکمان با صراحت می‌گویند ما بریده‌ایم! و در صحنه مقابله، ‌‌شما اینها را مشاهده نمی‌کنید. ‌‌چهره‌های معدودی الان در صحنه هستند و از مواضع مقام معظم رهبری دفاع می‌کنند»

وی با مقایسه «جنبش سبز» و «جبهه حاکم» گفت: «آقای رفسنجانی هم آدرسی داد که اگر نظام، سپاه و بسیج دارد، ‌‌آن طرف هم دانشجو، نخبه، کارگران و اصناف مختلف را دارد. ‌‌اگر در ادبیات براندازی نرم نگاه کنید، ‌‌این اقشار جزو اهداف و مخاطب اینها هستند و به طور مفصل از فضای مجازی، ‌‌اینترنت، ‌‌شبکه‌های ماهواره‌ای، ‌‌تلفن همراه، ‌‌ایمیل‌ها و وبلاگ‌ها استفاده می‌کنند، ‌‌تجربه‌هایی هم داشته‌اند.»

به گفته‌ی آقای نبوی، مرکز این «جنبش ضد فرهنگ» دانشگاه است و «امروز اساتید تندتر از دانشجویان دارند مردم را برای نافرمانی تحریک می‌کنند.»

این عضو مجمع تشخیص مصلحت در ادامه می‌افزاید: «‌‌خیلی از دانشگاه‌ها مرکز این جنبش نافرمانی مدنی و مرکز این جنبش ضدفرهنگی است و اینها تحت تاثیر همین علوم انسانی هستند که در آنها خدا مرده است. ‌‌اینها در کتاب‌های علوم سیاسی‌شان به صراحت می‌گویند «خدا مرده است، ‌‌در صحنه سیاست حضور ندارد و انسان، محور است»

به گفته‌ی آقای نبوی، مرکز «جنبش ضد فرهنگ» دانشگاه است و «امروز اساتید تندتر از دانشجویان دارند مردم را برای نافرمانی تحریک می‌کنند.»

این عضو اصولگرای مجمع هم‌چنین یادآور شد: «برخی از جوانانی که در جمهوری اسلامی تربیت شده‌اند. ‌‌ناگهان چشم باز کردیم و دیدیم سرباز همین جنبش ضدفرهنگی هستند. ‌‌همین‌ها حاضرند همه گونه خطر و ریسک را بپذیرند و در شرایط بسیار پرخطری به میدان بیایند و کاملن هم مشخص است که اینها جنبش‌های ضدفرهنگ هستند»

آقای نبوی در بخش دیگری از سخنان خود در پاسخ به این سوال که «برای جلوگیری از پیش‌زمینه‌های وقوع برنامه نافرمانی مدنی چه باید کرد؟» اظهار داشت: « ‌نسل جوان ما خیلی توانمندتر از ما این مسایل را حس می‌کنند و توانمندی‌های لازم را هم را دارند. ‌‌ماها دیگر نه حال و حوصله و نه توانش را داریم که در فضای سایبر و وب سایت و این حرف‌ها برویم ‌و مقابله کنیم. ‌‌فکر می‌کنم هنر ما این باشد که زمینه را باز و استقبال کنیم و نسل جوان را در این صحنه بیاوریم.»

مرتضا نبوی در پایان خاطرنشان کرد: «اگر ما بتوانیم با خون دل خوردن و سرمایه‌گذاری کردن، ‌‌از این میدان مبارزه، ‌‌پیروز بیرون بیاییم، ‌‌می‌توانیم بگوییم که ان‌شااله مدرنیته را با تمام ظرفیت‌های نظامی، ‌‌اقتصادی و رسانه‌ای آن به خاک خواهیم سپرد.»

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , 

۱ Comment


  1. مزدک
    1

    آقای مرتضی نبوی بیسواد، دیکتاتوری و حقه بازی سیاسی مشکل است نه دانشگاه، نه استادان، نه دانشجویان و نه علوم انسانی. حکومتی که امثال شما را در مقام تشخیص مصلحتش بگذارد اینده ای بهتر از این نخواهد داشت. شما را به سمت یکی از روزنامه های پر خرج با بودجه دولت گذارده اند و حداقل تاریخ را نمی خوانید و این مزخرفات را میگویید.به موارد زیر که در زمان حیات شما نیز اتفاق افتاده توجه کنید:
    ۱- دانشگاها همواره مرکز جنبش های مدنی و غیر مدنی بوده اند وخواهد بود.
    ۲- در انقلاب ۱۳۵۷ دانشجویان بازوی اجرایی ان انقلاب بودند.
    ۳- اساتید نیز همواره حدود حقوق مردم رابه دانشجویان اموخته اند. و اگرامروز اساتید تندتر از دانشجویان دارند مردم را برای نافرمانی تحریک می‌کنند بخاطر این است که خفقان فرهنگی به حد اعلا رسیده.
    ۴- علوم انسانی همواره در تاریخ در کنار علوم دیگر بوده و خواهد بود. به تارخ خودمان (نه اعراب) بنگرید. در اثار همه خیام،سعدی، حافظ، مولوی وابن سینا،خوارزمی، رازی، بیرونی و…همگام بار دیگر نوشته ها علوم انسانی همرا بوده است. ایا میخواهید تاریخ ما رانیز دوباره بنویسید؟
    ۵- میفرمایید که:”.. دانشگا اینها تحت تاثیر همین علوم انسانی هستند که در آنها خدا مرده است. ‌‌اینها در کتاب‌های علوم سیاسی‌شان به صراحت می‌گویند «خدا مرده است، ‌‌در صحنه سیاست حضور ندارد و انسان، محوراست”
    اقای نبوی تاریخ را بخوانید چندین جا در کتابهای نویسندگان خارجی نوشته شده که اقای روحانی مجتهد”سید جمال الدین اسد ابادی” که بت بسیاری از روحانیون است در مصر از یکی از گرد هم ایی های نخبکان فراماسیون به خاطر رد وجود خدا اخراج گردید. هرچند تاریخ (و بنده) ایشان را یکی از نخبگان بزرگ تاریخ و ضد استعمار قبول دارد
    اقای نبوی اینها باهم پیوسته در تاریخ بوده و هیچ مشکلی در علوم انسانی نیست .
    اگر شما سر خود را از اخور پولی سهمیه ان “شعار نامه رسالت” در اورید و مقداری تاریخ بخوانید میبینید دیکتاتوری و حقه بازی سیاسی مشکل است نه دانشگاه، نه استادان، نه دانشجویان و نه علوم انسانی.
    با سپاس مزدک.