Saturday, 18 July 2015
25 November 2020
گفت‌وگوی روز

«افکار عمومی در مقابل اعدام‌ها، سکوت نخواهد کرد»

2010 May 10

حسام میثاقی/ دفتر ترکیه / رادیو کوچه

hesam@koochehmail.com

«اما امروز که قرار است زندگی را از من بگیرند با عشق به هم‌نوعانم تصمیم گرفته‌ام اعضای بدنم را به بیمارانی که مرگ من می‌تواند به آن‌ها زندگی ببخشد، هدیه کنم … بگذارید قلبم در سینه کسی بتپد، مهم نیست با چه زبانی صحبت کند یا رنگ پوستش چه باشد فقط کودک کارگری باشد تا زبری دستان پینه بسته پدرش، شراره طغیانی دوباره در برابر نابرابری‌ها را در قلبم زنده نگه دارد.»

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

این جملات از یکی از نامه‌های «فرزاد کمانگر» انتخاب شده بودند. فرزاد کمانگر، معلم کرد به هم‌راه چهارتن دیگر، صبح یکشنبه، ۱۹ اردیبهشت‌ماه ۸۹ در زندان اوین اعدام شدند. خبرگزاری نیمه‌دولتی فارس به نقل از دادسرای عمومی و انقلاب تهران اعلام کرد که این افراد، بامداد روز یکشنبه، اعدام شده‌اند.

در اولین تماسی که با آقای خلیل بهرامیان که وکالت سه تن از اعدام‌شدگان را در اختیار دارد، گرفتیم، او اظهار کرد که هیچ اطلاعی از این اعدام‌ها ندارد. پس از گذشت چند ساعت، درباره پی‌گیری‌هایش  و مراجعه به دادستانی با او گفت‌وگو کردیم. «خلیل بهرامیان»، وکالت فرزاد کمانگر، شیرین علم هولی و مهدی اسلامیان را بر عهده داشت.

به بنده جواب مثبتی ندادند. همه اظهار می‌کردند که پرونده در اختیار ما نیست. من به چندجا مراجعه کردم و همه همین جواب را دادند و گفتند ما خبر نداریم. در نهایت به دیوان عالی کشور رفتم تا ببینم بر اساس درخواستی که در سال ۸۷، برای تجدید نظرخواهی نسبت به دادنامه صادره، از طریق اجرای ماده ۱۸ قانون تشکیل دادگاه‌های عمومی و انقلاب ارایه دادم، به کجا رسیده که مشاهده کردم پرونده برای رسیدگی، از دادستانی تهران به دادستانی کل کشور ارسال نشده و در دادستانی تهران حبس شده است.

حدود ساعت یک و نیم بعدازظهر روز یکشنبه، مسوول دادستانی کل کشور در تهران بعد از مراجعه به کامپیوتر اعلام کرد که پرونده موجود نیست. بنابراین، بدون طی کردن سیر قانونی، حکم اعدام به دستور دادستان تهران اجرا شد و البته آقای مرتضوی نیز پرونده را به مرجع درخواست‌کننده یعنی دادستانی کل کشور، ارسال نکرده بود.

سیستم قضایی ایران همین است. یک دادگاه بدوی تشکیل می‌شود که البته طبق قانون اساسی، پرونده‌های سیاسی و مطبوعاتی، باید در دادگاه علنی و با حضور هیئت منصفه رسیدگی شود. چنین کاری انجام نشد و تنها یک قاضی تصمیم‌گیرنده بود که در مورد فرزاد کمانگر، وی پس از محاکمه در دادگاهی بین شش تا ۱۰ دقیقه به اعدام محکوم شد.

بعدن، زمانی که این حکم صادر شد به دادگاه تجدیدنظر ارسال می‌شود. در مورد این پرونده دیوان عالی کشور حکم را تایید کرد. طبق ماده ۱۸ قانون تشکیل دادگاه‌های عمومی و انقلاب، اگر حکم صادره مغایر بینات شرعی و قانونی باشد، دادگاه و هیئت تشخیص حکم را نقض کرده و مجددن حکم صادر می‌شود. من نیز درخواست دوم تجدیدنظر که قانونی هم بود را ارسال کرده بودم، بنابراین حق نداشتند که حکم اعدام را اجرا کنند.

با توجه به پاسخی که از دادستانی کل کشور گرفتم، می‌فهمیم که پرونده سیر قانونی خود را طی نکرده و متاسفانه حکم اعدام اجرا شده است. بین کسانی که اعدام شدند، وکیل سه نفر بودم، فرزاد کمانگر، شیرین علم هولی و مهدی اسلامیان. وقتی حکم اعدام شیرین علو هولی صادر شد، او وکیل دیگری به نام آقای «شامی» داشت.

در مرحله تجدیدنظر، در حالی که آقای شامی نیز لایحه تجدیدنظرخواهی را فرستاده بودند، وکالت را بر عهده گرفتم. گفتند پرونده در مرحله تجدیدنظر است و وکیل نیز لایحه را ارایه کرده بنابراین فقط دوبار با خانم علم هولی، در زندان اوین ملاقات کردم.

در مورد مهدی اسلامیان نیز، وکیلش بنده بودم و ایشان در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به اعدام محکوم شد. تقاضی تجدیدنظر کردم و دادگاه تجدیدنظر حکم اعدام را تایید کرد. این حکم درحالی صادر شد که موکلم هیچ دخالتی در جریان حسینیه شیراز نداشت و متاسفانه حکمش اجرا شد.

آیا فعالان سیاسی و مدنی در برابر این اعدام‌ها سکوت خواهند کرد؟ «رحمان جوان‌مردی»، خبرنگار کرد در این‌باره می‌گوید:

مسلمن باید اعتراض کرد. من بیشتر در جریان اعتراض‌ها در خارج از کشور هستم و تا این لحظه صحبت از برگزاری آکسیون‌های سراسری در روزهای آینده بوده است. در کردستان عراق و سلیمانیه، روز یکشنبه آکسیون برگزار شده و روز سه‌شنبه نیز آکسیون دیگری قرار است برگزار شود.

در هلند، روز دوشنبه از ساعت ۳ تا ۵ روبه‌روی سفارت ایران اعتراض خود را به کشتار و اعدام دسته‌جمعی اعلام خواهیم کرد. تلاش‌های دیگری نیز در جریان است. از جامعه بین‌المللی، فعالان حقوق بشر، سیاست‌مداران و تمامی انسان‌ها بخواهیم که این اعدام‌ها را محکوم کنند و هم‌راه مردم ایران، صدای اعتراض خود را بلند کنند.

این موضوع نیز از طرق مختلف درحال پی‌گیری است. آن‌طور که تا این لحظه اخبار را دنبال کرده‌ام، در آلمان هم روز یکشنبه ساعت پنج اعتراضی انجام شده است. از افراد مختلف شنیده‌ام که حتا اگر کسی در شهرهای دورافتاده زندگی می‌کند، اعتراض خود را به نشانه هم‌بستگی با خانواده‌های اعدام‌شدگان با روشن‌کردن پنج شمع، نشان می‌دهد.

آیا در ایران نیز برنامه‌ای برای اعتراض هست؟

آن‌طور که در اخبار آمده، خانواده اعدام‌شدگان روز دوشنبه در مقابل دانشگاه تهران تجمع خواهند کرد. در کردستان جو متشنجی وجود دارد ولی تا به‌حال اطلاعی ندارم که آیا اعتصاب عمومی که برای آن فراخوان داده شد، اجرایی شده است یا خیر. بعید نمی‌دانم که فراخوان عمومی برای اعتصاب در کردستان پاسخ مثبت بگیرد. همان‌‌طور که می‌دانید پتانسیل این موضوع در کردستان وجود دارد. در جریان شوانه سیدقادر اعتصاب‌های سراسری را شاهد بودیم، همین‌طور در رابطه با اعدام‌ها اعتصاب‌های زیادی صورت گرفت.

در حال حاضر این موضوع فقط برای کردستان نیست. اعدام‌ها شامل همه ایران می‌شود و فکر می‌کنم در داخل ایران، باید منتظر اعتراض باشیم و جمهوری اسلامی پاسخ خود را خواهد گرفت. در خبرها بود که فضای کردستان به شدت امنیتی است و از سوی دیگر تلفن‌های زندان اوین را قطع کرده‌اند. منتظر این هستم که اعتراض‌هایی صورت بگیرد.

«سامان رسول‌پور»، دیگر روزنامه‌نگاری است که در این‌باره می‌گوید:

پرونده این افراد، طی روندی طولانی مورد بررسی قرار گرفت. حاکمیت به دلیل اعتراض‌های گسترده‌ای که در کردستان و ایران صورت می‌گرفت و هم‌چنین اعتراض سازمان‌های مدافع حقوق بشر تا امروز، اعدام‌های سیاسی به غیر از مورد «احسان فتاحیان» و «فسیح یاسمنی»، مدت‌ها بود که متوقف شده بود.

این فرض همیشه وجود داشت که تحت شرایط خاصی، اعدام‌های سیاسی در کردستان آغاز شود. امروز که دادسرای عمومی و انقلاب این خبر را منتشر کرد، همه شوکه شدند. انگیره حاکمیت از اعدام این افراد می‌تواند مهم باشد اما قطعن حاکمیت پیامدهایی که این‌ اعدام‌ها می‌تواند داشته باشد را به‌طور دقیق مورد محاسبه قرار نداده است. در مورد پرونده فرزاد کمانگر و سایر اعدام‌شدگان، حساسیت زیادی وجود داشت. افکار عمومی، حداقل در کردستان، واکنش صریحی نشان خواهند داد.

قبل از این‌که حکم اعدام کمانگر تایید شود نیز، در شهرهای مختلف از جمله سنندج، مهاباد و کامیاران اعتراض‌هایی صورت گرفته بود. تقریبن هیچ خانواده‌ای یافت نمی‌شود که فرزاد کمانگر را نشناسد و نامه‌های او را نخوانده باشد. با هر انگیزه‌ای که این اعدام‌ها صورت گرفته باشد، افکار عمومی اعتراض خود را به هر شکلی که مقدور باشد نشان خواهند داد.

منظور شما این است که حاکمیت قصد سرکوب اعتراض‌های مردمی و ایجاد ترس را داشته اما ممکن است این روی‌کرد نتیجه عکس داشته باشد.

فکر می‌کنم همین‌طور خواهد بود. دستاورد‌های اعدام این افراد برای حاکمیت، به اندازه‌ هزینه‌های تحمیلی نخواهد بود. همین الان شاهد هستیم که ایرانیان تمام نقاط دنیا، برای اعتراض در حال برنامه‌ریزی هستند. حاکمیت هرگاه از خط قرمزها عبور و موضوع‌های مهم برای افکار عمومی مردم کردستان را نقض کرده، همیشه شهروندان کرد واکنش نشان داده‌اند. موارد بسیاری را در سال‌های اخیر می‌توان در این مورد ذکر کرد.

در سال ۸۴، نیروهای امنیتی یک جوان کرد را در مهاباد به قتل رساندند و حدود دو هفته شاهد اعتراض‌های بسیار گسترده‌ در شهرهای غربی و کردستان ایران بودیم. مسلمن حاکمیت همه ابعاد حرکت خود را نسنجیده و این‌بار نیز برآورد صحیحی انجام نداده‌اند.

یکی از اهداف موردنظر حاکمیت می‌تواند ایجاد فضای رعب و وحشت باشد و از سوی دیگر این پیام را هم‌راه دارد که دور جدیدی از اعدام‌های سیاسی دسته‌جمعی آغاز شده که باید به طور دقیق، مورد تحلیل و واکاوی قرار گیرد. اما همان‌گونه که ذکر کردم، بحث پیامدها از انگیزه‌ها مهم‌تر است و باید دید، این اقدام حاکمیت چه پیامدهایی را به دنبال خواهد داشت.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , ,