Saturday, 18 July 2015
23 November 2020
سعدی‌نامه

«حکایت هم‌چنان باقی»

2010 May 11

حمید جعفری / رادیو کوچه

سعدی سه اثر بزرگ دارد: گلستان، بوستان و غزلیات. او در «گلستان» اوضاع روزگارش را، چنان که بوده، نقد می‌کند. در «بوستان» سخن از آرمان‌شهر می‌گوید. اما غزل‌های او در خدمت آرمان‌شهر اوست. در آن آرمان‌شهر، قرار است همه‌چیز به‌سامان و در جای خود باشد و از غم و ظلم نشانی نبینیم. در آرمان‌شهر سعدی اگر غمی هست، غم عشق است؛ اگر رنجی هم هست، رنج شب هجران است. در تصویری هم که از این مدینه فاضله می‌دهد، جنگی وجود ندارد. پس شگفت نیست که در آن روزگار آشوب، سرخوشانه می‌گوید «درخت غنچه برآورد و بلبلان مست‌اند» سعدی چنین آرمان‌شهری را بر اساس ایرانیت بنا می‌کند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

آن چه بازگو شد بخشی از سخنان دکتر «اصغر دادبه» استاد دانشگاه رشته فلسفه بود عنوان آن  «حکایت هم‌چنان باقی» نام داشت.

دکتر دادبه  در ادامه این چنین بیان می‌کند که تمام مضامینی که سعدی در غزل‌های خود مطرح می‌کند، همه بیانیه شور و شیدایی او در آرمان‌شهرش است، با عشق آغاز می‌شود و با لوازم و پیوستگی‌های عشق ادامه پیدا می‌کند. عشق نیز نتیجه تجربه و ادراک زیبایی است. عشق نتیجه علم کسی است که عاشق است، نسبت به کمالات معشوق و چون در راس کمالات، زیبایی و جمال قرار دارد، پس ثمره آن، علم و آگاهی عاشق به زیبایی و حسن معشوق است. سعدی در این‌باره سلسله‌ای از مضامین دارد که با سخنان حکیمان، متکلمان و فیلسوفان تفاوت دارد.
فیلسوف سخنان حکمی می‌گوید، حکیم از علم خدا به کلیات سخن می‌گوید و متکلم شیوه‌ای دیگر برای سخنش می‌یابد. اما شاعر بر خلاف آن‌ها، بر یک مورد جزیی انگشت می‌گذارد تا بتواند تصویرسازی کند. این کار، تصویر و تخیل او را شکل می‌دهد. سعدی تمام اتفاقات را نتیجه تجربه‌ای از زیبایی می‌داند. در اثر این تجربه، عشق به مرحله‌ای می‌رسد که هنر آفرین می‌شود و مقدمه‌ای برای عشق عرفانی فراهم می‌کند. در این مرحله، آن تجربه زیبایی، اساس کار است.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , 

۱ Comment