Saturday, 18 July 2015
28 November 2020
پرسه – اجتماعی - به بهانه روز جهانی مادر و روز خانواده

«دو کلام حرف مردانه»

2010 May 17

سیمین/ رادیوکوچه

simin@koochehmail.com

این طرف دنیا چند روز پیش تب و تاب روز مادر رو داشت. روزی که خیلی‌ها سعی می‌کنند هرطوری شده برای مهم‌ترین زن زندگی‌شان دلپذیرش کنند و با یادی، هدیه‌ای یا دیداری قدردانی شان را نسبت به مهربانی‌های بی‌دریغ او نشان بدهند.

روزنامه‌ها پر می‌شود از مقاله‌هایی در این مورد و فروشگاه‌ها بهانه‌ای پیدا می‌کنند که یک سری از جنس‌هایشان را به رخ مشتریان بکشند. گل‌فروشی‌ها حال و هوای خاصی پیدا می‌کند و همه جا بوی مهربانی می آید، بوی مادر.

و باز روز دیگر و ادامه‌ی انجام ماموریت ویژه برای مادران در خانواده.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

به بهانه این روز و هم‌چنین روز جهانی خانواده علاقه مندم توجهی داشته باشم به جایگاه واقعی زنان در خانواده. به راستی یک زن چه به عنوان یک مادر و چه یک همسر چه جایگاهی در خانواده دارد و مرد خانواده راجع به او چگونه فکر می‌کند؟

در گفت و گویی که با چند تن از مردان انجام دادم نقطه نظرا های گوناگونی در این ارتباط مطرح شد:

دوست جوانی معتقد است که نباید در این زمینه اغراق کرد و زن برابر با مرد است البته نسبت به همسر خود طبعن حساسیت‌های بیشتری دارد.

وی می افزاید:«اما یک سری توانایی‌هایی مثل توانایی‌های فیزیکی یا فکری وجود دارد که سبب می‌شود تفاوت‌هایی در نوع عمل‌کرد آن‌ها بوجود بیاید. اما این که در جایگاه بالاتری قرار دارند این کاملن غلط است و در جایگاهی مساوی قراردارند و همان‌طور که ما داریم به آن‌ها نگاه می‌کنیم که باید هم سطح ما قرار بگیرند آن‌ها نیز باید این گاه را نسبت به مردان داشته باشند و این که برخی مواقع آن‌ها را در سطح پائین‌تری می‌بینند باز می گردد به عمل کرد خود زن. برخی اوقات خود زن خودش را در سطح پائین‌تری قرارداده است و گاهی آن‌قدر در گرفتن حقوقشان بد عمل کردند باعث شدند که مردها آنان را در جایگاهی پائین‌تر ببینند.

یک مرد هندی‌تبار هم  معتقد است که به مادر باید بیشترین احترام را گذارد چرا که اوست که فرزند را به این دنیا می‌آورد و هرجای دنیا که باشد برای این روز حتا شده با یک پیام کوتاه تبریکی برای مادرش یا همسرش ارسال می‌کند.

اما یک مرد کمی جا افتاده‌تر و اهل هنر، این طور فکر می‌کند که نقش خانم‌ها درزندگی بسیار مهم است و همه چیز در خانواده در دست مادر است و اگر خوب عمل کنند فرزندان موفقی را به جامعه تحویل می‌دهند. او می‌گوید که اگر زنان خودشان این اهمیت را باور داشته باشند می‌توانند به حرکت‌های اجتماعی شتاب بیشتری دهند.

یک حامی حقوق بشر هم می‌گوید که:«مطرح‌کردن تعریف جایگاه زن به این معناست که بگوئیم زن جایگاهی ندارد. نگاه جنسیتی به این مسئله درست نیست . انسان‌ها برابرند و به تناسب با هم کار می‌کنند برای ایجاد فضای بهتری که نامش را خوانواده می‌گذارند. هرکدام وظایف تعریف شده‌ای دارند. این برخورد از ریشه غلط است و زن و مرد با هم برابر هستند.»

و در نهایت یک مرد خانواده کمی قدیمی‌تر نقش بانوان در خانه را این‌‌چنین توصیف می‌کندکه: « مادر نقش بسیار اساسی در شکل‌گیری نقش بچه ها دارد حتا خیلی بیشتر از پدر چراکه بچه‌ها بیشتر در خانه هستند و با مادر برخورد دارند . بنابراین تربیت اصلی بر عهده مادر است.»

می‌بینیم که این گروه که من آن‌ها رواز میان جامعه فرهیخته و روشنفکر مردان انتخاب کردم، یا جایگاهی برابر با مردان در زندگی برای زنان متصور هستند یا جایگاهی به نسبت توانمندی‌هایشان و قدیمی‌ترهایشان نیز به نقش کلیدی مادر یا زن در خانواده تاکید دارند و بویژه مسوولیت تربیت فرزندان را بر عهده او می‌دانند.

به هرحال بر کسی پوشیده نیست که زنان در زندگی وظایف متفاوتی را بر عهده دارند که راجع به آن می‌شود کتاب‌ها نوشت و ساعت‌ها سخنرانی کرد. تربیت فرزندان، انجام امور داخلی منزل، ایجاد ارامش روانی در خانه و برای تمامی اعضای خانواده، مدیریت امورزندگی مشترک، مسوولیت روابط عمومی با وابستگان، همسایگان، دوستان، معلم‌های مدرسه بچه‌ها، مسوول امور اقتصادی، مسوول تمام شکست‌ها و ناکامی های بچه‌ها (چون در این موقع آن‌ها بچه‌های مادر هستند و البته هر کار افتخارآمیزی انجام می‌دهند به واسطه‌ی پدرشان است!) گاهی اوقات مسوول شکست‌های کاری همسر و به طور معمول مسوول ازهم پاشیده شدن زندگی‌اش با ورود فرد سوم به زندگی زناشویی‌اش چون او نتوانسته جذابیت لازم را برای همسرش فراهم کند و همسر او با دلی شکسته در جست‌و جوی عشق مجبور شده‌است به فرد دیگری روی بیاورد، بعضی اوقات مسوول ارزان شدن بهای خانه مسکونی که در آن زندگی می‌کند و البته تازگی‌ها هم مسوول بروز بلایای طبیعی از زلزله و سیل گرفته تا سونامی و شاید حمله از سیارات دیگر.

البته برخی از این وظایف به نسبت نوع خانواده و روابطی که در آن حاکم است تغییر می‌کند.

اما به راستی جامعه مردان برای این تاج سر خانواده که می‌توانند راجع به او کلی سخنرانی کنند چه حقی در زندگی قایل هستند؟

این مرد هندی تبار،معتقد است حقوق زن و مرد در زندگی برابر است و همسرش وظیفه ندارد برای او  کاری در خانه انجام بده و همراهی او در زندگی برایش کافی است. همسر او از او نمی پرسد که کجا می‌رود و تنها قانونی که در خانه او حاکم است این است که پای مسایل کاری به خانه باز نشود. او معتقد است که خانه بدون زن تاریک است  و کشورهایی که یک ملکه بر آن‌ها حکومت می‌کند موفق‌تر هستند و صلح همواره بر آن‌ها حاکم است.

او هم‌چنین این حق را برای خود قایل است که روابطی که دوست دارد داشته باشد البته بدون آن که لطمه‌ای به زندگی مشترکش بزند و بیان می‌کند که برای زنان احترام خاصی قایل است و در هرجا این مساله را مطرح می‌کند.

اما ببینیم مردی از نسل جدید چه حقوقی را برای همسرش قایل هست. او نگاهی کاملن عقل‌گرا دارد ، هرچقدر پول بدهی آش می‌خوری. در واقع او باور دارد که این حق را زن خودش برای خودش تعیین می‌کند و پس از آن هم باید در پی گرفتنش باشد. او حق و حقوق هر فرد را به نسبت عملکردش می‌داند اما معتقد است به دلیل جنس ظریف و لطیف زن و این که زنان برای احقاق حقشان زیاد خوب عمل نمی‌‌کنند باید حق را به آنان داد. او معتقد است زنان خیلی ملاحظه می‌کنند و خیلی جاها روی حقشان پافشاری نمی‌کنند.

این هم نظر مردی است از نسلی قدیمی‌تر:« هیچ‌گونه فرق و حقوق متفاوتی میان زن و مرد نمی‌بیند. یعنی به یک نسبت از یک حق برخوردار هستند.  اما برخی مسوولیت‌ها بیشتر به عهده زن‌هاست و برخی دیگر بر عهده مردها.»

و باز عقیده فردی دیگر از این نسل که معتقد است دنیای امرو ز به گونه‌ایست که نمی‌توان تفاوتی میان حق زن و مرد قایل شد. تفکیک‌کردن این زیاد منطقی نیست. چون زن و شوهر هردو باید با هم زندگی را بسازند و هر حقی که همسر دارد شوهر هم دارد.»

و در پایان ببینیم این فعال حقوق بشر در زمینه حقوق بانوان چه می گوید: «اساسن بررسی حقوق زن نوعی نگاه جنسیتی است و بسیار پیچیده است. زن دارای حقوق برابری با مرد است تاکید می‌کنم حقوق برابر البته این به معنای این نیست که آن‌ها باید بروند کارهای سنگین انجام دهند یا در معدن کارکنند. وقتی می‌گوییم بررسی حقوق زن یعنی این‌که ما حقی برای آنان قایل نبودیم و حالا می‌خواهیم به آنان حقشان را بدهیم. حقوق انسانی حقوق برابر است و هیچ تعریف خاصی هم ندارد. اگر اکنون مسئله حق زنان مطرح می‌شود تنها به خاطر نوع نگاهی است که بخشی از آن به خود زن‌ها مربوط می‌شود. آن‌ها خودشان شرایطی ایجاد کرده‌اند که مسئله حقوقشان مطرح شود. حقوق انسانی حقوق برابر است. هر انسانی حق زندگی دارد. من حقوقی برای زن قایل نیستم می‌گویم حقوق انسانی.»

خوب از این قرار تا اینجا همه چیز سر جای خودش قرار دارد. زن و مرد هرکدام جایگاه و نقش خود را در خانواده دارند. هیچ تفاوتی میان آنان وجود ندارد مگر تفاوت‌هایی که به ویژگی‌های فردی آن‌ها باز می‌گردد و هر کدام هم از حقوق خاص خود برخوردار هستند.

اما به راستی اگر چنین تفکری بر خانواده حاکم است چرا در جهان کنونی این همه سخن از حقوق گم‌شده زنان به میان می‌آید و کلی جنبش در این زمینه راه می افتد و فعالان در هرگوشه دنیا تلاش می‌کنند؟

شما چه فکر می‌کنید؟

در پرسه‌ای دیگر این موضوع را پی می‌گیرم….

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , 

۱ Comment