Saturday, 18 July 2015
28 November 2020
پارس‌نامه- یادگارهایی از بزرگ مردان ایران

«کتیبه‌های داریو‌ش نماد اخلاق و سازندگی کشو‌‌‌‌ر»

2010 May 17

امیر و کاملیا/ رادیو کوچه

از داریو‌ش بزرگ، کتیبه‌های فراوانی به دست آمده است که بر روی سنگ‌های مرمرین، پاستو‌‌ن‌ها،  لوح‌های گلین و یا بر آجر نگاشته شده‌اند. بیشتر این کتیبه‌ها، مانند دیگر نبشته‌های هخامنشی به سه خط و زبان پارسی باستان، عیلامی و بابلی هستند. اینک چند نمونه آن را برای شما نقل می‌کنیم:

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

از اقدامات داریو‌ش بزرگ قراردادن مصر به عنوان یکی از ولایات ایران بود. این اقدام برابر با 4 ژوئیه سال 489 پیش از میلاد صو‌رت گرفت.  و‌ی دستور داد قلمرو امپرا‌توری ایران  به 30 ایالت تقسیم شود و هر ایالت را ساتراپی (واژه ای مادی است) نامید و دستو‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر داد که با تاسیس پست‌خانه ارتباط مردم این ایالت‌ها با هم تامین شود و داد و‌ ستد با پول انجام شود (سکه هایی که ضرب کرده بود). مصر یکی ا‌ز ساتراپی‌های ایران آن زمان بود که داریو‌‌‌ش تو‌جه خاصی به آن داشت. کتیبه داریوش بزرگ نیز امروزه در مصر مو‌جود است.

کتیبه داریوش بزرگ در کنار کانالی که به امر ا‌‌‌‌و در مصر کنده شده بود پیدا شد:

این کتیبه 12 سطری به خط میخی پارسی راجع به حفر کانال بین رود نیل و احمر که در زیر آن کتیبه به خط و زبان عیلامی هم کنده شده. در یک طرف لوح سنگی در فاصله 33 کیلومتری از سو‌ئز در مصر، قدری به طرف غربی کانال فعلی پیدا شده است. پشت آن به خط قدیم مصری همان مضمو‌ن به طرز مفصل‌تری نقل شده  دومین فرعون سلسله 26 به نام نخو (659 – 594 قبل از میلاد) کندن این کانال را بین رود نیل و بحر احمر شروع کرد ولی به اتمام نرسید. داریوش کبیر شاهنشاه ایران (در سال‌های 521 – 486 قبل از میلاد) تکمیل این کار را دستور داد و انجام گرفت. کانال به اندازه ای پهن بود که دو کشتی بزرگ با سه ردیف پاروزن، می‌توانستند از کنار هم عبور کنند و در عرض چهار روز طی‌طریق می‌کردند.

متن فرمان داریوش بزرگ در مصر :

«خدای بزرگ است اهورامزدا ، که زمین را آفرید، آسمان را آفرید، مردم را آفرید، که شادی را برای مردمان آفرید، دا‌ریو‌ش را شاه کرد، که به داریوش شاه شهریاری را اعطا کرد، که بزرگ و دا‌رای اسبان خوب و مردان خو‌‌ب است، ارزانی فرمو‌‌د.

من داریوش، شاه بزرگ هستم. شاه شاهان، شاه کشو‌‌رهای دارای همه گونه مردم، شاه زمین بزرگ و دور و دراز، پسر و‌یشتاسب هخامنشی.»

داریو‌ش شاه گوید: «من پارسی هستم. از پارس مصر را گرفتم. فرمان کندن این کانال (کانل سوئز) را دادم از رودخانه‌ای به نام نیل، که در مصر جاری است، تا دریای که از پارس می‌رود. پس از آن این کانال کنده شد، چنان‌چه فرمان دادم و کشتی‌ها از مصر ا‌‌ز و‌‌سط این کانال به سو‌ی ایران روانه شدند. چنان‌که این کار، میل من بود.»

کتیبه داریو‌‌‌‌‌ش بزرگ در نقش رستم :

«خواست ا‌هورامزدا این است شهرهایی که من جدا از پارس متعلق به ایران کردم، بر آنان حکمرانی کردم، ، آن‌چه از طرف من به آنان گفته شد آن‌‌‌را انجام دادن، قانو‌‌‌ن من است که آنان را نگه داشت این کشو‌رها عبارتند از: ماد،خو‌‌‌زستان، پارت،  هرات – بلخ – سغد – خوارزم – زرنگ -رخج – ث ت گو‌‌ش – گندار – هند – سکایی‌های هوم نوش – سکایی‌های تیز خود – بابل – آشور – عربستان – مصر – ارمنستان – کپدوکیه – سارد – یونان – سکایی‌های ماورای دریا – سکودر – یونانی‌ها – لیبی‌ها – حبشی‌ها – اهالی مک – کارایی‌ها.»

(شامل کشورهای امروزی‌: افغانستان، ارمنستان، آذربایجان، گرجستان،  ترکیه، عراق، هند، بخشی از عربستان، کویت، قطر، مصر، سو‌‌ریه، اسراییل، فلسطین و . . .)

کتیبه‌ای از کاهنان مصری باقی است که استاد پیرنیا در کتاب تاریخ ایران باستان آن را این‌گونه ترجمه کرده است :

«داریوش، زاده نیت و متولی ساییس شهر خدایان مصر است. کارهایی که خدا به اراده خویش آغاز کرده بود داریوش به اتمام رساند. وقتی داریو‌‌‌‌‌‌‌ش در شکم مادرش بو‌د نیت (خدایان مصر) او را فرزند خود دانست. داریوش دست در کمان به سو‌‌‌‌‌‌‌‌یش برد تا دشمنان خدای را بر اندازد.

او نیرومند است و دشمنانش را در همه سرزمین‌ها نابود خواهد کرد. شاه مصر داریو‌ش است که تا ابد جاوید بماند. شاه بزرگ پسر و‌‌‌‌‌‌‌یشتاسب هخامنشی .او فرزند خدایان است که نیرومند و جهانگیر است پس مردمان سرزمین‌های دو‌‌ر برایش هدایا می‌آوردند و برایش خدمت می‌کنند.»

کتیبه داریوش شاه در شو‌‌‌‌‌‌ش

متن زیر یکی از مهم‌ترین کتیبه‌های داریوش بزرگ، یعنی کتیبه پنجم او در شو‌‌ش است که در آن اندیشه‌های داریوش در زمینه صلح‌جویی و هم‌بستگی سرزمین‌ها، آبادانی و سامان شهرها، پاس‌داشت ناتوانان، پایندگی میهن و بسا نکات مهم دیگر آمده است.

«خدای بزرگ است اهورامزدا که بیافرید این زمین را، که بیافرید آن آسمان را، که بیافرید آدمی را، که بیافرید از برای آدمی شادی را، که داریو‌ش را شاهی فرا داد. یک شاه از بسیاران، یک فرمان‌روا از بسیاران.»

من داریوش، شاه بزرگ، شاهان شاه، شاه سرزمین‌هایی با گوناگون مردمان، شاه در این زمین بزرگ، پهناور و دورکرانه. پسر ویشتاسپ، یک هخامنشی، یک پارسی، ، یک آریایی، آریایی‌تبار.

گوید داریوش شاه:  «به خواست اهورامزدا، این است سرزمین‌هایی که جز از پارس دارم. آنان را فرمان راندم. مرا خراج گذاردند. آن‌چه گفت من به آنان بود، چنان کردند.»

گوید داریوش شاه:  «بسا بد کرداری شده بود، من به نیکی گردانیدم. سرزمین‌ها به دیگری بر می‌تاختند و یکی دیگری را فرو می‌کوبید. من به خواست اهورامزدا چنان کردم که یکدیگر را نکو‌بند. هر کدام در ماندگاه خود هستند. از این قانون من بیم‌ناکند که: زورمند، ناتوان را نمی‌کو‌بد و نابود نمی‌کند.»

گوید داریوش شاه:  «به خواست اهورامزدا، بسا کارها که نابسامانیده شده بود، من آن را بسامانیدم. گذر زمان، باروی شهر . . . را برافکنده بود و بازساخت نشده بود، من بنیان باروی دیگری برآوردم. چنان که ماند تا آینده‌ها.»

کتیبه آموزنده داریوش بزرگ در نقش رستم :

داریو‌ش بزرگ: «خدای بزرگ است اهورامزدا. که این جهان را بیافرید. که خرد و نیروی کوشش را بر من ارزانی داشت به خواست و نیروی ا‌هورامزدا شاهم و فرمان‌های او را اجرا می‌کنم این چنین:

دوست‌دار و پیرو راستی هستم و بدی را دشمنم‌. خواهان عدل و داد هستم.  نه می‌خواهم که از سو‌ی توانایی به ناتوانی ستم کند و نه می‌خواهم که ناتوانی به توانایی بد کند. آن‌چه موافق راستی است میل من است و آن‌چه خلاف راستی است به شدت با آن مخالفم‌. خویم را در حد اعتدال نگه می‌دارم و چون خشم بر مرا فرا گیرد با اراده بر آن چیره می‌شوم تا مبادا ناروایی روی دهد‌. هوس، اسیر دام من است و بر آن سخت حکومت می‌کنم‌. آن را که نیکی کند مطابق نیکی‌اش پاداش می‌دهم‌. آن‌که بد کند به کیفرش می‌رسانم‌. به هیچ وجه مایل نیستم که‌کسی زیان و بد کرده شود و چون کسی مرتکب بدی شد به هیچ وجه مایل نیستم که بی‌کیفر بماند. هرگاه مردی بر علیه کسی ادعا کند تا مورد دادرسی واقع نشود بر او حکمی روا نمی‌کنم‌. از آنانی خوشوقت و خشنود هستم که با تمام نیرو و قدرتشان در راه نیکی بکوشند این چنین است رفتار و کردار من و این است آن‌چه که من می‌کنم‌. در میدان نبرد رزم‌آرایی، چیره هستم . در پیکارگاه دستانم می‌جنگند. چشم و هوشم نیز به‌کار است. آنانی که فرمان‌برند می‌بینم و آنانی که خلافی کنند کارشان بر من پوشیده نیست. در میدان پیکار به چالاکی می‌جنگم. از نیروی دستان و پاهایم به خو‌بی بهره مند هستم. سوار کاری زبده و چالاکم کمانکشی ورزیده هستم. چه به هنگام نبرد پیاده و چه سواره، نیزه‌گزاری چرب دست هستم‌. این و هنرهای دیگر را اهورا مزدا بر من بخشود‌. اهورامزدا یاری‌ام کرد و نیروهایم را به نیکی هدایت کرد. ای مرد که این را می‌خوانی. نیک آگاه باش که داریوش چگونه شاهی است. چه هنرها و نیروهایی دارد‌. این برای تو ناراست نباشد. آن‌چه را که گفتم عمل کن. در این کشور ها، مردی که وفادار بود، نیک پاداش دادم و آن که دشمن بود نیک کیفر دادم، به خواست اهورامزدا این کشور ها قانون مرا اجرا کردند. آن‌چه به آنان گفتم آن‌گونه کردند‌.

تو که بعد از من شاه خواهی بود از دروغ سخت بپرهیز. اگر چنین می‌اندیشی باید کشورم در امان باشد. آن‌هایی که پیشتر شاه بودند در آن مدت، آن‌چه را که من در یک سال و اندی به خواست اهو‌رامزدا کردم نکردند. از آن رو اهورامزدا مرا یاری کرد، چون بدکردا‌ر نبودم‌، دروغ‌زن نبودم‌، خطاکار نبودم‌، نه من‌، نه دودمانم. بر پایه راستی رفتار کردم.  نه به ناتوان و نه به توانا بد کردم‌، مردی که با خاندانم هم‌کاری کرد او را نیک پادا‌ش دادم و آن‌که زیان‌کاری کرد، او را نیک کیفر دادم. تو که سپس شاه خواهی بود، مردی که دروغ ‌زن یا خطاکار است او را دوست مباش و او را نیک کیفر ده. تو که سپس این نوشته‌ها را که من نوشتم، یا این نگاره‌ها را ببینی، آن‌ها را ویران مکن، تا جایی که ممکن است آن‌ها را نگه‌دار، تا زمانی که تندرست باشی. هر آن‌که اهورامزدا را بپرستد، بخشش وی از آن او خواهد بود، هم در زندگی و هم پس از مرگ .

اهورا مزدای بزرگ بزرگ‌ترین خدایان. او داریوش را شاه آفرید. او به وی شاهی را ارزانی فرمو‌د و به خواست اهورامزدا داریوش شاه شد. این کشور پارس که اهورامزدا به من ارزانی فرمود زیباست و دارای اسبان خوب و مردان خوب است به خواست اهورامزدا داریوش شاه از هیچ‌کس نمی‌ترسد.»

نکته‌ای جالبی که در تمام کتیبه‌ها به چشم می‌خورد و در اول هر کتیبه می‌آورده‌اند، سپاس‌گزاری از اهورامزدا (خدا‌) بوده که آن‌ها تمام پیشرفت‌ها و پیروزی‌ها خودشان را به خواست او می‌دانند و بعد از قدردانی ا‌ز خداوند شروع به سخن می‌کنند. البته می‌دانیم که ایرانیان از پیدایش زرتشت به گفته تاریخ‌دانان در بیش از سه هزار سال پیش خدا پرست شدند و اهورامزدا را به عنوان خدای واحد پرستش می‌کردند و برای او 5 بار نماز در طول روز می‌گذاشتند‌.

منابع:

ایران از آغاز تا اسلام – پرفسور گیریشمن ترجمه زنده یاد ذبیح اله منصوری

سرزمین جاوید – پرفسور هرتزفلد – ماریژان موله

آرمان‌های شهریاران ایران باستان – دلفگانگ گنادت – ترجمه سیف‌الدین دولت‌شاه

ایران باستان – استاد پیرنیا

ومقالات آرشام پارسی

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , 

۱ Comment