Saturday, 18 July 2015
25 November 2020

«تهران‌گردی به روایت داریوش مهرجویی»

2010 May 18

فیلم «طهران تهران» ساخته داریوش مهرجویی کار‌گردان مطرح سینمای ایران که به تازگی در سینماها اکران شد از معدود فیلم‌های خوش‌ساخت سینمای ایران است که با هوش‌مندی خاصی  در سعی در شناساندن مراکز تاریخی وتوریستی و مدرن تهران به مخاطب دارد و در معرفی تهران به خوبی عمل کرده است .

از پاریس تا نیویورک از نگاه سینماگران

در سال‌های اخیر فیلم‌های قابل توجهی درباره شهرهای مهم جهان ساخته شده است‌. اگر چه اکثر شهر‌های بزرگ جهان در بسیاری از فیلم‌ها حضور داشته‌اند ولی این‌که به طور مشخص فیلمی درباره و یا به بهانه یک شهر بزرگ ساخته شود مواردی بوده که کمتر اتفاق افتاده است‌. ساختن فیلم درباره شهر بزرگی مثل پاریس یکی از این موارد است. ساخت فیلم درباره پاریس اولین فیلم از سری فیلم‌هایی بود که درباره شهرهای بزرگ و مهم دنیا ساخته شدند و هنوز هم قسمت‌های بعدی آن‌ها در حال ساخت است. احتمالن و با توجه به آرای منتقدان، بهترین فیلم از این مجموعه هم هست. فیلمی که قرار بود در 20 اپیزود ساخته شود و هر اپیزود آن در یکی از مناطق 20گانه پاریس بگذرد و در نهایت با 18 اپیزود به نمایش درآمد. «پاریس دوستت دارم» عنوان این فیلم بود‌. جذابیت به تصویر کشیدن روح شهر پاریس آن‌قدر زیاد بوده که تعدادی از مطرح‌ترین کارگردانان به هم‌کاری در این پروژه تمایل نشان دادند از «گاس ون‌سنت» بگیرید تا برادران کوئن، والتر سالس، تام تیکور و وس کریون.

نیویورک بدون وودی آلن و اسکورسیزی

هم‌چنین باید این را عنوان کرد که در ادامه پروژه ساخت فیلم‌هایی درباره شهرها قرعه به نام نیویورک افتاد. فیلمی که از هر لحاظ ضعیف‌تر از «پاریس دوستت دارم» از کار درآمد. یکی از دلایلش احتمالن انتخاب نامناسب کارگردانان بوده است. مطرح‌ترین نام‌های «نیویورک دوستت دارم»، «شکار کاپور» و «فاتح آکین» هستند و «ناتالی پورتمن» هم اولین تجربه کارگردانی‌اش را در یکی از اپیزودهای این فیلم انجام داده است. در حالی که آدم فکر می‌کند اگر قرار است فیلمی درباره نیویورک ساخته شود لااقل باید نام‌هایی چون «وودی آلن» و «مارتین اسکورسیزی» در بین سازندگان فیلم به چشم بخورند. کسانی که فیلم‌هایشان با شهر نیویورک عجین شده است.

گردش‌گری درتهران

داستان از سقف شکاف‌خورده یک خانه قدیمی در هنگام سال تحویل و تلاش خانواده جوان ماجرا برای چادر زدن در حیاط آغاز می‌شود تا به شکلی قابل استدلال، آدم‌های قدیمی شهر تهران  به کمک خانواده محور داستان بیایند و بدون آن‌که آن‌ها را نسبت به هزینه گزاف تعمیر و بازسازی معذب کنند برای مرمت آن خانه ریشه‌دار و قدیمی آستین بالا بزنند. البته در فاصله این دو سکانس گشتی در تهران زده می‌شود تا ضمن آشنایی با مظاهر نوسازی و مدرنیته شهر (برج میلاد و سایر ساختمان‌های سر به فلک کشیده) به بعضی کاخ- موزه‌های سر راه هم سرک  کشیده شود.

از کاخ گلستان تابرج میلاد در یک سفر توریستی

آن‌طور که تماشاگران فیلم «طهران تهران» از این فیلم توصیف کرده‌اند اپیزود متعلق به آقای مهرجویی  پر است از گشت‌وگذار در مکان‌های مختلف تهران‌. نویسنده یک روزنامه درباره «تهران طهران» نوشته‌: «این گشت وگذار‌ها از کاخ گلستان تا برج میلاد و… است و همین که داریم مثلن تالار آینه کاخ گلستان و دیگر قسمت‌های چشم‌نوازش را که در لنز داریوش مهرجویی زیباتر هم شده‌اند نگاه می‌کنیم و با معمارهای بناهای مختلف طهران آشنا می‌شویم ‌(مهرجویی که این‌قدر دغدغه ساختن دارد باید هم تا این اندازه به نام معمارها علاقه‌مند باشد) شاهد پرسه‌زدن‌های با مزه نیکی نصریان و برادرش در محوطه کاخ گلستان و قضیه قهر و آشتی پرویز نوری و همسرش هم هستیم که یک جورایی چاشنی سفر توریستی ما در دل طهران هستند. این‌جا دیگر از آن تهران پر استرس خبری نیست‌، طهران مهرجویی زیباتر و دلنشین‌تر از آنی است که تا حالا سراغ داشته‌اید .

فیلمی بانشاط پس از سنتوری تلخ

ذکر این نکته ضروری است که اگر چه ‌سنتوری ساخته قبلی ‌مهرجویی از فضایی تیره و تلخ برخوردار بود ولی در فیلم «طهران تهران» مهرجویی کوشیده فضای بانشاط و شادی چون «مهمان مامان» و «اجاره‌نشین‌ها» را خلق کند.

به اعتقاد صاحب‌نظران مسایل سینمایی‌، فیلم سرشار از لحظات خوش و امیدبخش است، پیرزن و پیرمردی که با رد و بدل کردن شعر با هم آشتی می‌کنند یا دویدن بچه‌ها در کاخ گلستان. پولدارها به خانواده نجیب فخر نمی‌فروشند فقیرها هم در عوض حمل بار شعر پولدارها را به دوش می‌کشند. در آرمان‌شهر تهران نه ‌تنها طبقات مختلف بلکه سنین مختلف هم در کنار هم به سفر می‌روند، پیرها که تعداد بیشتر گروه را به خود اختصاص می‌دهد، میان‌سال‌ که شامل نجیب و همسرش می‌شود و بچه‌ها.

بازگشت به اصالت‌ها و ریشه‌های انسانی

اما اپیزود طهران روزهای آشنایی داریوش مهرجویی باانتقاد بسیار خوب منتقدان مواجه شد‌. ماه‌نامه فیلم‌نگار در مطلبی به قلم سحر عصر‌آزاد می‌نویسد‌: «قرار‌گرفتن‌ دو اپیزود در فیلم طهران تهران در کنارهم حضور نوع نگاه دو نسل را به تهران ثبت می‌کند که نگاه مهرجویی با توجه به دغدغه‌ها و سبک و سیاق او خوش‌دلانه و در اندیشه بازگشت به اصالت‌ها و ریشه‌های انسانی برای عبور از بحران پیش‌رو و نگاه کرم‌پور معترض و کنش‌مند به تبع آن شعار‌زده برای شکستن مرزهای محدودیت و عبور از بحران است .

تهران‌گردی مبتنی بر نوستالژی نسل قدیم

سید‌رضا صائمی از منتقدان مشهور سینما نیز در روزنامه جام جم می‌نویسد‌: «روزهای آشنایی یک سفر درون‌شهری و تهران‌گردی است که مبتنی بر نوستالژی نسل قدیم تصویر تاریخی و زیباشناختی از شهر تهران را به نمایش می‌گذارد که شهروندان تهرانی در پشت مه دود و تاریک‌دود و آلودگی و شلوغی و حجم ترافیک یا آن‌ها را ندیده‌اند یا به سادگی از کنارش گذشته‌اند هرچند باید آن را یک تصویر ناقص دانست.

زیبایی‌های تهران در مقابل زشتی‌های آن

آقای صائمی درادامه مطلب خود می‌نویسد‌: «اگر در«‌محاکمه در خیابان» مسعود کیمیایی پلشتی‌ها و زشتی‌های شهر نمایان بود در طهران داریوش مهرجویی زیبایی‌ها و قشنگی‌های آن جلوه‌گری می‌کند. روزهای روشنایی یک فیلم تهران‌گردی است که رسم‌الخط این اپیزود در نوشتن طهران نیز با تاریخ و گذشته این شهر و سن و سال و حال و قال شخصیت‌های قصه هم‌سو است. اگرچه نمادها و بناهایی که معماری سنتی ایرانی را بازنمایی کند پررنگ‌تر از معماری مدرن به نظر می‌رسد.

از مهرجویی بعید بود

‌امید نجوان از منتقدان شناخته شده سینما در مطلب جالبی درباره طهران تهران نوشته‌: «قبل از تماشای تازه‌ترین ساخته داریوش مهرجویی (تهران: روزهای آشنایی) پیش‌داوری‌ها حکایت از آن داشت که شاید استاد از پی مصایبی که بر سنتوری‌اش گذشت به تلخ‌کامی روی آورده و با نگاهی تیره و غم‌آلود به شهر زادگاهش نگاه کرده باشد. البته ایشان در بخش‌هایی از رمان «به‌خاطر یک فیلم بلند لعنتی» ارادت خود را به تهران این روزگار و خصوصن تهران دوران کرباسچی نشان داده بود ولی پیش‌بینی این که نگاه او به تهران امروز و آدم‌هایش تا این حد نوستالژی‌زده، و در عین حال شوخ و شنگ و طناز و مفرح باشد کمی بعید به نظر می‌رسید».

نقب‌زدن به تاریخ

شبنم میر‌زین‌العابدین از دیگر منتقدان سینما در مطلب دیگری با تمجید از فیلم مهرجویی می‌نویسد‌: «طهران تهران با ساختاری صحیح در ارایه مفهومی عمیق به گذشته حال و آینده نقب می‌زند‌. به کاخی می‌رود که تاریخ معاصر ایران زمین با دویدن بچه‌ها – نسل آینده – از تالارها – دوره‌هایش به زمان کنونی می‌رسد‌. بالا رفتن از برج میلا‌د، فاصله‌گذاری و اوج برای کوچک‌دیدن مسایل و اتفاقات و رسیدن به تفاهم در پی درک این کوچکی‌ها‌، خانه‌ای موروثی از نسل‌ها پیش که باید ترمیم شده و مکانی امن باشد برای بچه‌ها‌، کشوری که باید در نهایت به دست همین کودکان سپرده شود و اتفاقا به مرمت و نوسازی نیا‌زمند است‌. پیر بابا ، خانه سال‌مندان‌،نسل گذشته‌، فراموش‌کردن بزرگ‌ترها‌، نادیده‌گرفتن هویت و آن که در صددمعنا بخشی به تمام این‌هاست و پیوند میان پدر‌بزرگ و پدر وپسر‌، مادر‌بزرگ و مادر و دختر را برقرار می‌کند پیری است بی‌ادعا که دانسته نقش خود را و مسیر رسیدن به آدم شدن را .

عشق‌ورزیدن به شهر تهران

«نزهت بادی» نیز درباره اپیزود داریوش مهرجویی می‌نویسد‌: «من چند نکته در طهران تهران را خیلی دوست دارم‌. یکی این‌که مهرجویی برخلاف همه کسانی که چهره زشت و تلخی رااز تهران نشان می‌دهند و مدام از آن بد می‌گویند و گله دارند به این شهر عشق می‌ورزد و کاری می‌کند که حس خوشی و شور زندگی از لابه‌لای همان کمبودها و نقص‌های شهر که هر روز با آن مواجهیم سر بیرون آورد و همه جا منتشر شود‌، طوری که همه آن‌ها بهانه‌ای شود برای این‌که بیشتر از زندگی لبریز شویم .

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , ,