Saturday, 18 July 2015
04 December 2020
سعدی نامه- قسمت هفتم

«گفت‌وگو و گفتمان در آثار سعدی»

2010 May 18

حمید جعفری/ رادیو کوچه

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

رفتی و نمی‌شوی فراموش

می‌آیی و می‌روم من از هوش

سحر است کمان ابروانت

پیوسته کشیده تا بناگوش

پایت بگذار تا ببوسم

چون دست نمی‌رسد به آغوش

جور از قبلت مقام عدل است

نیش سخنت مقابل نوش

شهری متحدثان حسنت

الا متحیران خاموش

بنشین که هزار فتنه برخاست

از حلقه عارفان مدهوش

بلبل که به دست شاهد افتاد

یاران چمن کند فراموش

ای خواجه برو به هر چه داری

یاری بخر و به هیچ مفروش

گر توبه دهد کسی ز عشقت

از من بنیوش و پند منیوش

سعدی همه ساله پند مردم

می‌گوید و خود نمی‌کند گوش

«سعدی هنوز هم در فرهنگ ما جاری است و در زیر ساخت‌های فرهنگی و اجتماعی ما وجود دارد. برای سعدی نمی‌توان انتهایی شناخت. اما مهم است که برای فهم آثار او فرامتن‌ها را بشناسیم. پس باید شکلی از دیالوگ‌ها را انتخاب کنیم و فن و مهارت فرامتن را در آثار او مطالعه کنیم تا به شناخت گونه‌هایی از کار سعدی برسیم. حکایت‌های بوستان سعدی پر از گفتار و گفت‌وگوست. با این همه کسانی معتقدند که سعدی شاعر تصویرگرا است تا گفتارگرا.»

آن چه بازگو شد بخشی از سخنان دکتر «نسرین فقیه ملک» مرزبان عضو هیات علمی دانشگاه الزهرا بود که در هجدهمین مجموعه درس‌گفتارهایی درباره‌ سعدی که به «گفت‌وگو و گفتمان در آثار سعدی» اختصاص داشت و در مرکز فرهنگی شهرکتاب برگزار شد، گفت.

دکتر ملک مرزبان  در ادامه چنین می‌گوید که: «سعدی در غزل سعی می‌کند که با دانشی فراتر از اصوات سخن بگوید. او می‌گوید که غرضش تنها کلام نیست، بلکه چیزی است که فراتر از عملیات زبانی است. در بسیاری از غزل‌های او نه بحث دیالوگ در میان است و نه تفهیم و تفاهم. بلکه تنها اصواتی است که ارتباطی فرازبانی برقرار می‌کنند. از این رو سخن سعدی را می‌توان ارتباطی هنرمندانه دانست که ساختاری هنرمندانه نیز دارد. یکی از دلایلی که ما، پس از هفتصد سال، هنوز هم می‌توانیم به راحتی با غزل او ارتباط برقرار کنیم، آن است که از فطرت، عشق و علاقه‌هایی سخن می‌گوید که فرازبانی است و این بسیار مهم است که شاعری بتواند نکات مشترک انسانی را با چنان ظرافتی بیان کند که در گذر قرن‌ها، همه قادر به ارتباط گرفتن با آن باشند.

اما در بررسی غزل او باید ذهن فعالی داشت تا سو و جهت دیالوگ‌ها را بتوان درک کرد. سعدی در غزل بسیار گفتارگراست و شیوه‌ی خودش را در این زمینه دارد. با آن که در تصویرسازی هم قدرت‌مند است، اما بیشتر ابیات گفتارگرا را به‌کار می‌برد. مثلن به این غزل توجه کنید «من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی/ عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی»، اگر این غزل را تا به آخر بخوانیم با تصویرسازی، تشبیه و استعاره بر نخواهیم خورد. سعدی تلاشی برای این کار نمی‌کند. با این همه غزل او بسیار زیبا و روان است و در ارتباطات اجتماعی بر کرسی می‌نشیند. به‌راستی هم گفتن چنین شعرهایی دشوار است. استفاده از تشبیه، استعاره، مجاز و دیگر صنایع شعری، یکی از راه‌های گفتن شعر است. اما شاعری که از این ابزار استفاده نمی‌کند، کار دشواری را برگزیده است. در این حالت باید شعر او از ظرافت زبانی خاصی برخوردار باشد و شاعر اعتماد فراوانی به کلام خود داشته باشد تا بتواند سخن موثری را بسراید. سعدی چنین هنری را دارد. برای همین است که همانندان او بسیار اندک‌اند.»

حکایتی که در سعدی نامه‌ی این هفته شنوای آن خواهید بود از باب اول گلستان، در سیرت پادشاهان انتخاب شده است و از درویشی می‌گوید که مجرد در گوشه‌ی صحرا نشسته تا پادشاهی بر او گذر می‌کند و از بی‌اعتنایی او خشمگین می‌شود.

هم‌چنین موسیقی‌ای که در این برنامه خواهید شنید از آلبوم «رندان مست»، با صدای  استاد «محمدرضا شجریان» انتخاب شده است. این اثر در دستگاه همایون تنظیم شده و اجرای کنسرتی است توسط گروه جدیدالتاسیس «شهناز» در پاییز سال 87 در تهران که در  سال 1388 منتشر شده است. آهنگ‌ساز و تنظیم کننده‌ی این آلبوم «مجید درخشانی» است و نوازندگان آن عبارتند از :

محمدرضا ابراهیمی – عود

حامد افشاری – قیچک باس

مهدی امینی – رباب

رادمان توکلی – تار

سینا جهان‌آبادی – کمانچه

مجید درخشانی – تار

حسین رضایی‌نیا – دف، دایره

مژگان شجریان – سه‌تار

رامین صفایی – سنتور

شاهو عندلیبی – نی

حمید قنبری – تنبک

کاوه معتمدیان – کمانچه

مهرداد ناصحی – قیچک آلتو، صراحی

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , 

۱ Comment