Saturday, 18 July 2015
18 September 2020
به مناسبت هفتمین سال‌روزدرگذشت فرهاد مهراد

«با صدای بی‌صدا»

2009 September 01

20090901-farhad-soroush

سروش / رادیو کوچه

روز دوشنبه 31 آگوست مصادف  بود با هفتمین سال‌روز درگذشت یکی دیگر از هنرمندان نام‌اشنای عرصه موسیقی ایران.

فرهاد مِهراد ؛ خواننده و نوازنده‌ی نام‌دار ایرانی نهمین فرزند مرحوم رضا مهراد، کاردار وزارت امورخارجه دولت ایران در کشورهای عربی بود که در روز بیست و نهم دی ماه 1322 در تهران متولد شد.

اخلاق و رفتار آخرین فرزند خانواده مهراد آنقدر متفاوت بود که همیشه از سوی اطرافیان به «تقلید از بزرگترها» متهم می‌شد.

سه سال بیشتر نداشت که علاقه به موسیقی او را وادار می‌کرد تا پشت در اتاق برادرش بنشیند و تمرین ویلون او و دوستانش را گوش کند.

در همان دوران یکی از دوستان برادرش متوجه علاقه فرهاد به موسیقی می‌شود و از خانواده او می‌خواهد که سازی برای او تهیه کنند.

با اصرار برادر بزرگتر یک ویلون سل برای او تهیه می‌کنند و تمرینات فرهاد آغاز می‌شود.

عمر تمرینات ویلون سل از 3 جلسه فراتر نرفت، چرخ روزگار ساز او را شکست  و به قول فرهاد:«ساز صد تکه و روح من هزار تکه شد.»و از آن پس بازهم دل سپردن به تمرینات برادر بزرگتر تنها سرگرمی و ساز تبدیل به رویای فرهاد شد.

بعد از ترک تحصیل در کلاس یازدهم، فرهاد با یک گروه نوازنده‌ی ارمنی آشنا می‌شود و با استفاده از سازهای آنان به صورت تجربی نواختن را می‌آموزد و مدتی بعد به عنوان نوازنده‌ی گیتار در همان گروه شروع به فعالیت می‌کند. فرهاد دو سال نیز به انگلستان رفت و در آنجا با موسیقی پاپ آن سال‌های انگلستان آشنا شد.

پس از بازگشت به ایران فرهاد اولین اجرای موسیقی خود را در هتل ریمبو در خیابان ایرانشهر تهران اجرا کرد. سپس به اجرای برنامه در رستوران کوچینی ادامه داد و در آنجا به «فرهاد بلک‌کَتس» مشهور شد. در این دوران در کافه‌های مختلف تهران به خواندن آوازهایی از گروه‌های معروف موسیقی آن زمان از جمله بیتل‌ها، الویس پریسلی، و ری چارلز می‌پرداخت. در همین دوره ترانه‌ی «اگه یه جو شانس داشتیم» را برای دوبله فیلم بانوی زیبای من خواند که در فیلم استفاده شد.

منوچهر اسلامی با اشاره به استعداد فرهاد می گوید:«فرهاد با اینکه نت نمی‌دانست و موسیقی را از راه گوش آموخته بود نیاز چندانی به تمرین نداشت. او با چند بار زمزمه کردن شعر، ساز و صدایش را با بقیه گروه هماهنگ می‌کرد.»

منوچهر اسلامی که از فرهاد به عنوان پایه اصلی «Black Cats» یاد میکند با اشاره به استعداد فرهاد می گوید:«فرهاد با اینکه نت نمی‌دانست و موسیقی را از راه گوش آموخته بود نیاز چندانی به تمرین نداشت. او با چند بار زمزمه کردن شعر، ساز و صدایش را با بقیه گروه هماهنگ می‌کرد. در واقع او به احترام دیگر اعضا در جلسات تمرین حاضر می شد»

ترانه‌های فرهاد در دهه 50 شمسی با مضامین سیاسی و اجتماعی در میان جوانان کشور محبوبیت زیادی کسب کرد.

فرهاد از جمله معدود هنرمندان موسیقی پاپ بود که پس از انقلاب اسلامی ایران، در سال 1357، کشور را ترک نکردند.
یک روز بعد از انقلاب در ایران یعنی در روز 23 بهمن 1357 مرحوم «سیاوش کسرایی» ترانه «وحدت» را به اسفندیار منفردزاده می‌سپارد و در همان روز صدای فرهاد در ستایش آزادی و آزادگی در تلویزیون ملی طنین انداز شد.

پس از انقلاب فرهاد،خواننده انقلابی، از ادامه کار منع و تقاضاهای چندباره او برای انتشار مجدد آثارش با مخالفت روبرو شد. البته در همین سال‌ها که حتی از انتشار مجدد ترانه «وحدت» به بهانه «تکراری بودن» جلوگیری می شد شخص با نفوذی بدون کسب مجوز از خواننده، آهنگساز یا شعرای این ترانه‌ها آلبومی با نام وحدت و با مجوز رسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را راهی بازار کرد.

بالاخره سال 1372 پس از 15 سال آلبوم جدید فرهاد، «خواب در بیداری»،مجوز انتشار دریافت کرد و تبدیل به پر فروش‌ترین شد.
پس از انتشار «خواب در بیداری»، فرهاد که از انتشار آلبوم بعدی خود در ایران ناامید شده بود در سال 1376 آلبوم «برف» را در ایالات متحده آمریکا ضبط و منتشر کرد و این آلبوم یک سال بعد در ایران منتشر شد. پس از انتشار آلبوم «برف»، فرهاد درصدد تهیه آلبومی با نام «آمین» که ترانه‌هایی از کشورها و زبان‌های مختلف را در خود جای می‌داد، برآمد.

اما از مهرماه ۱۳۷۹ بیماری او جدی شد. فرهاد به بیماری هپاتیت سی مبتلا بود و در نتیجهٔ عوارض کبدی ناشی از آن در خرداد ۱۳۸۱ برای درمان به «لیل» در فرانسه رفت و در ۹ شهریور همان سال پس از مدتی اغما در بیمارستان، در سن ۵۹ سالگی درگذشت و در ۱۳ شهریور در گورستان «تیه» در پاریس دفن شد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|