Saturday, 18 July 2015
05 December 2020
بوم رنگ - چهره ایران دکتر «جلیل بهار»

«حق حاکمیت ملی و حق تعیین سرنوشت»

2010 May 22

شیرین دهقان/ دفتر آمریکا / رادیو کوچه

Shirin@koochehmail.com

نخستین پرسشی که برای ایرانیان طی سالیان اخیر پیش آمده این‌که از خود می‌پرسند چه شد که ایران دچار چنین وضعیت نامطلوبی شده است و حکومت رابطه غالب و مغلوب دارد.

بدون تشخیص درد میسر نیست قبل از هر چیز باید فهمید درد جامعه ایران چیست؟چگونه این درد پیدا شده و ابعاد آن و وضع حاد و مزمن آن از چه قرار است و هنگامی که به خوبی درد شناخته شد البته درمان و چاره جوی ان هم امکان‌پذیر خواهد بود درد ایران از عدم وجود حاکمیت ملی و حق تعیین سرنوشت سرچشمه گرفته است و این درد  تا امروز ادامه دارد و اگر فکری به حالش نشود وضع ملت ایران هیچ تغییر مثبت و ارزنده‌ای نخواهد کرد اگر ملتی از حق حاکمیت ملی و حق تعیین سرنوشت خود محروم باشد دچار چه بلا‌ها و مصیبت‌ها و دردهای بی‌درمانی خواهد شد.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

محرومیت از این دو حق اساسی همه زمینه‌های اسارت و استعمار و استثمار و بالاخره نابودی هر ملت را فراهم می‌سازد و ما اگر فقط به تاریخ سیاسی و اجتماعی یک‌صد ساله ایران نگاه کوتاهی بیاندازیم چنین سیر قهقرای را می‌بینیم.

مردم ایران یک‌صد سال پیش به این نتیجه رسیده بودند که هر بلای بر سرشان می‌آی داز داشتن حکومت استبدادی پادشاهان مستبدی است که داشته‌اند و فهمیده بودند که پادشاهان مستبد حق حاکمیت ملی و حق تعیین سرنوشت مردمی برای ملت قائل نیستند و به هر وسیله‌ای می‌توانند و بتوانند باید این دو حق اساسی و سرنوشت‌ساز را از ملت ایران سلب کنند و به خاطر سلب این حقوق اساسی هم می‌توانند حکومت جابرانه و استیدادی خودشان را به مردم تحمیل کنند و ادامه دهند و همین کار را با شدت و قدرت و زور می‌کردند و از اجرای عدالت و دادگستری و احقاق حقوق مسلم ملت هم خبری نبود. نباید مشاهده و درک چنین وضعی ملت ایران به دنبال انقلاب مشروطیت دست‌یابی به آزادی و دمکراسی و عدالت اجتماعی روان شد و تا آن‌جا که ممکن بود نیز پیروز شد.

اما این پیروزی دوام پیدا نکرد و همان عوامل استبداد در لباس روشن‌فکر و کاردان و کارشناس در پوشش مشروطه چی موفق شدند دوباره با خدعه و نیرنگ و تزویر  بساط استبداد جدید را بگسترانند و قانون اساسی مشروطیت را که با هدف برقراری آزادی و سلب اختیارات استبدادی پادشاهان بود را به  تدریج بی‌اثر و خنثا سازند و این طرح و آزادی خودشان را با موفقیت اجرا کنند و نتیجه آن هم که  حکومت بیست ساله رضا شاه بود. حکومت دیکتاتوری رضا شاه به علت این‌که خود او رضاه شاه از طبقه محرومین جامعه به پادشاهی رسیده بود و از وسعت فقر و بدبختی و عقب ماندگی ملت ایران خبر داشت منشاء خدمات ملی و ملموس شد اما هرگز در راه شناخت و اجرای حق حاکمیت ملی و برقراری حق تعیین  سرنوشت برای ملت ایران گامی برنداشت.

جنگ جهانی دوم در ایران سبب پیدایش نهضت آزادی‌خواهانه و شور و شوق به منظور دست‌یابی به حق حاکمیت و حق تعین سرنوشت شد. اما در اثر اشغال ایران اهداف این نهضت تحقق پیدا نکرد و دوباره بیگانگان و مخصوصن انگلیسی‌ها که به هنگام انقلاب مشروطه به خاطر جلوگیری از نفوذ روسیه به مشروطه‌چی‌ها کمک کرده بود این بار در صدد و بازگشت حکومت استبدادی و ایجاد اختناق مجدد در ایران بر‌آمدند و حق حاکمیت ملت ایران را سلب کردند و محمد رضا شاه پهلوی را به صورت یک شاه مستبد و نظیر آن دیده نشده است و این‌بار حاکمیت ملی و حق تعیین سرنوشت از ریشه و بنیاد سلب شده  و اختیارات ملت در همه زمینه‌ها به سرقت مشتی آدمکش و دزد رفت.

31 سال  است که ملت ایران اسیر عده‌ای رذل و خائن و بی‌شعور در هر سطحی شده و کم کم  به درد خود پی برده و اینک در صدد اعاده حق حاکمیت و حق تعیین سرنوشت خودش است و آماده شده که به هرقیمتی و به هرطریقی و با هر وسیله‌ای به این دو حق از دست رفته خودش و دیگر حقوق اساسی خودش دست یابد و آینده خود را آن‌طور که می‌خواهد بسازد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , ,