Saturday, 18 July 2015
24 November 2020
به بهانه سال‌روز درگذشت «شاه اسماعیل یکم»

«زنده‌کننده هویت ایران»

2010 May 23

محبوبه / رادیو کوچه

mahboobeh@koochehmail.com

دوم خرداد مصادف با سال‌روز در‌گذشت «شاه اسماعیل یکم» بنیان‌گذار پادشاهی صفوی به عنوان اولین سلسله تمامن ایرانی، حاکم بر سراسر ایران پس از اسلام است. وی با رسمی‌کردن مذهب شیعه و با زنده کردن هویت ایرانی، مرزهای ایران را به حدود مرزهای ساسانیان رسانید و در واقع ایران را به عنوان یک واحد سیاسی مستقل پس از اسلام پس از حدود ۸۰۰ سال، تاسیس و تثبیت کرد.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

«اسماعیل»، ملقب به «ابوالمظفر بهادرخان حسینی»، و معروف به «شاه اسماعیل یکم» در بیست و ششم تیر سال 866 خورشیدی در اردبیل به‌دنیا آمد پدرش «شیخ حیدر» و مادرش «مارتا» دختر سلطان «اوزون حسن آق قویونلو» و «کوراکاترینا» شاهزاده یونانی بود.

پدر اسماعیل شیخ حیدر به هم‌راه مریدان خود برای جهاد علیه مسیحیان به نواحی قفقاز رفتند. توسعه‌طلبی حیدر باعث شد که با «شروان‌شاهان» وارد جنگ شود و حیدر تیر خورد و جان خود را در این مبارزه از دست داد و فرزندانش نیز به اسارت در آمدند، در آن زمان اسماعیل شیرخوار بود، و هم‌راه با مادر و برادرش در «اصطخر»، فارس به مدت چهار سال و نیم زندانی شدند.

در این دوره سلطان یعقوب آق قویونلو مرد و بین فرزندانش «رستم» و «بایسنقر» جنگ درگرفت و رستم برای مقابله با بایسنقر، «سلطان علی» برادر بزرگ اسماعیل و خانواده‌اش را آزاد کرد، تا بتواند از پشتیبانی «قزلباشان خانقاه اردبیل» برخوردار شود. سلطان علی با شکوه فراوان وارد تبریز شد و با سپاهی از صوفیان بایسنقر را شکست داد. رستم از قدرت سلطان علی به وحشت افتاد و وی را در میانه راه تبریز و اردبیل به قتل رساند.

اسماعیل مدتی پنهانی همراه با مادرش در اردبیل زندگی کرد، و سپس برای امنیت بیشتر به لاهیجان رفتند و نزد امیر آن‌جا «کارکیا میرزا» پناه گرفتند. کارکیا میرزا فرمانروای محلی لاهیجان و دیلمان که شیعه و سید و دوستدار خاندان صفوی بود در تربیت اسماعیل خردسال اهتمام کرد. اسماعیل از «شمس الدین لاهیجی» که از فضلای آن دیار بود فارسی، عربی، قرآن و مبانی و اصول شیعه امامیه را فرا گرفت. هم‌چنین در این مدت، زیر نظر هفت تن از بزرگان صوفی لاهیجان فنون رزم را آموخت.

بدین ترتیب اسماعیل از یک سو تحت تاثیر فرهنگ صوفیانه «خانقاه شیخ صفی» بود و از سوی دیگر در گیلان با برخی آموزه‌های ایران باستان و تشیع امامی آشنا شده و مجموعه این آموزه‌ها او را برای بدل شدن به یک حاکم مقتدر، فرمانده نظامی و پیشوای مذهبی آماده ساخت.

«قزلباشان» به بهانه زیارت بقعه «شیخ صفی‌الدین» با کسب اجازه از کارکیامیرزا اسماعیل و مادرش  را به اردبیل بردند اما هدف قزلباش‌ها از این کار خروج از حیطه کارکیا بود. قزلباشان مارتا را به اردبیل فرستاده و خود به همراه اسماعیل به منطقه خلخال رفتند و نزدیک به سه ماه در روستاهای اطراف خلخال اقامت داشتند.

و در این مدت با خلفای خود در آناتولی ارتباط بر قرار کرده و از آن‌ها می‌خواستند که ترکان قزلباش را جمع آوری کرده به ایران بفرستند در مدت سه ماه در حدود دو هزار قزلباش به طرق مختلف از آناتولی وارد ایران شده به اردوی اسماعیل پیوستند‌. در این هنگام اسماعیل ۱۲ سال و یک ماه بیشتر نداشت. از وقتی که اسماعیل از لاهیجان بیرون آمده بود تا هنگامی که در ارزنجان اردو زد در حدود هفت هزار ترک آناتولی به اردویش پیوستند که از نه قبیله بودند.

در سال 879 خورشیدی هفت سران قزلباش در ارزنجان یک جلسه مشورتی با حضور اسماعیل برگزار کردند تصمیم گرفتند به آذربایجان حمله کرده آن‌جا را از آن خود کنند. در جنگی که نزدیک قلعه گلستان روی داد، قلعه گلستان در مقابل سپاه صوفیان به مقاومت پرداخت و بلافاصله تسلیم نشد. با این حال باکو تسلیم شد و اسماعیل که به شجاعت و از جان گذشتگی مشهور بود بر شکوه خود میان وفاداران خویش افزود.

سردار خردسال با بزرگواری از حوالی شروان عزیمت کرد و راه آذربایجان را پیش گرفت. در ناحیه شرور نزدیک نخجوان درگیری سختی بین «الوند بیگ» و لشکر اسماعیل رخ داد در این نبرد لشکریان اسماعیل رشادت‌های فراوانی از خود نشان دادند که الوند بیک شکست خورد و به ارزنجان گریخت و شاه اسماعیل پیروزمندانه وارد تبریز شد.

وی در حالی که چهارده سال بیشتر نداشت به کمک مریدانی که سخت به او معتقد بودند در سال 880 خورشیدی شاه ایران شد و تبریز را به پایتختی برگزید و سلسله خویش را به نام جدش صفی الدین «صفویه» نامید که در تاریخ ایران به دو دلیل اهمیت بسیار دارد:

یکی این که این سلسله اولین سلسله مستقل ایرانی و ملی بعد از حمله اعراب به ایران بوده‌ است یعنی پس از هشت‌صد سال توانست با افتخار نام ایران را بر روی نقشه‌ها برگرداند.

دوم این‌که مذهب تشیع در ایران توسط شاه اسماعیل مذهب رسمی اعلام شد که در اعتلا و پیروزی‌های چشم‌گیر آینده آن سلسه تاثیر به سزایی داشت.

شاه اسماعیل با برخورداری از نیروی جان بر کف قزلباش عزم نمود، که ایران را متحد سازد. ابتدا «سلطان مراد» حاکم عراق را در نواحی مابین همدان و بیجار شکست داد و سلطان مراد به شیراز گریخت.

شاه اسماعیل او را تعقیب کرد و او از ترس به بغداد گریخت و شاه اسماعیل بدون جنگ شیراز را تصرف کرد و از آن‌جا به قم رفت. سپس بر «حسین کیای چلاوی» حاکم سمنان و فیروزکوه پس از جنگی سخت غلبه کرد و در نهایت یزد و ابرقو را که در اختیار «محمدکره» بود، را تصرف کرد و از شهری به شهری رفت و حکام محلی را برانداخت و یا تابع خود نمود.

آن‌گاه در سال ۸۸۷ خورشیدی عازم عراق عرب شد و بغداد و نجف را نیز فتح نمود. بدین ترتیب او در مدت هفت سال تمام ایران بزرگ به جز برخی نواحی نظیر خراسان و ارمنستان را تصرف نمود و حکومتی واحد و مستقل را در آن برقرار ساخت و به عنوان پادشاه ایران تاج‌گذاری کرد.

از جمله اقدامات شاه صفوی برای تجلیل از امامان شیعه ضرب سکه با نام امامان دوازده‌گانه شیعه، قرار دادن نام ۱۲ امام معصوم به عنوان سجع مهر شاهی، تعمیر و توسعه آرام‌گاه امامان در شهرهای عراق و مشهد و نیز ایجاد ساختمان مقبره برای امام‌زاده‏ها در شهرهای ایران و طرح آب‌رسانی از فرات به نجف بود.

شاه اسماعیل کلیه وظایف اداری و کشوری را به ایرانیانی سپرد که در اعتقادشان به تشیع جای شک و شبهه نبود و بسیاری از آنان پیشینه طولانی در کارهای دیوانی داشتند. نام‌دارترین رجال او عبارت بودند از: «امیر زکریا تبریزی، محمود خان دیلمی، قاضی شمس الدین لاهیجانی، امیر نجم رشتی، امیر نجم ثانی، میر سیدشریف شیرازی و شمس الدین اصفهانی.»

شاه اسماعیل به رسوم و آیین‌های مذهبی و ملی بسیار علاقه نشان می‏داد و به ایجاد آبادانی و بناهای یادبود اهتمام داشت. مهم‌ترین آثاری که از دوران وی به یادگار مانده، عبارت‌اند از چهار بازار دور میدان قدیم اصفهان، مدرسه ‏هارونیه و بقعه امام‌زاده هارون در اصفهان وی بناهای یادبودی هم در اوجان فارس و شیراز و آبادانی و ساختمان‌های متعددی در خوی و تبریز بنیاد کرد.

شاه اسماعیل توانست در مدتی کوتاه با تدابیر جنگی و نیز با رشادت‌هایی که به کار می‌برد ایران را متحد کرده و در برابر هجوم دشمنان داخلی و خارجی به‌خصوص ازبکان و عثمانی‌ها که از شرق و غرب به ایران حمله می‌کردند به خوبی مقاومت کند.

او مردی بسیار زیبا و خوش اندام بود، اشعار صوفیانه به ترکی آذربایجانی می‌گفت که تا به امروز نیز این اشعار باقیمانده ‌است.

«سلطان سلیم یکم» که در فتح تبریز موفق شده بود که همسر محبوب شاه اسماعیل را به اسارت در آورد پس از خروج از ایران وی را گروگان گرفت و برای آزادی وی از شاه امتیازات کلانی خواست. اما اسماعیل برای به‌دست آوردن همسر محبوب خود حاضر نشد یک وجب از خاک ایران را به سلطان سلیم تسلیم کند و آن‌چنان که گفته شده از دوری همسر خویش در سال 903 خورشیدی در سن سی و هفت سالگی درگذشت. پس از وی فرزندش شاه طهماسب یکم به پادشاهی ایران رسید.

منبع‌ها:

تاریخ ایران و جهان

ویکی‌پدیا

ویکی‌گفتاورد

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , ,