Saturday, 18 July 2015
24 November 2020
به بهانه سیزدهمین سالروز دوم خرداد 76

«اصلاح‌طلبان از ۲ خرداد ۷۶ تاکنون»

2010 May 24

سام شریف/رادیو کوچه

sam@koochehmail.com

انتخابات هفتمین دوره ریاست جمهوری ایران در 2 خرداد 1376 برگزار شد. این انتخابات که به پیروزی غیرمنتظره «سید محمد خاتمی» انجامید آغازگر دورانی بود که به اصلاحات معروف شد.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

در روز دوم خرداد 1376 هفتمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران برگزار شد. در این انتخابات چهار کاندیدا با وجود نظارت استصوابی شورای نگهبان تایید صلاحیت شدند و با هم به رقابت پرداختند: «سید محمد خاتمی»‌، وزیر پیشین فرهنگ و ارشاد، «محمد محمدی ری شهری»، وزیر پیشین اطلاعات و نماینده ولی فقیه و سرپرست حجاج، «رضا زواره‌ای» رییس وقت سازمان ثبت اسناد و املاک کشور و عضو حقوق‌دان شورای نگهبان، «علی اکبر ناطق نوری»، رییس وقت مجلس شورای اسلامی و وزیر پیشین کشور.

فردای روز انتخابات نتایج اولیه از پیروزی قاطع سید محمد خاتمی حکایت می‌کرد. نتایج نهایی ساعت ۱۴ شنبه سوم خرداد در حالی از سوی ستاد انتخابات وزارت کشور اعلام شد که علی اکبر ناطق نوری رقیب اصلی خاتمی ساعتی پیش از آن در پیامی پیروزی خاتمی را در انتخابات تبریک گفته بود. نتایج به شرح زیر بود:

سید محمد خاتمی؛ 20078178 رای (69 درصد آرای ماخوذه)

محمد محمدی ری شهری،67831  رای

رضا زواره‌ای 771460 رای

علی اکبر ناطق نوری 7242859 رای

پس از روشن شدن پیروزی اصلاح طلبان، برخی گروه‌های تندرو در تلاش بودند تا به جای اعلام نتایج انتخابات، چهره‌های شاخص اصلاح طلب را دستگیر و وضعیت فوق‌العاده در کشور اعلام کنند. «بهزاد نبوی» نایب رییس مجلس ششم بعدها چنین گفت: «شب دوم خرداد زمانی که نتایج انتخابات معلوم ولی هنوز اعلام نشده بود، جماعتی از مخالفان اصلاحات پیشنهاد می‌کردند که همان شب حدود دو هزار نفر دستگیر شوند و نتایج آرا هم به گونه‌ای دیگر اعلام شود.»

پیامدهای داخلی

پیروزی خاتمی عملن فصل جدیدی از تاریخ جمهوری اسلامی را رقم زد. فصل جدیدی که نشانه اصلی آن پویایی فضای سیاسی بود. و البته امید به تغییر و بهبود وضعیت کشور برای اکثریت ایرانیان نوجو. این دوره اصطلاحات سیاسی خاص خود را بر سر زبان‌ها انداخت. طیف طرف‌داران خاتمی یا همان جناح چپ به نام «دوم خردادی‌ها» یا «اصلاح طلبان» شناخته شدند. اصلاح طلبان معتقد به لزوم تغییرات اساسی در اداره‌ی امور کشور البته در چهار چوب قانون اساسی کشور بودند.

با باز شدن نسبی فضای سیاسی، احزاب جدید با سرعتی شگفت‌آور تولد یافتند. اصلاح‌طلبان موفق به کسب اکثریت قابل توجهی در مجلس ششم شدند. فعالیت‌های مطبوعاتی هم شدت گرفت و رکود پیشین عرصه‌ی مطبوعات به یک‌باره رنگ باخت. با توقیف هر روزنامه و تعطیلی آن، روزنامه‌ای جدیدی جای آن را می‌گرفت که جز در نام و جزییات تفاوت چندانی با روزنامه‌ی تعطیل شده نداشت. از این پدیده به عنوان روزنامه‌های زنجیره‌ای یاد می‌کنند. در کنار این‌ها فعالیت‌های دانشجویی هم از حیاتی دوباره بهره‌مند شد و دانشجویان باز هم به عنوان یک نیروی موثر به حساب آمدند.

اصلاح‌طلبان که به پیروزی بزرگی در انتخابات مجلس ششم دست یافته بودند، امید داشتند که طی روزهای بعد با اصلاح قانون مطبوعات (که در ماه‌های پایانی عمر مجلس پنجم تغییر و محدودیت‌های بیشتری را برای مطبوعات وضع کرده بود.) دوباره فضای رسانه‌ای کشور را به آزادی نسبی ایجاد شده پس از دوم خرداد باز گردانند، اما «آیت‌اله خامنه‌ای» رهبر ایران با صدور فرمانی به نمایندگان (که رسانه‌های حکومتی از آن به عنوان حکم حکومتی یاد می‌کنند) دوباره مانع از اصلاح قانون مطبوعات شد.

بدین ترتیب فضای مطبوعاتی ایران، روزانه شاهد توقیف مکرر روزنامه‌ها و دستگیری بیش از پیش روزنامه‌نگاران شد که تاکنون نیز ادامه دارد. توقیف مطبوعات از روزنامه پرتیراژ جامعه آغاز شد. گرچه نشریات نیز دوباره با دریافت مجوز تازه فعالیت خود را از سر می‌گرفتند. مجلس پنجم در روزهای آخر فعالیت خود با اصلاح قانون مطبوعات اختیارات تازه‌ای به دست‌گاه قضایی برای برخورد با مطبوعات داد. از جمله به جز مدیر مسوول روزنامه، نویسنده مقاله هم می‌بایست در برابر محتوای آن در دادگاه مطبوعات پاسخ‌گو باشد. هم‌چنین انتشار نشریه‌ای همانند به نشریه توقیف شده ممنوع بود. به این ترتیب نشریات توقیف شده با دریافت مجوز تازه هم امکان انتشار نداشتند. پس از روی کار آمدن مجلس ششم و تلاش برای افزایش آزادی‌های مطبوعاتی و لغو محدودیت‌ها، آیت‌اله خامنه‌ای طی دستوری که «حکم حکومتی» نامیده شد مجلس را از تغییر قانون منع کرد.

آیت‌اله خامنه‌ای که پیش از این نیز بارها سخنرانی‌هایی علیه وزیر وقت ارشاد (مهاجرانی) انجام داده و مطبوعات و احزاب اصلاح‌طلب را نیز نواخته بود در شدیدترین اظهارات خود مطبوعات را به وابستگی به دشمن متهم کرد، اتهامی که هیچ‌گاه دلیلی برای آن یافت نشد:

«بعضی از این مطبوعاتی که امروز هستند، پایگاه‌های دشمنند؛ همان کاری را می‏کنند که رادیو و تلویزیون‌های بی.بی.سی و آمریکا و رژیم صهیونیستی می‏خواهند بکنند. من نه با آزادی مطبوعات مخالفم و نه با تنوع مطبوعات. اگر به جای بیست روزنامه، دویست روزنامه هم دربیاید، بنده خوشحال‌تر هم خواهد شد و از زیادی روزنامه‌ها احساس بدی ندارم. اگر مطبوعات آن هر چه بیشتر باشند بهتر است، اما وقتی مطبوعاتی پیدا می‌شوند که همه همتشان تشویش افکار عمومی، ایجاد بدبینی مردم به نظام است 10 تا 15 روزنامه گویا از یک مرکز هدایت می‌شوند، تیترهایی می‌زنند که هر کس نگاه کند، فکر می‌کند همه چیز در کشور از دست رفته است، امید را در جوانان می‌میرانند، روح اعتماد به مسوولان را در مردم ضعیف می‌کنند، نهادهای رسمی را تضعیف می‌کنند، مدل این‌ها کیست؟ مطبوعات غربی هم این گونه نیستند، این یک شارلاتانیزم مطبوعاتی است.»

بعد از اظهارات آیت‌اله خامنه‌ای روند توقیف فله‌ای مطبوعات شدت بیشتری گرفت و سرانجام در 18 تیر 1378 یکی از این جنبش‌های دانشجویی در دانشگاه تهران با اعتراض به توقیف روزنامه سلام دست به تظاهرات زدند که بعد از چند ساعت این اعتراض کوچک دانشجویی جای خود را به شورشی داد که اساس نظام جمهوری اسلامی را هدف قرار داده بود.

اما هرچه زمان سپری شد، انتظارات فزونی گرفت و خطوط قرمز بیشتر به چشم آمد. اصلاح‌طلبان با تکیه به سه رکن اجرایی خود (مردم و نمایندگان آن‌ها در مجلس، مطبوعات و دانشجویان و نخبگان) در فکر اهداف خود بودند و پیش می‌آمدند. طبیعتن در چنین وضعیتی می‌توان عکس‌العمل طرف مقابل را انتظار داشت. و این چیزی بود که سران اصلاحات آمادگی لازم برای مقابله با آن را نداشتند. مشکلات و بحران‌ها، دامن‌گیر جنبش اصلاحات شد و حتا خاتمی را وادار به افشاگری کرد. وی اعلام کرد مراکزی در کشور به بحران سازی مشغولند و رییس جمهوری به طور متوسط در هر 9 روز با یک بحران جدی دست به گریبان است.

قوه قضاییه هم‌چنین به دستگیری اصلاح‌طلبان پیشرو و فعالان سیاسی دگراندیش پرداخت. آن‌ها حتا نمایندگان مجلس را هم بی‌نصیب نگذاشتند و آن‌ها را برخلاف قانون اساسی به محکمه بردند. در اصول هشتاد و چهار و هشتاد و ششم قانون اساسی نمایندگان حق اظهار نظر در همه‌ی مسایل را دارا هستند و نمی‌توان آن‌ها را به سبب آرایی که در مقام ایفای نمایندگی به زبان آورده‌اند تعقیب یا توقیف کرد.

اما اوج این رویارویی در هنگامه انتخابات مجلس هفتم به اوج رسید. شورای نگهبان با اعمال آن‌چه که نظارت استصوابی می‌خواند، حدود نیمی از کاندید‌ها را  به بهانه آن‌که التزام عملی به اسلام نداشته‌اند یا التزام آنان، برای مجلس شورای نگهبان اثبات نشده است، رد صلاحیت کرد. در میان رد صلاحیت شدگان‌، عده‌ی زیادی از نمایندگان اصلاح‌طلبان مجلس ششم قرار داشتند. 139 نماینده در اعتراض به رد صلاحیت‌ها در مجلس شورای اسلامی تحصن کرد و در نهایت، با بی‌اثر ماندن اعتراضات و برگزاری انتخابات مجلس هفتم‌، استعفا دادند.

آیت‌اله خامنه‌ای 3 سال بعد در دیدار با نمایندگان مجلس هفتم‌، دیدگاه خود را پیرامون مسایل مجلس ششم چنین بیان داشت:

«شرایطی که قبل از پدید آمدن این مجلس به وسیله‏ی بعضی اشخاصی که از روی غفلت، کارهایی انجام می‏دادند به وجود آمده بود، رفتن به سمت تحریم انتخابات، رفتن به سمت استعفای نمایندگان، اعتصاب در مجلس، مقابله‌ی مجلس، چیزهای بد و عجیبی بود و صدای عمومی مجلس، با خیلی از مبانی و اصول نظام مغایرت داشت. در یک چنین فضایی، این مجلس رویید.»

تمام این کش و واکنش‌ها تا پایان 2 دوره ریاست جمهوری خاتمی ادامه یافت و سرانجام اصلاح‌طلبان در دوره نهم  انتخابات ریاست جمهوری قافله را واگذار به یکی از افراطی‌ترین جریان اصول‌گرایی کردند.

با به قدرت رسیدن «محمود احمدی‌نژاد» از یک سو و هم‌راهی مجلس و رهبری از سویی دیگر  عر‌صه بر اصلاح‌طلبان تنگ شد و در انزوای بیشتری فرو رفتند. اما هم‌زمان با نتخابات دوره دهم ریاست جمهوری اصلاح‌طلبان با قوای بیشتری وارد کارزار شدند. آن‌ها با حمایت از کاندیداتوری «میر‌حسین موسوی» با اقبال گسترده‌ای از سوی مردم شدند. اما این شادمانی دیری نپایید که در 22 خرداد 89 اصلاح‌طلبان با کودتا خواندن انتخابات ریاست جمهوری دهم در رویارویی مستقیم با حاکمیت قرار گرفتند. اکثر اصلاح‌طلبان بعد از دستگیری گسترده با اعتراف به براندازی و «کودتای نرم» در دادگاه به حبس‌های سنگین محکوم شدند.

اصلاح‌طلبان که خود روزی از انقلابیون دو آتشه بودند و  حضور در تمام بزنگاه‌های سیاسی ایران از تسخیر سفارت آمریکا تا نخست وزیری دوران «آیت‌اله خمینی» را در کارنامه داشتند حذف شدند که شاید بار دیگر صدق این جمله «فرانتس فانون»؛ «انقلاب فرزندان خود را می‌بلعد»  تایید شود.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , ,