Saturday, 18 July 2015
28 November 2020
گزارش روز

«طعم تلخ سینمای ایران در ماه های ابتدایی ۸۹»

2010 May 26

سام شریف/رادیو کوچه

sam@koochehmail.com

سینمای ایران در سال 88 علی‌رغم داشتن دو مدیریت مختلف با سلیقه‌های هنری نسبتن متفاوت، دوران سخت و پرتنشی را پشت سر گذاشت.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

دورانی که سینماگران ایران هم‌چنان به خودی و ناخودی خط کشی شدند، کوشش‌های فیلم‌سازانی چون «جعفر پناهی» و «بهمن قبادی» برای فیلم‌سازی در ایران ناکام ماند و بسیاری از سینماگران مستقل حاشیه نشین شدند. بهمن قبادی از کشور مهاجرت کرد تا بختش را در غربت بیازماید و «عباس کیارستمی» سینماگر بزرگ ایرانی نیز با این‌که هرگز حاضر به ترک وطن نشد، خانه نشین ماند و در نهایت اروپا را به جای ایران برای فیلم‌سازی انتخاب کرد.

وضعیت دردناک و ناهنجار سینمای ایران در سال گذشته و سالیان اخیر به خوبی در کلام تلخ و سرزنش‌بار عباس کیارستمی، و در لابلای خطوط نامه‌اش خطاب به مقامات جمهوری اسلامی برای آزادی جعفر پناهی از زندان، مشهود بود.

سیاست دوگانه وزارت ارشاد در زمینه نظارت و ممیزی و برخورد با تولیدات سینمایی، یکی دیگر از مشکلات بزرگی بود که در سال گذشته سینمای ایران با آن مواجه بود. این سیاست نه تنها در دوران مدیریت «جعفری جلوه» به طور جدی دنبال شد بلکه در دوران مدیریت جدید «جواد شمقدری» بر معاونت سینمایی وزارت ارشاد نیز ادامه یافت. از یک سو دیدیم که چگونه برخی از فیلم‌های توقیف‌شده در دوران قبل، مثل به «رنگ ارغوان»، «آتشکار» و «تسویه حساب»، هر چند به صورت محدود و با جار و جنجال اجازه نمایش پیدا کردند؛ اما از سوی دیگر فیلم‌هایی چون «پاداش» ساخته«کمال تبریزی» تا اطلاع ثانوی به بایگانی فیلم‌های توقیفی وزارت ارشاد سپرده شدند یا هم‌چون فیلم «سفر به هیدالو» ساخته «مجتبا راعی» ممنوعیت نمایش آن‌ها هم‌چنان تمدید شد.

«محمد حسینی»، وزیر جدید فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران در مورد توقیف فیلم پاداش، گفت: «وقتی فیلمی معیار‌ها و موازین ارزشی را رعایت نکند، قطعن توقیف می شود.»

تاثیر رویدادهای پس از انتخابات بر فضای سینمای ایران

در سال گذشته، رویدادهای خونین پس از انتخابات در ایران و برخورد خشونت‌آمیز پلیس با مردم معترض به نتیجه انتخابات در خیابان‌ها، واکنش‌های زیادی را از سوی سینماگران ایرانی به دنبال داشت.

در همان روزهای پر‌التهاب، شماری از سینماگران برجسته‌ی ایران ازجمله «بهرام بیضایی»، «عباس کیارستمی»، «ناصر تقوایی»، «عزت‌اله انتظامی»، «رخشان بنی‌اعتماد»، «کامبوزیا پرتوی»، «اصغر فرهادی»، «بهمن قبادی»، «جعفر پناهی»، «کیومرث پوراحمد»، «محسن مخملباف»، «سیف‌اله داد» و «پرویز کیمیاوی» با صدور بیانیه‌ای به خشونت نیروهای انتظامی اعتراض کرده و خواهان پایان ‌دادن به اقتدار نظامی شدند. در قسمتی از این بیانیه آمده بود: « آیا به راستی اسلحه‌ کشیدن روی دست‌های خالی اقتدار نظامی ا‌ست؟ آیا مردم تا لحظه‌ای که رای دادند، شریف و قهرمان و حماسه‌آفرین بودند و به محض این‌که در نتیجه‌ی رای اعلام شده شک کردند آشوب‌گر، اوباش، بیگانه‌پرست و خاشاک‌اند و سزاوار توهین، یورش و خونریزی و قتل؟»

از سوی دیگر جمعی از فیلم‌سازان مستند سینمای ایران نیز با صدور بیانیه‌ای با عنوان «ما را چند پاره نکنید»، به عمل‌کرد رسانه‌ای صدا و سیما در مواجهه با رویدادهای پس از انتخابات در ایران اعتراض کردند و آن را پنهان‌سازی حقیقت خواندند.

«محمدرضا اصلانی»، «محمد تهامی‌نژاد»، «رخشان بنی‌اعتماد»، «پیروز کلانتری»، «ابراهیم مختاری»، «کامران شیردل»، «محمدرضا مقدسیان»، «پرویز کیمیاوی» و «خسرو سینایی» و «احمد میراحسان» از امضاکنندگان این بیاینه بودند.

در واکنش به همین رویدادها، تعدادی از کارگردانان سینمای ایران در نامه‌ای خطاب به نمایندگان مجلس ایران با اظهار نگرانی در مورد این وقایع، خواهان اجرای اصول قانون اساسی شدند.

در نامه این سینماگران آمده بود «اکنون همه آنان که برکرسی خانه ملت تکیه زده‌اند، در پیشگاه تاریخ و وجدان‌های آگاه ملت ایران پاسخ دهند که میان مضمون آن سوگند به خداوند و کتب الهی با مصائبی که امروز بر مردم توفان زده کشورمان می‌رود چه نسبتی وجود دارد.»

از سوی دیگر، بیش از 140 تن از مستندسازان ایرانی با انتشار نامه‌ای سرگشاده به مقام‌های سینمایی ایران، اعلام کردند که در جشنواره سینما حقیقت شرکت نمی‌کنند.

در این بیانیه که در اعتراض به فضای فرهنگی حاکم بر کشور و محدودیت‌های اعمال شده از سوی حکومت بر سر راه فیلم‌سازان مستند به ویژه در جریان رویدادهای پس از انتخابات در ایران، صادر شد، آمده بود:

ما نمی‌توانیم جای خالی مستندهای ساخته­ نشده از وقایع اجتماعی اخیر را نادیده بگیریم و به دلیل ارزش و احترامی که برای بیان حقیقت قایلیم از هرگونه حضور و شرکت در این جشنواره به عنوان دست­ اندرکار، منتقد و تماشاگر خودداری می‌کنیم.

محسن مخملباف، سینماگر نام‌دار ایرانی که مدت‌هاست دور از ایران و در فرانسه زندگی می‌کند، در نقش سخن‌گوی میرحسین موسوی از رهبران «جنبش سبز» و در اعتراض به نتایج انتخابات دست به فعالیت گسترده‌ای زد. مخملباف به همراه «مرجان ساتراپی» سازنده‌ی فیلم انیمیشن «پرسپولیس» در پارلمان اروپا حضور یافت و اعتراض خود را نسبت به نتایج انتخابات اعلام کرد.

جشنواره فیلم فجر زیر سایه اعتراض و تحریم

جشنواره فیلم فجر سال گذشته، از نظر سیاسی داغ‌ترین و جنجالی‌ترین دوره این جشنواره در تاریخ برگزاری‌اش بود.

این جشنواره، علی‌رغم تحریم غیررسمی و نسبتن گسترده فیلم‌سازان ایرانی و خارجی، با نمایش فیلم‌های سینماگران سرشناسی چون «داریوش مهرجویی»، «تهمینه میلانی»، «ابراهیم حاتمی کیا»، «ابراهیم فروزش»، «داریوش فرهنگ»، «حسن فتحی»، «شهرام اسدی»، «محسن امیر یوسفی»، و «سامان مقدم» برگزار شد.

برگزارکنندگان جشنواره که درواقع مدیران جدید سینمای کشور بودند(جواد شمقدری، کارگردان سینما و مشاور هنری محمود احمدی‌نژاد به جای محمدرضا جعفری‌جلوه به عنوان معاونت سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منصوب شد)، ناگهان خود را در مقابل موج تحریمی دیدند که از جانب سینماگران معترض داخلی از یک سو و فیلم‌سازان سرشناس جهانی از سوی دیگر جشنواره فجر را هدف قرار داده بود.

اعتراض به برگزاری جشنواره فیلم فجر ابتدا در قالب مخالفت تعدادی از سینماگران ایرانی مثل رخشان بنی اعتماد با ارسال فیلم هایشان به جشنواره شروع شد و بعد با انتشار نامه بدون امضایی از سوی سینماگران ایرانی در اینترنت، دامنه وسیع‌تری یافت.

به علاوه تعدادی از فیلم‌سازان سرشناس جهانی از جمله «کن لوچ» کارگردان انگلیسی، «تئو آنجلو پولوس» کارگردان یونانی و «الیا سلیمان» کارگردان فلسطینی نیز در اعتراض به وضعیت سیاسی ایران و برخورد حکومت با معترضان به نتیجه انتخابات، این جشنواره را تحریم کرده و کمی پیش از شروع جشنواره، فیلم‌هایشان را از آن بیرون کشیدند.

هم‌چنین، عده‌ای از سینماگران صاحب نام ایرانی از جمله اصغر فرهادی، عزت‌اله انتظامی، عباس کیارستمی و فرهاد توحیدی هر کدام به دلایلی داوری بخش مسابقه سینمای ایران را نپذیرفتند. این مخالفت سینماگران سرشناس با حضور در هیت داوری جشنواره، برگزارکنندگان آن را در برابر چالش بزرگی قرار داد. «مهدی مسعودشاهی» دبیر جشنواره ابتدا اعلام کرد که هیت داوران پس از پایان جشنواره اعلام می‌شود؛ موضوعی که در جشنواره‌های سینمایی معتبر جهان و حتا در دوره‌های پیشین جشنواره فیلم فجر سابقه نداشت.

و در نهایت در روز چهارم جشنواره، هیت داوران که عمومن از میان چهره‌های سیاسی و سینماگران و چهره‌های فرهنگی نسبتن گمنام بودند، معرفی شدند.

مسوولان سینمایی جدید که در دوران گذشته از منتقدان دو آتشه سیاست‌های تساهل‌آمیز و مداراجویانه مدیران قبلی بودند، این‌بار به ناگزیر برای مقابله با موج تحریم و گرم نگه داشتن تنور جشنواره به همان سیاست‌ها متوسل شدند.

رفع توقیف از فیلم‌های ممنوع شده قدیمی و نمایش مشروط آن‌ها در جشنواره فیلم فجر، آشکارا با مقررات داخلی جشنواره در تضاد بود چرا که فیلم‌های بخش مسابقه باید تولید همان سال باشند اما جشنواره بیست و هشتم، نه تنها فیلم توقیفی به «رنگ ارغوان» را علی‌رغم این‌که محصول چند سال قبل بود در بخش مسابقه به نمایش درآورد، بلکه سیمرغ بلورین بهترین فیلم و بهترین کارگردانی جشنواره را نیز به همین فیلم اهدا کرد.

ابراهیم حاتمی کیا، هنگام دریافت جایزه اش گفت: « من باید از آقای شمقدری و عزیزانی که با فشار و شجاعت کردند در حق این فیلم تشکر کنم و اگر این کار را نکنم، ناسپاسی است.»

نمایش به رنگ ارغوان و فیلم های توقیفی دیگر اگرچه توانست بر رونق جشنواره بیفزاید و تحریم مخالفان جشنواره را تا حدی خنثا سازد اما از سوی دیگر موجب برانگیختن مخالفت تندروها شدو از سوی روزنامه کیهان و دسته‌ای از منتقدین سینمای ایران که خود را « منتقدین ارزشی» می‌خوانند، به شدت به آن حمله شد.

بازداشت سینماگران ایرانی

اما بازداشت «جعفر پناهی» و «محمد رسول‌اف» دو سینماگر مستقل و سرشناس ایرانی، در آخرین روزهای سال گذشته، به مهم‌ترین خبر رسانه‌های گروهی ایران و جهان تبدیل شد. جعفر پناهی کارگردان فیلم‌های «دایره»، «طلای سرخ» و «آفساید» که از هواداران فعال «جنبش سبز» است، به همراه همسر و دخترش و تعدادی از مهمانانش شبانه در منزلش در تهران دستگیر و به زندان اوین منتقل شد.

محمد رسول‌اف کارگردان فیلم‌های موفق «جزیره آهنین» و «کشتزارهای سفید» و تعداد دیگری از اهالی سینمای ایران نیز به همراه پناهی بازداشت شدند اما جز پناهی، رسول‌اف و «مهدی پورموسی»، بقیه بازداشت شدگان پس از چند روز آزاد شدند.

دستگیری جعفر پناهی و محمد رسول‌اف بازتاب وسیعی در مطبوعات و رسانه‌های خبری جهان داشت. بسیاری از فیلم‌سازان سرشناس جهان از جمله کن لوچ به این دستگیری اعتراض کرده و خواستار آزادی فوری این دو هنرمند شدند.

با این‌که دادستان عمومی تهران اعلام کرد که بازداشت جعفر پناهی جنبه سیاسی ندارد، اما برخی از سایت‌های خبری داخلی از جمله سایت تابناک، دلیل دستگیری این کارگردان مطرح سینمای ایران را ساختن فیلمی درباره ناآرامی‌های اخیر ایران اعلام کردند.

سایت خبری تابناک درباره علت بازداشت آقای پناهی نوشت: «جعفر پناهی به هم‌راه دوستان و هم‌کاران خود در حال تهیه فیلمی علیه نظام بوده‌اند که با هوشیاری دستگاه‌های امنیتی و با عملیاتی به هنگام، او و هم‌کارانش بازداشت شدند.»

به نوشته تابناک «‌محل زندگی جعفر پناهی از پیش از انتخابات و پس از ۲۲ خرداد محل ساخت فیلم علیه نظام بوده است» اما «پناه پناهی» فرزند جعفر پناهی به رسانه‌ها گفت که پدرش به هم‌راه دوستانش سرگرم تهیه فیلمی با مجوز دولتی بوده‌اند که دستگیر شدند.

نامه سرگشاده عباس کیارستمی به مقام‌های حکومتی

در آخرین روزهای سال گذشته، عباس کیارستمی سینماگر نام‌دار ایرانی، در واکنش به دستگیری جعفر پناهی و محمد رسول‌اف، در نامه‌ای خطاب به دولت‌مردان ایران، ضمن انتقاد شدید از فضای فرهنگی و سینمایی کشور، خواهان آزادی این دو سینماگر زندانی شد.

کیارستمی در این نامه که نخستین بار در روزنامه نیویورک تایمز منتشر شد، « مسوولیت آن‌چه را که بر سر جعفر پناهی رفته است را به طور مستقیم بر عهده ی سو مدیریت و سیاست غلط مسوولین وزارت ارشاد» دانست و نوشت:

«‌شاید مسوولین وزارت ارشاد امروز نتوانند کمکی موثر در حل مشکل جعفر پناهی باشند ولی باید بدانند که مسوولیت وخیم و بازتاب عواقب زشت و غیر فرهنگی جهانی آن متوجه مدیریت سو و سیاست‌های غلط این ارگان در همه این سال‌هاست.»

وی با انتقاد از سیاست‌های «‌تبعیض آمیز» و «غلط وزارت ارشاد» به عنوان «‌بازوی اجرایی و فرهنگی دولت» نوشت که دیگر سال‌هاست امیدی به نمایش فیلم‌هایش در داخل ایران ندارد و ترجیح داده است که به جای فیلم‌سازی به عکاسی بپردازد.

کیارستمی در پایان نامه‌اش آرزو کرد که «‌دیگر هنرمندی به خاطر هنر در این سرزمین در هیچ بندی نباشد و دیگر سینمای جوان و مستقل ایران با موانع‌، بی‌عنایتی‌ها و تبعیض‌های» مسوولان وزارت ارشاد مواجه نشود.

اشک‌های ژولیت پینوش در جشنواره کن

تیم برتون رییس داوران جشنواره کن، در مراسم افتتاحیه این جشنواره خواستار آزادی پناهی یکی از داوران کن شد. او در کنفرانس خبری گفت: «همه ما خواستار آزادی بیان هستیم و هرکس باید بتواند در بیان خود آزاد باشد.» عباس کیارستمی در جلسه پرسش‌وپاسخ فیلمش رونوشت برابر اصل در جشنواره فیلم کن گفت: «اگر دولت ایران از آزاد کردن جعفر پناهی سر باز بزند، باید توضیحی برای این کار داشته باشد. من درک نمی‌کنم چگونه یک فیلم می‌تواند جرم تلقی شود، به ویژه در حالی که این فیلم هنوز ساخته نشده است. زمانی که یک فیلم‌ساز، یک هنرمند، زندانی می‌شود، این تمامیت هنر است که مورد حمله قرار گرفته است. با دست‌گیری پناهی حریم بین دولت و هنرمندان برداشته شد.»

در این جلسه «ژولیت پینوش» بازیگر فرانسوی، در واکنش به بازداشت جعفر پناهی گریست.

اعتصاب غذا در زندان

صبح روز سه شنبه 28 اردیبهشت پناهی اعلام کرد اعتصاب غذا کرده است. وی طی تماسی با خانواده‌ی خود نامه‌اش را از زندان برای آن‌ها خواند. در این نامه آمده است :

«بعد از برخورد ناشایستی که شنبه شب در هجوم مامورین به داخل سلول 56 اوین صورت گرفت و متعاقب آن به مدت یک ساعت و نیم، من و هم سلولی‌هایم را بدون لباس در بیرون و در هوایی سرد نگه داشتند، صبح روز یکشنبه مرا به بازجویی بردند و متهم کردند که از داخل سلول فیلم‌برداری کرده‌ام؛ که کذب محض است. و بعد تهدید کردند که تمامی اعضای خانواده‌ام را دستگیر و به اوین منتقل خواهند کرد و دخترم را به بازداشت‌گاهی ناامن در رجایی‌شهر خواهند فرستاد و با این حرف‌ها قدرت تجزیه و تحلیل را از من سلب کردند.»

وی در ادامه گفت که از صبح‌گاه 26 اردیبهشت چیزی نخورده و نیاشامیده است و شروط خود را برای پایان این وضعیت چنین بیان کرد:

تماس و دیدار باخانواده‌ام و اطمینان کامل از سلامت آن‌ها

حق داشتن وکیل بعد از ۷۷ روز و مشورت با او

آزادی بدون قید و شرط تا تشکیل دادگاه و صدور حکم قطعی

سپس وی قسم خورد تا تحقق خواسته‌هایش دست از اعتصاب غذا برندارد:

«به سینمایی که به آن معتقدم قسم می‌خورم تا تحقق خواسته‌هایم دست از اعتصاب غذا برنمی‌دارم و تنها خواسته‌ام این است که جنازه مرا به خانواده‌ام تحویل دهند تا هر کجا که مایل‌اند دفن کنند.»

پس از این ماجرا حاکمیت ایران به دو خواسته اول جعفر پناهی تن در داد. به هر روی سینمای ایران سال چندان خوبی را پشت سر نگذاشت. در پایان این سوال مطرح است حکومت ایران تا چه میزان حاضر به پرداخت هزینه رویارویی با هنرمندان و نخبه‌گان است؟

منبع

وبلاگ شخصی پرویز جاهد

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , ,