Saturday, 18 July 2015
28 November 2020
گفت‌وگوی روز

«نه شورش کور، نه کرنش در برابر قدرت»

2010 May 27

اردوان روزبه/ رادیو کوچه

ardavan@koochehmail.com

جمعی از فعالان دانشجویی خارج شده از کشور در روز پنج‌شنبه با صدور بیانیه‌ای، به بهانه صدور احکام سنگین برای «بهاره هدایت»، «میلاد اسدی» و «مجید توکلی»، این احکام را، پیامی نمادین به  جنبش دموکراسی‎خواهی و «محاکمه روش و منش جنبش دانشجویی دریک دهه اخیر» تحلیل کردند.

در خصوص صدور این بیانیه اردوان روزبه  گفت‌وگویی داشته با «اردشیر زارع‌زاده‌‌« فعال حقوق بشر و سخن‌گوی جبهه متحد دانشجویی  که یکی از امضا کنندگان این بیانیه هم بوده است.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

آیا این بیانیه در آستانه‌ی سال‌گرد 22 خرداد صادر شده و یا هدف دیگری را دنبال کرده است؟

این مربوط به برخوردهایی است که با جنبش دانشجویی در طی ماه‌های گذشته انجام می‌شود که در این روزها به اوج خود می‌رسد. چرا که احکام سنگینی برای «بهاره هدایت»، «میلاد اسدی» و «مجید توکلی» و چند نفر دیگر از فعالان جنبش دانشجویی در دادگاه‌های انقلاب صادر شده است. آن‌ها در داخل زندان‌ها هم تحت فشار قرار دارند. مجید توکلی در اعتصاب غذا است. «علی بی‌کس» به‌خاطر عفونت لثه و دهان به معالجه‌ی فوری نیاز دارد. «بهروز جاوید تهرانی» هم که از زندانیان وقایع کوی دانشگاه تهران است در زندان رجایی شهر از نظر سلامتی شرایط بسیار وخیمی دارد و باید هرچه زودتر از زندان آزاد شود.

«شبنم مدد‌زاده»، «مجید دری»، «ضیا نبوی»، «شیوا نظرآهاری»، «مهدی گلرو»، «محمد‌ پور‌عبداله» و بسیاری دیگر مانند «عبداله مومنی» یا «حشمت‌اله طبرزدی» که از رهبران سابق جنبش دانشجویی هستند. مجموع تمام این‌ها ما را بر آن داشت که این بیانیه را تنظیم  و آن را منتشر کنیم.

آیا فکر تحمل جریان‌های فکری داخل کشور تا این حد است که در برابر تمام خشونت‌هایی که به آن‌ها وارد می‌شود، روال غیر خشن را ادامه دهند؟

تجربه‌ی سال‌های گذشته نشان می‌دهد که بهترین پاسخ به سرکوب‌های خشونت‌آمیز رژیم جمهوری اسلامی، مبارزات مدنی و به دور از خشونت است که برای ایستادگی بر محور دموکراسی‌خواهی دنبال می‌شود. اگر تن به خشونت دهیم در همان تله‌ای که رژیم پهن کرده است خواهیم افتاد. چراکه آن‌ها از هر نوع خشونتی استقبال می‌کنند. در حال حاضر هم بسیاری را به خاطر اتصال  به گروه‌های مدافع خشونت محکوم  می‌کنند. که این هم فاقد اعتبار است و هیچ سند و مدرکی وجود ندارد. آن‌ها رفتار به دور خشونت و مدنی را هم با خشونت جواب می‌دهند.

روشی که دولت احمدی‌نژاد در پیش گرفته است، بر همین مبنا است و آن‌ها حاضر نیستند کوچک‌ترین حرکت دانشجویی را تحمل کنند.

مگر بهاره هدایت چه کاری انجام داده بود که چنین حکم سنگینی را  در هفته‌ی گذشته دریافت کرد؟ ما در حداقل فعالیت‌ها هم با برخوردهای سنگین مواجه هستیم چه برسد به حرکت‌های خشونت آمیز. امضا‌کنندگان این بیانیه بر این باور هستند که ما در گذشته هم حرکت‌های خشونت‌آمیز و مبارزات مسلحانه داشتیم که نتیجه‌بخش نبوده است. ما باید بر حرکت‌های دموکراتیک و مدنی تکیه کنیم.

به عنوان یک فعال دانشجویی آیا استحکام  و ارتباط بین جریان‌ها و جنبش‌های مدنی ایران وجود دارد که در لایه‌های زیر زمینی به صورت سیستماتیک عمل کنند و به هم متصل باشند؟

این نگرش آرمانی است. اما در عمل واقعیت دارد. زیرا  جنبش دانشجویی توانسته با جنبش‌های دیگر از جمله جنبش زنان و  جنبش کارگری  به صورت سیستماتیک  ارتباط پیدا کند. ما هم به عنوان فعالان دانشجویی که در گذشته در ایران فعالیت می‌کردیم، بر این باور هستیم که اگر جنبش دانشجویی با دیگر جنبش‌ها هم‌کاری کند در تقویت جنبش دانشجویی تاثیر‌گذار خواهد بود. جنبش دانشجویی در مرحله‌ای قرار دارد که می‌تواند به سازمان‌دهی، فعالیت‌های تئوریک و افزایش دانش و معلومات کوشندگان جنبش بپردازد. همه‌ی این‌ها در تقویت شبکه‌های اجتماعی موثر خواهد بود.

بسیاری فعالین دفتر تحکیم وحدت، دانشجویان انجمن اسلامی و دیگران حرکت‌های کلاسیک دانشجویی در ایران را پذیرفته‌اند. اما جریان‌های تندرویی را در  جنبش دانشجویی دیدیم که جلوتر از این فعالین رفتند و جز دسته‌های گمنام محسوب می‌شوند.  به نظر شما جریان دانشجویی کشور می‌تواند رهبر  اتفاقات مدنی در ایران باشد؟

جنبش دانشجویی  توانسته تا حدودی نقش رهبری را بازی کند.  در طول یک سال گذشته و پس از رویدادهای  انتخابات ریاست جمهوری، دانشجویان در صف اول  حرکت‌های آزادی‌خواهانه قرار داشتند و صدها دانشجو را روانه زندان کردند. قبل از انتخابات هم بسیاری از دانشجویان سعی می‌کردند در فضای سیاسی پیرامون انتخابات نقش فعالی را داشته باشند. دانشجویان تلاش کردند که حرکت‌های اعتراضی را گسترش دهند و آن را رهبری کنند که به واسطه‌ی این راهی زندان شدند.

هم‌چنان هم شاهد هستیم که بیش از صد دانشجو در زندان به سر می‌برند. و تعدادی هم درگیر دادگاه و کمیته‌های انضباطی و نهادهای حراست در دانشگاه‌ها هستند.

در بیانیه صادره امضای فعالان دانشجویی خارج از کشور زیادی را می‌بینیم. از جمله اسامی کسانی که در شوراهای مرکزی سیاسی و صنفی دانشجویی در کشور فعال بودند. و همه در ایران فعالیت نمی‌کنند. این گروه‌های دانشجویی تحت یک لوای مشخص به برنامه‌ریزی برای ادامه‌ی فعالیت خود می‌پردازند یا مانند بسیاری از افراد دیگر مجبورند در پی مسایل شخصی خود باشند؟

ما فعالان دانشجویی که از ایران خارج شدیم، خواستیم که تجربیات خود را به دانشجویان فعلی منتقل کنیم و بر حرکت‌های مدنی و دموکراتیک در جنبش دانشجویی تاکید کنیم. از طرفی هم تلاش کردیم حمایت خود را از حرکت آن‌ها نشان دهیم و سرکوب جنبش دانشجویی از طرف رژیم جمهوری اسلامی را محکوم کنیم.

همین که دانشجویان از طیف‌های مختلف دور هم جمع شدند و این بیانیه را امضا کردند نشان می‌دهد که گرایشاتی برای فعالیت‌های مشترک وجود دارد و این شرایطی را برای فعالیت‌های مشترک در آینده فراهم می‌کند. از طرفی هم در کنار هم قرار گرفتن 35 فعال دانشجویی با سابقه  برای تنظیم این بیانیه پیامی است برای نیروهای آزادی‌خواه و دموکرات ایرانی در خارج از کشور که در کنار هم قرار می‌گیرند و می‌توانند برای گذار مسالمت‌آمیز به دموکراسی در داخل کشور فعالیت کنند.

متن این بیانیه به شرح زیرست:

بیش از یک دهه است که نسل جدید فعالان جنبش دانشجویی ایران هدف برخورد دستگاه‌های امنیتی و قضایی  بوده است، نسلی که با بازخوانی انتقادی میراث دو دهه مبارزه مسلحانه نسل پیش از خود، با الهام گرفتن از جنبش‌های اصلاحی و مبارزات بدون خشونت کوشید‌ بر ویرانه‌های برجامانده از نزاع‌های خونین دهه  60، آکادمی آزاد و جامعه باز را بنا کند. این آن تجربه‌ی مشترکی است که ما امضا‌کنندگان این نامه‌ را به هم متصل می‌کند، نسلی از فعالین جنبش دانشجویی که اینک به اختیار یا به اجبار، از سر اضطرار یا به قصد اندوختن دانش و تجربه در خارج از کشور به سر می‌بریم.

بهانه‌ی این مکتوب حکم عمیق ناعادلانه‌ی صادر شده برای بهاره هدایت، میلاد اسدی و مجید توکلی است. این حکم تنها حکم ناعادلانه یک سال اخیر، یک دهه اخیر و نیم‌قرن اخیر علیه جنبش دانشجویی نیست. این حکم حتا ناعادلانه‌ترین حکم صادر شده در نوع خود هم نیست. بسیارند دیگرانی که بیش از بهاره و میلاد و مجید مورد ظلم و ستم حکومت‌های استبدادی در ایران واقع شده‌اند، از شبنم مددزاده و  مجید دری و پیمان عارف و علی بیکس و ضیا نبوی و شیوا نظرآهاری و مهدیه گلرو و محمد پورعبداله تا زندانیان هم‌چنان دربند مانده‌ کوی دانشگاه هم‌چون بهروز جاوید تهرانی. از دانشجویان شناخته شده تا دانشجویان گمنامی که در زندان‌های جمهوری اسلامی مورد ظلم و ستم قرار گرفته اند و می‌گیرند. اما این حکم، حکمی نمادین است. محاکمه روش و منش جنبش دانشجویی دریک دهه اخیر است، پیامی نمادین است به  جنبش دموکراسی‎خواهی به طور عام و جنبش دانشجویی به طور خاص،  مبنی بر این‌که راهی که می‌روند جز به بن بست محبس راه نمی‌برد. بهاره و میلاد را عامدانه به‌خاطر چند بیانیه محکوم کرده‌اند. به‌خاطر انجام ساده‌ترین، مدنی‌ترین، بی‌خشونت‌ترین و کم‌هزینه‌ترین رفتاری که یک تشکل مدنی  می‌تواند در پیش بگیرد. می‌توانستند اتهامات دیگری برای آنان دست و پا کنند و از آستین شعبده بدر آورند چنان‌که برای بسیاری کرده‌اند، اما نکردند. چرا که  پیغام حکومت به سادگی این است: «این کوچه بن بست است و رفتار بدور از خشونت را با خشونتی تمام پاسخ خواهیم داد.»

فشارها و تضییقات در نظام‌های استبدادی نیز، به‌طورعمومی حد و حدود و رابطه معقولی با آن‌چه که فرد می‌کند، دارند.‌ دولت احمدی‌نژاد در چند سال اخیر کوشیده است با درنوردیدن این حد و مرزها  و مخدوش کردن تمامی نسبت‌ها، جنبش دانشجویی را از عرصه اجتماع حذف کند. با برآمدن جنبش سبز در سپهر سیاست ایران این فشارها به شکلی غیرقابل باور افزون شده‌اند تا هزینه فعالیت سیاسی را افزایش دهند غافل از آن‌که سرکوب فزاینده، در عین بالا بردن هزینه فعالیت،  منجر به افزایش انگیزه مشارکت سیاسی نیز می‌شود. هر بار که موج جدیدی از درنوردیدن این مرزها آغاز می‌شود، این پرسش در جنبش دانشجویی مطرح می‌شود که با این همه فشارهای نامتناسب آیا هم‌چنان باید مبارزات مدنی و بدور از خشونت را ادامه داد؟ آیا جنبش باید زیرزمینی شود؟ آیا نباید برخوردی متناسب با رفتارهای حکومت را در پیش گرفت؟ ما در طول فعالیت دانشجویی خود در  داخل ایران، نه یک بار که بارها با این پرسش‌ها مواجه بوده‌ایم.

تجربه‌ی سال‌های اخیر نشان می‌دهد که بهترین پاسخ به این فشارها ادامه مبارزات مدنی، مسالمت‌آمیز، بدور از خشونت و ایستادگی  بر خواست دموکراسی است، نه شورش کور و نه کرنش در برابر قدرت. شورش کور وارد‌شدن به رقابتی است که حکومت برای آن آماده است و مجهز، و کرنش در برابر قدرت قدم نهادن بر پلکان پوسیده‌ای است که اولین قدم بر آن، آخرین قدم و سقوط به چاه ویل وابستگی خواهد بود. در تمامی این سال‌ها  امواج فشارهای سهمناک، نسل جدیدی از رهبران و فعالان دانشجویی را با راه‌کارها و روش‌های جدید و نوین در سپهر دانشگاه‌های کشور پدیدار ساخته و این موج نیز چنین خواهد کرد. از سوی دیگر تجربه نشان می‌دهد که حکومت اگر چه همواره احکامی سنگین و کمرشکن برای فعالان دانشجویی صادر کرده است ولی آن‌جا که با اتحاد و تکاپوی دانشجویان مواجه شده، همواره عقب نشسته و خود پس از مدتی احکام ناعادلانه صادر شده را نقض کرده است.

اگر زیر‌زمینی‌شدن به معنی بیشتر بودن «بود» جنبش دانشجویی از «نمود» جنبش دانشجویی باشد، زیرزمینی شدن هم ممکن است و هم مطلوب. تلاش بیشتر در راه ساختن شبکه‌های جدید  اجتماعی در درون و بیرون دانشگاه‌ها، پیوند خوردن با دیگر جنبش‌های اجتماعی، فعالیت تئوریک و افزایش دانش و معلومات فعالان جنبش، توجه بیشتر به مناسبات درون دانشگاه و تلاش برای ساختن آکادمی آزاد در عین ایستادگی بر آرمان‌های دموکراسی‎خواهانه که هم اینک در جنبش سبز تبلور یافته‌اند، می‌تواند به جنبش دانشجویی در مواجهه با وضعیت جدید کمک کند. هم‌چنان‌که پیوند خوردن جنبش دانشجویی با جنبش زنان توانست هر دوجنبش را تقویت کند، به باور ما اینک وقت آن است که جنبش دانشجویی ضمن هم‌راهی با جنبش سبک‌های زندگی که در طول چند سال اخیر هر روزه در کوچه و خیابان حکومت را به چالش گرفته است، عرصه جدیدی از مبارزه در درون دانشگاه‌ها را بگشاید و با بهره‌گیری از تلاش حکومت برای تحمیل بیش از پیش سبک زندگی ایدئولوژیک خود در درون دانشگاه، با دفاع تمام قد از حق دانشجویان برای زیستن به سبک دل‌خواهشان در فضای دانشگاه، مقاومت مدنی در درون دانشگاه‌ها را در عرصه‌ای جدید سامان دهد و با توده‌های دانشجویی پیوندی جدی‌تر و جدیدتر برقرار کند. اما اگر زیرزمینی شدن به معنی رفتن به سمت هیجانات خطرناک، فرقه‌های ماجراجو و ایدئولوژی‌های غیردموکراتیک باشد، تجربه کشور ما و دیگر کشورها نشان می‌دهد که به‌طور یقین جز زیان و ضرر چیزی نصیب جنبش دانشجویی نخواهد کرد.

آن‌چه آمد تلاشی بود برای تقسیم بخشی از تجربه زیسته ما به عنوان کسانی که برخی‌شان چند سالی است در خارج از کشور به سر می‌برند و برخی‌شان چند ماهی. در نهایت این فعالان جنبش دانشجویی در داخل هستند که می‌بایست با ارزیابی اوضاع، راه حل مناسب برای منفعل نشدن در برابر فشارهای فزاینده حکومت را بیابند. اگرچه حکومت می‌کوشد جنبش دانشجویی و جنبش سبز را به یاس و افسردگی بکشاند، اما هیچ یک از ما دیگر مردمان پیش از خرداد نیستیم. ما جلوه‌های درخشان شعور و مدنیت را در نزد مردمانمان دیده‌ایم و باور داریم طی یک‌صد سال اخیر، ایران ما هیچ‌وقت بیش از امروز برای گذار به دموکراسی آماده نبوده است. ما بارقه‌های نور را نه در دوردست‌ها که در خیابان‌های ایران دیده‌ایم و یقین داریم که به‌زودی خورشید آزادی و عدالت در دل این شب تیره طلوع خواهد کرد.

اسامی امضا‌کنندگان این بیانیه به شرح زیرست:

آرش بهمنی- فعال دانشجویی سابق دانشگاه گیلان و روزنامه نگار

آرش هاشمی – عضو سابق شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت

احمد عشقیار- بنیانگزار دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاههای ایران ومدیر مسوول و سردبیرماه‌نامه دانشجویی تلنگر

اکبر عطری – عضو سابق شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت

امیر رشیدی – عضو سازمان دانش آموختگان ایران، ادوار تحکیم وحدت

امین بزرگیان – سردبیر نشریات دانشچویی و عضو سابق شورای مرکزی تشکل دانشجویی جامعه فرهنگی

بابک مینا – دبیر کل سابق جامعه فرهنگی دانشگاه تهران

پویان محمودیان – عضو سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیر کبیر

پیمان ملاز – فعال دانشجویی سابق

حسام میثاقی – دانشجوی اخراجی و عضو سابق جمعیت مبارزه با تبعیض تحصیلی

حسن زارع زاده اردشیر – فعال حقوق بشر و سخنگوی جبهه متحد دانشجویی

سراج میردامادی – عضو سابق شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت

سعید حبیبی – دبیر سابق تشکیلات دفتر تحکیم وحدت

سعید قاسمی نژاد – سخنگوی دانشجویان  و دانش آموختگان لیبرال دانشگاههای ایران و عضو سازمان دانش آموختگان ایران، ادوار تحکیم وحدت

سینا مالکی – فعال سابق نشریات دانشجویی دانشگاه علم و صنعت

عسل اخوان – دانشجوی تعلیقی و فعال دانشجویی سابق دانشگاه علامه

علی افشاری – عضو سابق شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت

علی اکبر موسوی خوئینی – عضو سابق شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، نماینده سابق مجلس شورای اسلامی و دبیر کل سابق سازمان دانش آموختگان ایران، ادوار تحکیم وحدت

علی عبدی – دبیر سابق واحد سیاسی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف و عضو سابق شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت

علی هنری – فعال دانشجویی سابق

عمار ملکی – فعال دانشجویی سابق

فاطمه حقیقت جو – عضو سابق شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت و نماینده سابق مجلس شورای اسلامی

کورش صحتی – فعال دانشجویی سابق

محمد تهوری – فعال دانشجویی سابق

محمد علی توفیقی – فعال دانشجویی سابق و عضو سابق شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی

مرتضی اصلاحچی – دبیر سابق تشکیلات انجمن اسلامی دانشگاه علامه طباطبایی

مصطفی خسروی – عضو سابق شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت و عضو شورای سیاست گذاری سازمان دانش آموختگان ایران، ادوار تحکیم وحدت

منوچهر محمدی – عضو سابق شورای مرکزی جبهه متحد دانشجویی

مهدی حسین زاده – عضو سابق شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت

مهدی روحانی – عضو سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه علم و صنعت ایران

ناصح فریدی – سخنگوی کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی و دبیر سابق انجمن دانشگاه تربیت معلم

نریمان مصطفوی – نائب دبیر سابق انجمن اسلامی دانشگاه امیر کبیر تهران و قائم مقام فرهنگی دفتر تحکیم وحدت

نیلوفر گلکار – فعال دانشجویی سابق دانشگاه تهران

نیما راشدان – فعال دانشجویی سابق

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , ,