Saturday, 18 July 2015
27 November 2020

«من دختر داوود، فرمانده گردان ویژه کربلا هستم»

2010 May 27

این مطلب از وبلاگ فاطمه حق وردیان برداشته شده است.

آقای اطلاعاتی عزیز که بنده را فالو می‌کنین و پرینت لحظه به لحظه از کامنت‌ها و نوت‌های من را به رییس احمق‌تر از خودت میدی. در کشوری که به قول رییس جمهوری تو، آزادی 100 درصد وجود داره من به عنوان کسی که شهروند این‌جام فارغ از دختر سردار فلانی یا دختر خانوم مدیر فیلان جا بودن، یه آدم‌ام و حق دارم حرف بزنم.

لااقل توی گودر. شما که آن‌قدر شعور ندارین که به مادرم که امروز از مراسم بزرگ‌داشت پدرم برگشته بود زنگ می‌زنید و به خیالتون تهدید می‌کنید. شما که حرمت عزادار بودن یه زن رو که از 16 سالگی تا حالا صلیب زندگی رو به تنهایی به دوش کشیده و همه‌ی امیدش توی این زندگی مزخرف جنین حالا بیست و هفت ساله‌ای از یه زندگی مشترک دو ماهه است، نگه نمی‌دارین.

شما که قلب ندارین. شما که نمی‌فهمید اگر پشت اون میز نشستید حاصل زحمت پدر و مادر من و امثال اونا بوده. شما که وقت جنگ پیش زنتون خوابیده بودید یا مادرتون داشت پوشکتون رو عوض می‌کرد. بهتون اخطار می‌کنم این آخرین باره که مادر من رو آزار میدین. بهتون اخطار می‌کنم. به خون پدرم قسم، به خونی که امروز از شدت فشار عصبی از بینی مادرم می‌ریخت، اگه تار مویی از سر مادرم کم بشه دنیا رو بر سرتون خراب می کنم.

من توی دنیا کسی و چیزی غیر از مادرم ندارم. جونم هم به اندازه‌ی سر سوزنی برام عزیز نیست. من دختر داوود هستم احمق‌ها. فرمانده گردان ویژه کربلا لشگر قدس گیلان. خون اون توی رگ‌های منه. از هیچ‌کس هم غیر از خدا نمی‌ترسم.

به این عکس‌ها خوب نگاه کنید آقا. شرم کنید

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , ,