Saturday, 18 July 2015
26 September 2020
به بهانه سال‌روز درگذشت «سید روح‌اله‌مصطفوی‌ موسوی خمینی»

«کسی با نقش خود در تاریخ ایران»

2010 June 04

محبوبه / رادیو کوچه

mahboobeh@koochehmail.com

امروز جمعه چهاردهم خرداد مصادف با سال‌روز درگذشت «سید روح‌اله مصطفوی موسوی خمینی» است، که درسی‌ام شهریور سال 1281 خورشیدی زاده شد. وی روحانی، مرجع تقلید شیعه و رهبر انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ و بنیان‌گذار نظام جمهوری اسلامی بود که سرانجام در سال 1368 خورشیدی و در سن 86 سالگی در گذشت.

«سید روح‌اله مصطفوی موسوی خمینی» در سی‌ام شهریور ماه سال  1281 خورشیدی در شهرستان خمین از توابع اراک در ایران به دنیا آمد. وی کوچک‌ترین فرزند خانواده‌اش بود. نام پدرش «سید مصطفی موسوی» و نام مادرش «هاجر احمدی» بود. او دو برادر به نام‌های «مرتضی و نورالدین یک خواهر به نام «آغازاده خانم» داشت. جد او یکی از علمای نیشابور به نام «سیدمحمد» بود که به هندوستان رفت و در دهلی یا کشمیر اقامت گزید.

پدرش سید مصطفی از معاصرین «میرزای شیرازی» بود. او پـس از آن‌که چنـد سال در نجف علوم و معارف اسلامی را فراگرفته بود به درجه اجتهاد نایل آمد و بـه ایران بازگشت و در شهرستان خمین مرجع مردم در امور دینی شد. در حالی که بیش از پنج ماه از تولد روح‌اله نمی‌گذشت، که خوانین خمین سید مصطفی را در مـسیر خمین به اراک با گلوله کشتند.

روح‌اله دوران کودکی و نوجوانی را تحت سرپرستی مادرش و عمه‌اش «صاحب خانم»  و دایه‌اش «ننه خاور» سپری کرد. صاحب خانم زن شجاعی بود و پس از ترور برادرش (پدر خمینی) به تهران رفت و با عین‌الدوله صدر اعظم مظفرالدین شاه دیدار کرد و خواستار قصاص شد که عاقبت این امر محقق گردید.

در قرن سیزدهم خورشیدی در بیشتر مناطق ایران و از جمله خمین مدرسه به شکل امروزی وجود نداشت و آن گروه از مردم که به تربیت و تحصیلات فرزندان خود اهمیت می‌دادند، آن‌ها را به مکتب خانه می‌فرستادند، تا خواندن و نوشتن و قرآن و ادبیات فارسی بیاموزند. خمینی نیز به مکتب فرستاده شد و نزد «ملا ابوالقاسم» به فراگیری «عم جز»، گلستان و بوستان سعدی و چند کتاب ادبی دیگر پرداخت.

در آن زمان روح‌اله برای ادامه تحصیل باید به اراک می‌رفت، اما با توجه به وقوع جنگ جهانی اول و اوضاع آشفته کشور، امکان رفتن نبود لذا بزرگان خمین تصمیم گرفتند مدرسه‌ای به سبک مدارس جدید ایجاد کنند. این مدرسه سه معلم داشت، که یکی مدیر بود و سر کلاس درس هم می‌رفت و یکی دیگر از آن‌ها به نام میرزاعلی خان، معلم زبان فرانسه و یک فرد معمم نیز معلم زبان فارسی بود. «آقا شیخ فضل‌الله» عموی مادر خمینی نیز معلم شرعیات بود. خمینی نیز به این مدرسه رفت. علاوه بر آن خانواده وی که از وضع مالی خوبی برخوردار بودند، برایش معلم سرخانه گرفتند.

در سیزده سالگی روح‌اله جنگ جهانی اول آغاز شد وی خود خاطره جنگ جهانی اول را به یاد می‌آورد. او گفته:«من هر دو جنگ بین‌المللی را یادم هست، من کوچک بودم لیکن مدرسه می‌رفتم و سربازهای شوروی [روسیه تزاری] را در همان مرکزی که ما داشتیم، من آن‌ها را آن‌جا می‌دیدم. ما مورد تاخت و تاز واقع شدیم.»

روح اله خمینی پانزده سال داشت، که بیماری وبا در ایران شایع شد و عمه و سپس مادرش مردند.

او در سال ۱۳۰۸ خورشیدی با «خدیجه ثقفی» معروف به «قدس ایران»، ازدواج کرد و ثمره این ازدواج

هفت فرزند به نام‌های «مصطفی»، «صدیقه»، «فریده»، «لطیفه»، «فهمیه»، «سعیده»، و «احمد» بودند.

روح‌الله خمینی در بیان خاطراتش گفته:

«از مدت‌ها قبل از آمدن آقای «بروجردی» عمده اشتغال من به تدریس معقول و عرفان و سطوح عالیه اصول و فقه بود. پس از آمدن او به تقاضای آقایانی مثل مرحوم آقای مطهری و آیت‌الله منتظری به تدریس خارج فقه مشغول شدم و از علوم عقلیه بازماندم و این اشتغال در طول اقامت قم و مدت اقامت نجف مستدام بود.»

به ظاهر نخستین بار طی سال‌های ۱۳۰۰ تا ۱۳۰۶ با امر سیاست و حکومت در معنای خاص آن مواجه شد. وی هر چند در قم به تحصیل اشتغال داشت، اما درشکه کرایه می‌کرد و به تهران می‌آمد، تا به نطق‌های «سیدحسن مدرس» در مجلس شورای ملی گوش فرا دهد و بشدت تحت تاثیر شخصیت وی بود. به‌خصوص او شاهد درگیری سیاسی بین مدرس و رضا شاه بود.

مخالفت با اقدامات محمدرضا پهلوی توسط سید روح‌اله خمینی از سال ۱۳۴۱ جدی‌تر شد و در واکنش به رفراندوم انجام شده توسط حکومت شاه و نتایج اعلام شده در آن، به ایراد سخنرانی و نصیحت شاه پرداخت.

در سال ۱۳۴۳ به خاطر مخالفت با قانون «کاپیتالاسیون» و به اتهام اقدام علیه امنیت کشور به خارج از ایران (ترکیه، عراق و در نهایت فرانسه) تبعید شد. چرا که بر اساس قانون، دستگیری و زندانی نمودن مراجع تقلید منع شده بود. در طول دوران تبعید با ارسال نوارهای سخنرانی به رهبری فکری انقلاب می‌پرداخت و سرانجام پس از ۱۴ سال در ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ به ایران بازگشت.

وی در روز بازگشتش به ایران در میان هواداران میلیونی خود که از سراسر ایران به تهران آمده بودند، در بهشت زهرا به سخنرانی پرداخت و مسوولان نظام پادشاهی را به چالش کشید.

ده روز بعد به دنبال شکست گاردشاهنشاهی، آخرین سنگر مقاومت نیروهای شاهنشاهی شکسته شد و انقلاب ایران به طور رسمی پیروز شد و او به عنوان رهبر این انقلاب زمام امور را در دست گرفت. این ده روز، «دهه فجر» نامیده می‌شود و هر ساله توسط طرفداران جمهوری اسلامی جشن گرفته می‌شود.

بنابر دستور وی انحلال مجلس سنا، دستور به تشکیل مجلس موسسان برای نوشتن قانون اساسی جدید، برگزاری همه‌پرسی فروردین ۱۳۵۸، برای برقراری نظام جمهوری اسلامی، در دستور کار قرار گرفت. در این همه‌پرسی که در ۱۲ فروردین ۱۳۵۸ انجام گرفت، بیش از ۹۸٫۲ درصد مردم به جمهوری اسلامی ایران، رای «آری» دادند و این روز، روز «جمهوری اسلامی ایران» نامیده شد. اگر چه که بسیاری معتقد بودند نحوه رای گیری به صورت «آری یا خیر» شکل دموکراتیکی نبوده است.

خمینی در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ پس از تصرف رادیو توسط انقلابیون در بیانیه‌ای با تقدیر از عقب‌نشینی و عدم دخالت ارتش در امور سیاسی، از مردم خواست از خراب‌کاری و اخلال‌گری و حمله به سفارت‌خانه‌ها جلوگیری کنند و نوشت «به امرای ارتش اعلام می‌کنم که در صورت جلوگیری از تجاوز ارتش، و پیوستن آنان به ملت و دولت ملی اسلامی، ما آنان را از ملت و ملت را از آنان می‌دانیم و مانند برادران با آنان رفتار می نماییم.»

در همان شب شورای عالی ارتش شاهنشاهی در جلسه‌ای با شرکت اکثر فرماندهان عالی‌رتبه خود و بدون هیچ مخالفتی پشتیبانی کامل خود از خواسته‌های ملت را اعلام کرد.

اما تنها ساعاتی پس از آن عده‌ای از سران حکومت پهلوی از جمله سرلشکر «منوچهر خسروداد» فرمانده هوانیروز، «سپهبد مهدی رحیمی» رییس شهربانی کل، سرلشکر «رضا ناجی» اولین فرماندار نظامی ایران و تیمسار «نعمت نصیری» رییس سابق ساواک در مدرسه رفاه به حکم «صادق‌خلخالی» اعدام شدند.

روح‌اله خمینی قبل از انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ وعده‌هایی در خصوص برابری زنان و مردان و آزادی مطبوعات به مردم ایران داده بود. هم‌چنین او در تاریخ ده‌ام اسفندماه ۱۳۵۷ در سخنرانی که در روز ورود به شهر قم انجام داد، از اهداف انقلاب به تحویل دادن سرمایه ملی به مردم و مجانی کردن آب، برق و اتوبوس برای مستمندان اشاره کرده بود. نکاتی که بعد ها بارها در باب اجرا و عدم اجرای آن و دیدگاه هایی که پیش از انقلاب طرح شده بود، در بین طرفداران و مخالفان وی بحث در گرفت. که در نهایت منتهی به اجرای نظر صاحبان قدرت شد.

بسیاری در دوره هی مختلف پس از انقلاب اعتقاد دارند آن چه که در کشور به وقوع پیوسته است با نظر این آیت اله بوده است و گروهی نیز معتقد بودند این اطرافیان آیت اله بوده اند که وی را با اخبار خود به سوی یک تصمیم گیری رهنمون می کردند. ادامه جنگ ایران و عراق، اعدام های گروه های مخالف نظیر چریک ها، مجاهدین، کشتار مشهور خاوران 67 و پاکسازی ادارات و سازمان ها از افرادی که ایمان کافی به انقلاب نداشتند از جمله این موضوعات مطرح شده است.

در دوران وی بسیاری از نیروی های طرفدار انقلاب مورد ترد وی و نزدیکانش قرار گرفتند و بسیاری نیز در همان ابتدای انقلاب اعدام شدند. کسانی مانند صادق قطب زاده که با وی از پاریس به ایران آمد و در آخرین سمت خود رییس صدا و سیمای انقلاب بود.

شاید گفتن از روح اله موسوی خمینی سخنی از یکی از سخت ترین دوران تاریخ معاصر ایران باشد چرا که وی نقشی انکار ناپذیر در وقایع پنچاه سال اخیر ایران دارد.

در سال های بعد انقلاب کهولت سن و هم چنین برخی بیماری ها که هیچ گاه از سوی پزشکان معتمد وی روشن نشد چه بیماری هایی بوده است او را رها نکرد. در همان سال های اول انقلاب به دلیل بیماری بستری شد و هم چنین در سال های بعد نیز به دلیل بیماری و مراقبت خانگی هیچ گاه از جماران خارج نشد. اما در سال 68 خورشیدی بیماری های وی رو به وخامت گذارد به طوری که بر نزدیکان وی پویشیده نبود که او نزدیک به یازده سال پس از پیروزی انقلابش در آستانه مرگ قرار دارد.

به هر روی فوت «آیت‌اله خمینی» به طور رسمی در روز ۱۴ خرداد ۱۳۶۸ خورشیدی ثبت شد گرچه وی در شامگاه ۱۳ خرداد در سن 87 سالگی درگذشته است. تشییع جنازه وی با شرکت طرفدارانش از ایران و نقاط مختلف جهان صورت گرفت و این موضوع انعکاس جهانی زیادی داشت.

پس از مرگ وی بنابر تشخیص مجلس خبرگان و با توجه به این که در یک روند جانشین قبلی وی ایت اله منتظری خلع شده بود و در آن زمان در حصر خانگی نیز بود، حجت الاسلام خامنه ای که بعد توسط علمای شیعه آیت اله شد و در زمان مرگ وی رییس جمهوری وقت بود به رهبری حکومت جمهوری اسلامی منصوب شد.

در پایان باید اشاره کرد پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری در ایران بسیاری از نزدیکان وی و حتا نوه او حسن خمینی از سوی برخی اقتدار گرایان عوامل فتنه و بر انداز خوانده شدند.

آثار سید روح‌اله خمینی عبارتند از:

شرح دعای سحر / شرح حدیث رأس الجالوت / حاشیه امام بر شرح حدیث رأس الجالوت / التعلیقه علی الفوائد الرضویه / شرح حدیث جنود عقل و جهل / مصباح الهدایه إلی الخلافه والولایه / تعلیقات علی شرح فصوص الحکم ومصباح الانس / شرح چهل حدیث (اربعین حدیث) / سرالصلوه / آداب نماز (آداب الصلوه) / رساله لقاءالله / حاشیه بر اسفار / کشف الاسرار / انوار الهدایه فی التعلیقه علی الکفایه (۲ جلد) / بدایع الدرر فی قاعده نفی الضرر / الرسائل العشره / رساله الاستصحاب / رساله فی التعادل و التراجیح / رساله الاجتهاد و التقلید / مناهج الوصول الی علم الاصول ۲ جلدی / رساله فی الطلب و الاراده / رساله فی التقیه / رساله فی قاعده من ملک / رساله فی تعیین الفجر فی اللیالی المقمره/ کتاب الطهاره – ۴ جلد / تعلیقه علی العروه الوثقی / المکاسب المحرمه ۲ جلد

تعلیقه علی وسیله النجاه / رساله نجاه العباد / حاشیه بر رساله ارث / تقریرات درس اصول آیت‌الله العظمی بروجردی / تحریر الوسیله ۲ جلد / ترجمه تحریر الوسیله ۴ جلد / ترجمه تحریر الوسیله ۴ جلد

کتاب البیع – ۵ جلد / حکومت اسلامی یا ولایت فقیه / کتاب الخلل فی الصلوه / جهاد اکبر یا مبارزه با نفس / رساله توضیح المسائل/ مناسک حج «احکام مطابق با فتاوای حضرت امام خمینی» / تفسیر سوره حمد / استفتائات ۳ جلد / دیوان شعر / سبوی عشق / ره عشق / باده عشق / نقطه عطف / محرم راز / مقام رهبری در فقه اسلامی با استفاده از کتاب البیع / مسائل امر به معروف و نهی از منکر از تحریر الوسیله / مسئله قضاوت از کتاب تحریر الوسیله/ جهاد نفس از کتاب اربعین حدیث / رابطه نیت و اخلاص از کتاب اربعین حدیث / صحیفه امام «مجموعه آثار امام خمینی» ۲۲ جلد / صحیفه نور / وصیتنامه /لمحات الاصول / کوثر ۳ جلد / منشور روحانیت / وعده دیدار / فریاد برائت / آوای توحید

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , ,