Saturday, 18 July 2015
16 June 2021

«گروه‌های افراطی، خارج از اهداف آمریکا و متحدانش»

2010 June 07

کاوه/ واحد ترجمه/ رادیو کوچه

چند وقت پیش یک بمب‌گذاری در میدان تایم نیویورک باعث شد که مسوولان و متخصصان خنثا سازی طبق معمول از میان منابع طراحی حمله به آمریکا‌، به افغانستان، عربستان و عراق مشکوک باشند. یکی از مسوولان مبارزه با ترور می‌گوید: «موقعی که من از طرح بمب‌گذاری آگاه شدم، به طور معکوس از 10 تا 1 شمردم. موقعی که به صفر رسیدم یک نفر  کلمه پ را گفت.» پ بیانگر کشور پاکستان بود.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

در طی سال‌های گذشته طرح‌های زیادی که  بر علیه آمریکا بود همگی مرتبط با پاکستان بودند. یکی از مسوولان مبارزه با تروریسم که درباره بمب‌گذاری میدان تایم نیویورک سخنرانی کرد می‌گفت: «این کاملن قابل پیش‌بینی بود که دود سیاه هر کسی را متوجه شخصی دارای رابطه با پاکستان می‌کند.» البته این مقام اجازه صحبت کردن با رسانه‌ها را نداشته است.

جای تعجب نیست که گفته شود فیصال شهزاد، کسی که به بازجویان گفته به تنهایی کار می‌کرده، در حقیقت با یک لیست طولانی از گروه‌های افراطی که در شمال پاکستان فعالیت می‌کنند مرتبط بوده باشد. این گروه‌ها که شبه قاره هند را نیز مورد حمله قرار داده بودند، اکنون به خطری مرگ‌بار برای آمریکا و متحدانش تبدیل شده‌اند. به عنوان مرکز القائده که توسط «اسامه بن لادن» هدایت می‌شود  که در زیر ضربات ثابت شکار چیانه CIA قرار دارد‌، گروه‌های پاکستانی فعالیت‌های خود را به عمق غرب برده‌اند.


گروهی مثل تحریک الطبیان پاکستان (TTP) و لشگر طیبه (LeT) تا کنون موفقیت‌های برای حمله به آمریکا نداشته‌اند همچنان که حزب‌اله در بمب گذاری‌های سال 1980 در لبنان داشته یا القاعده که سفارت خانه‌های آمریکا در آفریقا را در سال 1998 تخریب کرده است. ولی آن‌ها در این اواخر صحبت از گستاخی و مهارت در کار‌های جدیدی کرده‌اند. LeT برای حداقل یک دهه است که در اروپا فعالیت می‌کند. ابتدا  بودجه‌اش از پاکستانی‌های پراکنده در کشور‌هایی نظیر انگلیس و فرانسه و از افراد داوطلب برای جهاد علیه غرب تامین می‌شد. حداقل یکی از طرح‌های بمب گذاران مترو لندن در سال 2005 توسط LeT آموزش دیده بودند و بازرسان انگلیسی معتقدند که این گروه با دیگر گروه‌ها در انگلیس مرتبط‌اند.

TTP که مسوولیت بمب گذاری ناکام شهزاد را بر عهده گرفته در پس بمب گذاری انتحاری بود که 7 مامور CIA را نیز در سال گذشته در افغانستان به کشتن داد.  و در سال 2008 در بزرگ‌ترین حملات از سوی یک گروه پاکستانی که در غرب انجام داده، LeT در یک ایستگاه راه آهن و یک بیمارستان و دو هتل 5 ستاره و یک بازار طلا فروشی در بمبیی بمب گذاری کرده بوده و 160 نفر را که در بین آن‌ها 6 آمریکایی هم بوده را به کشتن داده است. بعد از آن مقامات هندی، کامپیوتر یکی از طراحان حمله را مورد تفتیش قرار داد و در آن 320 طرح حمله در سرتاسر جهان را کشف کردند که تنها 20 طرح آن‌ها در هند بوده است.

اکنون ماموران امنیتی از گروه جهاد می‌ترسند که اقداماتش را در غرب گسترده می‌کند و از شهروندان آمریکایی مثل بیرتونس که یک دهه قبل استخدام کرده استفاده می‌کند. اگر این برآورد درست باشد، این بمب گذاری میدان تایم نیویورک می‌تواند اولین حمله از بین بسیاری دیگر از حملات در آینده باشد.

تهدید آشکار

منشاء اصلی بنیاد‌گرایی پاکستانی چیست؟ در 1980 بسیاری از گروه‌های اسلامی پر حرارت در پاکستان تشکیل شدند تا با متحدان شوروی در افغانستان بجنگند. با این حال این گروه‌ها و شرکای آن‌ها سلاح خود را زمین نگذاشتند و در عوض آن توجه خود را معطوف به دشمن دیرینه پاکستان یعنی هند کردند. آن‌ها توسط مردمان پاکستان و نظامیان و ماموران امنیتی پاکستان مورد تشویق قرار گرفتند، Let ، جیش محمد و دیگران زمانی‌که آزادی خواهان در کشمیر فعال بودند خود را آماده کردند.

کشمیر منطقه‌ای است که مورد ادعای هم پاکستان و هم هند است. مقامات پاکستانی اقرار کردند که جهادی‌ها یک میانجی کمک دهنده‌ای در میان درگیریشان با هندی‌ها است و اسلام آباد به گروه‌های مثل LeT زمین، پول و حتا آموزش نظامی داده است. این نشان می‌دهد که آن‌ها نمی‌توانند به اهدافی در پاکستان حمله کنند یا در عملیاتی علیه آمریکا یا متحدان پاکستان شرکت کنند. با این حال هم‌کاری‌های سطح پایینی بین گروه‌های پاکستانی و القاعده وجود دارد که توجه زیادی را از سوی واشنگتن به سمت خود جلب نکرده است.

پس از حملات 11 سپتامبر 2001، بوش دقت خود را بر روی متحدان بن لادن بیشتر کرد. واشنگتن به دولت پاکستان و ژنرال «پرویز مشرف» فشار آورد که LeT  و جیش و دیگر گروه‌ها را سرکوب کند که بعد‌ها از سوی وزارت خارجه آمریکا در لیست سیاه سازمان‌های تروریستی قرار گرفتند. ولی دولت اسلام آباد تنها با کمی تغییر در نامشان به این گروه‌ها اجازه داد که عملیات خود را ادامه دهند. مثلن LeT، با بنیاد خود یعنی جماعت‌العدوا ادغام شد. در دسامبر 2001، LeT در یک اقدام متهورانه به پارلمان هند حمله برد که باعث شد این دو کشور در آستانه جنگ قرار بگیرند.

به مرور، گروه‌های پاکستانی اهدافشان را به خارج از هند گسترش دادند. هدف اصلی LeT تمرکز بر روی ارتباطات واقعی یا صوری بین هند و اسراییل و آمریکا بود. در نیمه سال 2000 رهبر گروه، یک استاد سابق علوم اسلامی به نام «حفیض محمد سعید» بود که با زبانی مشابه فتوا‌هایی که توسط بن لادن و دیگر رهبران القائده داده می‌شد، جهاد را بر علیه غرب فرا خواند. جنگ جویان LeT از منطقه آرام خود خارج شدند و به گروه‌های جنگنده در عراق پیوستند.


در همین زمان یک گروه افراطی جدید، TTP در مرز‌های پاکستان با افغانستان شروع کرد به گسترش یافتن. زمانی‌که LeT و جیش و دیگر گروه‌ها توسط گروه‌های اصلی قومی پنجابی رهبری می‌شدند، TTP بسیار به پشتون‌ها نزدیک بود. نژادی که توسط گروه‌های افغانی حکم‌رانی می‌شود. و گروه TTP در مورد چالش‌های که از سوی دولت پاکستان مثل گروه‌های ناتو در افغانستان دریافت می‌کرده، هیچ‌گاه تردیدی نداشته است. در سال 2007 رهبر آن، «بیت‌‌اله محسود» دستور قتل «بینظیر بوتو» و حمله به مناطق نظامی را داد. وی هم‌چنین دستور انجام موجی از بمب گذاران انتحاری در شهر‌های پاکستان را صادر کرد.

در هنگامی‌که مقامات پاکستانی می‌خواستند که تامل بیشتری بر روی گروه‌های پنجابی داشته باشند، مجبور می‌شدند که توجه خود را به موضوع دیگری که همانا TTP بود نیز جلب کنند. ارتش در سال 2008 شروع به سرکوب این گروه کرد و در تابستان 2009 یک هواپیمای بدون سرنشین CIA بیت‌اله محسود را از پای درآورد. جانشین او حکیم‌اله محسود نیز به نظر می‌رسد توسط حمله هواپیمای بدون سرنشین دیگری در ژانویه کشته شد. ولی نام وی دوباره برای مسوولیت بمب گذاری میدان تایم نیویورک آورده شده است.

نظامیان در مشت ما هستند

چه‌قدر این امر باور کردنی است؟ مقامات آمریکایی در ابتدا ادعای TTP را انکار کردند ولی پس از این‌که معلوم شد شهزاد در کمپ‌های بمب سازی وزیرستان ‌ که نقطه قوت محسود بوده است، آموزش دیده این موضوع را دوباره بررسی کردند. در اکتبر سال گذشته، FBI یک آمریکایی پاکستانی تبار را به نام «دیوید کولمن هدلی» و یک کانادایی پاکستانی تبار را به خاطر طراحی حمله به دفاتر روزنامه دانمارکی در کپنهاگ که کاریکاتور‌های پیامبر را چاپ کرده بود، دستگیر کرد.

تعجب‌آور‌‌تر آن است که FBI می‌گوید هدلی در حملات بمبئی نیز دست داشته است. وی یک هتل و مرکز یهودیان را مورد هدف قرار داده است و می‌خواسته قبل از این‌که مامورین از نقشه بمب گذاری آگاه شوند، در سفارت انگلیس و هند و داکای بنگلادش نیز بمب گذاری کند. در ماه مارس هدلی در تمامی اتهامات گناه‌کار شناخته شد و اکنون وی منتظر حکمش است.

ارتباطات هدلی برای تیم امنیتی اوباما زنگ خطری بود و در ماه ژانویه، دانیل بنجامین، مقام ارشد ضد تروریسم وزارت امور خارجه در سخنرانی به موسسه Cato در واشنگتن گفت که چیزهایی من را نگران می‌کند مثل نگرانی‌های LeT . در ماه بعد از آن رییس سازمان امنیت کشور «دنیس بلر» به کمیته منتخب سنا گفت که LeT تبدیل به تهدیدی مستقیم شده بوده است و  اهدافش را در غرب و اروپا می‌بیند.

TTP هم همین کار را دارد می‌کند. در سال 2008 آن‌ها نقشه بمب گذاری در شبکه حمل و نقل عمومی بارسلونا را داشتند با این حال این عملیات قبل از آن مرحله‌ای که نقشه‌اش را کشده بودند، در هم شکست. اگر شهزاد در شبکه محسود فعالیت می‌کرد، آن‌گاه TTP به اقدام خراب‌کارانه گسترده‌ای در خاک آمریکا پس از 11 سپتامبر می‌توانست دست بزند.

صادرات جهاد

هنوز زود است که بگوییم بسیاری از تحلیل‌ها در مورد توانایی یک گروهی مثل TTP جهت انجام عملیات در خارج از پاکستان و افغانستان هنوز دچار شبه هستند. هم‌چنین جنگجویان TTP در کوهستان‌ها کم و ناتوان هستند و در برابر خارجی‌ها بدون امکانات هستند. در عوض محسود و جنگجویانش مثل حملات زمینی(از سوی ارتش پاکستان)، خود را زیر حملات هوایی نیز می‌بینند (هواپیما‌های بدون سر نشین CIA). به نظر می‌رسد که آن‌ها آزادی فکر کردن به اهداف بزرگ‌تر را ندارند. آن‌ها اهداف آمریکا را در دستانشان می‌بینند‌. در ماه آوریل TTP به کنسول‌گری آمریکا در پیشاور پاکستان حمله کرد.

ولی TTP در راهی فعالیت می‌کند که تروریسم را صادر کند. کمپ‌های آموزش ترور در وزیرستان معبدگاه جهادی‌های علیه غرب است و این شامل شهروندان آمریکایی نیز می‌شود. بعد از یک بار آموزش دیدن، بعضی از آن‌ها به خانه باز می‌گردند و تبدیل به ماموران اجرایی TTP در سر تا سر جهان می‌شوند. به نظر می‌رسد که کمپ توسط نجیب‌اله زازی که قصد حمله به مترو نیویورک را در سال گذشته داشته و شهزاد که متهم اصلی بمب گذاری میدان تایم نیویورک هست، توسط TTP هدایت شده باشند.

شکی نیست که بقیه هم جا پای آن‌ها می‌گذارند. آشلی تلیسی‌، یک متخصص آسیای جنوب شرقی از موسسه وقف شده Carnegie صلح بین‌المللی می‌گوید که هیچ دلیلی وجود ندارد که محسود برای حمله به آمریکا  عزمی داشته باشد. او می‌گوید: «گروه محسود اقدام بزرگی را از عمق کمپ‌‌ها انجام داده است. وی منتظر پاسخ دادن و مقابله به مثل است. ما بسیار باید مراقب TTP باشیم.»

گروه LeT  هم همین قصد را دارد ولی امکانات بسیار بیشتری دارد. آن‌ها شبکه‌های بین‌المللی بزرگ‌تری دارند و به امکانات پیچیده‌تر استفاده و به افراد تحصیل کرده‌تری دسترسی دارد مثل هدلی که می‌تواند در جامعه آمریکا آزادانه زندگی کند. به نظر می‌رسد که فعالیت‌های خارجی آن‌ها بهتر بر‌نامه‌ریزی شده است، حتا با هم‌کاری دیگر گروه‌ها مثل القائده و جیش.

شاید توان اصلی  LeT  پشتیبانی است که از ارتش پاکستان و سرویس‌ها امنیتی آن کشور به دست می‌آورد. و آن‌ها از محبوبیت خود در قسمت‌های وسیعی از پاکستان استفاده می‌کنند که در آن دولت نمی‌تواند خدمات اجتماعی ارایه دهد و آن‌ها این کار را انجام می‌دهند. پس از زلزله سال 2005 کشمیر پاکستان، داوطلبان LeT معمولن اولین افرادی بودند که به محل حادثه رسیدند و کمک‌های ارزش‌مندی هم ارایه دادند.

چگونه گروه‌های پاکستانی جنگیدند؟ بوریس ریدل یک متخصص تروریسم در واشنگتن می‌گوید که بهترین شرط مدیریت سرکوب جهانی گروهک‌های جهادی پاکستانی در خارج از آن کشور مخصوصن در انگلیس و آمریکا و خاور میانه است. وی می‌گوید: «این پایگاه‌های خارجی داری بیشترین تهدیدات برای ما هستند، خیلی بیشتر از عملیاتی که درخود پاکستان انجام می‌دهند.» به عنوان یک مقام انگلیسی و کسی که نسبت به همتایان آمریکاییش تجربه بیشتری دارد و با چالش‌هایی روبه‌رو است، بسیار خوب با یک چنین سرکوب‌هایی آشنا است که باید با کار سخت و طولانی با آژانس‌های حقوقی کار شود. بمب گذاری میدان تایم آن‌طور که برنامه‌‌ریزی شده بود عملی نشد. ولی همان‌طور که ریدل می‌گوید، ما نمی‌توانیم به این دل خوش کنیم که آن‌ها همیشه در بمب گذاری کارشان به اشکال بر می‌خورد.

منبع: مجله‌ی تایم

نوشته‌ی: بابی گووش

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , ,