Saturday, 18 July 2015
26 September 2020
تماشاخانه 6

«نگاهی به فیلم مستند سینمایی زمین»

2009 September 03

20090903-tamashakhane-zamin

مجید بهشتی / رادیو کوچه

ساخته کشور های انگلیس ، امریکا  وآلمان در سال  2007

«زمین» یکی از همان فیلم‌هایی‌ست که در تلاش است تا با به تصویر کشیدن گوشه‌ای از زیبایی‌ها و عظمت سیاره و موجوداتی که در این سیاره در همسایگی انسان‌ها زندگی می‌کنند ما را متوجه دنیای اطرافمان کند. فیلم با نگاهی ویژه به موجوداتی که بیشتر درگیر تنازع بقا هستند و در شرایطی بسیار سخت به مبارزه با مشکلاتی که محیط اطرافشان بر آنها اجبار می‌کند، سعی دارد تلاش امیدوارانه و خستگی ناپذیر این موجودات به اصطلاح ،«وحشی» را برای رسیدن به زندگی به نمایش بگذارد.

voice-logo

نکته جالب این جاست که هر یک از قهرمانان این فیلم جدای از آن که سعی می‌کنند زندگی خودشان را حفظ کنند، به صورتی کاملا شجاعانه در شرایط خطر، به همنوعان خودشان هم در این نبرد سخت بین مرگ و زندگی کمک می‌کنند. فیل‌هایی که خودشان را در معرض پنجه‌های شیرهای گرسنه قرار می‌دهند تا گوساله‌ها در امان بمانند یا نهنگی که به هنگام یافتن منبعی هرچند ناچیز از غذا آن هم بعد از سفری 40 هزار مایلی، همنوعان خودش را هم با خبر می‌کند بدون این که به منافع خودش فکر کند تنها به بقای نوع خودش می‏اندیشد.
و این امتحان سخت برای موجودات، تبدیل به شکنجه‌ای دردناک شود که حیاتشان را هر روز بیش از پیش تهدید می‌کند.
فیلم جدای از مضامین مهمی که به آنها با زبان روایی متفاوتی اشاره می‌کند یک شاهکار تکنیکی هم محسوب می‌شود. تنها دیدن چند پلان خارق‌العاده کافی‌ست که به نبوغ سازندگان اثر پی ببرید. پن طولانی دوربین بر روی منظره‌ای زیبا از جنگل‌های پهن برگ آمریکایی، چهار فصل این جنگل‌ها را به تصویر می‌کشد و یا سکانس طلایی شکار غزال توسط یک چیتا که بیشتر شبیه به یک عشق بازی‏ست بین طبیعت و مخلوقش. کارگردان تیزبین اثر چنان روی این صحنه با تکنیک‌هایی مانند اسلوموشن تصویر و موسیقی تکان دهنده کار کرده است که این پلان از سکانس آفریقا را می‌توان به تنهایی یک شاهکار قلمداد کرد. جدای از استفاده از المان‌هایی چون موسیقی زیبا، فیلم برداری بی‏نقص و گاه خلاقانه و حتی استفاده از کات‌ها و جامپ کات‌ها و به خصوص پن‌های فوق العاده روی تصاویر، نوعی نگاه تیز بین و خلاق در پس تصاویر زیبای فیلم هم قابل تشخیص است.

20090903-tamashakhane-zamin1

البته باید اشاره کرد که اندکی هم حضور عامل شانس در برخی تصاویر غیر قابل انکار است. لحظه‌ی تقلای ناامیدانه‌ی یک خرس قطبی برای شکار شیرهای دریایی چند صد تنی و مرگ خرس از گرسنگی در لحظه‌ی غروب خورشیدی که هر یک سال یک بار این شانس را به سازندگان آثاری این چنینی می‌دهد، ازجمله مواردی‌ست که نمی توان عامل خوش شانسی را در آن انکار کرد. ولی با این حال نبوغ و ابتکار سازندگان فیلم و تلاش چهارساله‌ی آنها برای تهیه‏ی تصاویر این فیلم کاریست که جز تحسین نمی‌توان در قبالش روا داشت.
این فیلم محصول سال 2007 انگلستان، آلمان و آمریکاست ولی پروسه‌ی اکران سه ساله‌ی این فیلم باعث شده است که این روزها هم مورد توجه باشد. فیلم به ترتیب در کشورهای مختلف در سال‌های 2007تا 2009 اکران شده که نوبت اکران در سینماهای آمریکا و چند کشور دیگر به امسال افتاده است. سازندگان اصلی این اثر کمپانی‌های بزرگی همچون «دیس کاوری»، «بی بی سی» و دیگر کمپانی‌های فعال در این زمینه هستند و نام دو نفر به عنوان کارگردان در تیتراژ پایانی می‌آید. «آلاستر فوترگیل» نام آشنایی در زمینه‌ی مستند حیات وحش به حساب می‌آید و مجموعه سریال‌های مستند تلویزیونی «سیاره‌ی زمین» و مستند موفق «آبی عمیق» در کارنامه‌ی فیلمسازی او خودنمایی می‌کنند. اما «مارک لین فیلد» کار فیلمسازی خودش را با همین فیلم شروع کرده است و جدای از نام کارگردان نویسندگی فیلمنامه را نیز بر عهده دارد. فیلم با فروش بالای خودش نشان داده است که دقت نظر سازندگان اثر جدای از حرف هرچند تکراری فیلم اما در قالب جدیدش مورد توجه مخاطب عادی سینماهای دنیا نیز قرار گرفته است. داستان زیبایی که فیلم تعریف می‌کند از قطب شمال شروع می‌شود و آرام آرام همراه با موجودات مختلف ساکن در نقاط مختلف سیاره تا قطب جنوب کشیده می‌شود. این فیلم شاید اگر تنها به چشم یک اثر هنری نگاه شود در زمره‌ی دیگر فیلم‌های از این دست قرار می‌گیرد ولی آیا نباید لحظه‌ای پی به این موضوع دردناک ببریم که بی رحمانه در حال نابود کردن همین تصاویر زیبا هستیم. شاید چند سال دیگر، دیگر این مناظر زیبا وجود نداشته باشند تا ماده‌ی خام ساخته شدن چنین فیلم‌های زیبایی قرار بگیرند. ما انسان‌ها در راه رسیدن به حس جاه طلبانه‌ی آسایشمان حتی به تصاویر زیبای این فیلم هم رحم نمی‌کنیم. واقعیتی تلخ که با تمام حجم سنگینش حضور دارد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , ,