Saturday, 18 July 2015
22 June 2021
فرهنگستان

«گوبینو و ایران»

2010 June 12

حمید جعفری/ رادیو کوچه

hamid@koochehmail.com

«ژوزف آرتور دو گوبینو»، نویسنده و ایران‌شناس بی‌بدیلی بود. از این رو جای‌گاه شامخی در ادبیات فرانسه و نیز در تاریخ ایران‌شناسی در قرن نوزدهم دارد. سفرنامه‌ی معروف او، «سه سال در آسیا» نام دارد. تحلیل او از شرایط ایران در حدود سال‌های ۱۸۵۰ بسیار خواندنی است.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

یکی دیگر از نشست‌های هفتگی مرکز فرهنگی شهر کتاب تهران به تحلیل و بررسی آرا و آثار گوبینو اختصاص داشت که طی آن دکتر «طهمورث ساجدی»، عضو هیت علمی گروه زبان و ادبیات فرانسه دانشگاه تهران، به ایراد سخن پرداخت.

«گوبینو و ایران» عنوان سخن‌رانی دکتر طهمورث ساجدی، استاد گروه ادبیات فرانسه دانشگاه تهران در مرکز فرهنگی شهر کتاب بود. ساجدی عنوان گفتار خود را «یادآور مقاله‌ای از ولادیمیر مینورسکی» دانست و سخنانش را چنین شروع کرد: «برای اولین بار زنده‌یاد نصراله فلسفی به معرفی گوبینو در ایران پرداخت. گوبینو در زمان اقامتش در ایران، پدربزرگ فلسفی، حائری را می‌شناخت؛ پدرجد صادق هدایت، رضاقلی‌خان هدایت و پسرش مخبرالدوله را می‌شناخت؛ خانواده سهراب سپهری، لسان‌الملک را می‌شناخت؛ حاج ملاهادی سبزواری را می‌شناخت و همین‌طوری و به لفظ عامیانه به وی حاجی نمی‌گفت؛ بلکه می‌گفت: عالیجناب حاج ملاهادی سبزواری. او که متولد بوردوی فرانسه است و مدتی نیز در سوییس زندگی کرده، از همان کودکی با مسجد آشنا شد و نام حضرت محمد را یاد گرفت. وی قرآن هم می‌خواند و موقع قسم خوردن می‌گفت: به نام حضرت محمد. اما نقطه آغاز گرایش او به شرق تا کنون مشخص نشده است.»

«در سال ۱۸۳۵ گوبینو برای اولین‌بار به پاریس رفت و در مدرسه زبان‌های زنده شرقی به یادگیری زبان فارسی پرداخت و سپس چند مقاله درباره ادبیات فارسی منتشر کرد که متاسفانه مورد گردآوری قرار نگرفته‌اند.» ساجدی با بیان مورد فوق ادامه داد: «گوبینو مجموعه شعری هم دارد به زبان فرانسه که نام کتابش «دیل‌فیزا»  است و تا سال ۱۹۶۰ پژوهش‌گران از تشخیص مفهوم این نام ناتوان بودند که سرانجام مشخص شد این واژه همان «دل‌افزا»ی فارسی است. در آن مقطع گوبینو علاوه بر نوشتن مقاله در مورد سعدی، حافظ، مولانا، جامی و… در چند روزنامه و مجله معتبر هم به انتشار مقاله‌های سیاسی اقدم کرد و به همین خاطر مورد توجه قرار گرفت و سپس به گردآوری مدارک لازم برای نوشتن دیدگاه خود مبنی بر عدم تساوی نژادهای انسانی پرداخت.

او ابتدای فعالیت‌های رسمی‌اش در مقام دیپلمات وزارت خارحه فرانسه در سوییس به کار مشغول شد، بعد به آلمان رفت و در آن‌جا علاوه بر آشنایی با بزرگان این کشور به حضور پادشاه نیز رسید و کتاب خود درباره تفاوت نژادهای انسانی را تقدیم وی کرد. خلاصه نظریه نژادی او را می‌توان چنین خلاصه کرد: «برترین نژاد، نژاد سفید است و برترین نژاد سفید نژاد آلمانی است که از تبار آریایی محسوب می‌شود.» گوبینو بارها کلمه آریایی را در اثرش ‌آورده و ابزار امیدواری می‌کند تداخل نژادها باعث از بین رفتن اصالت نژاد آریایی نشود؛ چرا که به باور او در چنان صورتی این نژاد رو به افول خواهد رفت. هرچند این دیدگاه در همان زمان مورد ابطال قرار گرفت، گوبینو تا آخر عمر دست از باورهایش برنداشت.»

استاد کرسی زبان و ادبیات فرانسه دانشگاه تهران در ادامه سخنان خود به ماجرای حضور گوبینو در ایران پرداخت و گفت: «هم‌زمان با جنگ‌های کریمه که بین روسیه و فرانسه جریان داشت، گوبینو مامور می‌شود به عنوان کاردار راه ایران را پیش بگیرد و او نیز هم‌راه همسر و دختر یک ساله‌اش از مسیر مصر و مسقط و جده، وارد بوشهر می‌شود و از بوشهر به تهران می‌رود و سرانجام به دلیل توانایی‌هایش مقام سفیرکبیری دولت فرانسه در ایران را به دست می‌آورد.»

«در تهران گوبینو متوجه اختلاس‌های «ریشار»، استاد زبان فرانسه در دارالفنون می‌شود و تصمیم به اخراج او از ایران می‌گیرد. ریشار می‌دانست در ایران قانون یعنی ناصرالدین شاه و به همین دلیل به شاه‌عبدالعظیم رفته و بسط می‌نشیند که سرانجام ناصرالدین شاه وساطت کرده خواستار بخشش او می‌شود. گوبینو چند کشیش خلع لباس شده فرانسوی را هم که دوباره و بدون اجازه ملبس شده و برای کسب پول به ایران آمده بودند شناسایی و اخراج کرده است.»

ساجدی با شرح این ماجرا به سفرنامه‌ گوبینو پرداخت و گفت: «سفرنامه گوبینو با عنوان سه سال در آسیا جزو سفرنامه‌های عمقی است و به دوره اول ماموریت وی در ایران مربوط می‌شود. پس از این سه سال گوبینو به پاریس بازمی‌گردد، اما با به قدرت رسیدن دوباره یاران او در وزارت خارجه، به عنوان دوست ناصرالدین شاه و آشنا به امور ایران برای بار دوم و این‌بار به مدت دو سال دیگر ریاست سفارت کبری فرانسه در تهران را به دست می‌آورد. در سفر دوم گوبینو تصمیم می‌گیرد تا اثری درباره فلسفه و باورهای ایرانیان به نگارش درآورد که حاصل این کوشش کتابی است با نام «مذاهب و فلسفه در آسیای مرکزی»

عضو هیت علمی دانشگاه تهران با یادآوری این‌که در نگاه گوبینو آسیای مرکزی جایی جز ایران نیست، تاکید کرد: «اساسن در باور گوبینو آسیا یعنی ایران و او هیچ کشور دیگری را در این قاره شایسته بررسی نمی‌شناسد.»

اما گوبینو علاوه بر مطالعه بر روی تاریخ و مردم ایران، سهمی نیز در آشناسازی ایرانیان با دیدگاه‌های جدید دارد. بنا به گفته طهمورث ساجدی گوبینو حین کار بر روی مکتب‌های فلسفی تهران، قزوین و اصفهان مدام از طرف ایرانیان با پرسش‌هایی درباره دیدگاه‌های ولتر، دکارت، هگل و اسپینوزا روبه‌رو می‌شده  و به همین دلیل تصمیم می‌گیرد دستور ترجمه دکارت به زبان فارسی را صادر کند و این امر توسط یک یهودی همدانی که پیش او کار می‌کرده و یک مترجم بزرگ فرانسوی دیگر انجام می‌گیرد. اثر به دست ناصرالدین شاه می‌رسد. شاه هم که از این قبیل آثار واهمه داشته، وقتی کل کتاب را می‌بیند و از جانب آن احساس خطری نمی‌کند، دستور می‌دهد هزینه کار پرداخت شود. این ترجمه همان متنی است که فروغی در کتاب سیر حکمت در اروپا آورده، ولی اشاره‌ای به نام مترجم فرانسوی و گوبینو نکرده است.»

«ادوارد براون انگلیسی همواره از دور گوبینو و کارهای او را زیر نظر داشته است. به محض مرگ گوبینو خانواده وی آرشیو نسخه‌های خطی ایرانی‌اش به حراج می‌گذارند و براون با خبردارشدن از این واقعه سریع خود را به فرانسه می‌رساند و کل مجموعه را خریداری می‌کند که این کتاب‌ها اکنون در بریتیش میوزیوم نگه‌داری می‌شوند.»

ساجدی با بیان نکته فوق یادآور شد: «اما در بین کسانی که روی گوبینو و آرا او کار کرده‌اند می‌شود گفت که هیچ کس بهتر از «هانری کربن» موفق به درک او نشده است. گوبینو معتقد به تداوم ایران قدیم در ایران جدید بود و عقیده داشت چون ایرانیان آریایی بودند و تفکر و فضیلت اخلاقی‌شان بیشتر از همسایگان‌شان بود، به همین دلیل پس از پذیرش اسلام شیعه را برمی‌گزینند. این را کربن هم در کتاب «عرض ملکوت» به شکلی بهتر بیان کرده، ولی در هر حال اصل تئوری متعلق به گوبینوست. گوبینو یک فصل از کتاب مذاهب و فلسفه آسیایی‌اش را اسلام ایرانی نام نهاده و کربن هم کتابی چهار جلدی دارد در پیرامون همین موضوع و تقریبن به همین نام.»

گزارش کامل این نشست را از اینجا بشنوید:

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , 

۱ Comment