Saturday, 18 July 2015
20 June 2021

«فردا روز دیگری ست»

2010 June 11

مطلب‌هایی که در این بخش تارنمای رادیو کوچه منتشر می‌شود یا بر اساس تقاضای مدیر وبلاگ و یا انتخاب دبیر روز است و نگاهی بی‌طرفانه در آن حاکم است که می‌تواند از هر گروه یا دسته و یا مرامی باشد. این رادیو باز نشر وبلاگستان را فرصتی برای نقد و بررسی آن می‌داند. این بخش با هدف ایجاد فرصت نقد و بررسی در فضای رسانه‌ای وب منتشر می‌شود و بی‌شک نظر نویسندگان آن است و نه رادیو کوچه. کوچه خود را موظف به انتشار عمده نظرهایی می‌داند که در وبلاگستان منتشر می‌شود و از آن مطلع می‌شود.

گم نام

جمعه 21 خرداد ماه سال 1389 و یک روز مانده به سال‌گرد انتخابات ریاست جمهوری ایران. تعدادی از  گروه‌ها و احزاب مخالف دولت بیانیه‌های خود را در حالی منتشر و در پی آن درخواست مجوز راه‌پیمایی کرده بودند که به لحاظ قانونی، طبق اصل 27 قانون اساسی، دولت موظف به ارایه مجوز برای تظاهرات آرام است.

بیانیه مشترک میرحسین و کروبی درست دو روز مانده به انجام این تظاهرات و لغو برنامه راه‌پیمایی و در خواست از مردم برای حفظ جان خویش بهانه مستحکمی نبود که وزارت‌کشور را توجیه کند تا مجوزی را که به خواست قانونی احزاب احترام می‌گذارد را زیر سوال ببرد و از آن با شبهه و شکایت نام ببرند و سعی در زیر سوال بردن دلیل منطقی آن‌داشته باشند.

بیانیه رهبران جنبش سبز اگرچه در موضع‌گیری انسان دوستانه‌ای که خبر از پشت پرده‌های شوم را می‌دهد بسیار هدف‌مند و در پیش‌برد اهداف جنبش و کم‌تر هزینه دادن مردمی ست که حجت را پیروی از رهبران خویش می‌دانند، اما با پخش فیلم بی‌شرمانه شهید جنبش «ندا آقا سلطان» از صداوسیمای فرمایشی و نه ملی،  مردمی که هیجان و خشم در زیر پوستشان در حال انفجار است درست در ساعت 10شب،  شروع به سر دادن بانگ اله‌اکبر در نقاط مختلف تهران کردند.

غریو فریادهایی که می‌توانست به خوبی اتحاد و باور به زنده بودن جنبش را در اذهان گرد و غبار گرفته عده‌ای که ناامید راه سبز آزادی را دنبال می‌کردند را نشان دهد. مناطقی چون امیرآباد، آریاشهر، 7 تیر، سعادت آباد، بلوار فردوس، گیشا، ستارخان، شهرک غرب  و … غرق در هیاهوی «مرگ بر دیکتار»، «اله اکبر» و «یا حسین میر حسین شد».

فریادهایی که باری دیگر مردم را به اتحاد می‌خواند و به گونه‌ای بود که پس از مدت‌ها در بسیاری از مناطق، مردم کوچه و خیابان نیز هم‌چون روزهای اولیه شکل‌گیری جنبش با صدایی بلند بودن و حضور جنبش را اثبات کردند. بی‌هیچ ترسی از بگیر و ببندهای ماه‌های اخیر.

بسیاری از مردم تنها سر از پنجره‌های خود بیرون آورده و منتظر شنیدن اولین صدای اله‌اکبر بودند تا خود و دیگران و شعار «ما همه با هم هستیم» را باور کنند. فریادهایی که بزرگ‌ترین پیام آن نشان دادن و پذیرش این باور بود که هنوز حرکت آزادی‌خواهی ایران در آستانه تنها یک سالگی به این مقبولیت حد اکثری رسیده است.

نیروهای امنیتی در یادگار امام با چند ماشین که علامت v را نشان می‌دادند و بوق می‌زدند برخورد فیزیکی کرده و در نقاطی دیگر چون آریاشهر و ستارخان به چند خانه از سمت نیروهای خودسرحمله‌های لفظی و تهدید آمیز شد. این در حالی ست که در برخی اتوبان‌های پر ترافیک نیز درست در همین ساعت صدای بوق‌های ممتد اتومبیل‌ها به صورت گروهی به گوش می‌رسید. اگرچه برنامه‌ریزی فریادهای اله‌اکبر تنها چند روز قبل از شب 22 خرداد، آن هم در رسانه‌ای اینترنتی و تنها انگشت‌شمار که بسیاری از مردم به دلیل فیلترینگ به آن دست‌رسی ندارند، پخش شد اما کنجکاوی و هم‌راه شدن با این جنبش بسیاری را بر آن داشت که به هر شکل ممکن از فضای شکل گرفته آگاه شوند.

اگرچه فضای ارعاب بی‌سابقه‌ای که در ماه‌های اخیر در تهران و دیگر شهرستان‌ها شاهد آن بوده‌ایم مانع از گسترش حرکت‌های عینی اجتماعی شده است اما با وجود تمامی این شرایط  فریادهای هم‌راه با شعار مردم چیزی نزدیک به 45 دقیقه به طول انجامید و هدیه‌ای بزرگ را بر یک سالگی «جنبش سبز ملی» ارزانی داشت.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , ,