Saturday, 18 July 2015
23 June 2021
کوچه مهتابی – 365 روز

«در شب، که فریادی طولانی است»

2010 June 15

اردوان طاهری/ رادیو کوچه

a.taheri@koochehmail.com

«به دنبال کودتای انتخاباتی 22 خرداد 1388، مردم ایران، از رنگ‌ها و گروه‌های مختلف و با باورها و افق‌های گوناگون، در فریادی مشترک، به تقلب بزرگ انتخاباتی زورمداران اعتراض کردند و آن‌گاه که سکوت بلندشان در همهمه‌ی هراس مزدوران شب به خون غلتید، جوانه‌های سبز امید، به دولت بیداری ایران شکفته شد. درد مشترک که سالیانی فروخفته بود و صدای هم‌خوانی همرهان آزادی شده بود برای اعتراض، به فریادی بلند کشیده شد و رنگ تیره‌ی شب و سوزنده‌ی خون را در سبزترین جنبش تاریخ ایران، بی‌آب‌رو کرد.»

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

یک سال گذشته و باور کنند یا که کتمان، جنبش‌سبز، چون خونی تازه در رگ‌های مردم ایران، باور به امید را زنده کرده و موجی شده که خانه‌ی امن زورمداران را درهم کوبیده است. روزشمار این سال پرتلاطم را «شاملو» – شاید – چنین دوباره می‌سرود، اگر که امروز بود:

«سال بد

سال باد

سال اشک

سال شک.

سال [… شب‌های بلند] و استقامت‌های [… ناب]

سالی که غرور گدایی [‌نـ]کرد.

سال پست

سال درد

سال عزا

سال اشک [… مادر]

سال خون [… ندا]

سال کبیسه …»

اما در همین سال است که به قول «شاملو»:

ستاره را و خوبی را یافته‌ایم

به خوبی رسیدیم

و شکوفه کردیم[1]

طرح اهدایی یحیی‌تدین به رادیو کوچه

حال، بازنگری در باروری و نیز لغزش‌های جنبش مردمی سبز، چنان واجب می‌نماید که خود مبارزه برای رهایی. اگر اکنون – که به مصدر جوشش و طلیعه‌های جنبش‌سبز نزدیک هستیم – به بررسی رفتار جنبش بپردازیم، جای امید است که این حرکت همگانی اعتراض مردم ایران، از خطاهای بزرگ و انحراف از مسیر آرمانی خود در امان ماند. اگر در این مشترک باشیم که جنبش‌سبز، حرکتی مردمی و بدون وابستگی خارجی برای رسیدن به آزادی و عدالت است، بازنگری این راه یک‌ساله چندان دشوار نیست.

پیروزی‌ها و شکست‌ها، شادی‌ها و دردها و رسیدن‌ها و نرسیدن‌ها، همه و همه، واقعیت‌های جنبش‌سبز است و ما باید برای نقد آن، پیش از آن‌که زمان بگذرد، خود دست به کار شویم تا مبادا سرنوشت انقلاب‌اسلامی تکرار شود.

جنبش‌سبز بدون خشونت است

فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران، در آستانه‌ی سالگرد 22 خرداد 1388، در گفت‌وگویی با «سروش هفتگی» می‌گوید: «قطعن نیروی انتظامی از روز اول تا آخر دستور داشت سلاح جنگی به دست نگیرد، از سلاح پینت‌بال […] استفاده می‌کرد، حتا تفنگ‌های ساچمه‌ای هم نیاوردیم.»[2]

فرمانده نیروی انتظامی هم مانند بسیاری دیگر از زورمداران دانسته است که «نقش جور و نشان ستم نخواهد ماند»، حتا به زور سلاح، بنابراین، کشتار مردم معترض را منکر می‌شود. «اسماعیل‌احمدی‌مقدم» در همین گفت‌وگو از نیروی تحت فرمانش برائت می‌جوید و می‌گوید: «اگر یک نقطه در تهران مسئله باشد، فرمانده تهران و یگان ویژه روی آن تمرکز می‌کند، اما وقتی 30 تا شد این مدیریت تقسیم و تضعیف می‌شود و به هسته‌های پایین می‌رود و کم‌تدبیری پیش می‌آید. در هر صورت کوی دانشگاه حجمش آن نبود که گفته شد.»[3] این‌ اعتراف فرمانده نیروی انتظامی، نشان روشنی است از وجدان اجتماعی ضد خشونت ایران.

هوشیار بودن و منطقی رفتار کردن، جنبش را بیشتر از بت‌سازی و قهرمان‌پروری در مسیر عدالت‌خواهی و آزادی‌طلبی حفظ خواهد کرد.

جنبش سبز در گزند سودجویان خارج از کشور

حال جنبش‌سبز را از زاویه‌ای دیگر در نظر بگیریم. به موازات حرکت‌های اعتراضی مردم در داخل ایران، گروهی از ایرانیان خارج از کشور، با راه‌پیمایی‌ها، بیانیه‌ها و اعتصاب غذا و دیگر برنامه‌ها، به حمایت از مردم داخل ایران پرداختند و چشم جامعه‌ی جهانی را به وقایع پس از کودتای 22 خرداد 1388 ایران گشودند. در همین حال گروه‌ها و افرادی هستند که در برخی کشور‌ها، با ایجاد تشکل‌هایی به نام جنبش‌سبز، سعی دارند با معرفی خود به عنوان اپوزوسیون و مخالف نظام جمهوری اسلامی، از امکاناتی در کشورهای اروپایی و آمریکایی استفاده کنند که ربطی به جنبش‌سبز و اهداف آن ندارد. کسانی هستند که متاسفانه، به مجرد ثبت دامنه‌ای برای وب‌سایت جنبش‌سبز در کشوری، درخواست‌های پناهندگی خود را  نیز تسلیم کرده‌اند.

این کتمان حقیقت از سوی فرمانده ناجا، برای جنبش‌سبز، که اصل عدم خشونت را شیوه‌ی خود می‌داند، یک پیروزی است.

یا گروه‌های سیاسی فراموش‌شده‌ای که بر اثر رفتار غلط دستگاه قضایی نظام جمهوری اسلامی، فضای آزاد جنبش‌سبز را جولانگاه آرمان‌های مرده‌ی خود یافته‌اند و در به انحراف‌کشیدن جنبش‌سبز، سخت کوشا هستند.

پرسشی که سخت‌تر از پاسخ آن است

با یک نظر به رهبری جنبش‌سبز – چه در داخل کشور و چه در خارج از ایران – متوجه خواهیم شد که اکثر قریب به اتفاق رهبران جنبش، خود از مسوولان، مدیران، متفکران و اهل فرهنگ منبعث از نظام جمهوری اسلامی هستند. این واقعیت می‌تواند برای حرکت منطقی جنبش‌سبز راه‌گشا باشد، چرا که این افراد با زیرساخت‌ها و چهره‌ی درونی نظام آشنایی دارند. اما از سویی دیگر، این واقعیت که رهبری جنبش‌سبز از درون خود نظام بیرون آمده، می‌تواند سایه‌ی بزرگی از شک بر جنبش‌سبز افکند. پاسخ به این پرسش – شاید در زمان حال میسر نباشد و البته با شک و تردید به جنبش نظر داشتن هم ضربه‌ی سختی بر پیکر و ریشه‌ی آن وارد خواهد کرد، اما هوشیار بودن و منطقی رفتار کردن، جنبش را بیشتر از بت‌سازی و قهرمان‌پروری در مسیر عدالت‌خواهی و آزادی‌طلبی حفظ خواهد کرد.


[1] – اصل سروده‌ی احمدشاملو چنین است: «و من ستاره‌ام را یافتم من خوبی را یافتم/ به خوبی رسیدم/ و شکوفه کردم.»

[2] – منبع: سروش (http://www.soroushpress.ir/index.php?option=com_content&task=view&id=149&Itemid=12(1)

[3] – همان.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , 

۱ Comment