Saturday, 18 July 2015
21 September 2020
سعدی‌نامه

«سعدی و دنیای امروز»

2010 June 15

حمید جعفری / رادیو کوچه

hamid@koochehmail.com

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

گرم باز آمدی محبوب سیم اندام سنگین دل

گل از خارم برآوردی و خار از پا و پا از گل

ایا باد سحرگاهی گرین شب روز میخواهی

از آن خورشید خرگاهی برافکن دامن محمل

گروهی همنشین من خلاف عقل و دین من

بگیرند آستین من که دست از دامنش بگسل

ملامت گوی عاشق را چه گوید مردم دانا؟

که حال غرقه در دریا نداند خفته بر ساحل

گر او سر پنجه بگشاید که عاشق می کشم شاید

هزارش صید پیش آید بخون خویش مستعجل

بخونم گر بیالاید دو دست نازنین شاید

نه قتلم خوش همی آید که دست و پنجه قاتل

اگر عاقل بود داند که مجنون صبر نتواند

شتر جایی بخواباند که لیلی را بود منزل

ز عقل اندیشه‌ها زاید که مردم را بفرساید

گرت آسودگی باید برو عاشق شو ای عاقل

درین معنی سخن باید که جز سعدی نیاراید

سخن کز جان برون آید نشیندلاجرم بر دل

«هنر سعدی دو بخش مهم دارد. یکی بعد آموزگاری و معلمی اوست و دیگری پرداختن به مقوله‌ی ژرف عشق. بزرگ‌ترین آموزه‌ی سعدی برای دنیای امروز هم عشق است. ما به چنان عشقی که او بازگو می‌کند، سخت نیازمندیم. عشقی که از نگاه سعدی مطرح می‌شود دلیل خلقت و اساس هستی است. این عشق، دیده‌ی ما را سیر و جان ما را سیراب می‌‌کند و چشم زیبایی‌بین به ما می‌دهد و باعث می‌شود که همه هستی را دوست داشته باشیم.» از این روست که سعدی می‌گوید:

«به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست

عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست»

معشوق زمینی چنین عشقی، آینه‌ی جمال و کمال معشوق آسمانی می‌شود و خودستایی را در انسان از بین می‌برد. کافی است که بیت‌های سعدی را مرور کنیم تا بدانیم که در نزد او عشق چه معنای عمیق و ژرفی می‌دهد. معشوق او مثل معشوقان امروزی، سبک و مبتذل نیست.

سعدی هنگامی که آن معشوق والا را در نظر می‌آورد، چنین می‌سراید:

«اگر تو فارغی از حال دوستان یارا

فراغت از تو میسر نمی‌شود ما را»

یا

«سلسله موی دوست حلقه دام بلاست

هر که در این حلقه نیست فارغ از این ماجراست»

آن‌چه بازگو شد بخشی از سخنان دکتر «بهادر باقری»، عضو هیت علمی دانشگاه تربیت معلم بود که در یکی دیگر از مجموعه‌ درس‌گفتار‌هایی درباره‌ی‌ سعدی که به «سعدی و دنیای امروز» اختصاص داشت به بررسی و تحلیل آن دسته از اشعار و آموزه‌های حکیمانه‌ سعدی در بوستان و گلستان پرداخت.

دکتر بهادر باقری در ادامه‌ی سخنانش افزود: «سعدی بر این نکته اصرار دارد که حاکمان و پادشاهان باید از تملق‌گویان پرهیز کنند. پیامبر اکرم (ص) نیز فرموده است که بر روی تملق‌گویان خاک بپاشید. حضرت علی (ع) نیز به تملق گویان فرموده است که کار شما دو زیان عمده دارد، یکی آن‌که ما را مغرور می‌کند، دیگر آن که شما را حقیر می‌سازد.» سعدی در همین باره خطاب به ممدوحش می‌گوید:

«هزار سال نگویم بقای عمر تو باد

که این مبالغه دانم ز عقل نشماری

همین سعادت و توفیق بر مزیدت باد

که حق گزاری و بی حق کسی نیازاری»

به‌ راستی سعدی انسان شجاعی بوده که توانسته با چنین درایتی با شاهان روزگارش سخن بگوید.

در «ایلیاد» هومر می‌خوانیم که وقتی هکتور کشته می‌شود، آشیل، قهرمان یونان، جنازه او را به ارابه می‌بندد و بیست شبانه روز دور قلعه می‌گرداند و دل پدر او را می‌شکند. حال ببینید که سعدی چه می‌گوید:

«یکی مژده آورد پیش انوشیروان که خدای تعالی فلان دشمنت را برداشت. گفت: هیچ شنیدی که مرا فرو گذاشت؟

اگر بمرد عدو جای شادمانی نیست

که زندگانی ما نیز جاودانی نیست»

دکتر باقری درباره‌ی دیدگاه سعدی درباره‌ی مسایل اجتماعی این‌گونه عنوان کرد که؛ اگر به طبیعت بنگریم و گذر فصل‌ها را ببینیم، می‌توان از آرامشی که در آن است و تداوم و پیوستگی آن، درس بگیریم. اما خیلی از ما این چنین آرامشی نداریم و می‌خواهیم که یک شبه ره صد ساله را برویم. به همین دلیل است که سعدی نصیحت می‌کند و می‌گوید:

«کارها به صبر بر آید و مستعجل به سر درآید.

به چشم خویش دیدم در بیابان

که آهسته سبق برد از شتابان

سمند باد پای از تگ فرو ماند

شتربان هم‌چنان آهسته می‌راند»

حکایتی که در سعدی نامه‌ی امروز برایتان انتخاب کرده‌ام از باب پنجم گلستان، «در عشق و جوانی» است.

یکی را زنی صاحب جمال جوان در گذشت و مادرزن فرتوت به علت کابین (مهریه) در خانه متمکن بماند و مرد از محاورت او به جان رنجیدی و از مجاورت او چاره ندیدی تا گروهی آشنایان به پرسیدن آمدندش. یکی گفتا: «چه گونه‌ای در مفارقت یار عزیز؟» گفت: «نا دیدن زن بر من چنان دشخوار نیست که دیدن مادر زن»

گل به تاراج رفت و خار بماند / گنج برداشتند و مار بماند

دیده بر تارک سنان دیدن / خوشتر از روی دشمنان دیدن

واجبست از هزار دوست برید / تا یکی دشمنت نباید دید

هم‌چنین موسیقی‌ای که در سعدی نامه‌ی امروز برایتان اتنخاب کرده‌ام از آلبوم «حیرانی» از گروه «تنبور شمس» به آهنگ‌سازی «کیخسرو پورناظری»  و خوانندگی «شهرام ناظری» است.

نوازندگان این آلبوم عبارتند از:

کیخسرو پور ناظری : تنبور ـ بم تنبور

طهمورث پور ناظری : تنبور ـ دف

عبدالرضا رهنما : تنبورسهراب پور ناظری : تنبور

حسن ابدالی : تنبور

قاسم طالبی : تنبور

ایرج معروفی : تنبور

کامران حسینی : تنبور

اردشیر فهیمی : دف (‌شد ز غمت‌)

سیاوش ناظری : دف

حافظ ناظری : دف

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , ,