Saturday, 18 July 2015
26 September 2020
زیدآبادی،

«رهبر نمادین جنبش مدنی»

2010 June 16

مطلب‌هایی که در این بخش تارنمای رادیو کوچه منتشر می‌شود یا بر اساس تقاضای مدیر وبلاگ و یا انتخاب دبیر روز است و نگاهی بی‌طرفانه در آن حاکم است که می‌تواند از هر گروه یا دسته و یا مرامی باشد. این رادیو باز نشر وبلاگستان را فرصتی برای نقد و بررسی آن می‌داند. این بخش با هدف ایجاد فرصت نقد و بررسی در فضای رسانه‌ای وب منتشر می‌شود و بی‌شک نظر نویسندگان آن است و نه رادیو کوچه. کوچه خود را موظف به انتشار عمده نظرهایی می‌داند که در وبلاگستان منتشر می‌شود و از آن مطلع می‌شود.

عمار ملکی

تقدیم به همسر و فرزندان صبور احمد زیدآبادی، مهدیه و پورسام

یک‌سال گذشت از روزی که مبارز و سیاست‌مدار با اخلاق و خوش‌خلق ما، دل خسته و اندیشناک از آن‌چه روی داده بود به خانه رسید و از همان‌جا او را ربودند و به دخمه‌های تاریک سپردند تا ماه‌ها او را به طرزی وحشتناک آزار دهند. در این یک‌سال به او مجال یک‌روز بازگشت به خانه را ندادند چرا که از او محالی را می‌خواستند: «تسلیم.»

یک‌سال است که  ما را از قلم شیوا و زبان شیرین شرف اهل قلم محروم کرده‌اند. در سالی که گذشت بسیاری از معترضان بی‌گناه شهید شدند و انسان‌های بی‌شماری گرفتار دیوارهای بی‌داد گشتند. مردمان بسیاری را برای ابراز اعتراض آرامشان و زهرچشم گرفتن از آن‌ها گرفتار کردند و آزار دادند. اهالی سیاست را که رقیب قدرت خود می‌دیدند و در رقابت، آن‌ها را از خود پیش‌یافته بودند، به زندان کردند تا که قدرت را بیش از پیش مطلقه سازند. اما برخی دیگر از نام‌داران را به قصد تادیب و از سر بغض و کینه قدیمی آزردند. مبارزانی مردمی و مدنی که خود می‌دانستند نتیجه انتخابات هر چه باشد، نه نان و نوایی برای آن‌ها خواهد داشت و نه حتا جای‌گاهی شایسته دانش و فضلشان بدان‌ها داده خواهد شد. بوی کباب آن‌ها را به میدان نیاورده بود بلکه اینان نگران شعله‌ای بودند که به خرمن مردم افتاده بود و از آن «بوی کباب قناری بر آتش سوسن و یاس» به مشام می‌رسید. این‌ها نه رقیبی برای قدرت بودند و نه خواهان ثروت و نه شیفته بازی سیاست، که از اهالی حقیقت بودند و به‌دنبال حاکمیت انسانیت. ده‌ها نفر بودند اما یکی از میان آن‌ها را جام بلای بیش‌تری برایش ریخته بودند و بی‌وقفه و طولانی زجرش دادند: «احمد زیدآبادی».

زیدآبادی، کسی بود که ماه‌ها پیش از انتخابات درباره ظهور جنبش اجتماعی سخن گفت و باور داشت که نارضایتی فروخورده مردم در صورت بی‌اعتنایی حکومت به رای و نظرشان بزودی فوران می‌کند. او ماه‌ها پیش از انتخابات در پاسخ به این سوال که چرا جنبش مسالمت‌آمیز معترضان که شما از آن سخن می‌گویید در دوران اصلاحات خود را نشان نداد، می‌گوید: «بدین علت که در واقع مجموعه جناح اصلاح‌طلب در آن زمان چنین چیزی را نمی‌خواستند وگرنه اگر در همان موقع آقای خاتمی و یا طیف اصلاح‌طلب از عموم مردم می‌خواستند که در چارچوبی مسالمت‌آمیز و تعریف شده مثلن در میدان آزادی شهر تهران گرد هم آیند بدون شک جمعیت زیادی تجمع می‌کردند.» (1) صحت این تحلیل دقیق او، پس از فاجعه انتخابات و با دعوت موسوی و کروبی به تظاهرات مسالمت‌آمیز اثبات گردید. او یک‌سال را نبود تا تولد جنبشی که در بطن جامعه  می‌دید را شاهد باشد، اما امروز بی‌شک از پشت دیوارها، صدای این فرزند نوپای مردم را می‌شنود.

جنبش مدنی سبز شکل گرفته پس از اعتراضات سال گذشته، تفکرات و سلایق مختلفی را در خود جای داده که هدفی مشترک دارند: «مطالبه حقوق مدنی و برگزاری انتخابات آزاد. موسوی و کروبی بعنوان دو نامزد معترض خود را هم‌راه این جنبش می‌دانند و در یک‌سال گذشته صادقانه و شجاعانه در کنار مردم ایستادگی کردند. آن‌ها راه‌بران نمادین این جنبش هستند که به پیوند دین و دولت معتقدند و مرشد و الگویشان آیت‌اله خمینی است. آن‌ها راه و روش آیت‌اله را الگوی حکومت‌داری خود می‌دانند و گاهی حتا بر سر تفسیر سیره نظری و عملی وی با حاکمیت سرکوب‌گر، که آن هم ظاهرن خود را پیرو آیت‌اله خمینی می‌داند، مجادله می‌کنند. اما این جنبش بسیاری از افراد را به‌هم‌راه دارد که بر اندیشه و عمل‌کرد آیت‌اله نقدهای بسیار دارند و معتقد به ضرورت جدایی نهاد دین و دولت هستند تا که هم حرمت دین حفظ شود و هم آن‌که حکومت خود را مقدس و نقد ناپذیر نداند. آن‌ها الگویشان حکومت‌داری مصدق است، مردی معنوی و اخلاقی که با وجود پای‌بندی و احترام به مقدسات، مذهب را هرگز بازی‌چه حکومت نکرد. احمد زیدآبادی نماینده برجسته این گروه است. زیدآبادی همواره منتقدی منصف بوده که هم از ادب نقد برخوردار است و هم از شجاعت ایستادگی بر اصولش. او همیشه حاضر بوده تا درباره باورهایش به مناظره و گفت‌وگو بنشیند. او بود که چند سال پیش، چشم در چشم یکی از حامیان سرسخت دولت کودتا (روح‌اله حسینیان) به مناظره درباره نقش مصدق و کاشانی پرداخت و در آن‌جا پیش‌بینی کرد که دفاع از مصدق در جمهوری اسلامی بی‌هزینه نیست. او باور داشت که «مصدق به‌لحاظ اخلاقی شریف‌ترین رجل سیاسی است که در دنیای معاصر ظهور کرده است.» (2). زیدآبادی شریف بودن را از مصدق آموخته و به‌راستی که پیرو راستین او گردید.

پس از گذشت یک‌سال، امروز مشخص است که جنبش سبز مدنی ایران در اصل جبهه‌ای متکثر و فراگیر است و از این‌رو به‌جاست که راه‌بران و رهبران نمادین گرایشات، سلایق و گروه‌های فکری گوناگونی را در خود داشته باشد. شاید بتوان گفت جبهه فراگیر دموکراسی خواهی و حقوق بشر که فعالان سیاسی پس از انتخابات سال 84 وعده تشکیلش را دادند و آن‌را عملی نکردند، این‌بار در شکل جنبش سبز مدنی تحقق یافت.

تکثر رهبران نمادین این جنبش نه تنها مزیت که برای بقای آن یک ضرورت است. این نمادسازی‌ها باعث گسترش و هم‌دلی بیش‌تر گروه‌های مختلف مردم با اندیشه‌های متفاوت در این جنبش خواهد شد. مگر جز این بود که هم‌راهی، زندانی شدن وایستادگی نمادهای سرشناس از گروه‌های مختلف اجتماعی مانند استاد شجریان و جعفر پناهی بر این گسترش و هم‌دلی افزود. امروز جوانان و دانشجویان بسیاری در زندان هستند که هر یک نماد مقاومت و الهام بخش ایستادگی مدنی شده‌اند: «عبداله مومنی، شیوا نظرآهاری، مجید توکلی، بهاره هدایت، میلاد اسدی، شبنم مددزاد، عماد بهاور، مهدیه گلرو و ده‌ها و صدها سرباز گم‌نام راه آزادی ایران.

از اینرو من باور دارم که می‌توان به‌حق احمد زیدآبادی را نماینده و رهبر نمادین بخشی از جنبش خواند که الگوی حکومت‌داری‌اش دکتر مصدق است. زیدآبادی یک دین‌دار با اخلاق و انسانی پاک‌دامن است که مانند مصدق به منافع ملی و آزادی و زیست شرافت‌مندانه ملتش می‌اندیشد. او نماد تفکر این بخش از جنبش سبز است.

زیدآبادی یک‌سال است که در زندان خاموش مانده و سکوت پرمعنایی کرده. در یک‌سال گذشته بسیاری از زندانیان سرشناس به طریقی، کلامی و پیامی به بیرون از زندان دادند اما عجیب است که زبان احمد در کام مانده و قلم اعجازانگیزش را بر کاغذ نرانده. این خود گواهی می‌دهد که او تا چه حد در فشار و محرومیت مضاعف بوده و استبداد از سخن گفتن او تا چه اندازه هراس دارد. اما یقینن او همواره ساکت نخواهد ماند. آن‌ها که می‌خواستند تا او در گوشه زندان به فراموشی سپرده شود، باید بدانند که او حتا اگر به اجبار یا به اختیار سکوت کرده باشد، یادش و کلامش از ذهن و دل ما نرفته و نمی‌رود. ما قدردان مقاومت و صبوری‌اش هستیم و به‌مناسبت سال‌گرد اسارتش، از این پس او را به‌عنوان یکی از رهبران نمادین جنبش مدنی سبز می‌دانیم. تمامی جنبش‌های مدنی در سراسر جهان رهبران خوش فکری را در زندان داشته‌اند. امروز احمد زیدآبادی نماد نیروهای تحول‌خواهیست که الگوی سیاست‌ورزی‌شان دکتر مصدق بوده و عصر طلایی تاریخشان دوران نهضت ملی است. او از تمامی خصوصیات یک رهبر نمادین جنبش مدنی برخوردار است. او شجاعت، صداقت، مقاومت، محبوبیت، معنویت، دانش و بینش و تجربه مبارزه را داراست. او صلح‌طلب و مسالمت جو و درعین حال محکم و استوار است. اگر حاکمیت حضورش و قلمش را از ما دریغ کرده، در عوض ما را دارای یک رهبر زندانی و نمادین برای جنبش مدنی‌مان ساخته است.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , ,