Saturday, 18 July 2015
21 June 2021
گزارش روز - از همه‌جا مانده‌ها

«پناه‌جویان افغان و قبولی گسترده»

2010 June 16

حسام میثاقی/سپهر عاطفی/ دفتر ترکیه / رادیو کوچه

مشکلات پناهجویان در ترکیه تنها به ایرانیان ختم نمی‌شود. برخی پناهجویان افغان با مشکلات عدیده‌ای دست و پنجه نرم می‌کنند و گاهی حتا نمی‌توانند امیدوار باشند که روزی به کشور سوم رهسپار شوند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

اخیرن برای برخی از پناهجویان افغان، از سوی کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل، گزینه قبولی پناهندگی گسترده یا «قبولی اوزل» صادر شده است. اوزل واژه‌ای ترکی به معنای «مخصوص» است. هیچ‌یک از پناهجویان افغان از جزییات این گزینه آگاهی ندارند و تنها می‌گویند زمانی که نزد نماینده‌ی یو‌ان می‌رویم، می‌گوید با گزینه‌ی نامطلوبی مواجه شده‌اید.

به این افراد گفته شده که «شما چندسال، پنج، شش و حتا ده سال در ترکیه می‌مانید و اگر شرایط کشورتان مناسب شد بازخواهید گشت.» این درحالی است که بسیاری از پناهجویان افغان، در صورت عدم قبولی،‌ گزینه‌ی سفر قاچاق به کشورهایی نظیر یونان را انتخاب می‌کنند که در نوع خود بسیار خطرناک و طاقت‌فرساست. به راستی آیا کسی هست که مسوولیت جان این افراد را بر عهده بگیرد؟

پای صحبت‌های سه تن از پناهجویان افغان نشستیم و به درددل‌های آن‌ها گوش دادیم.

وقتی به ترکیه آمدیم، نمی‌‌دانستیم که باید به یوان برویم. فقط می‌دانستیم که اگر به آن‌جا برویم ما را دیپورت نمی‌کنند. وقتی به آن‌جا رفتیم دست و پایمان را گم کرده بودیم که چه بگوییم که ما را فقط دیپورت نکنند. بعد که متوجه شدیم، آن‌ها می‌توانند آینده ما را تضمین کنند و به کشورهایی بفرستند که پناهنده‌پذیر هست، خیالمان راحت شد و حس کردیم جایی آمدیم که امنیت داریم. در آن‌جا هر صحبتی بود و هر اتفاقی که برایمان افتاده بود، برای وکیلمان توضیح دادیم.

حدود یک ماه، به همراه ۱۰ الی ۱۲ نفر از بچه‌های دیگر در یک اتاق زندگی کردیم. بعد از یک ماه گفتند که برای مصاحبه اصلی بیا و رفتم به یو ان. دوباره تمام اتفاقات را توضیح دادم. بلد نبودم چگونه توضیح دهم و خیلی ساده همه‌چیز را برایشان توضیح دادم. خیلی از مسایل را هم یادم رفته بود. الان یک سال و نیم هست که این‌جا مانده‌ایم و حال نیز این قبولی را به ما داده‌اند.

این قبولی که به شما دادند، چه نوع قبولی است؟

به ما توضیح ندادند و نمی‌دانیم. یک دوستی در آسام داریم که بسیار به ما کمک می‌کند. او به ما گفت که این قبولی خیلی بد است. به ما گفتند که این قبولی یعنی این‌که شما باید پنج، شش و شاید ۱۰ سال این‌جا، بلاتکلیف بمانید. آینده اصلن تضمین نیست. حتا نمی‌دانی قرار است مثل بقیه‌ی شهروندان ترک با تو رفتار شود یا در تمام این سال‌ها باید به عنوان یک پناهنده شناخته می‌شوی.

الان یک ماه است که ما را به یک بیمارستان قدیمی فرستادند که الان کمپ شده است. از آن‌جا که بیرون می‌آییم باید امضا بزنیم و وقتی داخل می‌شویم دوباره باید امضا بزنیم.

پنج سال پیش، از افغانستان به ایران آمدم. اصلن وضعیت خوبی نداشتیم. درس می‌خواندم و به خاطر وضعیت بد، درسم را رها کردم و به ایران آمدم. پنج سال در ایران، در یک کیف‌دوزی کار می‌کردم، حقوقی کافی هم نداشتم. به خاطر وضعیت نامناسب به صورت قاچاق ترکیه آمدم. دو تا سه هفته در راه و در کوه‌ها بودم. بعد به صورت قاچاق به سمت یونان رفتم. پلیس‌ها ما را گرفتند و یک ماه در زندان بودم.

وقتی آزاد شدم به استانبول رفتم. آن‌جا هم چون کارت شناسایی نداشتم اجازه‌ی کار نداشتم. مجبور شدم به سازمان ملل بروم و اتفاقاتی که برایم افتاده را توضیح دهم. دو سال است که این‌جا هستم. یک روز مسوول آسام تماس گرفت و گفت «تو قبولی گرفتی.» خیلی خوشحال شدم و نمی‌دانستم چه بگویم.

از او پرسیدم که چه نوع قبولی گرفتم. قبولی «اوزل» یا قبولی نرمال؟ گفت باید از سازمان ملل بپرسم. از خوشحالی به خانواده‌ام خبر دادم که قبولی گرفتم و هنوز به آن‌ها نگفته‌ام که قبولی اوزل بوده است. هیچ‌کس نمی‌داند آخر این نوع قبولی چه می‌شود. فقط می‌گویند که تا ده سال این‌جا هستید و بعدهم اگر خواستند شما را به افغانستان دیپورت می‌کنند. خیلی برای ما سخت است و در حال حاضر در این وضعیت قرار داریم.

به خاطر ضربه‌ای که دیدم و خطر مرگ داشت، دستم معیوب شد. از آن روزها نجات پیدا کردم اما بازهم همیشه تحت ظلم ستم بوده‌ام. می‌خواستم به صورت غیرقانونی وارد کشورهای اروپایی بشوم تا بتوانم پیش کشوری مشکلم را بگویم تا از حقوق یک پناهنده و شهروند بهره‌مند شوم. امیدوار بودم بتوانم از روزگار جهنمی که پشت سر گذاشتم، به کشورهایی که حقوق بشر را درک می‌کنند بروم. امیدوار بودم تا زحماتی که از طفولیت برای تحصیل کشیدم، هدر نرود. این‌طور نباشد که شب‌ها نتوانم بخوابم و همیشه در این فکر باشم که نمی‌توانم زندگی کنم. من بی‌سرنوشت هستم و هیچ‌کس به سرنوشت من توجه نمی‌کند.

امیدوار بودم تا کسی به من کمک کند تا بتوانم دست معیوبم را معالجه کنم و به خانواده‌ام کمک کنم. خانواده‌ام از من انتظار دارند. آن‌ها هم به پاکستان مهاجرت کرده‌اند. من خرج روزانه‌ی خود را نمی‌توانم تامین کنم، چه‌طور می‌توانم به خانواده‌ام کمک کنم.

در قبولی که به ما داده‌اند، در زبان فارسی نوشته است «بر اساس تعریف گستردگی پناهندگی» و در اصطلاح ترکی نوشته است «اوزل قبول.» منظور از اوزل در فارسی، «محرمانه» است. نمی‌دانم مفهومش چیست و واقعن نگران هستم. آیا می‌توانم روزی مثل کسانی که قبولی نرمال گرفته‌اند به کشور سوم بروم؟

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , ,