Saturday, 18 July 2015
16 June 2021
در سال‌گرد دستگیری محمد‌رضا جلایی‌پور

«حسن خمینی را سر جایش نشاندیم»

2010 June 18

اردوان روزبه / رادیو کوچه

ardavan@koochehmail.com

«بیست و هفتم خرداد هزار و سیصد وهشتاد و هشت، فرودگاه امام خمینی تهران، ساعت پنج و نیم صبح. یادت هست با چه مصیبتی در خاموشی مطلق خانه ساک‌مان را بستیم و راهی شدیم؟ یادت هست گفتی آن سوی گیت می‌بینمت فاطمه؟ و برای همین هم خداحافظی نکردی و تند رفتی که از پرواز نمانی؟ یادت هست آن مامور لباس‌شخصی را که حتا نگذاشت ما با هم خداحافظی کنیم؟ و تو را برد؟ تو هیچ وقت صحنه‌های بعدش را ندیدی محمدرضا. من هم هیچ وقت ننوشتم. یعنی نتوانستم که بنویسم. هنوز هم نمی‌توانم. لحظه سقوط من درست همان لحظه کنده شدن هواپیما از زمین تهران بود. باران بی‌ملاحظه اشک. تو را می‌دیدم که پشت به من با ماموران به ناکجا می‌روی و خودم را که دست‌هایم را به پنجره‌های هواپیما می‌کشیدم و اسم تو را می‌خواندم و هی دورتر می‌شدم از تو. فایده‌ای نداشت صدا کردنت. هیچ کس، هیچ چیز کمک‌مان کرد و صدای‌مان را نشنید. من همان لحظه شکستم. بعد از آن هر چه نوشتم همه شرح آن شکستگی بود. شرح فرو ریختن.»

بخشی از نوشته فاطمه شمس همسر محمدرضا جلایی‌پور به مناسبت اولین سال‌گرد دست‌گیری  همسرش که بر روی وبلاگش امروز منتشر کرده است.

درست در همین روز سال گذشته محمد‌رضا جلایی‌پور بنیان‌گذار، سخن‌گو و مدیر پویش موج سوم  (پویش حمایت از خاتمی و موسوی) که وسیع‌ترین کمپین انتخاباتی در ایران بوده و با فعالیت‌های چهل‌گانه خود از یک سال پیش از انتخابات ریاست جمهوری دهم نقش موثری در کسب آرای موسوی داشت، در حین خروج از کشور در فرودگاه بین‌المللی امام خمینی دستگیر شد.

او و بسیاری دیگر روزهای بعد را در زندان انفرادی گذراندند و بعد در دادگاه‌هایی که در تلوزیون جمهوری اسلامی پخش شد حاضر شدند. این فعال مدنی پس از سه ماه حبس در سلول انفرادی آزاد شد و بعد دوباره دستگیر شد و در نهایت چندی پیش با صدور قرار منع تعقیب و عودت وثیقه دویست میلیون تومانی‌اش منتظر دریافت پاسپورتش برای بازگشت به انگلیس و ادامه تحصیلش بود که بنابر روایت همسرش: «او در طی هفته‌های اخیر بارها به دادگاه فرا خوانده شده بود و بعد از ارایه دفاعیاتش حکم منع تعقیب برایش صادر شده بود. این جریان مربوط به حدود یک ماه پیش است. از یک ماه پیش تا همین امروز صبح بارها به او گفته شده بود که برود و کار پاسپورتش را پی‌گیری کند. از آن‌جایی که حکم منع تعقیب برایش صادر شده بود و برگه‌ای جهت برگرداندن پاسپورتش به او داده شده بود این احتمال می‌رفت که به زودی و بر اساس قوانین پاسپورتش را تحویل بگیرد و بعد از یک سال سر خانه و زندگی و درس‌اش بازگردد.

وقتی که یک هفته پیش با آن برگه به محلی که باید پاسپورتش را تحویل می‌گرفت مراجعه کرده بود به او گفته بودند که به خاطر تشکیل یک پرونده جدید در یک شعبه دیگر مجددن ممنوع‌الخروج شده و باید برای پی‌گیری کارش مجددن به دادسرا مراجعه کند. دوباره روز از نو روزی از نو. طی پانزده روز گذشته او در راه پله‌های دادسرا سرگردان بود. از این در به آن در. از این اتاق به آن اتاق. تا این‌که امروز بعد از وعده‌ای که دیروز به او داده بودند باز هم برای پیگیری کارش به دادسرا و همین‌طور به اوین مراجعه کرده بود. ظاهرن به او وعده داده بودند که پاسپورتش را پس خواهند داد. در تماس تلفنی که حول و حوش ساعت یک بعدازظهر امروز با منزل پدری محمدرضا گرفته شد، بازجوی پرونده‌اش با او از پشت خط حرف زده بوده و از او خواسته که نیم ساعت دیگر جلوی مسجد ضراب‌خانه بیاید و پاسپورتش را تحویل بگیرد…»

اما این بار نیز وی دستگیر می‌شود و اینک هفتاد و دو ساعت است – پنج‌شنبه بیست و هفتم خردادماه- که از او وضیعت‌اش خبری در دست نیست. فاطمه شمس هم چنین اشاره می‌کند ماموران با ورود به منزل پدری وی تمام خانه را تفتیش کرده‌اند و در جواب اعتراض پدر جلایی‌پور به این تفتیش و دستگیری، یکی از ماموران اشاره کرده است که: «ما وقتی با نوه امام محکم برخورد کردیم شما دیگر جای خود دارید. یکی از این نیروها سیدحسن را «نانجیب» می‌خواند و در مقابل آشفتگی پدر محمدرضا که می‌گوید حرف دهن‌تان را بفهمید، ما هر چه داریم از امام داریم می‌گویند خیالتان راحت، احمدی نژاد دور سوم هم رییس جمهوری خواهد شد…»

آن چه در پی می‌آید شرح این اتفاق و وضعیت پرونده محمد‌رضا جلایی پور از زبان همسرش «فاطمه شمس» است:

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

آقای جلایی‌پور برای چندمینبار و بدون اطلاع قبلی دستگیر شد. توضیح دهید نحوه‌ی دستگیری او چگونه بوده و نیروهای دستگیر کننده چه کسانی بودند. کسی که با جرم قبلی منع تعقیب دارد با چه قانونی دوباره دستگیر شده است؟

بار سوم است که محمدرضا در طول یک سال گذشته دستگیر می‌شود. سال گذشته در 27 خرداد و در ساعت  5 و نیم صبح در فرودگاه امام خمینی بازداشت شد. سه روز پیش باز هم بازداشت شد و علت آن و نیروهای  بازداشت کننده هنوز مشخص نیست.  به گفته‌ی پدر محمدرضا حدود ساعت یک بعداز‌ظهر روز یکشنبه بازجوی او با منزل تماس می‌گیرند و ابتدا با پدر و بعد هم با خود محمدرضا صحبت می‌کنند و با وعده‌ی پس دادن پاسپورت از او می‌خواهند به مقابل مسجد «ضراب‌خانه‌ی» تهران مراجعه کند. محمدرضا با خودروی پدرش به آن‌جا می‌رود و به جای بازجو با پنج نیروی امنیتی و لباس شخصی مواجه می‌شود.

او را وادار می‌کنند که به خانه بازگردد و پس از آن هم به داخل منزل هجوم می‌آورند و با برخورد زشتی با اهالی منزل برخورد می‌کنند. همه جا را تفتیش کردند و حتا به صندوقی که پدر محمدرضا وصیت نامه‌ی خود و عکس شهدای جلایی‌پور را در آن‌جا نگه می‌داشت نیز هجوم بردند. باعث تاثر شدید آن‌ها شدند و بعد هم محمدرضا را با خود بردند. نزدیک به 72 ساعت از بازداشت غیر‌قانونی محمدرضا می‌گذرد اما نمی‌دانیم در کجا نگه‌داری می‌شود رو علت این بازداشت چیست.

حکم منع تعقیب محمدرضا از بازپرسی تهران صادر شده بود و در مرحله‌ی تجدید نظر هم شده بود. او حتا وثیقه‌ی 200 میلیونی که بر اساس آن آزاد شده بود را نیز پس گرفت. بنابراین دستگیری کسی که حکم منع تعقیب برایش صادر شده ضد‌قانون است. آیا خانواده‌ی زندانی نباید اطلاع داشته باشند که عزیزشان در کجا و در چه شرایطی نگه‌داری می‌شود.

دفعه‌ی قبل که او  را بازداشت کردند، اتهامات وارده به او  چه بود؟

اتهامات او هم مانند اتهامات دیگر بازداشت‌شدگان بود. یعنی «اقدام علیه امنیت ملی» و «سازمان‌دهی آشوب‌ها» که محمدرضا  به دلیل دفاعیاتش از تمام اتهامات تبرئه شد. او در چارچوب قانون در کمپین انتخاباتی آقای موسوی فعالیت کرده بود و بعد از انتخابات هم هیچ گونه فعالیتی نداشت اما دستگیر شد. بنابراین اتهام سازمان‌دهی آشوب‌ها برای کسی که در تمام مدت تظاهرات‌ها در زندان بود معنی نداشت. آشوب به چه معنا است؟ مردم برای گرفتن رای خود به خیابان‌ها آمدند و با گلوله مواجه شدند. آیا مردم آشوب کردند یا کسانی که می‌خواستند تظاهرات را به شلوغی و آشوب بکشانند.

در وبلاگ خود اشاره کردید که ماموران به شخص «سید حسن خمینی» و دیگر افرا صراحتن توهین کردند و تاکید کردند و مسئله‌ی ریاست جمهوری در سال‌های آتی هم تکرار خواهد شد. توضیح دهید که به چه نکته‌هایی اشاره کرده بودند؟

نیروهایی که به منزل حمله کرده بودند افرادی بودند که از جایی دستور داشتند چرا که حرف‌هایی که تکرار می‌کردند همان جملاتی بود که در موقع حمله به بیت «آیت‌اله صانعی» و «آیت‌اله منتظری» گفته شده بود. آقای سید حسن خمینی را با کلمه‌ی «نانجیب» خطاب کردند.

در پاسخ به پدر محمدرضا  که گفته بود «شما به خانه‌ی سه شهید آمدید خجالت بکشید»، گفته بودند «ما سید حسن خمینی نانجیب را جای خود نشاندیم شما که جای خود را دارید». زمانی هم که از منزل خارج می‌شدند دست‌خطی که آقای خاتمی برای تولد محمدرضا نوشته بود را نیز از داخل منزل برداشتند و با توهین به آقای خاتمی  اظهار کردند که این دست‌خط سران فتنه است و مدرک جرم محسوب می‌شود. و بعد که پدر محمدرضا اعتراض می‌کند می‌گویند که دوره‌ی بعد هم آقای احمدی‌نژاد رییس جمهوری خواهد بود.

پدر او در مصاحبه با «پارلمان نیوز» اشاره کردند که چه‌طور نیروهایی که مشخص نیست از کجا دستور می‌گیرند به خودشان جازه‌ی اظهار نظر سیاسی می‌دهند و اعلام می‌کنند که ما می‌دانیم در دوره‌ی بعد چه کسی رییس جمهوری خواهد بود.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , 

۱ Comment