Saturday, 18 July 2015
21 June 2021
بیانیه شماره 4‌،

«فعالان دانشجویی دانشگاه مازندران»

2010 June 20

مطلب‌هایی که در این بخش تارنمای رادیو کوچه منتشر می‌شود یا بر اساس تقاضای مدیر وبلاگ و یا انتخاب دبیر روز است و نگاهی بی‌طرفانه در آن حاکم است که می‌تواند از هر گروه یا دسته و یا مرامی باشد. این رادیو باز نشر وبلاگستان را فرصتی برای نقد و بررسی آن می‌داند. این بخش با هدف ایجاد فرصت نقد و بررسی در فضای رسانه‌ای وب منتشر می‌شود و بی‌شک نظر نویسندگان آن است و نه رادیو کوچه. کوچه خود را موظف به انتشار عمده نظرهایی می‌داند که در وبلاگستان منتشر می‌شود و از آن مطلع می‌شود.

خبردار شدیم…

که حضرت آقای پروفسور دکترعلی‌زاده افروزی بعد مدت‌های مدید به پردیس دانشگاه افتخار دادند و به عنوان رییس دانشگاه مازندران جهت شرکت در همایش مسولین حراست دانشگاه‌، به محض ورود به سالن هم‌کف ساختمان کتاب‌خانه مرکزی با صحنه عادی حضور تعدادی از دانشجویان دختر و پسر مواجه شدند که در کمال وقار و سکوت، سرگرم مطالعه برای امتحانات پایان ترم بودند. جناب آقای پروفسور بنا بر درک اجتماعی و فرهنگی خود نتوانستند چنان صحنه‌ای را تاب بیاورند و امر فرمودند تمام میز و صندلی‌ها را که تنها برای مطالعه کتب در آن مکان تعبیه شده بود را از میانه سالنی که آن هم ظاهرن برای مطالعه احداث شده است، بردارند و خود نیز چون پادشاهان فاتح بر فراز سر خادمین به نظاره ایستادند و در همان لحظه به این مسئله نیندیشیدند که اگر همین سیاست و کیاست را در‌باره آسانسور ساختمان کتاب‌خانه به خرج می‌دادند مجبور نمی‌شدند پیاده این راه گزاف را طی کنند.

جناب پروفسور علی‌زاده به نظاره ایستادند و به این نیندیشیدند که دوربین‌های مداربسته‌ی قدم به قدم محیط دانشگاه، حتا پرواز مگسی نگون‌بخت را هم ندید نمی‌گیرند چه رسد به اختلاط دو جنس که چند صد میلیون تومان هزینه برای دوربین‌ها، در جهت رفع نگرانی از خاطر مبارک حضرتشان است. حضرت استاد حتا به این هم نیندیشید که در دانشگاه خودشان و حتا در سالن مرجع و نشریات، تفکیک جنسیتی کیف و کوله‌ی دختران و پسران هم صورت می‌گیرد و جای تشویشی نیست، که به نظاره ایستادند در حالی که به این نیندیشید که ممکن است حجم بسیار مقالات و نوشته‌های علمی شان – که این همه مورد طنازی ایشان است- و دیگر هم‌کاران ایشان، در بوفه خواب‌گاه دانشجویی نواب دانشگاه مازندران صفحه‌ای صدتومان خرید و فروش شود و کک کسی هم نگزد. ریاست ارجمند دانشگاه به جمع‌آوری چند میز و صندلی چشم دوختند و به سیستم خنک‌کننده پیوسته خراب سلف سرویس دانشگاه وقعی هم ننهادند که در اندیشه متعالی ایشان این دون است و آن والا.

جناب پروفسور فاتحانه به نظاره ایستادند و به حافظه شان مجال ندادند که یادشان بیاورد که در رزوهای متلاطم 25و 26خرداد1388 و در ایام اعتراض به تقلب در انتخابات ریاست جمهوری، چگونه همین دانشجویان مورد ضرب و شتم لباس شخصی‌ها و بسیجی‌های چماق به دست قرار گرفتند و خبری از حمایت ایشان نشد، که تعدادی از اساتید همین دانشگاه دستگیر شدند و خبری از حمایت ایشان نشد، که چند بسیجی سفله صفت بر چهره یکی از اساتید حقوق همین دانشگاه سیلی نواختند و خبری از حمایت ایشان نشد، که همین بی‌مایگان اتومبیل یکی از اساتید جامعه شناسی دانشگاه را در روز روشن خرد و واخرد کردند و خبری از حمایت ایشان نشد،که احکامی ظالمانه از جنس حبس و تازیانه بر دانشجویان دانشگاه وارد شد و خبری از حمایت ایشان نشد.

شکی نیست که در نظر انور ریاست محترم دانشگاه مازندران و بالادستی‌هایشان دور نگاه داشتن دو دانشجوی دختر و پسر آن هم در یک محیط علمی- فرهنگی مثل دانشگاه- که در آن به مخیله هیچ انسان دور از تمدنی هم خطور نمی‌کند که حرکتی نامناسب از خود بروز دهد- هزاران بار واجب‌تر و اولی‌تر است از مشکلات صنفی، علمی و سیاسی- فرهنگی دانشجویان مظلوم دانشگاه مازندران و ده‌ها دانشگاه تحت ستم دیگر در این مرز و بوم.

آری، حضرت استاد به نظاره ایستادند و میز و صندلی‌ها جابه‌جا شدند و سالن چون کف دست مرده خالی شد و ما به این رسیدیم که این قصه ی پر غصه روزی به آخر خواهد رسید.

خرداد 1389

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , ,