Saturday, 18 July 2015
19 June 2021
گفت‌و‌گو با مانا نیستانی به بهانه نشان‌شجاعت

«کارتون مرز ندارد بکش تا بکشند»

2010 June 20

اردوان روزبه / رادیو کوچه

ardavan@koochehmail.com

«مانا نیستانی» را اگر با شخصیت آقای «کا» نشناسید خیلی چیزها را در عالم کارتون از دست داده‌اید. مانا نیستانی کارتونیست ایرانی است که اگر کارهایش را بخواهید ملاک شخصیت‌اش کنید سخت بی‌راهه رفته‌اید. آدم‌های معترض، شلوغ و قیافه‌های عجیب مانا درست نقطه مقابل شخصیت اوست. آرام حرف می‌زند شلوغ نیست، اگر دل‌خور نشود بگویم کمی هم گوشه‌گیر که فاصله بین دو دیدار با او در یک استار باکس کافه اگر حتا دو خیابان با هم خانه‌هایتان فاصله داشته باشد به یک سال هم شاید بکشد.

این کارتونیست ایرانی در روز بیست و نهم خرداد ماه برنده جایزه شجاعت در کارتون شد. خبرش را هم در رادیو کوچه کار کردیم. اما وقتی با خودش حرف می‌زنی می‌گوید در مورد عنوان شجاعت کمی دچار مشکل است و اصولن خودش را شجاع نمی‌داند. البته نمی‌دانم این بخشی از شکسته نفسی مانا است یا واقعن شجاع نیست اما مانا به هر روی دو دهه است که در مطبوعات و رسانه‌ها و سایت‌ها و کاغذ‌ها می‌کشد.

شخصیت آدم‌هایش بی‌رحم هستند به نظر من و شاید عریان در بیان و احساس و کردار چیزی که به قول خود نیستانی از اجزای جدایی‌ناپذیر کارتون است. بی حد و مرزی و غیر‌قابل سانسور.

مانا در این میان هنوز دل غم جریان کاریکاتور روزنامه ایران هم هست. چیزی که به نظر او و راستش خود من هم یک سوتفاهم است. شوخی که جدی شد و آدم‌هایی که شاید به این بهانه تسویه حساب کردند و یا شدند. او بار‌ها از این رخداد معذرت خواست البته با همان آرامشی که همیشه آدم ازش می‌بیند.

آن چه در پی می‌آید گفت‌و‌گویی است با مانا نیستانی به بهانه دریافت نشان «شجاعت».  شجاعتش را هم گذاشتم داخل این علامته تا بیشتر لج مانا را در بیاورم : دی!و…

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

خبر داریم که در روز 29 خرداد برابر با 19 ژوئن، شما برنده‌ی جایزه‌ای با عنوان «نشان شجاعت» در کاریکاتور سال 2010 شدید. این نشان به چه عنوان و دلیلی اعطا می‌شود و سازمان اعطا کننده با چه روی‌کردی این جایزه را تعیین و تقدیم به فعالان مطبوعاتی  می‌کند؟

این جایزه از طرف انجمن حمایت از حقوق کارتونیست‌های اینترنتی که یک انجمن مستقل است اهدا شده و خود من هم حدود دو هفته‌ی پیش از این موضوع باخبر شدم. توضیح این‌که بر چه مبنا و اساسی  این انتخاب صورت می‌گیرد را باید از آن‌ها پرسید. اما ظاهرن این جایزه به کارتونیست‌هایی تعلق می‌گیرد که سابقه‌ی زندان، تبعید، فشار و ادامه‌ی کار بعد از همه‌ی این‌ها را داشتند.

وقتی در مورد  شجاعت در کاریکاتور صحبت می‌کنیم باید خطرات و نگرانی‌های آن را نیز ببینیم. در مورد دغدغه‌های این کار و امنیت آن بیشتر صحبت کنید.

من در متنی هم توضیح دادم که من اصلن آدم شجاعی نیستم و مثال من «کچل زلف ‌علی» است. من مانند چتربازی هستم که ترس از ارتفاع دارد اما به دلیل کارش باید بپرد. اما کسانی که در ایران با وجود تمام محدودیت‌ها کار می‌کنند، شجاعت به خرج می‌دهند.

موانع، محدودیت و مشکل برای کارتونیست بسیار زیاد است. اگر در داخل ایران باشید خطوط قرمز دولتی‌، حکومتی، ذهنی، اجتماعی و فرهنگی جاری می‌شود و تسری پیدا می‌کند و توسط حاکمیت مشروعیت پیدا می‌کند. من معتقدم محدودیت‌ها از اجتماع به حاکمیت انتقال پیدا می‌کند. به هر حال کاریکاتوریست‌ها با وجود تمام این‌ها باید در داخل ایران کار کنند.

خارج از ایران نیز مشکلات خود را دارد و در هر دو صورت عدم امنیتی شغلی، اقتصادی، جانی در این شغل وجود دارد. در نهایت هم بچه بده هستیم چون با مسایل شوخی می کنیم و هر طیفی هم می‌رنجد و از  ما بدش می‌آید. این کار اعصاب فولادی می‌خواهد.

بعضی مواقع در مورد بعضی از کارها سو برداشت و سو استفاده می‌شود. آیا یک کارتونیست برای دوری از این سو برداشت‌ها باید تلاش کند؟ یا باید ببینیم نگاه جامعه چه‌قدر مثبت است؟

به اعتقاد من هیچ اتفاقی به تنهایی صورت نمی‌گیرد و همه باید مشارکت داشته باشند. من هیچ‌گاه نمی‌گویم که مقصر مخاطبان هستند که برداشت می‌کنند و نه می‌گویم کارتونیست مقصر است. به نظر من همه باید تلاش کنند. به هر حال اگر واضح بکشید و  دیالوگی هم در صفحه بگذارید و همه چیز را توضیح دهید باز هم از همان نوشته‌ها برداشتی خواهد شد.

به اندازه‌ی خوانندگان برداشت‌های متفاوت وجود دارد. البته به شرط این‌که الفبای این هنر را بدانیم. بعد خوانشی داشته باشیم. مثل این است که شما الفبای انگلیسی را ندانید و کسی صحبت کند و شما بدون متوجه شدن برداشتی داشته باشید. اگر شما با خوانش مطلب  برداشت خود را به هنرمند تحمیل کنید این درست نیست.

تشویش‌ها و نگرانی‌های یک کارتونیست در ارتباط با برداشت‌ها و نوع روی‌کرد بیشتر به سمت حاکمیت است یا جامعه‌ای که با آن در تماس است؟

به نظر من هر دو مخاطره‌انگیز و مهم هستند. من دور از ایران هستم و الان نگاهم بیشتر به اجتماع و مردم است. به عنوان یک کاریکاتوریست اگر در ایران باشید به مخاطرات حکومتی و خطوط قرمز آن بیشتر توجه میکنید. زیرا به راحتی شما را از ادامه‌ی کار باز می‌دارد. اگر تغییری صورت بگیرد و از جامعه و فر‌هنگ باشد، به حاکمیت هم انتقال پیدا خواهد کرد. اما برعکس آن سخت و غیر‌ممکن است.

به نظر تو یک کاریکاتوریست تا چه حد می‌تواند صریح باشد و به حوزه‌های افراد و گروه‌ها وارد شود. آیا مرزی وجود دارد؟

به نظر من این مرز باید از حالت سلیقه‌ا‌ی بیرون بیاید. به همین خاطر من می‌گویم وقتی تندترین کارها را دیدید و احساس کردید توهینی صورت گرفته اگر آن را تحمل کنید بهتر از آن است که نباشد. زیرا شما به ابراز سلیقه میدان می‌دهید و در آن هنگام هر کس تفسیری می‌کند و هر چیزی را می‌توان توهین دانست و مهر بد بودن بر آن زد و آن را رد کرد. من همیشه برای خودم چارچوب‌هایی در نظر دارم و این‌طور نیست که طرف موضوعی نروم اما سعی دارم کاری انجام دهم که حساسیت ایجاد نکنم زیرا برای مخاطب کار می‌کنم.

گاهی فکر می‌کنم که باید تابویی را بشکنم اما گاهی نیز بر خلاف آن فکر می‌کنم و برای کارها اولویت در نظر می‌گیرم. هر کارتونیستی قواعدی دارد که بر طبق آن عمل می‌کند.

باتوجه به شرایط مردم در داخل ایران و حوادث پیش آمده، فکر می‌کنید که با وجود فشارها کارتونیست‌ها باید فعالیت خود را ادامه دهند یا بهتر است که امنیت خود را در نظر بگیرند؟

نحوه‌ی ادامه‌ی فعالیت موضوعی است که ذهن همه‌ی ما را به خود مشغول کرده است. بسیاری از مواقع به نتایج ناامیدکننده‌ای می رسم و فکر می‌کنم فایده‌ای ندارد. به نظر من  باید امنیت کارتونیست‌ها حفظ شود زیرا آن‌ها لازم است که کار کنند. اگر زندگیشان به مخاطره بیافتد و بازداشت شوند و پس از آن هم مجبور به خارج شدن از کشور شوند، دیگر تاثیری نخواهند داشت. شاید بتوان راه‌های دیگر و غیرمستقیمی را امتحان کرد که خیلی مخاطره‌انگیز نباشد. باید احتیاط را رعایت کرد و این به روحیه‌ی کارتونیست بستگی دارد. اما شرایط داخل ایران طوری شده است که تمام منافذ را بستند و کارتونیست‌های داخل کشور را فلج کردند.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , 

۲ Comments


  1. افشین
    1

    با سلام و خسته نباشید به مانا که تراوشات ذهنیش هیچ گاه از چذابیتش کم نمی شود می خواستم ببینم ایمیل یا آدرسی برای ارتباط مستقیم با مانا هست؟