Saturday, 18 July 2015
25 September 2020
نقدی برمنشور جنبش سبز

«موضع اپوزیسیون سکولار برون‌مرزی»

2010 June 21

عبدالسـتار دوشوکی / رادیو کوچه

درک صحیح از خطرات بالقوه‌ای که جنبش سبز آزادی‌خواهی مردم ایران را تهدید می‌کند به‌هم‌راه تقدیر از مواضع مثبت و شهامت رهبران نمادین جنبش سبز از جمله موسوی و کروبی، در کنار ارایه انتقادات سودمند و پیشنهادات سازنده در راستای باروری و تعمیق و توسعه مبارزه ضد استبدادی، جزو وظایف اصلی اپـوزیـسـیـون سـکولار ‌است. این وظیفه ما است تا با تزریق آرمان‌های برگرفته از منشور جهانی حقوق بشر  و دموکراسی مدرن، و نه الهام گرفته از اصول قانون اساسی‌ قرون وسطایی، به تکمیل و رشد تکاملی منشور پیشنهادی سمت و سو بدهـیـم. منشور که حاوی نکات تحسین برانگیز و مثبت است به مثابه یک لیوان نیمه پــر، طبیعتن نیمه خالی نیز دارد که باید در طی پروسه گفتمان ملی و دمکراتیک پــر شود.

اپـوزیـسـیـون سـکولار برون‌مرزی به دور از خودمحوری و تعصبات نابه‌جا، علاوه بر تاکید راه‌بردی بر پتانسیل ساختا‌رشکنی جنبش سبز باید در شرایط کنونی درک صحیحی از اجزای تشکیل دهنده‌ آن، آگـاهی به ناهم‌گونی و ناهماهنگی غالب مجموعه‌های درونی جنبش و انتظارات نامتجانس نحله‌های مختلف، اجتناب‌ناپذیری سیر تکاملی جنبش، ضرورت حضور چتر پوششی حامیان و رهبران نمادین جنبش و هم‌چنین آسیب‌پذیری جنبش، داشته باشند. آقای موسوی در بند اول بخش راه‌کارهای بنیادین منشور هر‌گونه مطلق نگری را شرک‌آلوده دانسته‌اند که نگارنده نیز کاملن با آن موافق بوده و بر این اساس با کالبد شکافی نکات مثبت و منفی منشور، راه‌کارها و پیشنهادات خود را ارایه خواهم داد.

نــکـات مـثـبـت منشور :

میر حسین موسوی در ابتدای متن اذعان دارد که «متن پیشنهادی اولین قدم است و جنبش سبز در سیر تکاملی خود متن کامل‌تر و زیباتری را ارایه خواهد داد، و این‌که طبیعی است که این متن پیشنهادی نمی‌تواند پاسخ‌گوی همه سلیقه‌ها و مطالبات باشد». و مهم‌تر از آن ایشان ظهور جنبش سبز را زاییده یک انتخاب میان بــد و بــدتـر و نه نشئت گرفته از آرمانگرایی ایده‌آلیسم ساختارشکنی تلقی می‌کنند. طبیعتن متن تکامل یافته بعدی جنبش نیز باید منعکس‌کننده واقعیت تکاملی و «فرا قانون اساسی» جنبش سبز باشد. بــنـد ۳ بخش ریشه‌ها و اهداف منشور جنبش سبز را از منظر مبارزات آزادی‌خواهی و تحقق حاکمیت ملی در رده تحولاتی نظیر «انقلاب مشروطیت»، «جنبش ملی شدن نفت» و «انقلاب اسلامی ۲۲ بهمن» قلم‌داد می‌کند.

هر سه آن جنبش‌ها تحولات تاریخی و دگرگونی‌های بنیادین به‌همراه داشتند. در نتیجه جنبش سبز، به تحلیل آقای موسوی، نوید یک جهش تاریخی ـ سیاسی و گزار از یک مرحله تاریخی به مرحله دیگر را می‌دهد.

این خواسته اپـوزیـسـیـون برونمرزی نیز هست ـ اپـوزیـسـیـونی که باید خود را بخش لاینفک این جنبش تکاملی بداند. این نکته مهمی است که منشور در بــنـد ۲ بخش ریشه‌ها و اهداف خود بر روی آن تاکید دارد. آن‌جایی که می‌گوید «جنبش سبز موافق تکثر ومخالف انحصارطلبی است» و این‌که ما همه ایرانی هستیم و ایران متعلق به همه ماست».

بــنـد ۱ بخش گنجینه ایرانی ـ اسلامی بر نــــفــی  استفاده ابزاری از دین و حفظ استقلال نهادهای دینی و روحانی از حکومت تاکید دارد. به‌عقیده نگارنده در مـسـیـر گفتمان تکاملی می‌توان بر روی واژه‌هایی نظیر «چه کـلاه به سر، و یا سر به کـلاه»  موافقت و یا مجادله کرد. شاید در جـو حاکم درون‌مرزی آقای موسوی نمی‌توانستند بگویند «حفظ استقلال نهادهای حکومتی و دولتی از دین و روحانیت». البته نگارنده قصد ندارد با استدلال خودی از مطلب، خدای ناکرده مصادره به مطلوبی در راستای تحقق سکولاریسم انجام دهد. اما حتا در شرایط بدبینانه‌ می‌توان اذعان داشت که این جهش بسیار مثبتی است در راستای وصول به سکولاریسم مـدرن اگرچه بدیهی و مبرهن است که «نخست وزیر امـام» که هنوز در قالب گفتمان جمهوری اسلامی و قانون اساسی حرکت می‌کند، نخواهد و یا نتواند واضح‌تر از این مقوله «جدایی دین از حکومت» را تـبـیـین کند. در بــنـد ۱ بخش حاکمیت مردم بر«حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش» به‌عنوان یک اصل خدشه ناپذیر تاکید شده است. وانگهی وعده تـلاش برای صیانت از آرای مردم تا زمان استقرار نـــظــام انـتـخـابـاتـی آزاد، رقابتی، غیر‌گزینشی، منصفانه، شفاف و سالم  داده شده است.

دو راه برای براندازی جمهوری اسلامی وجود دارد. براندازی مدنی، مسالمت‌آمیز و یا به اصطلاح نــرم از طریق مقاومت مدنی و رفــرانـد‌م ؛ و یا از طریق انقلاب خونین و خشن. اپـوزیـسـیـون سـکولار برون‌مرزی طرف‌دار روش اول یعنی براندازی مدنی از طریق مقاومت و مبارزه مسالمت‌آمیز جنبش سبز است. زیرا تجربه انقلاب‌های بشری ثابت نموده که اگر معماران عقده‌ای و خشن یک انقلاب خشونت‌گرا خـِـشت خونین اول را کج بـنـهـند، تا ثــریا آن دیوار کج خواهد رفت. آیت‌اله خـمـیـنـی گفت میزان رای ملت است اگرچه درعمل میزان رای او بود. موسوی نیز می‌گوید میزان رای ملت است. ما نیز می‌گوییم میزان رای ملت در یک انتخابات آزاد، رقابتی، غیر‌گزینشی، شفاف و سالم است. این خواسته‌های اپـوزیـسـیـون سـکولار برون‌مرزی به اصطلاح برانداز (و نه اصلاح‌طلب) در منشور آمده است.

پس باید از این خواسته‌ها حمایت نموده و در جهت تعمیق و توسعه جنبش سبز در میان لایه‌های اجتماعی جامعه ایران به‌خصوص، اقوام، اقلیت‌های مذهبی، شهر‌ها و روستاها، کوشش کنیم. در بــنـد ۳ بخش حاکمیت مردم تصریح شده است که «قوانین کشوری و از جمله قانون اساسی متونی همیشگی و تغییر‌ناپذیر نیستند، هر ملتی این حق را داراست که با تصحیح سیر حرکتی خویش، به اصلاح در قوانین جاری اقدام کند.»  همان‌گونه که ملت حق اصلاح در قوانین را دارد، حــــق نــفـی ‌و رد کامل قوانین و از جمله مردود شمردن قانون اساسی در کـلـیت آن را نیز دارد. نکته قابل تاکید این است که رفراند‌م و یا انتخابات آزاد در چهارچوب حاکمیت فعلی جمهوری اسلامی امکان‌پذیر نیست. ‌هدف از طرح خواسته رفراندم و انتخابات آزاد به‌عنوان حق لاینفک و دمکراتیک مردم، به معنای آن نیست که ما خواهان برگزاری رفراندم توسط‌ حکومت جمهوری اسلامی هستیم. مطالبه یک خواسته بر حق به‌عنوان شعار محوری مبارزاتی برای جذب حداکثر و دفع حداقل، نباید بعنوان تایید ضمنی  آمادگی ‌و یا پذیرش رژیم جمهوری اسلامی برای دادن آزادی و یا برگزاری رفراند‌م و یا انتخابات آزاد تلقی شود.

نــکـات مـنــفــی  منشور :

اگرچه تاکتیک‌های مبارزاتی و مانورهای سیاسی میر‌حسین موسوی و کروبی در چارچوب گفتمان قانون اساسی قابل درک هستند و نباید در این برهه از زمان با تعصب بی‌جا بر روی این نکته پافشاری کرد، اما در حین حال ما ملتی هستیم مارگزیده که طبیعتن نسبت به ریسمان وعده‌های سیاه و سفید حساسیت نشان می‌دهیم. وانگهی‌ ما ۳۱ سال پیش با تمسک و چنگ زدن به ریسمان «روح‌اله» (واعتصموا بحبل اله) از چاله استبداد سلطنت برون آمده و با اعتبار وعده‌های «پـیـر جـمـاران» وارد چاه «جـمـکـران» شدیم. بقول ملک‌الشعرای بــهـار چه کنیم؟ آتش ما در شکم ماست؛  از ماست که بر ماست. هر بار که بپا می‌خیزم تا بیدار شویم ـ زهی خیال باطل، بیداری ما انگار بیداری طفلی است که محتاج به لالاست. به‌همین دلیل ناچاریم به لالایی‌های ظاهرن دل‌ـنـواز با قلبی پر از امید اما ذهنی بیدار و منتقد گوش فرا دهیم.

منشور در بند ۴ بخش راه‌کارهای بنیادین در مورد عدالت، آزادی، استقلال، معنویت و کرامت انسانی و حقوق بشرسخن می‌گوید. بدون مقایسه تشبیهی باید گفت که «پـیـر جـمـاران» نیز در بدو ورود خود به ایران در بهشت زهرا وعده رفاه اقتصادی و ارتقا معنوی و آزادی و کرامت انسانی داد. منظور او از کرامت انسانی برای مرد انقیاد با زور سرنیزه و شکنجه و برای زن حجاب اجباری با «توسری» بود. متاسفانه مردی که خلف وعده کرد نمی‌تواند سمبل یک مبارزه آزادی‌خواهانه باشد. نسل جوان به این امر آگاهی کامل دارد. براستی منظور از حقوق بشر چیست؟  کدام حقوق؟ کدام بشر؟  بشر رها شده و لیبرال لامذهب دنیای غرب؟ یا بشر پارسا و موحد توحیدی؟ رافت وحقوق بشر اسلامی؟  یا مشخصن منشور جهانی حقوق بشر (The Universal Declaration of Human Rights) نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد؟  ایشان‌ به‌جای شعار و کلی‌گویی در بندهای متعدد منشور می‌بایست التزام عملی خود را به منشور جهانی حقوق بشر اعلام می‌کردند.

موضوع مبهم دیگر در بند ۴ بخش گنجینه ایرانی ـ اسلامی منشور تحت عنوان توسل به خرد جمعی توحیدی آمده است. ایشان گویا فقط کسانی را در زمره فعالان جنبش سبز می‌پندارند که مبنای تلاش خود را بر خرد جمعی توحیدی بنا نهاده‌اند، به‌راستی مفهوم و تبعیات مصادره مسلکی و ایدئولوژیکی جنبش سبز و تبعیض قائل شدن برای چیست؟ بند ۱ بخش  کرامت انسان ها و پرهیز از خشونت  صحبت از حذف هر‌گونه تبعیض میان شهروندان می‌کند. علاوه بر این  بند ۴ بخش عدالت آزادی و برابری ‌منشور در مورد رهایی مردم از هرگونه سلطه سیاسی (استبداد و انحصار طلبی)، اجتماعی (تبعیض و نابرابری‌های اجتماعی) و فرهنگی (وابستگی و تقید فکری) سخن می‌گوید و هر‌گونه تبعیض و انحصارطلبی را کاملن نفی می‌کند، اما ار سوی دیگر با شرط گذاشتن در مورد تقید فکری، جنبش سبز را منحصر و وابسته به گروه فکری مشخصی معرفی می‌کند. این تناقض آشکار، به‌عقیده نگارنده، قابل توجیه نیست و در سیر تکاملی جنبش و منشور آن باید ترمیم گردد. نارسایی ریشه‌ای در مورد رفع تبعیض مذهبی و قومی در همان بند یعنی بند ۴ بخش عدالت آزادی و برابری نیز عیان است. منشور می‌گوید.

«جنبش سبز بر حمایت از حقوق زنان، نفی هر‌گونه تبعیض جنسیتی و حمایت از حقوق اقلیت‌ها و اقوام تاکید ویژه دارد». صحبت فقط حمایت از حقوق اقلیت‌ها (مذهبی) و اقوام است و نه رفع تبعیض نهادینه شده بین مسلمان و نامسلمان و یا رفع تبعیضات قومی و فرهنگی و زبانی و غیره. اگرچه خوشبختانه  تبعیض بر علیه زنان نفی شده است.  تفسیر نهایی نگارنده در مورد این منشور به چگونگی ارایه آن توسط آقای موسوی به تنهایی به‌عنوان تنها نویسنده این منشور و ظاهرن بدون هم‌یاری و هم‌کاری با آقای کروبی مربوط می‌شود. همان‌گونه که موسوی حـقن از طرف‌دارن جنبش سبز انتظار هم‌کاری، اشتراک مساعی، اتحاد و انسجام هر چه بیش‌تر صفوف مبارزاتی را دارد. از میر‌حسین موسوی نیز انتظار می‌رود تا در موارد حساس نظیر ارایه منشور، همان‌گونه که عملن در کنفرانس خبری ـ مجازی اخیر خود نشان دادند، با آقای کــروبی نیز مشورت بیش‌تری کرده و در راستای «اتحاد در بالا» و انسجام رهبریت جمعی پیش‌قدمی و ابتکار عمل به‌خرج بدهند.

نــتــیــجــه گــیــری :

میر‌حسین موسوی علی‌رغم شهامت و شجاعت فراوان، بطور اجتناب‌ناپذیری مشروعیت و تا حدی هویت سیاسی تاریخی خود را به‌عنوان نخست وزیر امام از انقلاب اسلامی و دوران «نورانی» امــام می‌گیرد. و به‌همین دلیل احساس می‌کند که نفی امام و دوران سیاه دهه ۶۰ گذشته و جای‌گاه تاریخی وی را زیر سوال ببرد، از مشروعیت و مقبولیت او بکاهد و او را در مقابل «گـرگ‌های مافیای قدرت» آسیب‌پذیر کند. البته نگارنده معتقد است که وی  می‌تواند، همان‌گونه که مصطفی تاجزاده شجاعانه در گذشته خویش منتقدانه بازنگری نمود، ‌حداقل با نقد گزینشی از دوران سیاه دهه ۶۰ مشروعیت خود را از منظر رهبری نمادین جنبش سبز و نه به‌عنوان یکی از مقامات گذشته نظام  در عرصه عمل نشان دهد.

در نتیجه به‌دلیل این‌گونه مـحـذوریـت‌ها و مـحـدودیـت‌های اجتناب‌ناپزیر، تناقض‌های جدی در منشور ارایه شده وجود دارد که باید رفع و رجوع شوند. اما در مجموع این یک گام بسیار مهم و مثبت است و باید از این منشور استقبال کرد و در جهت رفع نارسایی‌ها و کمبود‌های آن تلاش نمود. البته اپـوزیـسـیـون سـکولار برون‌مرزی نباید این انتظار را از آقایان موسوی و کروبی داشته باشد که منعکس‌کننده و سخن‌گوی مطالبات حداکثری آن‌ها در جهت براندازی و سکولاریسم باشند. باید پذیرفت که هر کسی (از جمله خود ما) از ظن خود می‌شود یار جنبش سبز و در نتیجه باید با طرح انتقادات سازنده اما بی‌تعارف و احترام متقابل و تکیه بر «مــخــرج مــشــتـرک» برای نیل به اهداف آزادی‌خواهانه جنبش سبز با یک‌دیگر هم‌کاری و هم‌یاری کنیم. تضعیف رهبری نمادین موسوی و کروبی کاملن به ضرر جنبش تمام خواهد شد. باید از شجاعت و شهامت و ایستادگی آنها قدردانی کرد.

۲۹خرداد ۱۳۸۹

doshoki@gmail.com

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , ,