Saturday, 18 July 2015
14 June 2021
قدرت‌نمایی در مورد چگونگی مبارزه با تروریسم

«درس اندونزی به تمام جهان»

2010 June 22

ر.محمودی /  واحد ترجمه / رادیو کوچه

دستگیری‌ها به همان تندی‌ای که باران موسمی فرو می‌بارد آغاز شد. در 22 فوریه، بیش از صد نیروی ویژه‌ی اندونزیایی به یک کمپ آموزشی تروریستی در دل جنگل‌های جزیره‌ی سوماترا یورش بردند. طی چند روز آن‌ها 14 شبه‌نظامی مسلمان مظنون [به عملیات تروریستی] را که از اعضای یک گروه مخفی به نام «القاعده در آسه» بودند دستگیر کردند. چنین پنداشته می‌شد که این گروه در حال برنامه‌ریزی برای یک حمله‌ی قریب‌الوقوع است. سپس در 9 مارس، پلیس از جهات مختلف به یک کافی‌نت در نزدیکی جاکارتا، پایتخت اندونزی، حمله کرد و دست به تبادل آتشی زد که به کشته شدن «ذوالمتین» انجامید. او یک متخصص مواد منفجره بود که در افغانستان آموزش دیده بود و ایالات متحد برای سرش ده میلیون دلار جایزه تعیین کرده بود.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

عقیده بر این بود که ذوالمتین- صرف‌نظر از باقی فعالیت‌ها- انفجار آن دو کلوب شبانه را در جزیره‌ی تفریحی بالی در سال 2002 میلادی که به کشته شدن 202 نفر انجامید، سازمان‌دهی کرده‌ است. بیشتر کشته‌شدگان خارجی بودند. تا دوازده آوریل، شبکه‌ی مخفی پلیس ده افراط‌گرای دیگر را نیز به دام انداخته بود، در میان آن‌ها فردی که به بمب‌گذاری سفارت استرالیا در جاکارتا در سال 2004 میلادی متهم بود نیز حضور داشت. یک افراط‌گرای دیگر نیز در یک تبادل آتش دیگر کشته شد، او متهم بود که سر سه دختر مدرسه‌ای مسیحی را در سال 2005 میلادی از تن جدا کرده است. روی‌هم‌رفته طی یک دوره‌ی هفت هفته‌ای 48 تروریست مظنون دستگیر شدند و هشت نفر دیگر به هلاکت رسیدند. در ماه مه نیز وقتی پلیس طرح ترور رییس‌جمهوری اندونزی و مهمانان عالی‌رتبه‌ی خارجی‌اش را کشف و خنثی کرد 16 مظنون دیگر دستگیر و 5 نفر کشته شدند. این عملیات را هم یگان 88  انجام داده بود.

اندونزی یکی از پیگیرانه‌ترین مبارزات را بر ضد تروریسم در جهان به راه انداخته‌ است- و بخش اعظم این اعتبار مدیون یگان 88 است؛ واحد پلیسی که آمریکایی‌ها آن را آموزش داده‌اند. این‌طور می‌توان گفت که وحشت و سبعیت نهفته در بمب‌گذاری‌های بالی به نفع اندونزیایی‌ها تمام شد، زیرا به آن‌ها هشدار داد که مواظب افراطی‌گری‌ای که در کشور و در میان دوستان و آشنایانشان ریشه دوانده است باشند و یاری‌شان کرد تا برای مبارزه با تروریسم دست به دست هم دهند. سال بعد یگان 88 با حمایت ایالات متحد و دولت استرالیا تشکیل شد. در حال حاضر این یگان 400 عضو دارد که از بهترین‌ها در بین نیروهای عملیات ویژه‌ی پلیس اندونزی دست‌چین شده‌اند- به علاوه یک شبکه‌ی اطلاعاتی بسیار وسیع را نیز برای به دام انداختن تروریست‌ها تشکیل داده است.

عملیات سری که در آن‌ها ماموران نقش فروشنده‌های دوره‌گرد مواد غذایی یا اعضای تازه‌وارد جمعیت نمازخوان [در مساجد] را بازی می‌کنند این امکان را به یگان88 می‌دهد که افراطیون را شناسایی و برخی از آن‌ها را متقاعد سازد که یگان را در شناسایی دیگر اعضا یاری کنند. هنگامی که مکان شبه-نظامیان عالی‌رتبه شناسایی شد متخصصان مواد منفجره، تک‌تیراندازها، اعضای پزشکی قانونی و کارشناسان تجسس و مراقبت در موقعیت خود مستقر می‌شوند. «من ماموران زیادی را در سرتاسر جهان آموزش داده‌ام، و این واحد یکی از بهترین واحدهایی است که در تمام عمر دیده‌ام.» این حرف‌های یکی از مربیان سابق تیم مبارزه با تروریسم اندونزی  است.

البته یگان 88 تنها یک ماشین تیراندازی و کشتار نیست. در کشوری که بیشترین جمعیت مسلمان را در جهان دارد مبارزه با تروریسم تنها با دستگیری و سرکوب تروریست‌ها پیش نمی‌رود. اعضای یگان 88 از طریق برنامه‌های مبارزه با افراط‌گرایی نقش مشاوران مذهبی را بر عهده می‌گیرند و سعی می‌کنند شبه‌نظامیان را متقاعد سازند که راهی که در پیش گرفته‌اند به بیراهه می‌برد. برخی از تروریست‌های توبه کرده اکنون در برنامه‌های آگاهی‌بخشی مردمی با پلیس هم‌کاری می‌کنند. «سارلیتو ویراوان سراوانو‌» که روان‌شناس است و تکنیک‌های بازجویی را به افسران یگان 88 آموزش می‌دهد می‌گوید: «کنجکاو نیستید که چگونه اندونزی این‌قدر خوب از پس مبارزه با تروریسم بر آمده‌ است؟ ما این‌جا گوانتانامو نداریم. پلیس ما افکار و احساسات تروریست‌ها را درک می‌کند. بقیه‌ی کشورها هم می‌توانند از روش‌های ما بهره ببرند.»

اندونزی کشوری با 17 هزار جزیره است که در طول 5 هزار کیلومتر گسترده شده‌اند. چنین به نظر می‌رسد که مبارزه موثر با تروریسم در کشوری با این میزان وسعت، آشفتگی و تنوع بسیار دشوار باشد. بخش اعظم جمعیت 210 میلیونی مسلمان این کشور میانه‌رواند اما یک گروه کوچک از تندرو‌ها خواستار آن هستند که اندونزی بنیان‌های سکولارش را کنار گذاشته و تبدیل به دولتی اسلامی شود. مهم‌ترین آن‌ها اعضای جماعت اسلامی هستند که یک گروه شبه‌نظامی است و متهم است که –حملات دیگر به کنار- بمب‌گذاری‌های بالی را در سال 2002 میلادی انجام داده است.

جماعت اسلامی و شاخه‌های جدا شده از آن به وسیله‌ی اندونزیایی‌هایی که در جهاد افغانستان و شورش‌های سرکوب‌شده‌ی جنوب فیلیپین کسب تجربه کرده‌اند شکل گرفته‌اند. اکثریت مردم اندونزی آن‌چنان که در کشوری مثل پاکستان رایج است احساسات ضدآمریکایی ندارند-شاهدی بر این مدعا نقش طالبان در  بمب‌گذاری نافرجام اتومبیل در میدان تایمز است‌. اما مزدوران اندونزیایی که [از جهاد در افغانستان] به وطن باز می‌گشتند بر این عقیده بودند که غرب، و به ویژه ایالات متحد، سرچشمه‌ی تمام شرور و زشتی‌هاست. این حقیقت که اندونزی هیچ‌وقت از جانب همسایگانش مورد تهاجم قرار نگرفته‌ [چنان که افغانستان] و یا اقلیت مسلمان سرکوب‌شده‌ای نداشته است [مانند فیلیپین] برای آن‌ها اهمیتی نداشت. «نور هدی اسماعیل» موسس انجمن بین‌المللی صلح در جاکارتا که در راه مبارزه با افراط‌گرایی در میان ترویست‌های زندانی تلاش می‌کند در این زمینه می‌گوید: «آن‌ها  بر بالای منبر می‌گویند که مردم اندونزی از اساس اسلام غافل شده‌اند. پیام آن‌ها بسیار صریح و ساده است: تنها راه برای مردم اندونزی برای اثبات این که مسلمانان شایسته‌ای هستند جهاد بر ضد آمریکایی‌های کافر و متحدانشان است.»

شبه نظامیانی که توبه کرده‌اند

در سال 1988 میلادی مردم اندونزی دیکتاتوری را که 33 سال بر آن‌ها حکومت کرده بود سرنگون کردند و دولتی دموکراتیک را به جای آن نشاندند. این دقیقن شرایط کشور به‌عنوان سومین دموکراسی بزرگ جهان است که باعث موفقیت یگان 88 شده‌است. مجلس اندونزی که به ارتش، که سال‌ها قدرت و خودکامگی را برای سوهارتو فراهم آورده بود، اطمینان نداشت مسوولیت مبارزه با تروریسم را در داخل کشور به پلیس واگذار کرد. رهبران دموکراسی نوپای اندونزی تصمیم گرفتند که به جای اعمال قوانین تامین داخلی یا دیگر مجازات‌های شدید بر تروریست‌ها، که یادآور دوران دیکتاتوری بود، آن‌ها را در دادگاه‌های علنی و تحت نظام قضایی مدنی اندونزی محاکمه کنند.

به این ترتیب خبری از قرار بازداشت‌های طولانی‌مدت و نامحدود، که می‌توانست بذر افراط گرایی را بارورتر کند، نبود. دولت هم‌چنین برای فرو نشاندن صدای اعتراض رو به افزایش گروه‌های سیاسی اسلامی تصمیمی بسیار جسورانه گرفت: این‌که با تروریست‌ها نه به‌عنوان مجرمانی سرکش و رام‌نشدنی که مانند انسان‌هایی که آموزه‌های دینی را بد فهمیده‌اند برخورد کند. سیدنی جونز  که متخصص تروریسم در اندونزی و از اعضای گروه بحران‌های بین‌المللی ، یک نهاد دیده‌بان مناقشات در سطح جهان، است چنین می‌گوید: «این سیاست یگان 88 است که با مطنونین به فعالیت‌های تروریستی مانند انسان‌هایی نیک که گم‌راه شده‌اند رفتار شود. مسوولیت کامل آن‌ها بر عهده‌ی پلیس است و با آن‌ها با نرمی و ملاطفت رفتار می‌شود تا بتوان اطلاعاتی را در مورد شبکه‌ی ترور از آن‌ها به دست آورد.»

طی دوره‌ی بازجویی افسران یگان 88، که اکثریت آن‌ها مسلمان‌اند، به زندانیان اجازه‌ی نماز خواندن و عبادت را می‌دهند و حتا در اغلب اوقات خود نیز به آن‌ها می‌پیوندند. ترفندهایی ساده مانند سلام و احوال‌پرسی با زندانیان به زبان عربی و نه اندونزیایی، کمک می‌کند که تروریست‌ها متقاعد شوند که نیروهای پلیس، برخلاف چیزی که روحانیان رادیکال در ذهن آن‌ها فرو کرده‌اند، کافر نیستند. گاه‌گاه مسلمانانی که عقاید و افکارشان مورد تایید است به وسیله‌ی یگان 88 به داخل آورده می‌شوند تا در مورد الاهیات و کلام قرآنی با زندانیان بحث کنند. «بسیاری از تروریست‌ها تنها آیات اندکی از قرآن را که بر جهاد تاکید می‌کنند یاد گرفته‌اند بدون اینکه از زمینه و بستر این فرازها و آیات قرآنی چیزی بدانند.» این‌ها را مخلص حنفی می‌گوید. او یک اندونزیایی است که در رشته‌ی مطالعات اسلامی از دانشگاه مشهور الازهر قاهره دکترا گرفته است. او سال پیش با مقامات سابق جماعت اسلامی گفت‌وگو کرد و به آن‌ها مشاوره داد. رفتار مناسب ثمر داده است. پلیس اندونزی تخمین می‌زند که از بیش از 400 مظنون به اعمال تروریستی که در زندان‌اند، بیش از نیمی از آن‌ها با پلیس هم‌کاری کرده‌ یا خشونت را محکوم کرده‌اند. برخی اوقات ساده‌ترین انگیزه‌ها موثر بوده‌است. آن‌ها که با افسران یگان 88 هم‌کاری کرده‌اند شهریه‌ی فرزندانشان داده شده است، همسرانشان بر سر کار رفته‌اند و حتا دولت هزینه‌ی ازدواج آن‌ها را در زندان تمام و کمال پرداخته است.

مهم‌ترین شخصی که یگان 88 تاکنون توانسته است نسبت به بیراهه بودن ترورریسم آگاه سازد ناصر عباس است. او یک عضو بلندپایه‌ی سابق جماعت اسلامی است که در افغانستان آموزش دیده است. او  که متولد مالزی است وقتی در سال 2003 میلادی به دام افتاد از بهترین فنون کنگ‌فویی که می‌دانست استفاده کرد تا پلیس را وادار به کشتن خود کند. زیرا نمی‌توانست ننگ اسارت به دست کفار را تحمل کند. او پای یک افسر پلیس و بازوی یک پلیس دیگر را شکست. اما نیروهای پلیس باز هم به او شلیک نکردند. او ارزش‌مندتر از آن بود که کشته شود.

در ابتدای بازجویی، ناصر تمام سووالات را با یک عبارت مشابه پاسخ می‌داد: «استغفرواله». سپس «بکتو سوپراپتو » که در آن زمان رییس یگان 88 بود به آرامی وارد سلول شد و  زندگی‌نامه‌ی او را مختصر و مفید برایش تعریف کرد. این‌طور به نظر ناصر آمد که کسی که او را بازجویی می‌کند همه‌چیز را در موردش می‌داند، حتا مخالفتش را با سیاست جماعت اسلامی در کشتن شهروندان بی‌گناه. او از بکتو خواست که در صورت امکان بدون حضور دیگران با هم گفت‌وگو کنند. رییس‌پلیس با این درخواست موافقت کرد و حتا در طول چند روزی که با هم گفت‌وگو می‌کردند دست‌بندهای او را باز کرد. ناصر آن روزها را به یاد می‌آورد: «من با خود می‌گفتم که اگر بخواهم می‌توانم این پیرمرد را بکشم. اما او به من اعتماد کرده بود و من نمی‌توانستم به این اعتماد خیانت کنم. در اسلام اگر کسی به شما احترام کرد شما هم باید متقابلا به او احترام کنید.» در حال حاضر، ناصر که تنها ده ماه به دلیل نقض قوانین مهاجرت در زندان بود به افسران یگان 88 مشاوره می‌دهد که چگونه زیر دستان سابقش را دستگیر کنند و برای متهمان به تروریسم موعظه می‌کند که کشتن انسان‌های بی‌گناه به نام اسلام کاری خطاست.

روزهای آموزش

یک جفت کامیون پر از میوه که غرش‌کنان شالیزارهای برنج را در سمارنگ، واقع در جاوه‌ی مرکزی، پشت سر می‌گذارند به‌خوبی تنوع و چندگونگی مذهبی را در جزیره‌ی مرکزی اندونزی به نمایش می‌گذارند: کامیون اول با تصویری از اسامه بن لادن که در حال کار با یک تفنگ AK47است تزیین شده-است، در حالی که روی دیگری تصویر شهوت‌انگیز زنی دیده می‌شود که در نهایت برهنگی است. در همین حوالی است که تعدادی از رادیکال‌ترین روحانیون اندونزیایی خطبه‌های مملو از کینه‌ی خود را خوانده‌اند. این‌جا هم‌چنین جایی است که در محوطه‌ی وسیعی که با مسجد و کلیسا کامل شده‌ است دانشجویان نظامی یگان 88 بخشی از دوره‌ی آموزش مبارزه با تروریسم خود را می‌گذرانند (واحدهای ضد ترور از کشورهای دیگری مثل تایلند و پاکستان نیز اینجا آموزش می‌بینند). آکادمی پلیس به زمین بازی بسیار بزرگی می‌ماند. هواپیمایی مخصوص تمرین‌های آموزشی بر زمین نشسته است و داخل آن افسرهای سیاه‌پوش دماغه‌ی هواپیما را مثل هزاران مورچه میزان می‌کنند تا سر جایش قرار گیرد. یک هتل و قطار شبیه‌سازی شده نیز این امکان را به ماموران می‌دهد که در تمرین‌های نظامی تن به تن و از فاصله‌ی نزدیک شرکت کنند. آن طرف هم یک استخر بزرگ وجود دارد که دانشجویانی که لباس غواصی پوشیده‌اند می‌توانند در آن تکنیک‌های نفوذ و تصفیه در آب را بیاموزند. لابراتوارهای کامپیوتر و آزمایشگاه‌های پزشکی قانونی مدرن نیز برای آموزش در داخل فضای آموزشی طراحی شده‌اند.

در یک روز داغ ماه آوریل، یک دوجین از دانشجویان یگان 88 که سلاح‌های خودکار M4A1 را حمل می‌کنند با آرایش نظامی به سمت هدفشان سینه‌خیز می‌روند. آن‌ها بعد از یک دعا خواندن سریع دیواری را می‌شکافند و به سرعت وارد خانه‌ای می‌شوند که بنا به فرض گروگان در آن نگه‌داری می‌شود. افسرها مواد منفجره را روی در قرار می‌دهند و به آهستگی نارنجک‌های دودزا را داخل می‌اندازند. هم‌زمان تک‌تیراندازها کل محوطه را زیر نظر دارند. تمرین آموزشی خوب پیش می‌رود، اما واقعیت بسیار خطرناک‌تر است. تنها چند هفته پس از پایان دوره‌ی آموزشی یک افسر یگان 88 متهم شد که با یک –شبه‌نظامی که جلیقه‌ی مملو از مواد منفجره به تن داشته گلاویز شده است. او جان سالم به در برد، اما بیش از یک دو جین از پلیس ها در اتفاقاتی از این نوع مرده اند.

«معلوم است که خیلی ترسیده بودم.» این‌ها را یک مامور سی‌ساله می‌گوید که سال گذشته در حمله به تروریستی که زیر پوشش یک گل‌فروش در هتل «ریتز-چارلتون‌» جاکارتا که جولای گذشته منفجر شد کار می‌کرد مشارکت داشت.

او ادامه می‌دهد: «اما شعل من به عنوان یک پلیس، یک مسلمان، و یک اندونزیایی این است که کسانی را که اسلام را به انحراف کشانده‌اند و از آن برای کشتن مردم استفاده می‌کنند دستگیر کنم.»

مشکلی که هر نوع نیروی مبارزه با تروریسم با آن مواجه است این است که حتا اگر یک مجموعه نابود شود مار هفت سر تروریسم دوباره سر تازه‌ای می‌سازد و این سر تازه نیز خود طرح‌های نویی برای حمله دارد. موج تازه‌ی بازداشت‌ها در اندونزی را می‌توان به عنوان یک موفقیت مبتنی بر اجرای قانون [و نه ریشه‌کن کردن تروریسم] یا به‌عنوان حکایتی ترسناک در مورد این‌که چگونه جهادیون می‌توانند در بخش‌های دورافتاده‌ی مجمع‌الجزایر [اندونزی] تکثیر شوند در نظر گرفت. هرچند که رکورد یگان 88 در قانع کردن افراط‌گرایان به هم‌کاری از طریق بازجویی‌های هم‌دلانه و در نظر گرفتن حقوق و مزایا برای زندانیان بسیار قابل توجه است، اما این نکته را نباید فراموش کرد که زندان‌ها به پرورشگاه تروریسم تبدیل شده‌اند. حتا یک‌بار یک زندان‌بان توسط یک تروریست محکوم به مرگ وسوسه شد که برای تامین بودجه برای حمله‌ا‌ی دیگر دست به قاچاق لپ‌تاپ بزند. دو شبه‌نظامی‌ای که با دو انفجار هتل در جاکارتا در سال گذشته که به کشتن هفت نفر انجامید، ارتباط داشتند و پیش از آن ماجرا در برنامه‌های مبارزه با افراط‌گرایی یگان 88 مشارکت کرده بودند. هدی از انجمن بین‌المللی صلح در این‌باره می‌گوید: «ما باید یگان 88 را به خاطر موفقیتش در نابودی شبکه‌ی ترور اندونزی تحسین کنیم. اما آن‌ها می‌خواهند همه‌ی کارها را انجام دهند. جلوی عملیات تروریستی را می‌گیرند، تروریست‌ها را دستگیر می‌کنند و  با افراط‌گرایی در میان تروریست‌ها مبارزه می‌کنند. یک واحد به تنهایی همه‌ی این کارها را نمی‌تواند بکند.»

نگرانی اصلی هدا این است که تروریست‌ها وقتی از زندان بیرون می‌آیند چه می‌کنند و  کجا می‌روند. برخی از آن ها ممکن است به تک و توک پروژه‌های یگان 88 که برای اشتغال زندانیان سابق طراحی شده بپیوندند. اما هیچ برنامه‌ی  جامعی برای ردگیری زندانیان آزاد شده وجود ندارد. هدی دقیقن می‌داند که در ذهن تروریست‌ها چه می‌گذرد. او شش سال عضو مرکز بدنام مدرسه‌ی اسلامی «المکمن نگروکی » در جاوه‌ی مرکزی که بیست تروریست اندونزیایی در آن‌جا آموزش دیده‌اند بوده است. هدی برای جلوگیری از تکرار این اتفاق، ترتیب اشتغال ده تروریست توبه کرده را داده است. «خیلی از این آدم‌ها فقیر نیستند و می‌توانند کاری برای خودشان دست و پا کنند. اما چیزی که من به دنبالش‌ام این است که آن‌ها را در کنار انسان‌های میانه‌رو قرار دهم تا بر تفکرات و عقایدشان تاثیر بگذارند.»

یکی از کسانی که هدا برای او شغل پیدا کرده «هری ستیه رحمدی‌» است، اقتصاد‌خوانده‌ا‌‌ی با شخصیت کاریزماتیک که در سال 2006 میلادی به دلیل پناه دادن به «نورالدین محمد تاپ‌»- جهادی مالزیایی که سپتامبر گذشته پس از انجام 5 حمله‌ی بزرگ ضد غربی در خاک اندونزی به ضرب گلوله‌ی پلیس کشته شد- دستگیر شد و به زندان رفت. را هری می‌گوید: «می‌دانستم که اگر با یگان 88 هم‌کاری کنم در زندان با من خوب رفتار خواهد شد.» او خیلی زود از زندان آزاد شد و در حال حاضر دو کار را با هم انجام می‌دهد: مزرعه‌ی میگو را اداره می‌کند و در خرید و فروش ارزهای خارجی به صورت آنلاین دست دارد.

جنگ هم‌چنان ادامه دارد

وضعیت دیگر زندانیان سابقی که مسوولیتشان با هدی است به این آسانی نیست. «یوسف ادیریما» برای اولین‌بار از طریق یک فیلم ویدیویی درباره‌ی جنگ بوسنی با جهاد آشنا شد. او در کمپ حدیبیه- یک مرکز آموزشی متعلق به جماعت اسلامی در جنوب فیلیپین که ناصر یوسف هم زمانی آن‌جا آموزش دیده بود ‌آموزش دید. سپس دو سال در کنار یکی از گروه‌های شورشی مسلمان محلی جنگید. او می‌گوید: «من در جنگل زندگی می‌کردم و سربازهای فیلیپینی زیادی را کشتم.» او پس از بازگشت به اندونزی به جمع قدیمی‌های کمپ حدیبیه پیوست. اما در سال 2003 میلادی به دلیل ارتباط با پنهان کردن مقدار زیادی اسلحه در سمارنگ بازداشت شد.

حالا به هر دلبل، هیچ‌یک از اعضای یگان 88، که تازه تاسیس شده بود، در زندان سر وقت یوسف نیامد. او در زندان از مزایای خاصی نیز بهره‌مند نشد. دو سال اول دوران زندانش در زندانی انفرادی در اتاقی تاریک گذشت. او سال گذشته از زندان آزاد شد و هدی برای او شغلی در یک رستوران طبخ اردک پیدا کرد. اما هدی نگران این مردی بود که دندان‌هایش قفل بودند و نگاه هراسانی داشت. یوسف از زندگی گذشته‌اش هیچ احساس پشیمانی نمی‌کرد. او اخیرن نام دخترش را «آرمالیتا » گذاشت که یادآور تفنگ خودکار محبوبش بود. او یک روز پس از این‌که شیفت شبش پایان یافت نشست که کتابی را در مورد جهاد در جنوب فبیلیپین بخواند. کتاب مملو از نمودارهای مختلف در مورد اسلحه‌های مورد علاقه‌اش بود. «کاش می‌شد دوباره بجنگم.» یوسف تنها باری که هنگام مصاحبه با یک زن خبرنگار غریی سر بلند می‌کند و چشم در چشم او می‌دوزد این‌ها را می‌گوید. «می‌میرم برای این کار.» وظیفه‌ی  یگان 88 تمامی ندارد.

برگرفته از مجله‌ی تایم

نوشته‌ی: هانا بیچ / سمارنگ

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , ,