Saturday, 18 July 2015
21 June 2021
نغمه‌های ایرانی- عصمت باقرپور

«دلکش، بانوی آوازه‌خوان همه‌ی نسل‌ها»

2010 June 27

آرش و آوا / دفتر آمریکا / رادیو کوچه

arash.ava@koochehmail.com

«عصمت باقرپور» با نام هنری«دلکش» در سال 1304 در بابل زاده شد. هنوز نوجوان بود که نزد خواهرش به تهران آمد و در مدرسه‌ای که درس می‌خواند، توجه آموزگار موسیقی«ظهیرالدینی» را به سوی خود جلب کرد که صدای او را پر رنگ و شایسته پرورش تشخیص داده بود.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

دلکش در مصاحبه‌ای با شاهرخ گلستان  در سال 1377 ش در لندن گفت: «من در 12 سالگی پدرم را از دست دادم و مادرم به تنهایی قادر به نگه‌داری اعضای خانواده بزرگ ما نبود؛ بنابراین قرار شد مرا به نزد یکی از خواهرانم که در تهران زندگی می‌کرد، بفرستد. روزی مادرم مختصر غذایی مرکب از مقداری نان و هلو و انجیر در بقچه‌ای پیچید و به من داد و مرا به دست یکی از رانندگان آشنا که با کامیون خود عازم تهران بود، ‌سپرد. خواهرم در سرچشمه زندگی می‌کرد؛ در آن زمان (1315 شمسی) من سواد نداشتم، خواهرم مرا به دبستانی که در خیابان ناصر خسرو بود، برد و ثبت نام کرد، من مسن‌ترین دانش‌آموز کلاس بودم.

تا کلاس پنجم ابتدایی درس خود را ادامه دادم؛ در این کلاس بود که سرنوشت زندگی من رقم خورد: روزی معلم موسیقی نام مرا صدا کرد و به من گفت: «باقرپور تو صدای بسیار زیبا و رسایی داری، و سرودها را یک نت بالاتر از بقیه شاگردها می‌خوانی؛ دوست داری ترا به رادیو ببرم تا در آن جا آواز بخوانی؟» من نمی‌دانستم رادیو چیست و کجا است. بالاخره روزی مرا به اداره موسیقی کشور که در میدان بهارستان بود،‌ برد و مرا به «روح‌اله خالقی» معرفی کرد و توضیح داد که این دختر صدای خوبی دارد.

استاد خالقی از من خواست که آوازی برای او بخوانم، و من هم یکی از سرودهایی که در کلاس آموخته بودم. خواندم که مورد قبول و توجه قرار گرفت و قرار شد که در آن مدرسه، تحت نظر یکی از معلمان به یادگیری موسیقی بپردازم.» نام معلم دلکش،‌ »عبدالعلی وزیری» پسر عم استاد «کلنل علی‌نقی وزیری» بود که آوازی بسیار دل‌نشین داشت و تار را به استادی می‌نواخت.

دلکش می‌گوید: «اولین دستگاهی را که استاد به من آموخت، سه گاه بود که من در عرض چند ماه توانستم همه گوشه‌های این دستگاه را به خوبی و به طور کامل فراگیرم و آن‌گاه به بقیه دستگاه‌ها و ردیف‌ها پرداختم و موفق شدم همه ردیف‌های موسیقی ایرانی را طی دو سه سال به اتمام برسانم.» و حالا دلکش با صدای زیبا و دل‌نشین و تعلیم یافته، قادر بود در رادیو آواز بخواند و برنامه اجرا کند.

وی اولین برنامه رادیویی خود را در سال 1323 شمسی اجرا کرد که موجب اعجاب و تحسین فراوان شد. استاد خالقی نام هنری «دلکش» را برای این دختر جوان انتخاب کرد؛ دلکش نام «گوشه بسیار دل‌آویزی است در دستگاه ماهور»؛ نامی که از هر جهت برازنده این هنرمند بود، نامی بسیار زیبا و بامسما. دلکش با صدای زیبا و استعداد فراوانی که داشت، به زودی جای خود را بین استادان موسیقی باز کرد و هنوز 21 ساله نشده بود که به جرگه استادان پیوست و با آن‌ها،‌ ترانه‌های دو صدایی اجرا کرد و شهرت و موفقیت او پهن دشت ایران را درنوردید.

در آغاز کار، دلکش آهنگ‌‌های محلی را که در کودکی آموخته بود، ‌در برنامه‌های رادیویی خود اجرا می‌کرد؛ آثاری چون: «ربابه جان»،‌ و «رعنا جان»،‌ که اتفاقن این آهنگ‌های بکرو بدیع به سرعت مورد توجه جامعه قرار گرفتند. علت استقبال مردم از نغمه‌های مزبور، این بود که دلکش می‌توانست بار فرهنگی و زیبایی‌ها و حال و هوای محلی این آثار را به سادگی به شنوندگان انتقال دهد.

مردم در آثار او به راحتی،‌ رنگ و بوی روستا و طراوت جنگل و مرغزار و پاکی هیجانات و عشق‌های جوانی را حس می‌کردند و در هر موقعیتی، ‌تصنیف‌‌های او را زمزمه می‌کردند. دلکش می‌گوید: «در سال‌های هم‌کاری با «خالدی» تا اوایل سال‌های دهه سی ( 1330 شمسی) موفق شده حرف اول و آخر را در موسیقی ایرانی بزنم، ‌تا آن جا که هر کس را با هر ته صدایی، ‌می‌خواستند به مردم معرفی کنند، می‌گفتند و می‌نوشتند: صدایی نظیر دلکش دارد؛ و فروش هر فیلمی را که می‌خواستند تضمین کنند، ترانه یا ترانه‌هایی با صدای من چاشنی آن می‌کردند.» دلکش با وجود این که بیش از 5 سال درس (دبستان) نخوانده بود، نحوه اجرای آوازها و تصنیف‌های او و کیفیت ادای کلمات، ‌به حدی زیبا و استادانه بود که عمیقن بر دل می‌نشست.

او به درستی می‌دانست که در کجا و روی چه کلماتی باید بیشتر تکیه کند و لغات را چگونه ادا کند که آهنگ، دل‌نشین‌تر شود. ظرایف و لطالیف صدای دلکش به نحو عجیبی با نوای ساز خالدی به هم شبیه و نزدیک بود؛‌ آن چنان بود که «ابومنصور ثعالبی» مورخ بزرگ قرن پنجم قمری نوشته است: «بهترین نواها آن است که نوای ساز به آواز ماند؛ و آوازی که نوایی چون ساز داشته باشد.» در هر حال، ‌هم‌کاری این دو هنرمند(دلکش و خالدی) موجب خلق آثاربدیع و جاودانه‌ای شد که همواره بر تارک موسیقی ایران خواهند درخشید. از جمله این آهنگ‌ها، می‌توان از «امیری» یاد کرد.

به نوشته «حسین‌علی ملاح»: «امیری قطعه‌ای است در مایه دشتی و از ترانه‌های بسیار زیبا و بلیغ محلی که استاد «ابوالحسن صبا» آن را جمع‌آوری کرده و مهدی خالدی به وجه دل‌پذیری، آن را به ارکستر نهاده و دلکش آن را اجرا کرده است.» (یادنامه ابوالحسن صبا). به تحقیق، هیچ خواننده‌ای نمی‌توانست «امیری» را مانند دلکش اجرا کند؛ چون وی هم اهل بابل است و هم در دوران کودکی و نوجوانی، جان و گوش او با این نغمه آشنا بود، یا آن را زمزمه می‌کرد یا در ترنم دیگران می‌شونید.

دلکش موفق شد این ترانه را با همان عمق و اصالت و مفهومی که در گذشته داشته است، با شور و حال بسیار بخواند و یکی از جاودانه‌ترین آهنگ‌ها را به یادگار بگذارد.

یکی از ویژگی‌های قابل توجه دلکش،‌ استعداد فراونی است که در ساختن آهنگ و ملودی زیبا و دل‌انگیز دارد: او بدون آن که نت بداند یا دوره آهنگ‌سازی را طی کرده باشد، یا به کنسرواتوآر موسیقی برود،‌صرفن به سبب ذوق هنری و قدرت تخیل والا، ‌موفق شد که آهنگ‌ها وملودی‌های دل‌نشینی به وجود بیاورد که از آثار ماندنی هنر معاصر ایران به شمار می‌روند، مانند: «ساز شکسته»، و «بردی از یادم».

این بانوی افتخارآفرین شهر بابل، ‌با حنجره طلایی خود، از بزرگ‌ترین هنرمندان آواز عصر ما است؛‌ کلمه بانو را از این جهت عنوان تفخیمی او قرار داده‌ایم که «بانو» در لغت فارسی، لقب «خورشید» هم آمده است و در مقام تشبیه، هنرآفرین بلند آوازه شهر ما، به حق خورشید درخشان آسمان موسیقی ایران است و صدایی دارد هم رنگ آفتاب، طنین‌انداز، برگرفته از نسیم صبحگاهی و خلوت شب؛ صدای او درخشندگی خاص دارد و چهچه‌های او هوش ربا است.

بلبل از رشک تو این گونه گلو پاره کند ورنه از بهر چه است این همه فریاد او را (نویسنده) از نسلی است که زندگی اجتماعی را هنگامی شروع کرد که هنوز ماشین کاملن بر انسان چیره نشده بود؛‌ هنوز موسیقی ایرانی تبدیل به صدای مکرر چرخ ماشین صنعتی نشده بود؛‌ هنوز روستا به شهرک، به برکت برنامه «خودکفایی» به شهر غول‌آسا تبدیل نشده بود و هنوز می‌شد در خانه‌‌ها نفسی به راحتی کشید.

«نویسنده» از نسلی است که هنگام جوانی، صبحگاهان که چشم از خواب می‌گشود، فضای عطرآگین و دل‌انگیز استشمام می‌کرد؛‌ چه در روستاها و چه در شهرها،‌ فضا پر از چهچهه پرندگان بود توام با صدای رسا و دل‌نواز خواننده‌ای که نه تنها هنرمندی بود استثنایی،‌ بلکه صدایی سالاروار داشت،‌ صدایی جادویی که انسان را اسیر می‌کرد،‌ صدایی که انسان را بر بال خیال می‌نشاند و به آسمان‌ها می‌برد،‌ صدایی رسا که در عین پرقدرت بودن،‌ دل‌نشین و دل‌نواز و دلکش بود.

«نویسنده» از نسلی است که از جوانی با این صدای روح‌پرور خو گرفته است و به سروده علی اشتری: «امشب خوش است عالم و از باده سرخوشم ساقی بریز باده دیگر که درکشم دلکش بخوان، کز آن لب شیرین نوای شور شور دگر برآورد از جان ناخوشم فرهاد اگر به دیدن شیرین خوش است،‌ من سرمست از ترانه شیرین دلکشم «نویسنده» در دوره پختگی هنر دلکش نیز، از نزدیک شاهد آواز خواندن او بود. او به هنگام اجرای آواز، متین و آرام بود؛‌ صدای آهنگین او در اوج،‌ در گوشه‌های آوازی مانند عشاق (دشتی اصفهان)، حجاز یا خسرو شیرین (ابوعطا)،‌ بر شنونده تاثیر جادویی داشت.

محدوده صدای او وسیع، با حال، توانا،‌ و دارای تحریرهای تزیینی متنوع و بلیغ بود. «دلکش به یقین از چهره‌های ماندگار در تاریخ آواز ایران به شمار می‌رود. درباره او هر چه نوشته شود کم است،‌ و هر چه به زبان آید اندک. صد قرن هزار ساله باید تا یک بانو «دلکش» بزاید. … وقتی به دعوت «رویال فستیوال هال لندن» با قامتی خمیده، عصا به دست و روسری بر سر، در صحنه ظاهر شد، اشک شادی بر گونه حاضران غلطید. هیچ کس گمان نمی‌کرد از حنجره‌ای که روزگاری طلایی لقب گرفته بود،‌ اصلن صدایی برخیزد.

ولی در میان شگفتی همه، آوای گرم و دل‌نشین دلکش که نشان‌هایی از روزهای طلایی او را با خود داشت،‌ در فضای «فستیوال هال» پیچیده و با امواج رودخانه تیمس درهم آمیخت: بردی ازیادم\ دادی بر بادم\ در دام افتادم\ دل به تو دادم\ از غم آزادم\ با یادت شادم… با هر ترانه و آوازی که سر می‌داد، احساسات و هیجان حاضران به اوج می‌رسید، خاطره‌ها زنده می‌شد و روزهای خوش به یاد می‌آمد. دلکش به حاضران گفت: «امشب احساسات پرشور شما مرا تکان داده است ولی یادتان باشد که از ناراحتی دیسک کمر رنج می‌برم و ماشا‌اله هم سنم بالا است.» آن گاه طنین صدای او بار دیگر در تالار پیچید: امید جانم ز سفر بازآمد شکردهانم ز سفر بازآمد عزیز آن که بی‌خبر به ناگهان رود سفر…

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , ,