Saturday, 18 July 2015
29 September 2020
زیر باران- فریدون فروغی

«همیشه‌ی صدای یک نسل»

2010 July 02

مارال / رادیو کوچه

maral@koochehmail.com

«فریدون فروغی» چهارمین، کوچک‌ترین و تنها فرزند پسر خانواده‌ی فروغی، در نهم بهمن ماه سال 1329 در تهران به دنیا آمد. فریدون سه خواهر دیگر به نام‌های «پروانه»، «عفت»، و «فروغ» داشت که هر سه آن‌ها هم اکنون در قید حیات هستند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

پدر او «فتح‌اله فروغی» که از مالکان بزرگ روستای نراق به شمار می‌رفت، کارمند اداره‌ی دخانیات بود؛ گفته می‌شود که وی در تنهایی خود به سرودن شعر و نواختن تار می‌پرداخته.

فریدون فروغی در شش سالگی تحصیل را آغاز کرد و یازده سال بعد یعنی در سال 1347 با کسب مدرک دیپلم علوم طبیعی، ادامه‌ی تحصیل را رها کرد.

زمانی که وی شانزده ساله بود، موسیقی را به طور جدی شروع می‌کند و با هم‌راه ساختن گروهی نوازنده با خود، به اجرای ترانه‌ها و آهنگ‌های روز غرب می‌پردازد، تا این که در سن 18 سالگی به دنبال عشق و دل‌دادگی و از دست دادن معشوق، مدتی دست از موسیقی می‌کشد.

بعد از یک سال کناره گیری از موسیقی، سرانجام در سال 1348 صاحب کاباره «کازبا» در شیراز از فریدون و همراهانش دعوت به فعالیت می‌کند و فریدون برای تسکین قلب مجروح خود قبول این دعوت می‌کند و به شیراز می‌رود و در همان جا به هم‌راه گروهش می‌ماند.

سال 1350، «خسرو هریتاش»، کارگردان فیلم«آدمک» که در تلاش برای پیدا کردن خواننده‌ای تازه نفس برای فیلم خود بود، از طریق دوستی با فریدون و صدای او آشنا می‌شود. یک بار زمزمه‌ی ترانه توسط فریدون کافی بود تا هریتاش دریابد شخص مورد نظرش را یافته و در ادامه ترانه‌های «آدمک» و «پروانه‌ی من» توسط فروغی اجرا می‌شود؛ و چندی بعد این ترانه‌ها در صفحه فروشی‌های معروفی چون «آل کوردوبس»، «دیسکو»، «بتهوون»، و «پارس» عرضه می‌شود و بر سر زبان‌ها می‌افتد.

سال 1351 طی قراردادی که بین فروغی و «فرشید رمزی» بسته می‌شود، آثاری چون «زندون دل» و «غم تنهایی» با صدای فریدون فروغی عرضه می‌شود که این آثار فروغی را تبدیل به هنرمندی صاحب سبک می‌کند. در همین سال‌ها او از طریق یکی از دوستانش با «گلی فتوره‌چی» آشنا می‌شود و این آشنایی سبب ازدواج آن‌ها می‌شود.

سال بعد تیتراژ فیلم «تنگنا» ساخته‌ی «امیر نادری»، ملودی شورانگیز و تکان‌دهنده‌ی «اسفندیار منفرد‌زاده»، و صدای پرقدرت و حنجره‌ی قوی فریدون فروغی را به همراه داشت؛ هم چنین در همان سال هم‌کاری منفردزاده، «شهیار قنبری» و فروغی سبب خلق یکی از شاخص‌ترین آثار به نام «نماز» -و یا «نیاز» به روایت سانسور- می‌شود.

سال 1353 فروغی به دلیل عدم تفاهم از همسرش جدا می‌شود و در همین سال ترانه‌ی «همیشه غایب» را با شعری از شهیار قنبری و تنظیم «واروژان» اجرا می‌شود.

تا سال 1357 و به دنبال وخیم شدن اوضاع سیاسی ایران، فروغی سه-چهار آلبوم منتشر می‌کند، و در نهایت ترانه‌ی «روسپی» او که در همان سال اجرا می‌کند هیچ وقت مجوز پخش نمی‌گیرد.

پس از انقلاب اسلامی فروغی نیز جزو آن دسته از هنرمندانی بود که در ایران ماند و به اجرای کنسرت پرداخت که ترانه‌های آن در آلبوم «فریدون فروغی در آغازی نو» ثبت شد.

سال 1359 بعد از انتشار آلبوم «فریدون فروغی و آغازی نو» ، ترانه‌ی «یار دبستانی» توسط فروغی برای فیلم «از فریاد تا ترور» به کارگردانی «منصور تهرانی» اجرا شد، و این مصاد ف که با زمانی بود که بدون هیچ دلیلی فروغی ممنوع الصدا شد، و صدای او از تیتراژ پایانی فیلم حذف، و صدای «جمشید جم» در این فیلم جایگزین صدای وی شد.

ترانه‌ی «کوچه‌ی شهر دلم» محصول همان دورانی‌ست که فروغی را از فعالیت محروم کرده بودند.

فعالیت فروغی به طور رسمی در سال‌های 60 و 61 به طور رسمی ممنوع می‌شود؛ با این همه وی هیچ گاه پیشنهادات تهیه‌کننده‌گان آن سوی آب‌ها را نپذیرفت، تا این که در 1373 به دنبال ازدواج با «سوسن معادلیان» دوباره فعالیت خود را در زمینه‌ی سرایدن شعر و ساخت آهنگ و تدریس موسیقی از نو آغاز می‌کند؛ تا آن‌جا که در اسفند سال 1377 کنسرتی در تالار حافظ کیش برگزار می‌کند.

فریدون فروغی در زمینه‌ی موسیقی هنرمندی کامل بود؛ او علاوه بر خوانندگی، در نواختن پیانو، ارگ، و گیتار مهارت خاصی داشت؛ ضمن آن‌که وی موسیقی را بدون داشتن استاد و معلم فراگرفت و با توجه به کارهای «راک»، به خصوص «ری چارلز» به تمرین و یادگیری می‌پرداخت.

سرانجام، در 13 مهرماه سال 1380 فریدون فروغی، همیشه‌ی صدای یک نسل، خواننده‌ی صاحب نام پاپ ایران، پس از سال‌ها سکوت، در انزوایی تلخ، در منزلش، واقع در تهران‌پارس تهران درگذشت و او را در روستای قرقرک اشتهارد کرج به خاک سپردند.

طی سال‌های اخیر همواره شایعه‌ی انتشار مجاز آثار فروغی به گوش می‌رسد، اما هنوز هیچ آلبومی با صدای او منتشر نشده است.

شاید یکی از مهم‌ترین خبرهایی که بعد از فوت فروغی به گوش رسید، پیدا شدن چند آهنگ قدیمی از فروغی بود که سال‌ها در قفسه آرشیو آهنگ‌سازان خاک خورده و ناشنیده مانده بود.

«آرش قاسمی»، وکیل خانواده‌ی فروغی مصر بود که این آهنگ‌ها در کنار سایر آثار فروغی عرضه و منتشر شود، آن هم در داخل ایران؛ و دلیل آن را این گونه بیان کرد که: « فریدون فروغی هیچ‌وقت وطنش را ترک نکرد و همیشه می‌گفت کارهای من برای مردم این خاک است. ما هم نمی‌خواهیم خلاف میل او عمل کنیم و آن‌قدر صبر می‌کنیم تا مجوز انتشار این آهنگ‌ها صادر شود.»

هر چند این آهنگ‌ها در سایت‌های اینترنتی به صورت غیر مجاز منتشر شده‌اند و دیگر نمی‌توان امیدی به پخش درست آن‌ها داشت. بخشی از این آهنگ‌ها عبارتند از: «طناب غم»، «غم روی غم»، «ماهی خسته»، «My Love is in the Hot Town» ،و «I Live with Your Dream».

وصیت‌نامه فریدون فروغی؛ بگویید بر گورم بنویسند:

زندگی را دوست داشت، ولی آن را نشناخت.

مهربان بود، ولی مهر نورزید.

طبیعت را دوست داشت، ولی از آن لذت نبرد.

در آب‌گیر قلبش جنب‌وجوشی بود، ولی کسی بدان راه نیافت.

در زندگی احساس تنهایی می‌کرد، ولی هرگز دل به کسی نداد.

و خلاصه بنویسید:

زنده بودن را برای زندگی دوست داشت، نه زندگی را برای زنده بودن …

یاد و نامش زنده باد

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , 

۲ Comments


  1. arash
    1

    فریدون فروغی تمایلات چپی داشت و اوایل انقلاب برای چپی‌ها میخواهند وبا آنها میپرید. برای همین جمهوری اسلامی خیلی‌ زود با فروغی چپ افتاد و نگذاشت فروغی کار کند.