Saturday, 18 July 2015
18 September 2020
توان نظامی ایران

«نگاهی برشائبه سلاح‌های میکروبی»

2010 July 05

سید رضا حسینی ( مدحی ) / کارشناس ارشد علوم سیاسی و علوم استراتژیک مسایل نظامی

امروزه بهانه‌ای که حاکمیت به‌آن نیاز دارد تا به اصطلاح معروف یا رست ( قمار بزرگ با دارایی پنهان) کرده تا برنده بازی شود (با تثبیت وضیعت موجود خود و پذیرش ایران هسته ای) و یا جنگ جهانی سوم آغاز شود تا میلیون‌ها انسان بی‌گناه در اقصا نقاط جهان به خاک و خون کشیده شوند، در غیر این دو حالت خود و چندین کشور را بازنده این بازی کثیف سیاست کند.

و جالب این‌که این بهانه را غربی‌ها و آمریکایی‌ها دانسته در اختیار این حاکمیت بی‌رحم قرار می‌دهند.

خبرگزاری حکومتی فارس در تاریخ 7 تیرماه 1389 شماره : 8904060783 که در  این‌جا  می‌توانید مشاهده نمایید، گفتگویی با آقای دکتر «علی‌اصغر جلالی» کارشناس مباحث شیمیایی و میکروبی در سمنان به‌عمل آمده را تحت عنوان «در حال حاضر حدود 10 تا 12 کشور مانند روسیه، آمریکا، رژیم صهیونیستی ( اسراییل )، چین و هند متهم به داشتن برنامه‌های سلاح‌های بیولوژیک تهاجمی هستند و شمار قربانیان این سلاح‌ها تاکنون به 9 میلیون نفر رسیده است» منتشر نمود ولی از حدود 10 تا 12 کشور فقط نام 5 کشور را مطرح نمود؟ در بین این‌جا فرضیه‌های گوناگونی شکل می‌گیرد اما حقیر قصد دارم به‌طور خلاصه به چند فرضیه نزدیک به واقعیت بپردازم.

فرضیه اول : آیا جمهوری اسلامی قصد دارد به‌صورت سربسته از داشتن توان و قدرت سلاح‌های میکروبی خود گوش‌زدی به آمریکا و متحدانش بنماید؟

یا این‌که تهدیدی‌ به سایر کشورهای دارنده این نوع سلاح‌ها مینماید که نامشان را افشا خواهد نمود؟

یا این‌که قصد معامله سیاسی با آنان دارد؟

در خوش‌بینانه و بدبینانه‌ترین حالت این را نمی‌توان تهدید به افشا یا معامله تلقی نمود بلکه با توجه به لشگرکشی و ناوکشی و تهدیدات روزافزون و تشدید تحریم‌های آمریکا فقط می‌توان این مقاله را یک تهدید ظریف و زیرکانه و مانور پنهان از توان نظامی خود تلقی نمود.

اکنون می‌بایست از ملت ایران این پرسش را نمود که خود سرنوشتشان را تغییر می‌دهند یا این‌که منتظر فاجعه جهانی خواهند بود.

ونیز ایالات متحده آمریکا و هم پیمانانش نیز این پرسش را داریم آیا می‌دانند که حاکمیت ایران که این‌گونه سرسختانه مقابلشان ایستاده قطع و یقین یا در دست چیزی دارند و یا این‌که فوایدی بزرگ‌تر از وضع فعلی نصیبشان خواهد شد.

آن‌چه مسلم است سرویس‌های بیگانه بسیار بیش‌تر و دقیق‌تر از این‌ جانب نسبت به توان حاکمیت غیر مردمی مطلع هستند حال با این وجود چرا می‌خواهند به‌جای روح و جان‌بخشیدن به حاکمیت فعلی به طرح‌های دیگر که در طی زمان بیش‌تر اما بسیار بسیار کم هزینه‌تر بیندیشند؟ آیا همگان بدان نقطه رسیده‌اند که لازمه ادامه حیات جنگ جهانی سوم است؟

در ادامه مبحث فقط صرف استحضار مردم شریف ایران مطالبی در ارتباط با آن‌چه که حاکمیت در سر و چه در دست دارد پرداخته خواهد شد.

با توجه به کسالت حقیر ادامه مطلب در اسرع وقت تحت عنوان بخش دوم منتشر می‌شود.

بخش دوم

قسمت دوم : سایه شوم جنگ و لشگرکشی بر سر مام میهن

آیا احمدی‌نژاد در پی جنگ افروزی در ابعاد داخلی و خارجی است؟

نیات باطنی آمریکا و کشورهای منطقه از بحران‌آفرینی چیست؟

نقش نفت و امنیت انتقال انرژی کدام است؟

آیا آمریکا به‌دنبال سوق دادن احمدی‌نژاد به ارتکاب اشتباه استراتژیک هم‌چون صدام است؟

امکانات مقابله و توسعه انتقام‌جویی ایران به چه میزان است؟

ملت ایران چه می‌خواهد و واکنش آن چه خواهد بود؟

به‌عقیده این‌جانب در صورتی‌که هرگونه جنگی از جانبه بیگانگان رخ دهد جز به اتحاد و انسجام نیروی های حاکمیت و حتا ازدیاد و تحکیم آنان با پیوستن مردم، سود دیگری نخواهد داشت.

اما چنان‌چه از درون روند اعتراضات کنونی ادامه یابد ضمن انشقاق در بین ارکان حاکمیت پیروزی از آن مردم شده و حکومت مردمی ایجاد خواهد شد.

در قسمت اول به سلاح‌های میکروبی و توان نظامی ایران اشاره اجمالی صورت گرفت. این‌که امروزه دولت ایران به‌دنبال بهانه‌ای به‌هر قمیت ممکن است برای تثبیت وضیعت موجود خود حتا با بروز جنگ خانمان‌سوز و تحمیل ایران هسته‌ای به جهان، شکی در آن نیست.

اما این‌که چرا غربی‌ها و آمریکایی‌ها دانسته این بهانه را در اختیار این دولت بی‌رحم قرار می‌دهند، جای تامل است؟

آن‌چه مسلم است این‌که تهدید دولت ایران با دستانی پر ولو این‌که منتخب مردم ایران نیست، جدی است. دولت ایران این توان و ظرفیت، اگر نگوییم هسته‌ای، یقینن توان راز‌آمیز و نیروی انسانی خراب‌کار فراوان، پخش شده و آماده‌باش در سراسر جهان را دارد تا در سطوح منطقه‌ای و فراتر از آن سطح تقابل را عمق و توسعه بخشد.

آیا آمریکا و متحدانش با وجود این‌که می‌دانند ایران در کشورهای اروپایی و حتا آمریکا و قاره آمریکا مبادرت به ایجاد ایستگاه‌هایی و شائبه استقرار افرادی مجهز به سلاح‌های میکروبی کرده است باز گزینه اشتباه جنگ را مجدد بر روی میز قرار داده‌اند؟

شواهدی که از جدی‌شدن روی میز قرار‌گرفتن گزینه جنگ، از سوی آمریکا و متحدانش در مقابل ایران حکایت دارد از جمله گسیل ناوهای جنگی آمریکایی و پیش از آن ترددات مکرر و خاموش وزیران دفاع متحدانش به کشورهای یک‌دیگر، اعلام مواضع اخیر وزیر دفاع اسراییل، زیاده‌گویی‌های پادشاه سعودی بدون هیچ مقدمه‌ای دلالت بر این دارد که آمریکا بدون هیچ‌گونه تصویر درستی از ایران و توان بازدارندگی در حوزه دفاع عامل و غیرعامل، پس‌لرزه‌هایی که پس از شروع جنگ از سوی آمریکا،ایران به نمایش خواهد گذاشت و از همه مهم‌تر روحیه دلاورانه ملت ایران در دفاع از کیان و تمامیت ارضی بدون در نظر گرفتن دیدگاه‌های سیاسی تصمیم به‌این اشتباه بزرگ گرفته است.

شنیدیم و دیدیم آمریکا پس از حمله به افغانستان و عراق تمامی سیستم‌های امنیتی و انتظامی کشورهای مذکور را برای مدت‌ها در دست گرفت تا جایی‌که اگر ماشین نظامی آمریکایی در خیابانی از عراق آژیر می‌کشید تمامی ماشین‌ها موظف بودند تا خروج کامل آن ماشین از آن خیابان در کنار توقف کنند، آیا آمریکا تصور می‌کند ایرانیان به دور از هر باور سیاسی این‌چنین روحیه ذلت‌پذیری داشته باشند؟

می‌شنویم که مدام این موضوع و هراس مطرح می‌گردد که اگر جنگی اتفاق بیافتد این جنگ با جنگ 8 ساله ایران و عراق که قریب به 86 کشور از آن حمایت می‌کردند و از 16 کشور اسیر جنگی داشتیم بسیار متفاوت است و مدام  از توان بالای هوایی آمریکا سخن به میان می‌آید صرف نظر از توان دفاع موشکی ایران که به‌صورت تخصصی در پایین قسمتی از آن نقل خواهد شد. آیا اگر جنگی اتفاق بیافتد مادام‌العمر می‌خواهند موشک به سوی ایران شلیک کنند؟ آیا هلیبرد نیروها در خاک ایران در برنامه آن‌ها قرار نمی‌گیرد؟ بی‌شک جنگ زمینی نیز رخ خواهد داد، باید پذیرفت ایران، عراق یا افغانستان نیست.

ضمن آن ج.ا.ا برای ثبات و حفظ بقای از قدرت فرهنگی (ابزار قدرت جنگ روانی و ترویج انقلاب و تفکر اسلامی خود و به‌وجود آوردن جریان مهدویت و بسط و فراگیر کردن آن در داخل و خارج کشور) ایجاد ایستگاه‌های امنیتی و فرهنگی با اهداف امنیتی دفاعی و پرورش نیروهای ایرانی و حتا به‌کارگیری از ملیت‌های دیگر‌(‌ غیر ایرانی ) نیز از برای و به چالش‌کشاندن منطقه و گره‌زدن سرنوشت خود با امنیت سایر کشورها و هم‌چنین ستون نظامی (تلاش برای اشرافیت اطلاعاتی و جنگ اطلاعاتی و روانی  داخلی و خارجی به چالش‌کشانده کشورهایی که احساس خطر می‌کند کرده.)

هم‌چنین با پایگاه‌های سری در منطقه، غرب برای ایجاد بحران‌جهانی در صورت مواجهه با هرگونه تهدید جدی، برای این امر با استقرار ایستگاه‌های قابل توجه خود در منطقه اعم از کشورهای هم‌جوار ، منطقه، کشورهای غربی(اروپا) و حتا کشورهای آمریکایی تا اقیانوسیه بهره بیش‌تر می‌برد و این ایستگاه که با بهره‌گیری از ملیت‌های مختلف و تاثیرگذاری و یا به‌عبارتی مشغول کردن کشورهای مختلف به مسایل داخلی و ایجاد جنگ برون‌خانگی سعی در اخلال در سیتم حکومتی کشورهایی که می‌تواند حتا در آینده تهدید و یا خطر جدی برای حاکمان ج.ا.ا و اهداف آنان باشد برنامه‌ریزی و در مقام طرح دمکراسی و ایجاد شکاف نماید. این امر می‌تواند حتا یک حکومت بر فرض پادشاهی را تبدیل به یک حکومت غیر پادشاهی کند.


حال به‌این موضوع اشاره می‌کنم که برای مواجهه با تهدید و ایجاد امنیت 4 مکتب وجود دارد و پس از تشریح یادآور می‌شوم که دکترین امنیت ملی ایران در طول 30 سال بقا از کدام مکتب بهره برده است.

مکتب اول مکتبی است که کاری با تهدید ندارد و فقط آسیب را پوشش می‌دهد یعنی آسیب‌پذیری های خودش را پوشش می‌دهد بیش‌تر کشور روسیه از این مکتب استفاده می‌کند کشور روسیه در طول تاریخ خودش به خصوص در 150 تا 200 سال گذشته نوع مکتب امنیتیش به خصوص در سیاست خارجی این بوده است که همواره تمرکز کارشناسان امنیتیش بر شناسایی آسیب‌ها و از بین‌بردن آن‌ها معطوف بوده است البته در زمان‌هایی از فرمول های دیگر نیز بهره برده‌اند که در این‌جا مجال پرداختن به آن‌ها نیست. به این مکتب اصطلاحن ضدآسیب پایه اطلاق می‌شود.

مکتب دوم مکتبی است که کاری با آسیب‌پذیری خودش ندارد  و اصولن پتانسیل پوشش آسیب‌های خود را در درون مرزهای خود ندارد در حوزه آسیب‌شناسی کم‌تر وارد می‌شود و تمام تمرکزش را بر تهدید‌شناسی معطوف می‌کند و پس از تهدیدشناسی تهدیدات را از بین می‌برد. در حوزه دکترین سیاست خارجی خود شناسایی و از بین‌بردن تهدیدات و یا ایجاد تهدید غیرمحسوس متقابل  یا حتا ایجاد بحران و تبدیل به فرصت پایداری را در دستور کار خود دارد.

این مدل در کشورهایی که از لحاظ جغرافیایی ضعیف هستند و نمی‌توانند در درون خود تهدید را خنثا کنند. کشورهایی مانند انگلیس، شیلی، اسراییل و کشورهایی این‌چنین از این مکتب استفاده می‌کنند به این مکتب اصطلاحن مکتب ضد تهدید پایه اطلاق می‌شود.

به مکتب سوم اصطلاحن مکتب اپورتنیسم یا مکتب اصالت فرصت اطلاق می‌شود. در این مکتب تهدید را تبیین می‌کنند سپس که مشخص شد تهدید چیست تبدیل می‌شود به فرصت. مثلن تهدیدی به نام سیل، زمانی‌که ما نمی‌توانیم این تهدید در بیرون خودمان خنثا کنیم آن را تبیین می‌کنیم سپس با سدسازی یا کانال‌های متفاوت این تهدید را برای خودمان تبدیل به فرصت می‌کنیم. فرصتی که درآن می‌توان از نیروگاه‌های برق آبی، دریاچه‌های پرورش ماهی و غیره بهره برد در سیاست دفاعی داخلی نیز دقیقن می‌توان از این مکتب بهره برد، اما نقطه ضعف این مکتب این است تا زمانی‌که تهدیدی وجود نداشته باشد نمی‌توان آن‌را تبدیل به فرصت کرد.

اساسن کارشناسان از آن‌جایی‌که این مکتب فواید بسیاری در پی دارد معتقدند که اگر تهدید وجود ندارد آن‌را در خارج از مرزها به وجود آوریم و سپس به سمت فرصت‌سازی سوق دهیم.

مکتب چهارم اصطلاحن به مکتب اوکازیونالیستی، مکتب اصالت موقعیت مشهور است. بین تهدید و آسیب موقعیت ایجاد می‌کند زیاد منتظر فرصت نمی‌ماند.

جمهوری اسلامی ایران اساسن در طول 30 سال حیات خودش از هر 4 مکتب استفاده کرده است که مصادیق آن در سیاست دفاعی خارجی و سیاست دفاعی داخلی که از این 4 مکتب سیراب شدند را در این نوشتار خواهم آورد.

دکترین امنیت ملی دو حوزه کنش و واکنش دارد که از سال 57 تا 60 رژیم در حوزه‌ واکنش یا اصطلاحان تمرکز بر ضربه دوم سیاست‌های دفاعی داخلی و خارجی خود را تبیین می‌کرد. ازسال 60 تا 68  یعنی درست تا روی کار‌آمدن دولت هاشمی موسوم به دولت‌سازندگی در حوزه کنش قرار گرفتند. یعنی خیلی تهاجمی و عینی که در سیاست خارجی تابع این دکترین می‌بینیم در موضوع لبنان رسمن وارد عمل می‌شوند و کارشناسان نظامی خود را برای سازماندهی و آموزش نیروهای مردمی به آن‌جا اعزام می‌کنند تا خط مقدم خود را به آن‌سوی مرزهای کشورهای هم‌جوار ترسیم کند.

از سال 68 تا 84 مجددن در موضع واکنش قرار گرفتند البته تنها در عرصه سیاست دفاعی خارجی. آن هم برای تمرکز دو دولت به‌اصطلاح بر مناطق آزاد تجاری، سدسازی، راه‌سازی و در مجموع عرصه‌ سازندگی و توسعه سیاسی فرهنگی که در کل بر اصل تنش‌زدایی مبتنی بر منافع ملی استوار بود .

آن‌هم دلیل عمده‌اش دریافت اعتبار و وام از صندوق‌های جهانی و مجامع بین‌المللی بود. در واقع دکترین امنیت ملی ایران اقتصاد پایه و مبتنی بر منافع ملی بود، از سال 83  جریان مهدویت با جدیت و میدان‌دار وارد عملیات اجرای در ساختار داخلی و خارجی می‌شود،‌ که تمامن بر اصل ضربه اول معتقد هستند و می‌گویند از زمانی‌که در موضع واکنش و ضربه دوم قرار گرفتیم شدیدن منزوی شدیم و دشمن تا حیات خلوت‌های ما و تا دروازه‌های ما آمده است .

حال آن‌که مادامی‌که در موضع کنش قرار داشتیم این موضع منتج به پدیده‌هایی مانند حزب‌اله لبنان می‌شود که در بین 400 گروه چریکی در دنیا تنها گروه چریکی است که روز روشن در جلوی چشمان تمام دوربین‌های دنیا رژه می‌روند و عکس رهبر جمهوری اسلامی و امام خمینی(ره) را بر سینه‌هاشان نصب می‌کنند. هم‌چنین این‌که مطابق آموزه‌های حکومت دینی و ایران تازشی در دنیا است. هیچ‌گاه نباید در مرحله واکنش و منتظر ضربه اول بماند و یا به 28 مرتبه‌ای که در قرآن به کلمه جهاد یا مشتقاتش اشاره شده است و یا به امنیت ملی مبتنی بر فرهنگ دینی اشاره می‌کنند و شدیدن معتقدند که در عرصه داخلی و خارجی می‌بایست تازشی و ضربه اولی حرکت کرد. می‌بینیم در عرصه خارجی دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی ایران می‌آید و می‌گوید ما را از لولوی شورای عالی امنیت نترسانید و پرونده‌ هسته‌ای ایران را به آن‌جا بفرستید یا احمدی‌نژاد در سخنان خود رسمن می‌گوید که اسراییل از صحنه روزگار باید حذف شود.

یا در سیاست دفاعی داخلی می‌بینیم از حوزه واکنش به کنش تغییر موضع می‌دهند و رهبر ج.ا.ا در آن سخن‌رانی معروف خود که گفت امام‌خمینی هدیه‌ای از سوی خدا برای ایران بود و او نیز دو هدیه به ایران داد: انقلاب اسلامی و نیروی مقاومت بسیج، در آن سخن‌رانی از بسیج به‌عنوان بدنه سپاه پاسداران یاد کرد.

سردار سیدیحیا رحیم‌صفوی را که شدیدن معتقد بود دیگر بسیج بیش‌تر از این نباید آرایش نظامی به خود بگیرد از فرماندهی سپاه عزل و سردار عزیز جعفری را به‌عنوان فرمانده سپاه منصوب می‌کند.  چرا که رهبری در شرایط موجود بر این موضوع اصرار داشت که بسیج باید با نیروی زمینی سپاه تلفیق و یگان رزم آن شدیدن تقویت شود. پس از آن مشاهده کردیم نمسا (نیروی مقاومت بسیج) در نیروی زمینی تلفیق و به‌جز چند معاونتش در عرصه شهری بیش‌تر فعالیت نمی‌کند .

از آن‌جاست که بسیج به‌عنوان نیروی بلامنازع بازدارندگی با یک پشتوانه ایدئولوژیک در کشور معرفی می‌شود که مطابق آخرین اعلام روابط عمومی سپاه پاسداران در پنجم آذر ماه 1387 حدود 13میلیون و 600 هزار بسیجی جذب، آموزش و سازماندهی کرده است و در این بین می‌بینیم 1200 گردان عاشورا مجهز به سلاح گرم از انواع مختلف سبک و سنگین می‌شوند و 40 هزار گروهان رزمی کربلا در قالب بسیج، جذب، سازماندهی و آموزش آن‌ها در تمام سطوح جامعه (اصناف، کارگری، دانش‌جویی، دانش‌آموزی، ادارات، جامعه‌پزشکی، جامعه‌اساتید، اقشار و غیره ) صورت پذیرفته است.

ایجاد و سازماندهی می‌شوند یا نمایندگان مجلس به تخصیص 350 میلیون دلار از محل حساب ذخیره ارزی برای تجهیز و تقویت گردان‌های عاشورا و الزهرا رای می‌دهند در صورتی‌که این اولین باری بود که از منابع حساب ذخیره ارزی در اختیار یک نیروی نظامی قرار می‌گیرد. هم‌چنین قانون اساسی ما سند زنده ایست بر این نوشتار که چگونه بسیج به‌عنوان نورچشمی نظام مورد توجه قرار می‌گیرد. زیرا تمام کارشناسان امنیتی دنیا بر این مهم وحدت نظر دارند که زمانی امنیت پایدار حاصل می‌شود که حکومتی سازماندهی حداکثری  مردم را در دستور کار خود داشته باشد در زیرتنها سرفصل مفادی از قانون اساسی و الحاقیات آن در خصوص نیروی مقاومت بسیج و تقویت بنیه دفاعی را می‌آورم.

1 – بند 7 و 9 وظایف و ماموریت‌های سپاه در خصوص ارتش بیست میلیونی مصوب 30/3/1369 به شماره 29136-201/50-د

2 – ماموریت‌ها و وظایف نیروی مقاومت بسیج مصوب فرمانده کل قوا شماره 48-5-201/50-د مورخه 5/9/1369

3 – اهداف تشکیل ارتش بیست میلیونی ابلاغیه 8/7/71

4 –  فصل چهارم و نهم قانون خط مشی کلی اصول و برنامه های صدا و سیما مصوب 17/4/61

5 – اصل 151 قانون اساسی تبصره 1 و 2

6 – بند 1 قسمت خط مشی های کلی قانون برنامه اول توسعه کشور در خصوص تقویت بنیه دفاعی

7 – بند ج ماده 3 وظائف و اختیارات مرکز تحقیقات استراتژیک در خصوص تحقیقات و مطالعات مربوط به بسیج

8 – تبصره 47 قانون برنامه دوم توسعه در خصوص صرف 2 درصد از سود خالص شرکت‌ها و موسسات جهت تقویت بسیج

9 – قانون حمایت قضایی از بسیج

و قانون‌هایی از این دسته که زمینه را برای موضوع هموار کرده است( البته نکته بسیار مهم تصویب این قوانین تا حدود سال 70 است تا زمانی‌که روی‌کرد رژیم را ترسیم کردیم و سپس ما شاهد ایست در این مرحله بودیم و تنها امور مربوط به جذب، سازماندهی و آموزش پشتیبانی می‌شد تا مجددن روند پشتیبانی‌های همه جانبه از سال 84 آغاز شد)

تمام این موارد تغییر جهت رژیم و بازگشت به‌ضربه اول تلقی می‌شود و شدیدن تهاجمی و تازشی حرکت می‌کنند مانند طرح ارتقای امنیت اجتماعی، مبارزه با اراذل و اوباش، طرح مقابله با بدحجابی که در اصل تمامن بر ضربه اول متمرکز است یا در جریانات اخیر در سرکوب گسترده مردم ما ضربه اول را به‌وضوح مشاهده می‌کنیم. در سیاست دفاعی (بخش نظامی) نیز به شکل زیر قابل بررسی است.

پس از 30 سال از گذشت انقلاب اسلامی و با پشت‌سر نهادن یک جنگ خونین ۸ ساله در حالی‌که هم‌چنان از سوی نیروهای فرا منطقه‌ای و منطقه‌ای در کانون توجه قرار دارد استراتژی دفاعی خاصی را برای دفاع از خود سامان‌دهی کرده است. چنان‌که از قراین و شواهدی که در پی خواهد آمد استنتاج می‌شود دکترین دفاعی ایران (صرف‌نظر از استراتژی سازمان دفاع غیرعامل) در حال حاضر بر مبنای 5 رکن بازدارندگی 1- راز آمیز 2- تحمل ضربه اول در برخی دوران و بازگشت به موضع کنش 3- ضربه متقابل موشکی 4- اجبار دشمن به جنگ زمینی 5- غافلگیر کردن متجاوز در خاک خود ( مطابق آن‌چه در مبحث ایستگاه‌های خارجی ذکر شد) استوار است با نگاهی گذرا می‌توان دریافت که ارکان این دکترین چگونه و چرا سامان یافتند.

با پایان جنگ تحمیلی نیروهای مسلح ایران در وضع بسیار وخیمی قرار داشتند. تسلیحات غربی ارتش که بیش از 90 درصد ادوات را شامل می‌شدند یا در طول جنگ از بین رفته و یا به‌دلیل فقدان قطعات یدکی و خدمات تعمیر و نگه‌داری از کار افتاده بودند که با برخی خریدهای تسلیحاتی از روسیه و چین اعم از جنگنده‌های میگ 29 و سوخو 24 موشک‌های کرم ابریشم و ناوچه‌های کلاس تندر مشکل خود را مرتفع کرده‌اند.

از سوی دیگر کارشناسان نظامی کشور در دو مسیر اصلی فعالیت‌های خود را متمرکز کردند که عبارتند از: ۱-نوسازی و به‌سازی تسلیحات غربی با ابزار و ادوات شرقی که به‌عنوان مثال می‌توان به تجهیز جنگنده‌های فانتوم با موشک‌های روسی و چینی و یا تجهیز ناوچه‌های موشک‌انداز فرانسوی کمباتانت با موشک‌های سی-۸۰۲ چینی اشاره کرد.

۲-تولید جنگ افزار در داخل کشور به روش مهندسی معکوس و سایر روش‌ها که دست‌آورد‌هایی چون جنگنده آذرخش، تانک ذوالفقار٬ بال‌گرد شب‌آویز و ناوچه موشک‌انداز پیکان داشته است. می‌توان از دست‌آوردهای قطعی صنایع دفاعی ایران٬ با تلاش‌های انجام شده به توان موشکی کشور و برخی تجهیزات و ادوات زرهی و جنگ‌افزارهای پیش‌رفته پنهان اشاره کرد که بنا به‌دلایل و شواهدی چند بومی شده که می‌توان از آن‌ها به تولید موشک‌های بالستیک با برد ۱۳۰۰ الی ۲۰۰۰ کیلومتر را دارا می‌باشند نام برد.

در چنین شرایطی با توجه به آگاهی از وضع موجود توسط کارشناسان دفاعی کشور و وقوف به‌این مهم همان‌طورکه پیش‌تر گفته شد دکترین دفاعی ایران بر پایه پنج مولفه ذکر شده (بازدارندگی راز آمیز، تحمل ضربه اول در برخی دوران و بازگشت به موضع کنش، ضربه متقابل موشکی، اجبار دشمن به جنگ زمینی و غافل‌گیر کردن متجاوز در خاک خود) بنا شد که شرح مختصر هریک از مولفه‌های فوق‌الذکر در ذیل ارایه می‌شود.

1 – بازدارندگی راز‌آمیز : در این روش تلاش می‌شود نیروی تهاجمی و دفاعی کشور در هاله‌ای از ابهام  قلم‌داد شود. بر مبنای همین روش در فضای ابهام ادوات نظامی بارها آزمایش می‌شود. از پیش‌رفت‌های عظیم تکنولوژیک در تولید جنگ‌افزار سخن رانده می‌شود تا متجاوز خارجی از بیم واکنش شدید ایران در ضربه متقابل دوم از خیال تجاوز منصرف شود. این مولفه تمامن بر جنگ روانی و ایجاد فضای ابهام در باب حجم ضربه متقابل دوم تاکید شده است.

2 – تحمل ضربه اول : افرادی‌که در داخل و یا خارج مدام به از بین‌رفتن تاسیسات در دقایق ابتدایی جنگ در اثر حمله آمریکا اذعان دارند و مدام می‌گویند با حجم حملات موشکی ما قابلیت دفاع نخواهیم داشت باید بدانند در راستای استراتژی تحمل ضربه اول بر مبنای تجارب جنگ ۸ ساله، ایران به پراکنده ساختن منابع اصلی دفاعی خویش با توجه به گستره پهناور کشور پرداخته است تا امکان از بین رفتن تمام ظرفیت‌های دفاعی با یک حمله از میان رود. در بخش جنگ‌افزارسازی مشاهده می‌شود تاسیسات تانک‌سازی، صنایع الکترونیک٬ صنایع موشکی و صنایع هواپیمایی در مناطق مخلتف مستقر شده‌اند و یا در مورد صنایع هسته‌ای کارخانه آب‌سنگین در اراک٬ تاسیسات غنی‌سازی در نطنز و راکتور هسته‌ای در بوشهر طراحی و اجرا شده‌اند.  این چنین مشخص می‌شود هیچ دشمنی در ضربه اول نمی‌تواند تمام توان دفاعی ایران برای ضربه دوم متقابل را از کشور سلب کند و بدین‌سان نوعی توازن وحشت بر مبنای ظرفیت حمله متقابل ایران شکل می‌گیرد.

3 – ضربه متقابل موشکی : با دست‌یابی ایران به موشک‌های با برد بیش از ۲۰۰۰ کیلومتر در واقع هر نقطه‌ای از خاورمیانه در تیررس موشک‌های ایران قرار دارند. از پایگاه هوایی اینجرلیک در ترکیه تا پایگاه هوایی دیه گوگارسیا اقیانوس هند و از تل اویو تا مراکز نظامی آمریکا در دریای سرخ دربرد اقدام متقابل ایران هستند.

از این‌رو هر متجاوز فرا منطقه‌ای و منطقه‌ای یقین می‌یابد از مکافات تجاوز خود در امان نخواهد بود.

4 – اجبار دشمن به جنگ زمینی : در بحث اجبار دشمن به جنگ زمینی باید گفت تجربه سال‌های جنگ به برنامه‌ریزان دفاعی ایران اثبات کرد که استفاده از امواج انسانی و نیروی زمینی که با سلاح‌های سبک و نیمه سنگین به‌ویژه موشک‌های ضد تانک مجهز شده باشند ( که نمونه‌های آن در جنگ 33 روزه در مقابل تانک‌های مرکاوای اسراییلی که مدعی بودند هیچ چیز قابلیت از بین بردن آن‌ها را ندارد مشاهده کردند) تا حد زیادی جای‌گزین استراتژی‌های دیگر می‌شود.

5 – غافل‌گیر کردن متجاوز در خاک خود: مطابق آن‌چه در مبحث ایستگاه‌های خارجی ذکر شد استوار است. به‌ویژه که شور ایرانی، میهن‌دوستی و مقابله با تجاوز بیگانه هم‌راه با شهادت‌طلبی از نیروی پیاده ایرانی٬ رزمندگانی دلاور و بدون ترس از مرگ می‌سازد. بر این اساس است که با اوج گرفتن تهدیدات آمریکا بر استراتژی دفاع نامتقارن تاکید می‌شود که بر اساس جنگ نامنظم٬ درگیری پارتیزانی و شهری و واداشتن دشمن به استفاده از نیروی انسانی به‌جای جنگ‌افزار برای وارد کردن تلفات سنگین به‌اوست. این استراتژی از ویتنام تا افغانستان علیه دشمنانی قوی‌تر و بسیار مجهزتر به‌کار گرفته شده و موفق نیز بوده است.

در این میان مجددن آن‌چه قابل ذکر است نقش راه‌بردی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در دکترین دفاعی جمهوری اسلامی است و چنان‌چه از قراین بر می‌آید رهبران سیاسی کشور در دو بخش اکتیو این دکترین ضربه موشکی و جنگ فرسایشی به سپاه پاسداران بیش از سایر نیروهای مسلح متکی هستند. این مهم که توان عمده موشکی ایران امروزه در سپاه پاسداران مستقر است و هم‌چنین جذب، سازمان‌دهی و آموزش و راه‌بری نیروهای بسیج به‌عنوان ستون فقرات جنگ زمینی در اختیار سپاه قرار دارد بر نقش ویژه سپاه در این دکترین می‌افزاید. نقشی که با توجه به تحولات سیاسی کشور روزبه‌روز پررنگ‌تر می‌شود.

مادامی‌که فعالیت‌ها و مبارزات تهی از پشتیبانی کارشناسی باشد و تا زمانی‌که ما یک حرکت علمی سیستماتیک را آغاز نکرده‌ایم با اقبالی مواجه نخواهیم شد.

در این‌جا این گمانه مطرح می‌شود عده‌ای که می‌گویند آمار منتشره از سوی روابط عمومی سپاه پاسداران دال بر جذب، آموزش، سازمان‌دهی و به‌کارگیری 13 میلیون و 600 هزار نفر نیروی مردمی در قالب بسیج غلو و غیر واقعی می‌باشد در خوش‌بینانه‌ترین حالت ما 9/10 از آن را کسر می‌کنیم و تنها به یک دهم آن بسنده می‌کنیم با 1 میلیون و 360 هزار نفر بسیجی آموزش دیده، مسلح به انواع سلاح سبک و سنگین با یک پشتوانه ایدئولوژیک که مدام می‌گویند «آیت‌اله خامنه‌ای از تو به یک اشاره از ما به سر دویدن» چه باید کرد؟ با 7 تیپ استشهادی که به‌انواع آموزش‌های نظامی و اطلاعاتی اشرافیت دارند چه باید کرد؟

فرض بر این‌که رژیم فردا سقوط کرد با طرح نهضت مقاومت با محوریت سپاه پاسداران که رژیم 5 سال پس از سقوط خود را بررسی و ارایه راه حل کرده است و با تدابیری قصد ایجاد شبکه‌های زیرزمینی در منطقه و غرب  را دارد چه باید کرد؟

مجددن معروض می‌دارم رژیم حرکت به سمت بازدارندگی و سیاست دفاعی  علمی در قالب موسسات و گروه‌های مختلف را شروع کرده است و اگر ما به‌این سمت و سو حرکت نکنیم فرصت‌های بی‌شمار دیگری را به رژیم خواهیم داد.

به عقیده این‌جانب در صورتی‌که هرگونه جنگی از جانبه بیگانگان رخ دهد جز به اتحاد و انسجام نیروی‌های صدرالذکر و حتا ازدیاد و تحکیم آنان با پیوستن مردم  سود دیگری نخواهد داشت.

اما چنان‌چه از درون این روند اعتراضات کنونی ادامه یابد ضمن انشقاق در بین ارکان حکومت و نیروهای فوق پیروزی از آن مردم شده و حکومت مردمی ایجاد خواهد شد.

بنابراین، این‌که جلوی ایران را بگیرند تا به یک نیروی هسته‌ای تبدیل نگردد تا اندازه‌ای بهانه تراشی است چون دولت کنونی ایران بدون دست‌یابی به توان هسته‌ای نیز تهدید جدی و قدرت جنگی، دفاعی  و تخریبی بالایی را دارا می‌باشد. دولت ایران با داشتن سلاح هسته‌ای نیز به دلیل دریافت پاسخ‌های متقابل کوبنده‌تر و نشستن در یک قایق با جهان قادر به استفاده از آن نبوده و از این لحاظ دست‌یابی به توان هسته‌ای هرگز برای حاکمیت ایران امنیت زا نخواهد بود. اما در صورت حمله آمریکا و متحدین آن به ایران و به‌ویژه با استفاده از امکانات دول منطقه، دولت نامشروع احمدی‌نژاد این قدرت را دارد که جهان را با امکانات غیرهسته‌ای خود ناامن سازد. باید توان بیولوژیکی ایران را جدی گرفت. اما نیات آمریکا در سوق‌دادن ایران به سمت گزینه جنگ از چند جهت قابل تامل و تاسف‌بار است.

واشنگتن فکر می‌کند اگر احمدی‌نژاد را هم‌چون صدام به سمت اشتباه استرتژیک سوق دهد زودتر به مقصد می‌رسد. اوباما باید به‌این مهم توجه داشته باشدکه در این حالت متضرر اصلی مردم و سرزمین ایران خواهد بود و نه دولت نامشروع آن. با این حال، همین دولت نیز با استفاده از ایدئولوژی و پول طرف‌دارانی را در داخل و خارج به‌دور خود جمع کرده است. بنابراین دولت امریکا در تحمیل جنگ به ایران و وارد‌کردن صدمات جبران‌ناپذیر شبیه آن‌چه که در عراق مرتکب شده است، باید چندباره تامل کند و می‌باسیت این سوال را از دولت آمریکا و متحدانش پرسید چه میزان از اطلاعاتی از مولفه‌های پنج‌گانه دفاعی ایران که پیش‌تر ذکر شد با خبر هستند؟

نیات دولت شرور احمدی‌نژاد از جنگ‌افروزی

دولت نامشروع، شرور و تشنج‌آفرین احمدی‌نژاد می‌خواهد به‌هر قمیتی سرکار باشد. این دولت برای حفظ و ماندن در قدرت ننگ کودتا، تخلف، تقلب، کشتار، تجاوز، حبس، تبعید، حمله به مراجع عظام و محروم ساختن اقشار مختلف مردم را به‌حساب دین و تشیع به‌جان خریده است. حاکمیت در حوزه سیاست داخلی در حال غرق‌شدن در منجلاب رفتارهای غیر کارشناسانه و اقدامات جنون‌آمیز خویش است. برای او فرق نمی‌کند جهت زنده ماندن به چه چیزهایی متوسل شود. چون در حال نابودی است بنابراین سعی خواهد کرد همه جهان را با خود در این گرداب فرو برد. بنابراین، جهان باید خیلی مراقب و جویای راه‌های بهتر و با هزینه کم‌تر باشد. قطعن ملت ایران تحمیل جنگ که ویران‌گر خواهد بود را نمی‌پذیرد و در صورت وقوع جنگ دشمنان داخلی و خارجی خود را هرگز نخواهد بخشید.

هشدار به عرب‌های منطقه

متاسفانه دول عربی منطقه بار دیگر آتش‌افروزی می‌کنند. ظاهرن آنان نجابت ملت ایران در چشم پوشی از خطاهای مهلک اعراب منطقه به‌ویژه خلیج‌فارس در تشوق و حمایت از صدام‌حسین در حمله به ایران و کشتار جوانان و مردم مسلمان و غیرتمند ایران و تخریب کاشانه‌ها و شهرها و بنادر و زیرساخت‌های صنعتی ایران را به‌دست فراموشی سپرده‌اند. گویا اعراب به‌دنبال بازگشت به دوران تحمیل جنگ‌های خانمان‌سوز صدها ساله به برادران خود هستند.

ایران قدرتمند هی‌چگاه تهدیدی برای اعراب منطقه نخواهد بود. در سی سال گذشته این اعراب بودند که همواره برای ایران مشکل‌آفرین بودند و نه بالعکس. اگر اعراب به‌دنبال امنیت هستند و اگر به درستی نمی‌توانند احمدی‌نژاد نامشروع را تحمل کنند راهش جنگ‌افروزی نیست. چون هر دو از یک قماش بوده و اصولن باید زبان یک‌دیگر را بهتر درک کنند. اعراب و ایران در یک کاخ شیشه‌ای نشسته اند و در نتیجه نمی‌توانند تهدیدی برای امنیت یک‌دیگر باشند بلکه امنیت دو طرف به یک‌دیگر وابسته است.

سخنی با ملت شریف ایران

اکنون ملت ایران بر سر راه یک تصمیم حیاتی قرار گرفته و آن تغییر سرنوشت به‌دست خود است. در غیر این‌صورت باید منتظر فاجعه جهانی باشیم ملت شریف ایران باید جرثومه فساد یعنی دولت نامشروع احمدی‌نژاد را از دامن پاک مام میهن بزداید و از این طریق ایران عزیز، اسلام و تشیع و نیز جهان را از خطر شرارت‌های خطرناک‌تر یعنی حمله آمریکا و متحدانش برهاند.

آن‌چه قلمی گردید جز از برای آگاهی دادن صادقانه به محضر ملت شریف ایران و هشدار برای بیگانگان که به واقع دریافتم اطلاع دقیق از توان حاکمیت را نداشته و لذا هرگونه عمل غیر‌منطقی آنان می‌تواند منجر به بهانه‌دادن از برای سرکوب جنبش مردمی توسط حاکمیت باشد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , 

۱ Comment