Saturday, 18 July 2015
20 June 2021

«زیر باران»

2010 July 04

مارال / رادیو کوچه

…………………………………………….

«خداحافظ کوچه‌های خموش»

باید رفت، اما خم نشد. باید از هر چی کوچه‌ی سرد کوچ کرد … از کنار دیوارهای بلندی که آسمونش پیدا نیست، باید رفت.

گاهی دلت پر می‌کشه سمت کوچه‌ای که کسی باشه تا قدم‌هاش رو هم‌راه قدم‌هات آهسته‌تر کنه، یا شاید تو براش قدم‌هات رو …

گاهی دلت دنبال یه کوچه می‌گرده، یه کوچه‌ی بن‌بست و شاید یک خدا ته همون کوچه … تا شاید با هم قدمی بزنید، گپی بزنید و … خلاصه نقش خاطره بزنید ته همین کوچه‌ی بن‌بست

…………………………………………….

«گنجینه‌ای خفته در خاک»

در سال 1369 صدا و سیمای خراسان اقدام به معرفی نوازنده‌ای گم‌نام به‌نام «حاج قربان سلیمانی» کرد. طولی نکشید که این هنرمند از طرف مسوولین مرکز موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به تهران دعوت شد و تنها طی چند اجرا در تاتر شهر، تالار وحدت، و  هزاره فردوسی نام او بر سر زبان‌ها افتاد.

…………………………………………….

«پدر موسیقی فولکلور گیلان»

«احمد عاشورپور» متولد 18 بهمن ماه سال 1296 در غازیان بندرانزلی است‌. وی فارغ‌التحصیل مهندسی کشاورزی در سال ۱۲۹۶ از دانش‌کده کشاورزی، دانش‌گاه تهران بود. در واقع او نمی‌خواست کشاورزی بخواند، تصمیم داشت پزشک بشود.

…………………………………………….

«نخستین بازی‌گر زن سینمای ناطق ایران»

«روح‌انگیز سامی‌نژاد» با نام شناس‌نامه‌ای «صدیقه سامی‌نژاد»، در سوم تیرماه سال 1295 در شهرستان بم متولد شد. پدرش «میرزا اسداله» بسیار زود همسر و تنها فرزندش را ترک کرد و به دیار باقی شتافت و صدیقه خردسال با مادرش «سکینه» تنها ماند. صدیقه در 13 سالگی به ازدواج شخصی به نام «دماوندی» درآمد و با او به هندوستان مهاجرت کرد.

…………………………………………….

«پایه‌گذار اپرا در ایران»

«منیر وکیلی‌نیک‌جو»، معروف به «منیر وکیلی»‌، متولد ۲۷ آذر سال ۱۳۰۱ خورشیدی در تبریز، از پیش‌گامان هنر اپرا در ایران بود. نام او یادآور ایرانی نو، متجدد و پیش‌رو است و فضای باز شکوفایی هنر و هنرمندی را به‌خاطر می‌آورد.

…………………………………………….

«سلطان عشق»

«سیدمحـمـدحسین بهـجـت تـبـریـزی» معروف به «شهریار» در سال 1285 خورشیدی در تبریز متولد شد. نام پـدرش «حاجی میرآقا خشگـنابی» است که از سادات خشگـناب (قـریه نزدیک قره‌چـمن) و از وکـلای دادگـستـری تـبـریز و مردی فاضل و خوش‌محاوره و از خوش‌نویسان دوره خود، با ایمان و کریم الطبع بود که در سال 1313 مرحوم و در قـم مـدفون شد.

…………………………………………….

«شاعر مشروطه»

«سید محمدرضا کردستانی» متخلص به «میرزاده عشقی»، فرزند «حاج سید ابوالقاسم کردستانی»، شاعر دوران مشروطیت، روزنامه‌نگار و نویسنده ایرانی و مدیر نشریه قرن بیستم، متولد ۲۰ آذرماه سال ۱۲۷۳ خورشیدی در شهر همدان است.

…………………………………………..

«آهنگ‌سازی در عهد ساسانی»

«باربُد» یا «باربَد» از موسیقی‌دانان و نوازنده‌گان به‌نام و از بزرگ‌ترین آهنگ‌سازان دوران ساسانی، در عهد پادشاهی «خسروپرویز» بود که بسیاری از لحن‌ها و نواهای موسیقی را که هنوز بعضی از آن‌ها با همان نام در ردیف دستگاه‌های موسیقی کنونی ما باقی مانده است از ساخته‌ها و پرداخته‌های او می‌دانند.

…………………………………………….

«بزن آن زخمه …»

«حسین علی‌زاده» ردیف‌دان، پژوهش‌گر و نوازنده تار و سه‌تار ایران در شهریور سال ۱۳۳۰ در منطقه «سید نصر الدین» بازار تهران متولد شد. در هنرستان موسیقی ملی نزد «هوشنگ ظریف»، «علی‌اکبر شهنازی» و «حبیب اله صالحی» به فراگیری تار پرداخت.

……………………………………………

«نخستین زن خواننده‌ی ایرانی»

«قمرالملوک» متولد سال ۱۲۸۴ خورشیدی، در تاکستان قزوین است. هنگام تولد پدر نداشت و در ۱۸ ماهگی مادرش را نیز از دست داد؛ و از این زمان تحت سرپرستی مادربزرگش که روضه‌خوان زنانه حرم ناصرالدین شاه بود قرار گرفت. او در جایی گفته است: «من مدیون تربیت اولیه‌ی خودم هستم. چرا که همان پامنبری کردن‌ها به من جرات خوانندگی داد.»

…………………………………………..

«صدایی از جنس جنگ جهانی»

«سید جواد بدیع‌زاده» از هنرمندان بزرگ عرصه موسیقی ایران در سال ۱۲۸۱ شمسی در تهران به دنیا آمد. پدرش «آقا سید رضا بدیع کاشانی» ملقب به «بدیع‌المتکلمین» روحانی مشروطه‌خواه روشن‌اندیشی بود که به «سید انارى» شهرت داشت.

……………………………………………

«خالقی نازنین‌تر از مریم»

محمد نوری متولد ۱۳۰۸-فارغ التحصیل هنرستان تیاتر، و زبان و ادبیات انگلیسی از دانشگاه تهران و مبانی تیاتر از دانشکده‌ی علوم اجتماعی است.نوری آواز را نزد خانم «باغچه‌بان»، و تئوری موسیقی را نزد «سیروس شهردار» و «فریدون فرزانه»، که از اساتید هنرستان عالی موسیقی هستند، فراگرفت.

……………………………………………

«پایان بیست سال سکوت»

سال‌ها بود که «سیمین غانم» اجازه نداشت کنسرت بدهد و رسیده بود تا سال هفتاد و هفت. بیست سال در جمع نخوانده بود، و حالا اجازه گرفته بود که تنها برای خانم‌ها در سینما صحرا کنسرت بدهد. وقتی وارد صحنه شد، گریه‌اش گرفته بود.

………………………………………….

«همیشه‌ی صدای یک نسل»

«فریدون فروغی» چهارمین، کوچک‌ترین و تنها فرزند پسر خانواده‌ی فروغی، در نهم بهمن ماه سال ۱۳۲۹ در تهران به دنیا آمد. فریدون سه خواهر دیگر به نام‌های «پروانه»، «عفت»، و «فروغ» داشت که هر سه آن‌ها هم اکنون در قید حیات هستند.

…………………………………….

«سلطان جاز ایران»

«ویگن دردریان» در ۲۹ نوامبر سال ۱۹۲۹ میلادی برابر با ۲ آذر سال ۱۳۰۸شمسی در شهر همدان به دنیا آمد. وی از کودکی به موسیقی علاقه‌مند بود؛ و در همان دوران کودکی اولین گیتارش را از یک سرباز روسی خرید و سال‌ها بعد آن‌چنان پیشرفت کرد که به عنوان آغازگر موسیقی پاپ در ایران مطرح گشت.

…………………………………….

«سلطان راک ایران»

«کوروش یغمایی» در سال ۱۳۲۳ در شاه‌رود و در خانواده‌ای که بیش از یک سده به ادب و هنر در منطقه کویر مشهور بودند، به‌دنیا آمد. از جمله‌ بزرگان خانواده‌ی وی می‌توان به «یغمای جندقی» و «حبیب یغمایی» از شاعران به‌نام ایران زمین اشاره کرد.

………………………………………..

«گذری بر موسیقی ایرانی»

در ایران باستان هنگام برآمدن و فرو رفتن خورشید گروهی به نواختن طبل و کوس و کرنا می‌پرداختند. در اوستا بخش یسناها آمده که پزشکان بیماران خود را با موسیقی ایرانی درمان می‌کردند. در آن دوران سه نوع موسیقی آیینی (دینی)، بزمی و رزمی مرسوم بوده است، هم‌چنین در جشن‌های طبیعت و روزهای تاریخی و ملی، نواها و موسیقی ایرانی ویژه‌ای اجرا می‌شد.

………………………………………..

«‌ضرب بر سازهای ضربی»

صوت در این دسته از سازها بر اثر کوبیدن جسمی با نرمی یا سختی معین بر پوستی که بر سطح دایره‌ای شکل حلقه، استوانه یا کاسه‌ای کشیده شده یا بر اثر کوبیده شدن دو جسم سخت حاصل می‌شود.
در برخی از سازها که پوست برحلقه یا استوانه کشیده شده ممکن است یکی از سطوح بدون پوست باشد و در نوع دیگر هر دو سطح با پوست پوشانده شود.

…………………………………………

«کسی که هیچ کس نبود»

همه‌ی ما با نام و نوشته‌های زنده‌یاد «حسین پناهی» آشنا هستیم؛ همه‌ی ما سکانس‌ها، نوشته‌ها، جمله‌ها و حتا لحن متفاوت او را به خاطر داریم. «حسین پناهی» متولد ششم شهریور سال ۱۳۳۵ در روستای دژکوه از توابع استان کهکیلویه و بویر احمد، پدرش «علی‌پناه» و مادرش «ماه‌کنیز» نام داشتند. پدرش را در سال ۱۳۳۷ زمانی که تنها دو سال داشت، از دست داد.

…………………………………………

«قانون، بزرگ‌ترین ساز کلاویه‌دار سیمی»

قانون یکی از قدیمی‌ترین سازهای ایرانی است که توانایی بیان گوشه‌های موسیقی ایرانی را دارد، ولی متاسفانه مانند بسیاری دیگر از سازها، مدت مدیدی است که در سرزمین ما ناشناخته مانده، در حالی که در کشورهای هم‌جوار سال‌هاست که از این ساز استفاده شده‌ و می‌شود. ساز «قانون» در زیر‌مجموعه سازهای مضرابی (‌زهی-زخمه‌ای‌) سازهای ایرانی قرار می‌گیرد. این ساز به شکل ذوزنقه قایم‌الزاویه است.

…………………………………………

«سنتور، سازی با صدایی نافذ»

از آن‌جا که ایران در مسیر جاده ابریشم بین شرق و غرب بوده و به دلیل تغییر دایمی مرزها تحت کشورگشایی‌های متعدد، فرهنگ‌ها نیز مرتب دست‌خوش تحول شده و این تحولات، آلات موسیقی را بی‌نصیب نگذاشته است؛ به طوری‌که به درستی معلوم نیست سنتور ابتدا در کدام کشور مورد استفاده بوده؛ ولی با اطمینان می‌توان گفت که ایرانی‌ها قبل از ظهور اسلام با این ساز آشنا بودند و آن را «کونار» می‌نامیدند.

……………………………………….

«در آمدی بر ساز تار»

«تار» یکی از سازهایی‌ست که می‌توان آن را به عنوان یکی از اصیل‌ترین سازهای ایرانی، از دسته سازهای سیمی مضرابی معرفی کرد؛ تار و سه‌تار را می‌توان مانند دو برادر از یک خانواده به شمار آورد؛ با اندک تفاوتی از قبیل اندازه، نوع و شیوه‌ی نواختن، سیم‌ها، هارمونی صدا و … تار از نظر معنوی به معنای «تار مو»، «تار ابریشم»، «زه»، «وتر»، «رشته»، و به اصطلاح امروز «سیم» و امثال آن است؛ هم‌چنین در سازشناسی لفظ «تار»، به معنای یک ساز مستقل اطلاق می‌شود.

………………………………………..

«تنبور، ساز عشاق»

طنبور یا تنبور یکی از سازهای زهی است که در آن سیم‌ها از روی دسته‌ای بلند و کاسه‌ای عبور کرده‌است و با ضربه انگشتان به صدا درمی‌آید. امروزه از تنبور می‌توان به ساز محلی با دسته‌ای بلندتر و کاسه‌ای بزرگ‌تر و منحنی‌تر از سه‌تار، دارای دو یا سه سیم و چهارده پرده که به فاصله اکتاو در ساز پرده‌بندی شده‌اند، تعبیر نمود. تنبور یکی از سازهای‌ست که در نواحی باختری ایران به ویژه در انجمن تنبورنوازان، قلندران و درویش‌های اهل طریقت و اهل حق کردستان و کرمانشاهان استفاده می‌گردد

………………………………………..

«‌مختصری از تاریخچه‌ی نی»

کامل‌ترین و ظریف‌ترین آلات موسیقی صدای انسان است و موثرترین لحن‌ها در موسیقی، نوایی‌ست که از حنجره شخص خوش آواز بر آید. علمای ساز‌‌شناسی احتمال می‌دهند که نخستین باری که بشر خواست نغمه‌هایی را که به اقتضای حالات مختلف خود از حنجره در می‌آورد، تقلید کند، به اختراع انواع نای دست یافت. نوای «نی» بیش از صدای سازهای زهی به صدای انسان شباهت دارد و از این رو به طبیعت نزدیک‌تر است.

………………………………………..

«نویسنده‌ای با سال‌های ابری»

علی‌اشرف درویشیان از مهم‌ترین و قدیمی‌ترین اعضای کانون نویسندگان ایران است. این داستان‌نویس نام‌آشنای ایرانی تاکنون داستان‌ها و آثار بسیار مهم و تاثیرگذاری را از خود به جای گذاشته. ادبیات ایران به همت او سال‌های بسیاری به خود بالیده است.درویشیان طی این سال‌ها علاوه بر داستان‌نویسی به پژوهش در زمینه فرهنگ عامه نیز پرداخته است که حاصل آن در کتاب‌های متعددی منتشر شده است. همچنین آثار او به زبان های: فرانسه، آلمانی، انگلیسی، عربی، کردی، ترکی، ارمنی، روسی، سویدی، نروژی و اخیرا به زبان فنلاندی نیز ترجمه شده است.

…………………………………………

«دسته عینک و رسول پرویزی»

در میان صفحات کتاب‌های درسی دوره دبیرستان، داستانی وجود دارد که به رغم سادگی و نگاه نوستالژیک، ما را با یک نویسنده بی‌ادعا و فراموش شده روبه رو می‌کند. این داستان که به دفعات در میان کودکان و نوجوانان ایرانی دست به دست شده و شاید از درون‌مایه‌های آن، امتحانی هم گرفته شده باشد، «قصه عینکم» از نوشته‌های رسول پرویزی است. رسول پرویزی حداقل با این داستانش توانست، لبخندی معصومانه را بر لبان دانش آموزان ایرانی بنشاند.

………………………………………

«موج و مرجان و خارا»

ابراهیم گلستان کارگردان، داستان نویس، روزنامه نویس، مترجم، روزنامه نگار و عکاس ایرانی‌ست. او، نخستین فرد در تاریخ سینمای ایران است که موفق به اخذ جایزه‌ی بین‌المللی شد.هم‌چنین وی از نخستین نویسندگان معاصر ایران بود که برای زبان داستان اهمیت ویژه‌ای قائل شد و کوشید نثری آهنگین را در قالب های داستانی مدرن بکار گیرد؛ از این جهت نقش او در سیر پیشرفت داستان معاصر فارسی قابل توجه ‌است.

……………………………………….

«نگاهی به زندگی و آثار پرویز شاپور»

از دیرباز در ادبیات عارفانه مابین عشق و عقل جدل بوده است. این جدل در نوشته های شاپور و فروغ هم به چشم می خورد؛ فروغ بیشتر تابع احساس بود و پرویز تابع اندیشه. احساس به طرف شعر رفته و اندیشه به طرف طنز. گاهی نیز این دو در کنار هم نشسته اند و روی هم تاثیر گذاشته اند.

……………………………………….

«نگاهی به آثار علی محمد افغانی»

«بسیاری از افرادی که در زندگی شخصی من حضور داشته و تاثیری بر من گذاشته‌اند در داستان‌های من هم حضور دارند. تصور اینکه نویسنده چیزی به کلی خیالی می‌نویسد اشتباه است. نویسنده نمی‌تواند با خیال چیزی بنویسد. البته نویسنده می‌تواند چیزی از کشف و شهود را مطرح کند که حتا زنده‌تر از واقعیت است.»

………………………………………

«جمال‌زاده؛ نویسنده‌ای پیشرو»

خاکستر گذشته را با انبر اشتیاق از روی مجمر خاطرات پیش و پس نمود و یادگاری‌های گران‌بهای جوانی مانند گل‌های آتشین بر افروخته ، یک به یک از زیر غبار فراموشی سر بیرون دوانید. قطعه‌ای بود از نوشته‌های محمد علی جمالزاده، یکی از بنیان‌ گزاران اصلی ادبیات داستانی معاصر فارسی. مارال برنامه این هفته زیر باران را به این نویسنده اختصاص داده است.

……………………………………….

«نگاهی به زندگی هوشنگ گلشیری»

ن نوشته متعلق به مردیست با موهای ژولیده، صدایی قاطع و انگشتانی که از فرط قلم و سیگار ورم کرده اند، نشسته و دارد به داستان هایی فکر می کند که ننوشت. نویسنده ای که او را بعد از صادق هدایت تاثیرگذارترین نویسنده ی ایرانی دانسته اند و «شازده احتجاب» او را در زمره ی قوی ترین داستان های ایرانی می دانند.

…………………………………..

«نویسنده‌ای تمام عیار»

بهرام صادقی نمایشگر طبقه ی متوسط و سرگردان و سردرگمی بود که همه ی اعضای آن بلاتکلیف‌اند ونمی‌دانند که به کجا آویزان‌اند. نکته ی مهم کار او این بود که برای نمونه زندگی یک کارمند در داستان او با همه‌ی رمز و رازش به صورت مضحک و طنز‌آمیزی تصویر می‌شد. کارمند او نه تنها خود تسلیم شده بود که بختک حاکم نیز بر او سوار بود. در آثار او همه معصوم و بی‌چاره و مچاله شده‌اند با این که استعداد کافی برای زندگی بهتر دارد اما دست و پای‌شان را با تار عنکبوت بسته‌اند.

……………………………………

«سپرده به زمین»

یژن نجدی در سال ۱۳۲۰ در خاش متولد شد و ۵۶ سال بعد با مدرک کارشناسی ارشد ریاضیات و چندین سال سابقه‌ی تدریس در سال ۱۳۷۶ در لاهیجان فروخفت. وی یکی از نمونه‌های شهرت پس از مرگ است. نویسنده‌ای که اولین و مهم‌ترین کتابش «یوزپلنگانی که من دویده‌اند» را سه سال پیش از مرگ به چاپ سپرد و با آن توانست خود را به عنوان نویسنده‌ای معتبر تثبیت کند ولی آن چه نجدی را متمایز کرد از هم‌نسلانش، مرگی بود که خود شعری بود دردناک .

…………………………………..

«اسماعیل فصیح»

«اسماعیل فصیح» که نام کاملش فصیح‌زاده بود، یکی از رمان‌نویسان و مترجمان ایرانی است که دوم اسفندماه سال ۱۳۱۳ در محله‌ی خونگاه تهران به دنیا آمد. فصیح با ادبیات آمریکا به خوبی آشنا بود و سادگی و شیوایی زبان داستان همراه با صحنه‌آرایی‌های سینمایی را از نویسندگان امریکایی آموخته‌بود.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , 

۱ Comment