Saturday, 18 July 2015
18 June 2021
گفت‌وگوی روز-علی‌رغم نظر خانواده مرحوم رحمت، پدر حدادی می‌گوید:

«پسرم ندانسته مسوولیت قتل را پذیرفت»

2010 July 07

اردوان روزبه / رادیو کوچه

ardavan@koochehmail.com

«محمد‌رضا حدادی» روز چهارشنبه هفتم ماه جولای اعلام شده است که اعدام خواهد شد.  پدر محمد رضا می‌گوید به او ابلاغ شده است که روز شنبه (امروز) برای آخرین ملاقات به دیدن فرزندش برود اما از سویی محمد مصطفایی وکیل این نوجوان می‌گوید اجرای حکم به تعویق افتاده است.

این نوجوان در جریان پرونده رسیدگی به یک فقره سرقت منجر به قتل دستگیر شد و در تحقیقات اولیه به قتل با تسمه پروانه اعتراف کرد. وی در تاریخ ۸/۸/ ۸۲ در دادگاه، دوباره اتهام سرقت و قتل را به عهده گرفت و به ارتکاب جرم اقرار کرده است. اما بعد منکر قتل شده است و اشاره کرده است که به وعده دیگر هم دستان مسوولیت قتل را بر عهده گرفته است. البته بنابر اظهاراتی که یکی از رسانه‌ها به تازگی از خانواده مقتول داشته است اظهارات محمد‌رضا حدادی را ضد و نقیض دانسته است. محمد رحمت در گفت‌و‌گویی که رهانا منتشر کرده است اشاره دارد که او در مورد نحوه قتل میزان مبلغ وعده داده شده و سایر موارد صحبت‌های یک‌سانی نداشته است.

از سویی در همین گفت‌و‌گو اشاره شده است که تلاش مجدانه‌ای برای گرفتن رضایت صورت نگرفته است. فرزند مقتول هم چنین اظهار داشته است که: «محمدرضا حدادی در حین ارتکاب چنین عملی حتمن بالای ۱۸ سال سن داشته است. این را با جرات می‌گویم، قد او ۱۸۵ سانتی‌متر بود، هیکل‌اش بسیار بزرگ بود. شناسنامه‌ی یک فرد، آن‌هم یک فردی در روستا که پدرش چندین بار ازدواج کرده بوده و حدود ۳۰ فرزند داشته، زیاد نمی‌تواند معیار دقیقی برای سن او باشد.»

به هر روی این نوجوان در آستانه اعدام قرار دارد و به نظر پدر محمد‌رضا پسرش نباید اعدام شود چرا که قتل را ندانسته بر عهده گرفته است.

آن چه در پی می‌آید گفت‌وگوی پدر محمد‌رضا حدادی است با اردوان روزبه. شاید برخی معتقد باشند این چند روز زیاد بر روی این موضوع پرداخته شده اما وقتی صحبت از جان آدمی است که دیگر قابل بازگشت و یا گذشت نیست، خرده‌ای نمی‌توان گرفت.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

آیا صحت دارد که  اجرای حکم اعدام فرزندتان را به شما ابلاغ کردند؟

بله. در حقیقت این بی‌عدالتی است.  چهار نفر بچه‌ی من را گول زدند و گفتند این قتل را به گردن بگیر و او هم از روی نادانی پذیرفته است.

آیا او وکیل داشته است؟

آن موقع ما توانایی نداشتیم و او  وکیل نداشت و حالا که وکیل گرفتیم کار از کار گذشته.

برای چهار نفر دیگر که به هم‌راه فرزند شما بودند حکم اعدام صادر نشده است؟

خیر . قاتل شخص دیگری به نام «محمد‌تقی» بود. دوستان او گفتند تو زیر 15 سال هستی و برای تو حکم اعدام صادر نمی‌کنند. و به او وعده‌ی پول دادند. و اکنون آن‌ها خود را کنار کشیدند.

آیا این حکم نهایی شده است و روز چهارشنبه صبح اجرا خواهد شد؟

بله. این اخطاری که برای من آمده را برای وکیل او آقای «مصطفایی» هم پست می‌کنم. قاضی پرونده‌ی او عادل نبود. در جلسه‌ی دادگاه من حاضر بودم. او حتا گفته‌های بچه‌ی من را نمی‌نوشت و هر چیزی که خود می‌خواست را ثبت می‌کرد.

آیا با پسرتان ملاقاتی داشتید؟

خیر. تاکنون ملاقاتی نداشتم. تنها گفتند که روز سه‌شنبه برای آخرین بار او را ملاقات کنیم.

آیا سعی کردید رضایت خانواده‌ی مقتول را بگیرید؟

من چندین‌بار برای گرفتن رضایت رفتم. اما هر بار با پلیس 110 تماس می‌گرفتند و آن‌ها هم من را می‌بردند.

خانواده‌ی مقتول حاضر به هم‌کاری نشدند؟

خیر. مادرش هم در خانه و مریض احوال است و حال ناخوشی دارد. زمانی که سال گذشته اعلام کردند که حکم را اجرا می‌کنند، خواهرش هم خودش را آتش زد. دیگر توانایی نداریم.

در ملاقاتی که با پسرتان داشتید در مورد حکم اعدام چه عکس‌العملی داشت؟

او هم نمی‌داند چه کار کند. نمی‌داند امروز اعدام می‌شود یا فردا.

به قاضی گفتید که او جرم را به گردن گرفته و مقصر اصلی نبوده است؟

بله. اما قاضی پرونده این موضوع را قید نکرد. دوستان دیگرش 25 تا 30 سال سن داشتند اما بچه‌ی من که 15 سال سن داشت این حکم را برایش صادر کردند.  دوستانش حتا به مادرش هم گفته بودند که  طی چکی 70 میلیون پول به شما می‌دهیم.

زندگس شما به چه نحوی است؟

زندگی ما به سختی می‌گذرد. دخترهایم کار می‌کنند. من توانایی ندارم و پایم آسیب دیده است.

آیا سعی می‌کنید در این روزهای باقیمانده باز هم با خانواده‌ی مقتول تماس بگیرید؟ اگر پیامی برای دیگران دارید که می‌خواهید کسی صدای شما را بشنود به ما بگویید.

من می‌خواهم قاضی دیگری پرونده را دوباره بررسی کند و درخواستم از خانواده‌ی مقتول این است که برای رضای خدا، پیغمبر، به من و بچه‌ی من رحم کنند.

الان پسر شما چند سال دارد؟

الان 23 سال دارد.  من و خانواده‌ام حتا پول کرایه تاکسی نداریم.

آیا مادر او هم تا کنون سعی کرده با خانواده‌ی مقتول تماس بگیرد؟

مادر او در خانه است و نمی‌تواند صحبت کند.  من از خدا می‌خواهم که بچه‌ام از زندان آزاد شود تا کاری برای من انجام دهد. من متوسل به خدا هستم. من دیگر توانایی کارگری ندارم. من به کمک احتیاج دارم. بچه‌ی فلجی دارم که 27 ساله است و دختری دارم که سوخته و در خانه‌اند. من هم هیچ راهی ندارم و پیر مردی هستم که نزدیک 60 سال سن دارم و نمی‌توانم حرکتی بکنم. آن‌قدر ذلالت و زحمت کشیدم که توانایی کارگری را هم ندارم. دخترهای من در گرمای کربلاحسین منطقه‌ی کازرون برای روزی 10هزار تومان کار می‌کنند. من از قوه‌ی قضاییه و خانواده‌ی مقتول تقاضای بخشش دارم تا خدا هم راضی باشد.

 


«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,