Saturday, 18 July 2015
24 June 2021
به بهانه «تقابل دانشگاهیان و تمامیت‌خواهان»،

«بیانیه مشترک یازدهمین سال‌گرد واقعه ۱۸ تیر»

2010 July 09

آن‌چه در این بخش می‌آید فقط انتخابی از رادیو کوچه در بین رسانه‌ها است و این رادیو دخل و تصرفی در آن ندارد.

بی بی سی – تقابل دانشگاهیان و تمامیت‌خواهان تاریخ‌چه‌ای طولانی و جهانی دارد. فاجعه ۱۸ تیر ۱۳۷۸ و حوادث متعاقب  آن  فصل مهمی از این تاریخ‌چه خون‌آلود است. هنگامی‌که حاکمیت ولایی ایران برای رسیدن به جامعه تک‌صدایی مطلوب‌ خود، تکثر محیط دانشگاهی و تعامل بر اساس منطق را تحمل نمی‌کند، اعتراض مسالمت‌جویانه دانش‌جویان به توقیف یک روزنامه، با یورشی وحشیانه روبه‌رو می‌شود. به شهادت رسیدن فرزندان این مرز و بوم، تخلیه چشم دانش‌جوی ممتاز پزشکی بر اثر اصابت گلوله، شکستگی دست‌ و پا و ضرب‌وشتم ده‌ها تن از ساکنان کوی دانشگاه تهران، جنایاتی هستند که هرگز از خاطره جمعی دانشگاهیان و مردم ایران نخواهند رفت.

جنایاتی که با وجود ادعای «جریحه‌دار شدن قلب» آمران مستقیم و غیر‌مستقیم آن، با هیچ واکنش قضایی جز محکومیت دانش‌جویان بی‌گناه روبه‌رو نشد، تا حاشیه امنیتی محکم‌تری فراهم شود برای نیروهایی که در شامگاه ۲۵ خرداد ۱۳۸۸، تنها ساعتی پیش از راه‌پیمایی میلیونی سکوت مردم تهران، دوباره فجایع جدیدی را در کوی دانشگاه آفریدند.

اما برنامه حاکمیت تمامیت‌خواه برای تضعیف جایگاه دانشگاه و بالاخص جنبش دانش‌جویی تنها به یورش‌های شبانه و برخوردهای امنیتی محدود نمی‌شود. یکی از اساسی‌ترین گام‌های تمامیت‌خواهان جنسیت‌گرا اجرای طرح‌های سهمیه‌بندی جنسیتی و بومی‌سازی دانشگاه‌هاست. علاوه بر ماهیت ناعادلانه این طرح‌ها، حاکمیت با ایجاد محدودیت در دست‌رسی گروه‌های اجتماعی رو به رشد به امکانات دانشگاهی، سعی دارد از قدرت فزاینده مطالبات زنان ایرانی بکاهد و به بهانه «بومی‌سازی»، از افزایش آگاهی‌ در مناطق محروم کشور جلوگیری کند. تمامی این تلاش‌ها، در راستای تک‌صدایی کردن محیط دانشگاه و به طبع آن جامعه صورت می‌گیرد. چرا که دانشگاه‌هایی که امکان تعامل فکری میان طبقات مختلف بدون در نظر گرفتن جنسیت در سرتاسر کشور را برقرار سازند، بستری خواهند بود برای رشد جامعه‌ای متکثر، که پذیرنده حاکمیت تمامیت‌خواهان نخواهد بود.

‫از دیگر برنامه‌های تمامیت‌خواهان در راه گسترش فرهنگ تک‌صدایی در ساحت دانشگاه‌ها و مقابله با وجه روشن‌گرانه و اعتراضی دانش‌جویان به‌عنوان یکی از موثرترین مراجع اجتماعی در جامعه ایران می‌توان به فضای فاسد و به‌دور از ضابطه پذیرش دوره‌های کارشناسی ارشد و دکترا، زیر سوال بودن نحوه برگزاری آزمون‌های ورودی، بی‌اعتبارسازی مدارک دانشگاهی با مدرک سازی‌های غیر واقعی و جعلی  و به‌کار گماردن افراد در مناصب مهم حکومتی بر مبنای مدارک ساختگی یا بی‌اعتبار، بازفعال‌سازى هسته‌هاى گزینش استاد و دانش‌جو و جلوگیری از تحصیل دانش‌جویان فعال با زدن برچسب «دانش‌جوی ستاره‌دار»، بستن ده‌ها نشریه دانش‌جویی، اخراج و برخورد با اساتید دگراندیش که به اصل اساسی محیط آکادمیک، یعنی تداوم و بسترسازی برای گفت‌وگو، باور دارند، نام برد. تمامی این تلاش‌ها برای کاهش اعتبار و نفوذ اقشاری‌ است که در راستای تبادل فکر و نظر برای بالندگی اندیشه‌ها می کوشند و نمی‌خواهند تنها بازگوکننده منویات نظام حاکم باشند.

طرح دوباره بحث اسلامی کردن علوم انسانی، که یادآور اقدامات فرهنگ‌سوز متحجرانه دوران گذشته است، گواه دیگری بر ناکامی فکری نظام حاکم برای تسلط بر دانشگاه‌هاست. در صورتی‌که شکست تلاش‌های حاکمیت برای تبدیل علم به ابزاری برای تسلط بر جامعه به تجربه ثابت شده ‌است. آن‌چه مشخص است این‌که، حربه دیگر حاکمیت نیز در ایجاد تشکل‌های ساختگی دانش‌جویی، که تنها راه‌بر خواسته%

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , ,