Saturday, 18 July 2015
15 June 2021
پارس‌نامه

«یکتاپرستی در دوران هخامنشیان»

2010 July 13

امیر و کاملیا / رادیو کوچه

همه باستان‌شناسان متفق‌القولند که هخامنشیان خط فکری دارند و فرهنگی که بر هنر آن‌ها حاکم است، کاملن ایرانی است. و از اعتقادات و رسوم و سنن و خواست‌ها و باورها و ایده‌آل‌های آن‌ها سرچشمه می‌گیرد و بیان‌کننده آرزوها و اعتقادات آنان است. با مشاهده تخت‌جمشید و بررسی آثار و کتیبه‌های باقی‌مانده ا‌‌ز دوران هخامنشی و آن‌چه که عنوان عمل‌کرد آنان در تاریخ ثبت شده است و تاریخ‌نویسان یونانی نوشته‌اند یا در کتاب تورات و عهد عتیق و کتب مسیحان باقی‌مانده است، بدین نتیجه می‌رسیم که این شاهان به اصولی که جزییات آن در این بخش خواهد آمد، اعتقاد داشتند. به دلایل مشروحه زیر، این شاهان زرتشتی بودند. هرچند که نمی‌توان تمام اعمال و رفتار آنان را مطابق با دستورات این دین دانست. چنان‌که  نمی‌توان اعمال و کردار مثلن یک فرمانده مسیحی را به حساب دین مسیح‌ و مسیحیان گذاشت.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

هخامنشیان همیشه سنگ‌نوشته‌های‌ خود را با نام خدا شروع کرده‌اند و می‌نویسند. «می‌ستایم اهورامزدا را که این زمین را آفرید، که آن آسمان را آفرید، که این مردم را آفرید، که مرا پادشاه کرد، که شادی را آفرید و ….» اهو‌‌‌‌‌رامزدا را آفریننده همه چیز می‌دانسته‌اند و به‌دنبال نام او، کارها و پیروزی‌های خود را می‌آوردند و در پایان نیز ذکر می‌کردند که آن‌چه که به‌دست آورده‌اند، به خواست و یاری او بوده و از اهورامزدا می‌خواهند که به‌ آن‌ها عمر طولانی و عزت دهد.

به عنوان مثال در کتیبه بیستون بهستان نزدیک به پنجاه بار نام اهورامزدا هم‌راه دو کلمه خواست و یاری آمده است، به‌یاری اهو‌‌‌رامزدا، به خواست اهورامزدا این کار یا آن عمل انجام گرفت و به‌وضوح نشان می‌دهند که آنان یکتاپرست بوده و موفقیت‌های خود را نتیجه کمک خداوند دانسته و تنها او را شکر می‌کردند. این‌که بعضی از باستان‌شناسان می‌نویسند: «در سنگ‌نوشته‌هایی که در بابل، یا فلسطین یا مصر یافت شده، آنان از بت‌ها و خدایان مقدس بین ملل دیگر نیز به‌خو‌‌‌بی و با احترام یاد کرده‌اند، از آزاداندیشی و آزادمنشی ایشان و احترامی  است که برای ملل دیگر و درنتیجه برای مقدسات آن‌ها قایل بوده‌اند. و به‌هیچ‌وجه از اعتقاد ایشان به خدای یکتا (اهورامزدا) نمی‌کاهد.

می‌دانیم که «اشو‌‌زرتشت» یکی از نخستین پیامبرانی است که در تاریخ از او نام برده شده و ایرانیان یکی از نخستین خداشناسان عالم هستند، خدای زرتشت «اهورامزدا» نام دارد که آفریننده کل هستی شناخته شده است. در گاتاها در عین حال زرتشتیان نیز مانند سایر ادیان اعتقاد دارند که در درگاه خداوند فرشتگانی هستند که اهورامزدا آن‌ها را برای اداره و پاسداری بخشی از آفریده‌های خود آفریده است که «ایزدان» نامیده می‌شوند و «آناهیتا» و «مهر» و «سروش» از بزرگ‌ترین ایزدان هستند.

در کیش زرتشتی «راستی» بسیار ستوده شده است ‌و بدین حقیقت بزرگ اشاره شده که راستی، پایه و اساس رستگاری بشر و دروغ سرچشمه همه بدی‌ها و پلیدی‌هاست (بندهای متعدد گاتاها). در کتیبه‌ای در تخت‌جمشید نیز داریوش از اهورامزدا می‌خواهد که کشور او را از جنگ و خشک‌سالی و دروغ دور نگه دارد، وی نیز اعتقاد دارد که دروغ و انتشار آن در جامعه می‌تواند به اندازه جنگ و خشک‌سالی به کشو‌‌ر آسیب برساند.

یا در سنگ‌نوشته بی‌ستون می‌نویسد: «تو که پس از من شاه خواهی شد،‌ خود را سخت از دروغ دور نگاه‌دار، هر کس بخواهد بنای استقلال مملکت و سعادت ملتش را بر اساس نیکی استوار نماید،‌ باید دروغ را از آن مرز و بوم از ریشه براندازد و راستی را به جای آن استوار کند.»

هخامنشیان به بقای روح اعتقاد داشتند و طریقه مومیایی‌کردن را از مصریان آموخته بودند و می‌توانستند اجساد خود را مومیایی نمایند تا باقی بماند، اما آن‌ها خواستار آن نبودند و جسدشان را در قبر گذاشته و به خاک سپرده‌اند. در آن زمان هنو‌‌ز یونانیان که خود را خیلی متمدن‌تر ازایرانیان می‌دانستند، بت‌های متعددی می‌پرستیدند که هرکدام از آن‌ها را مظهر آفرینش بخشی از جهان طبیعت تصور می‌کردند. تنها ایرانیان و قوم یهود به خدای واحد ایمان داشته و یکتاپرست بودند.

در مذهب زرتشت، شادبودن و شادی‌کردن نوعی شکرگذاری به درگاه خداوند محسو‌ب می‌شود و غم و غصه‌خوردن و اصراف و هدردادن آفریده‌ها، نوعی ناشکری و ناسپاسی به‌حساب می‌آید. مردم ایران‌باستان، هرساله حدود شصت روز را جشن داشتند که ضمن ستایش اهورامزدا به بذل و بخشش و جشن و شادی می‌پرداختند. هر روز اسمی داشت که وقتی آن روزها با نام ماه برابر می‌شد، جشن می‌گرفتند و خیرات می‌کردند. جشن نوروز و مهرگان و سده که از بزرگ‌ترین جشن‌های ملی و مذهبی بود نیز جشن گرفته می‌شد. هخامنشیان نیز برای شادی و شادی‌کردن، ارزش زیادی قایل بوده و تقریبن در تمام کتیبه‌های خود، اهورامزدا را به خاطر آفرینش شادی، ستایش کرده و خدا را شکر می‌گویند.

مسئله اخلاق و وظیفه انسان در رعایت اصول اخلاقی، در دین زرتشت بسیار سفارش شده است، به‌طوری‌که او را معلم بزرگ اخلاق و اولین و بارزترین مبلغ آن می‌دانند و گاتاها، کتاب مقدس زرتشتیان پر است از متعالی‌ترین اصول اخلاقی که اشوزرتشت رعایت دقیق این اصول را از انسان خواستار شده است. دین، کلمه‌ای است اوستایی و به‌معنی «وجدان» است و کار دین وجدان‌سازی است و وجدان یعنی پای‌بندی انسان به اصول اخلاقی و بنابراین، کار وجدان، انسان‌سازی است.

«هرودوت» و «کتزیاس» و «گزنفون»، هرسه، کوروش را از جهت داشتن نیروهای سیاست و جوان‌مردی و درستی و مردانگی و به‌خصوص آ‌‌زادمنشی به‌گونه‌های مختلف ستوده‌اند.

باستان‌شناسان هم عقیده دارند که کوروش همه مردم جهان را به یک چشم نگاه می‌کرد و در رفتار آزاده‌مرد بود، و با داشتن ا‌‌‌‌لقاب و عناوین به شدت مخالف بوده‌است. تاریخ نشان می‌دهد که شاهان هخامنشی به رعایت اصول اخلاقی، بسیار معتقد بوده و به تمام پیمان‌هایی که در دوران حکومت خود بسته‌اند، پای‌بند بوده‌اند.

گیرشمن در کتاب خود، متذکر شده که شاهان هخامنشی به‌دنبال گسترش عدل و انصاف بوده و نه تنها با پیشروی خود در جهان تمدنی را نابود نکرده‌اند، بلکه به پیشرفت و گسترش تمدن و فرهنگ در جهان بسیار کمک کرده‌اند. پروفسور ماری‌کخ نیز با تکیه بر کتیبه‌های هخامنشیان پای‌بندی آن‌ها را به اصول اخلاق و انسانیت بسیار ستوده‌ است.

در دین زرتشت، آزادی عقیده و انتخاب راه، بسیار محترم شمرده شده است، به‌طوری‌که در «گاتاها» می‌فرماید هر مرد و زن حق دارد خود راه خویش را برگزیند و خداوند به انسان نیروی اراده بخشیده است تا هر کس برحسب اراده خویش رفتار کند.

تاریخ نیز گواهی می‌دهد که هخامنشیان دارای ایدئولوژی بسیار قوی بوده و به آن عمل می‌کردند، ‌از طرفی بسیار آزاداندیش بودند و با وصفی که مدت دویست‌وسی‌ سال بر بیش از نیمی از مردم جهان فرمان می‌راندند، هرگز باورهای خود و حتا خط و زبان خود را بر آنان تحمیل نکردند. در زمان هخامنشیان آنان تمام ملل تابعه خود را در پیروی از باورهای خویش آزاد می‌گذاشتند و فقط بعضی کارهایی را که به‌نظر آن‌ها بسیار غیرانسانی جلوه می‌کرد و با اعتقادات آنان بسیار مغایر بوده، در سراسر امپراتوری خود ممنوع کردند، مثلن در کارتاژ رسم بر این بود که والدین برای خشنودی بت بزرگ به‌نام «مولوخ» فرزندان خود را روی دست‌های بت گذاشته می‌سوزاندند یا در سوریه کودکان را در راه بت ملکارت قربانی می‌کردند، در مصر و بابل نیز مردم بنا به باورهای خود، فرزندان خود را قربانی می‌کردند،‌ که هخامنشیان این نوع کارها را در سراسر امپراتوری خود ممنوع اعلام کردند.

با حمله هخامنشیان به کشورهای مختلف و تصرف آن کشورها نه تمدنی از تمدن‌های قدیم از بین رفت و نه ملتی به نابودی کشیده شد.

درحالی‌که هخامنشیان در زمانی می‌زیستند که شاهان هم‌طراز آن‌ها پس از حمله به کشورهای دیگر افتخار می‌کردند که آن شهرها را ویران کرده و هزاران نفر را از دم تیغ گذراند و حتا به حیوانات نیز رحم نکرده‌اند و از سرها تپه‌ها ساخته‌اند، و یا دست‌ها و گوش‌ها و بینی‌ها را قطع کرده‌اند.

درحالی‌که همیشه هخامنشیان به این نکته افتخار دارند که پس از تصرف کشوری، به مردم آن کشور آزادی داده‌اند و به سربازان خود اجازه نداده‌اند که به کسی آزار برسانند و سعی کرده‌اند که عدل و داد را در آن کشورها برقرار کنند و میراث فرهنگی کشورهای دیگر را ارج می‌نهادند و امنیت و توسعه بازرگانی با آن‌ها را به ارمغان می‌بردند.

ازدیگر موارد قبله زرتشتیان «نو‌ر» است و زرتشتیان همیشه رو به‌سوی قوی‌ترین منبع نوری که در فراروی خود دارند، ایستاده و به ستایش اهورامزدا می‌پردازند. در طی روز، رو به خورشید و در شب رو به‌سوی ماه و تنها در محل آتشکده استکه همگی آن‌ها به طرف آتش موجود در آتشکده که به روش مخصوصی از قرن‌ها پیش تهیه شده و همانند پرچم، مظهر تمامیت مذهبی و فرهنگی آن‌ها است، ایستاده و به ستایش خدا می‌پردازند. هرگز دیده نشده که حتا کسی که در همسایگی آتش‌کده زندگی می‌کند موقع خواندن نماز، رو به‌سوی آتش‌کده کرده، آن را قبله خود قرار دهد.

بنابراین آتش موجود در آتش‌کده درست حکم پرچم را دارد و به همان اندازه برای زرتشتیان مورد احترام است و از دیگر ملل نیز انتظار دارند که موقع بازدید از آن، به آن احترام گذارند.

در حجاری‌ها و دیگر آثار باقی‌مانده در تخت‌جمشید مشاهده می‌شود هرجا سران مملکت در حال نیایش هستند، در فراروی آن‌ها خو‌‌رشید و در بعضی طرح‌هایی از آتش قرار دارد، و ثابت شده‌است که قبله یا سوی پرستش هخامنشیان نیز نو‌‌ر بوده است و در تاریخ ذکر می‌شود که هخامنشیان به هرجا لشکرکشی می‌کردند، ارابه‌ای حاوی آتش آتشکده را نیز به‌هم‌راه لشکر خود حمل می‌کردند که در سربازان خود یک نوع احساس خاصی ایجاد کنند که با انرژی بیش‌تری به نبرد بپردازند.

این اعتقاد که هخامنشیان آتش‌پرست یا خورشیدپرست بودند، تهمتی بیش نیست، هرگز در هیچ کتیبه‌ای از دوره هخامنشیان از آتش یا خورشید گفت‌وگو یا ستایش نشده است و همه تاریخ‌نویسان ذکر می‌کنند که تا‌کنون هیچ مجسمه بزرگ یا بتی در آثار هخامنشیان کشف نشده است، و هرودو‌‌ت هم بارها ذکر کرده که ایرانیان برخلاف مردم کشورهای دیگر جهان برای خدای خود مجسمه نمی‌سازند، و در معبدی حبس نمی‌کنند.

پروفسور ماری‌کخ در کتاب خود با نام «از زبان داریوش»

دکتر اردشیر خورشیدیان

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , 

۱ Comment


  1. naghmeh