Saturday, 18 July 2015
23 September 2020
سوت- آقاى اروپا بر بام جهان

«پایان شیرین افسانه اسپانیا»

2010 July 13

محمدرضا / رادیوکوچه

mohamadreza@koochehmail.com

سرانجام پس از یک‌ماه، شب گذشته، دیدار نهایى جام‌جهانى ۲۰۱۰ آفریقاى‌جنوبى میان دو تیم مطرح اروپا، یعنى «اسپانیا» و «هلند» برگزار شد تا تکلیف قهرمان این جام مشخص شود. اسپانیا پس از گذر از سد آلمان در یک بازى برتر در شرایطى پا به این مسابقه گذاشت که بازیکنان این تیم براى کسب مقام قهرمانى هم‌پیمان شده بودند. بازیکنانى نظیر «کاسیاس، پویول، ژاوى، اینى‌یستا و راموس» دوست داشتند با فتح جام‌جهانى کارنامه افتخارات فوتبالى خود را تکمیل کنند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

به‌همین منظور از ابتدا همانند دیدار مقابل آلمان سعى کردند تا نبض بازى را دراختیار بگیرند و موقعیت‌هاى نسبتن خوبى را روى دروازه هلند ایجاد کنند، اما در سوى دیگر میدان، هلند هم با بازیکنان مطرح خود آمده بود تا با عبور از سد آخر جام یعنى اسپانیا، هم جام‌جهانى را فتح کند و هم نام خود را در فوتبال جهان بیش‌تر مطرح نماید. در بازی نیمه پایانی جام‌جهانی‌، آن‌چه رخ داد را همه انتظار نمی‌‌کشیدند، اما دقیقن آن چیزی بود که واقع‌بین‌ها توقع داشتند.

آنانی‌‌که از پیش از بازی با تعریف و تمجید به استقبال «فوتبال تمام عیار» رفته بودند، مثل «یواخیم‌لو» مربی‌ تیم ملی‌ آلمان، که می‌‌دانست پیروزی خیره‌کننده برابر انگلستان و آرژانتین به سادگی برابر اسپانیا تکرار شدنی نیست. چون باور داشت بازیکنان فوتبال تمام عیار اشتباه نمی‌‌کنند، لو فقط امید داشت شاگردانش بتوانند اسپانیایی‌ها را به اشتباه بیندازند. اما اسپانیایی‌ها مثل همیشه ‌مالک توپ بودند و آن را به زیبایی به گردش در می‌‌آوردند، آن‌ها نه تنها مرتکب اشتباهی نشدند، بلکه آلمان را به اشتباه انداختند و این‌گونه بود که اسپانیایی‌ها به شایستگی به بازی پایانی رسیدند و این دیگر تعجب‌آور نیست که یواخیم‌لو بیش از پیش آن‌ها را تحسین کند و بگوید: «اسپانیا تیمی ستودنی است» بازیکنانش خبره بازی‌اند و آن‌را در هر یک از پاس‌ها می‌‌توان دید. به سختی بتوان آن‌ها را شکست داد. بی‌‌نهایت آرام و مطمئن‌اند، و او پیش‌بینی‌ کرد، مطمئنم آن‌ها قهرمان می‌‌شوند.»

بدین‌ترتیب اسپانیا برای نخستین‌بار جام را بالای سر برد تا پرونده جام نوزدهم بسته شود. پادشاه اسپانیا هم که بازی را از کاخ سلطنتی در مادرید دنبال می‌کرد، با ارسال پیغامی پس از قهرمانی ماتادورها در جام‌جهانی گفت: «گفته بودم که قهرمان می‌شویم..این افتخاری بزرگ و شادی وصف‌ناپذیری است.»

جام‌جهانى تمام شد. با تمام اشک‌ها و لبخند‌ها، تمام شادى‌ها و حسرت‌ها و با تمام جذابیت‌هایى که این تورنمنت بزرگ داشت، تمام شد. یک‌ماه پر از استرس و تلاش، تمام شد تا چهار سال دیگر که دوباره تیم‌هاى بزرگ دنیا در برزیل دور هم جمع شوند و به رقابت بپردازند.

جام‌جهانى تمام شد و جامى دیگر در راه است. جام‌جهانى تمام شد اما این تورنمنت بزرگ که در واقع کلاس آموزشى رایگانى براى ما بود، براى فوتبال ایران چه حاصلى داشته است؟ فوتبالی که اگر ۱۸ تیم لیگ برترش در هم ادغام شوند، یک تیم درست و حسابى از آن در نمى‌آید، فوتبالى که هنوز در پیچ اول گیر کرده و نمى‌داند دنبال چه چیزى هست، از جام‌جهانى ۲۰۱۰ آفریقاى‌جنوبى چه چیزى گیرش آمده است؟

فوتبال ایران هنوز دنبال حق پخش تلویزیون، سقف قرارداد، اجراى منشور اخلاقى و هزاران مشکل ریز و درشت دیگر است، اما داعیه حرفه‌اى بودن دارد. مشکلات داورى فوتبال ما اشک تمام تیم‌ها را درآورده اما دل‌خوش به دو قضاوت عالى حسن کامرانى‌فر در جام‌جهانى هستیم. ما در پیچ اول گیر کرده‌ایم و دنیاى فوتبال به سرعت جلو مى‌رود، اما دلمان خوش است که اسم لیگ نیم‌بندى که داریم حرفه‌اى است.

لیگى که تیم‌هایش امکانات تیم‌هاى آماتور اروپایى را هم ندارند اما ادعاى حرفه‌اى بودن، دارند. فکر مى‌کنید سرانجام چنین فوتبالى چه خواهد شد؟ باز هم به جام‌جهانى صعود نمى‌کنیم و باز هم حسرت مى‌خوریم و حسرت، این یگانه هم‌نشین که از ازل با ما بوده و تا ابد هم با ما خواهد بود. فوتبال ما از جام جهانى چه بهره‌اى برد؟ جواب این سوال را در لیگ جدید خواهیم گرفت.

اگر بهره‌اى از جام‌جهانى برده باشیم که نبرده‌ایم، در لیگ دهم حرفه‌اى. نشانه‌هاى آن‌را خواهیم دید. ما هم‌چنان به فوتبال دنیا نگاه مى‌کنیم اما بهره‌اى نمى‌بریم. چرا؟ چون وقتى بهترین مسابقات فوتبال دنیا به صورت زنده از تلویزیون پخش مى‌شود، فوتبالیست‌هاى ما تازه روزشان شروع شده و با اتومبیل‌هاى گران قیمت خود در جردن و فرشته پرسه مى‌زنند.

تکلیف مربیان ومدیران هم روشن است و آن‌قدر مشکلات ریز و درشت دارند و آن‌قدر سرگرم در جلسات مفید و موثر هستند که اصلن وقت دیدن چنین مسابقاتى را ندارند که از آن چیزى یاد بگیرند. همیشه بازنده‌ایم. حتا یک نوآورى هم نداریم، یک ابتکار که به‌آن متوسل شویم تا چشم بازیکنان، مربیان و مدیران ما به تورنمنت‌هاى بزرگ باشد، در حالی‌که آلمان‌ها با دست‌آویز قرار دادن یک «هشت پا» چشم دنیا را به خودشان خیره کرده‌اند.

آن‌ها با کمترین هزینه و فقط با یک ابتکار دنیا را دنبال خودشان مى‌کشند اما ما نشسته‌ایم و براى آن‌ها کف مى‌زنیم. وقتى آلمان توانست انگلیس و آرژانتین را شکست دهد، طرف‌داران این تیم را دیدیم که در جاى جاى این مملکت برایش هورا کشیدند و کیف کردند. حالا به همین دست‌آویز ساده گول مى‌خوریم و به همین تفریحات بچه‌گانه و دم دستى قانع هستیم.

همیشه بازنده‌ایم و بیننده. لیگ دهم حرفه‌اى از راه مى‌رسد تا این فوتبال بى‌رمق دوباره جان بگیرد. اگر جام‌جهانى براى ما حاصلى داشته، باید در لیگ جدید شاهد آن باشیم اما مطمئن باشیم که باز هم در بر همان پاشنه سابق خواهد چرخید، چون نه ابتکارى داریم نه برنامه‌ریزى و نه امکاناتى که در خور پیش‌رفت باشد. ما محکوم هستیم که همیشه بازنده باشیم، همیشه بازنده و بیننده.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , 

۱ Comment