Saturday, 18 July 2015
20 September 2020
در پی دست‌یابی رژیم ایران به سلاح هسته‌ای ،

«زمزمه‌های حمله نظامی به ایران»

2010 July 14

بهرام رحمانی

bamdadpress@ownit.nu

پس از این که ریاست‌جمهوری جرج بوش پایان یافت و جای آن‌را باراک اوباما گرفت لحن کاخ‌نشیان آمریکا و حکومت اسلامی تا حدودی تغییر کرد و حتا گام‌هایی از سوی طرفین برای مذاکره نیز برداشته شد. اما ظاهرن این مذاکرات نهان و آشکار تاکنون نتیجه چندانی نداده است.

به‌علاوه تصویب قطع‌نامه اخیر شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران و هم‌چنین تحریم‌های اقتصادی یک جانبه آمریکا، 27 کشور اتحادیه اروپا و برخی کشورهای دیگر و لغو یا تعلیق قراردادهای شرکت‌های بزرگ بین‌المللی با ایران به‌ویژه در عرصه مهم نفت و گاز، حکومت اسلامی را در تنگنای جدی قرار داده است. از این‌رو، سران و مقامات حکومت اسلامی، از یک سو ادعا می‌کنند که این تحریم‌ها و قطع‌نامه‌ها کاغذ پاره‌ای بیش نیستند و از سوی دیگر، به شورای امنیت و اتحادیه اروپا و آژانس نامه می‌نویسند و پیغام می‌دهند که حاضر به مذاکره هستند. یعنی حکومت اسلامی، پس از بازی‌های سیاسی – دیپلماتیک و به کارگیری ترفندها و مانورهای زیاد، منتظر گل نود دقیقه‌ای می‌ماند. اما به‌نظر می‌رسد این‌بار تصمیمات شورای امنیت و دولت آمریکا و اتحادیه اروپا، جدی‌تر از گذشته است. در عین حال زمزمه حمله نظامی به ایران نیز از سوی مقامات اسراییل و کنار نگذاشتن گزینه نظامی بار دیگر از سوی باراک اوباما رییس جمهوری آمریکا و مقامات دیگر کاخ سفید و هم‌چنین کارشناسان در رسانه‌های معتبر بین‌المللی شنیده می‌شود.

اخیرن واشنگتن پست، طی مطلبی تاکید کرده است که «تحریم ها علیه حکومت تهران باید با گزینه نظامی همراه باشد.»

این روزنامه در شماره روز جمعه 9 ژوئیه 2010 خود نوشت، تحریم‌ها برای اثبات میزان تاثیر خود به زمان کافی نیاز دارند تا بتوانند از طریق اعمال فشار بر حکومت، سیاست هسته‌ای  آن‌را تغییر دهند. در عین حال هر روز بر ذخیره اورانیوم غنی شده حکومت ایران افزوده می‌شود و زمان برای متوقف ساختن حکومت به سرعت رو به پایان می‌‌رود. به‌این ترتیب وقوع دو سناریو در ماه‌های آینده محتمل به نظر می‌رسد که احتمال وقوع سناریوی دوم بیش‌تر است:

سناریوی اول: روند کنونی بر دست‌یابی رژیم تهران به سلاح هسته‌ای تا پایان سال جاری دلالت می‌کند و حکومت اسلامی دارای سلاح هسته‌‌ای، آمریکا را با شرایط استراتژیکی دشواری در منطقه روبه‌رو خواهد ساخت و به‌این ترتیب رقابت هسته‌ای در سراسر خاورمیانه آغاز خواهد شد. در این اثنا، حکومت اسلامی تسلط خود بر خلیج‌فارس را افزایش خواهد داد و با دامن‌زدن به بی‌ثباتی در عراق، افغانستان و کشورهای عربی میانه‌رو، ضمن گسترش تروریسم در تمامی منطقه موجب جلوگیری از ایجاد صلح میان اسراییل و فلسطینیان خواهد شد.

سناریوی دوم: اسراییل به تاسیسات هسته‌‌ای حکومت تهران حمله نظامی خواهد کرد که موجب پاسخ تلافی‌جویانه از سوی حکومت تهران خواهد شد و در این شرایط ایالات متحده نمی‌تواند نسبت به هم‌ پیمان خود در منطقه، بی‌طرف بماند. آمریکا نمی‌‌تواند تا ابد منتظر بماند تا دیپلماسی و تحریم به نتیجه برسد. تحریم‌ها تنها در صورتی موثر هستند که با آغاز روندی جهت آماده‌سازی استفاده از گزینه نظامی به‌عنوان آخرین گزینه، هم‌راه باشند. دولت آمریکا باید برای حکومت تهران و هم‌چنین مردم آمریکا روشن سازد که در صورت عدم توفیق دیپلماسی راهی جز حمله نظامی باقی نخواهد ماند.

از سوی دیگر، نشریه «بررسی‌های نظامی» ارتش آمریکا، اخیرن مقاله‌‌ای را منتشر کرده است که در آن حمله نظامی علیه ایران برای مهار اهداف هسته‌‌ای حکومت اسلامی تصریح شده است.

آمیتای اتزیونی، استاد روابط بین‌الملل دانشگاه «جرج واشینگتن» در آمریکا، در مقاله‌‌ای تحت عنوان «آیا می‌‌توان جلوی ایران اتمی را گرفت؟» می‌‌گوید: «برای حل مساله هسته‌‌ای ایران چهار گزینه وجود دارد که عبارتند از: «تعامل، تحریم، حمله نظامی و بازدارندگی.»

اتزینونی می‌نویسد که گزینه گفتگو و تعامل با ایران را که هم دولت آمریکا و هم دولت‌های اروپایی آزموده ‌اند، نتیجه‌‌ای به بار نیاورده است.

به باور این استاد دانشگاه، گزینه تحریم هم کارساز نیست و تجربه اعمال تحریم علیه کشورهایی مانند کوبا و سوریه نشان داده است که این گزینه موثر نیست و راه به‌جایی نخواهد برد.

به نوشته نویسنده مقاله، حمله به تاسیسات هسته‌‌ای ایران نمی‌تواند چندان موثر باشد زیرا بیش‌تر این تاسیسات زیرزمینی است و به خوبی از آن‌ها محافظت می‌شود و حمله نظامی صرفن برنامه هسته‌‌ای ایران را به تعویق خواهد انداخت.

اما در مورد گزینه بازدارندگی، او می‌گوید که آمریکا به‌جای حمله به تاسیسات هسته‌ای باید  تغییر رفتار حکومت اسلامی را مد نظر قرار دهد و با حمله به تاسیسات زیربنایی و حیاتی ایران به حکومت اسلامی نشان دهد که ادامه رفتار کنونی‌اش هزینه سنگین‌‌تری را می‌تواند به دنبال داشته باشد.

این مقاله در تشریح تاسیسات زیربنایی و غیرهسته‌ای ایران که می‌‌توانند هدف‌های خوبی برای حمله باشند، می ‌نویسد: «در مرحله اول می‌توان مراکز فرماندهی و مقرهای سپاه پاسداران، تاسیسات راداری و پدافند هوایی، سامانه‌‌های موشکی و ناوهای ایران را که قادرند در خلیج فارس مسئله‌‌ساز باشند، هدف قرار داد.»

نویسنده مقاله می‌افزاید: «در مرحله بعد می‌توان تاسیسات دیگر ایران از جمله پل‌ها و خطوط راه آهن ایران را بمباران کرد و حتا اگر لازم باشد، می‌‌توان آسمان ایران را منطقه پرواز ممنوع اعلام کرد، همان‌گونه که در زمان حکومت صدام‌حسین در بخش شمالی عراق عملی شد.»

آمیتای اتزینونی، که در سیاست‌های استراتژیک آمریکا نیر تاثیرگذار است به دولت آمریکا هشدار می‌‌دهد که زمان در حال سپری شدن است و اگر آمریکا هرچه زودتر با حمله نظامی در مقابل ایران نایستد، فرصت باز داشتن ایران از دست‌رسی به سلاح هسته‌ای از بین خواهد رفت.

پرفسور پل راجرز، استاد مطالعات صلح دانشگاه برادفورد بریتانیا، در یک مقاله تحلیلی درباره تلفات انسانی و غیرانسانی ناشی از حملات احتمالی هوایی به تاسیسات هسته‌ای و زیربنایی ایران می ‌نویسد که در هر نوع حمله هوایی غافل‌گیرانه شمار بسیار زیادی از مردم، چه نظامی و چه غیرنظامی، کشته خواهند شد.

به برآورد این استاد دانشگاه تلفات نظامیان در موج اول حملات هوایی به هزاران نفر خواهد رسید، به ویژه اگر حملات علیه پایگاه‌های هوایی و تاسیسات و مقرهای سپاه پاسداران باشد و میزان این تلفات با واکنش ایران به حملات هوایی و بمباران بیش‌تر آمریکا، به‌عبارت دیگر گسترده‌‌تر شدن حملات، بیش از پبش افزایش خواهد یافت.

سفیر امارات متحده عربی در ایالات متحده، روز سه‌شنبه 8 ژوییه 2010، از حمله نظامی به تاسیسات هسته‌ای ایران،‌ در صورت شکست تحریم‌ها، استقبال کرد و سودهای ناشی از این حمله را بیش از زیان‌‌های آن دانست.

به گزارش فاکس نیوز، یوسف‌العتیبه در تاریخ ۱۵ تیرماه، در یک نشست مطبوعاتی در واشنگتن ضمن بیان این مطلب که این اقدام به‌طور حتم اعتراضاتی را در سطح جهان بر خواهد انگیخت و به روابط تجاری میان ایران و امارات ضربه خواهد زد، تصریح کرد: «با این وجود ما نمی‌‌توانیم در کنار ایران هسته‌ای زندگی کنیم. من حاضرم برای امنیت امارات هر چیزی را به جان بخرم.»

ایران و امارات روابط تجاری گسترده‌‌ای با هم دارند اما روابط سیاسی میان دو کشور در سال‌‌های اخیر تحت تاثیر ادعای امارات در مورد مالکیت جزایر سه‌گانه خلیج‌فارس بوده است، تا آن‌جا که در سال گذشته وزیر خارجه امارات حضور ایران در جزایر سه‌گانه را به اشغال سرزمین‌‌های فلسطینی توسط اسراییل تشبیه کرد.

با این حال در حوزه اقتصادی نیز امارات به تازگی اقدام به مسدود کردن حساب بانکی ۴۱ شخصیت حقیقی و حقوقی ایرانی در این کشور کرده است.

بانک مرکزی امارات مسدود شدن این حساب‌ها را در راستای اجرای تحریم‌های سازمان ملل عنوان کرد و هم‌چنین از موسسات مالی و اعتباری این کشور نیز خواست که از پرداخت وجه به ایرانیان مشمول تحریم خودداری کند.

این کشور هم‌چنین چند روز پیش از این اقدام، از تعطیل شدن ۴۰ شرکت محلی و بین‌‌المللی در امارات که تحریم‌‌های سازمان ملل علیه ایران را زیر پا گذاشته بودند، خبر داد.

یک روز پس از حمایت سفیر امارات از حمله نظامی به تاسیسات هسته‌ای، سخن‌گوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی ایران، این اظهارات را «دریده‌ گویی» خواند و از دولت امارات خواست تا با اعلام نظر در مورد اظهارات سفیر خود در سازمان ملل، این اظهارات را تصحیح کند، گفت: «برخی دولت‌مردان امارات باید بدانند در همین شرایط بحرانی اقتصادی که آن‌ها درگیر هستند این سفرهای ایرانی‌‌ها به امارات بود که اقتصاد بحران‌‌زده امارات، خصوصن دوبی را از وضعیت بدتر نجات داد.»

فولکر پرتس، مدیر «بنیاد دانش و سیاست» در برلین، معروف به «اتاق فکر» دولت آلمان، مقاله «حال و هوایی چون وضعیت پیش از جنگ» را درباره اوضاع خاورمیانه منتشر کرده است. او در این مقاله به عوامل جنگ‌‌زای منطقه پرداخته است.

فولکر پرتس، کارشناس آلمانی، در مقاله خود می‌‌نویسد که خطر جنگ در خاورمیانه و خاور نزدیک در هفته‌‌های اخیر به‌شدت افزایش یافته است. او چهار عامل را برمی‌شمرد که به‌نظر او هر یک موجب بی‌ثباتی در منطقه شده و به مرور تشدید یافته‌اند.

ناامیدی و بی‌اعتمادی، بی‌ثباتی در منطقه از «سیاست‌های نادرست حکومت‌های منطقه»، خلا قدرت و و سرانجام چهارمین عامل تقویت‌کننده بی‌ثباتی در خاورمیانه از نظر مدیر «بنیاد دانش و سیاست» عبارت است از «نبود واسط خارجی.»

این کارشناس آلمانی، به‌عنوان عامل دوم بی‌‌ثباتی در منطقه از «سیاست‌‌های نادرست حکومت‌های منطقه» نام می‌‌برد و می‌‌نویسد: «نقش‌‌آفرینان مهمی چون دولت‌های اسراییل و ایران با سیاستی که اعمال می‌‌کنند بر لبه پرتگاه گام می‌زنند. آنان یا به دور از واقعیت به‌سر می‌‌برند و حسی برای محیط اطرافشان ندارند یا با رفتار تحریک‌ کننده خود در تلاش کسب جایگاهی مهم‌تر برای خود هستند. مدت هاست در مورد دولت نتانیاهو گفته می‌شود که دچار کوری استراتژیک است، چون این دولت چنان به سیاست کوته‌بینانه خود در مورد مناطق اشغالی و شهرک‌ها چسبیده است که علایق درازمدت اسراییل را در ارتباط با برقراری تعادل در روابطش با فلسطینی‌ها به مخاطره می‌افکند… و طبیعتن اسراییل دشمنانی واقعی دارد که از چنین نقطه ضعف‌هایی استفاده می‌‌کنند. دولت ایران و حزب‌اله لبنان در آن میان نقش تحریک‌ کننده را بازی می‌کنند… یک برخورد می‌‌تواند به آسانی موجب ایجاد درگیری سخت میان حزب ‌اله و اسراییل ‌شود.»

مدیر «بنیاد دانش و سیاست»، می‌نویسد: «… سیاست آمریکا در برابر خاورمیانه در آغاز پرقدرت می ‌نمود. اما دستی که باراک اوباما برای نزدیک شدن به سوی ایران دراز کرده بود، به مرور حالت مشت به خود گرفته است. تجربه نشان داده است که تنش‌‌‌های خاورمیانه و خاور نزدیک بندرت خود به خود و با گذشت زمان برطرف می‌شوند. همین تجربه می‌گوید که بهترین راه برای رفع تنش در این منطقه فعال شدن عوامل تاثیرگذار جهانی و منطقه‌‌ای است، وگرنه این تنش‌ها تنها با خشونت حل خواهند شد.»

باراک اوباما، رییس‌جمهوری آمریکا، در مصاحبه با یک شبکه تلویزیونی اسراییلی گفته است برای حل مناقشه هسته‌ای ایران هیچ گزینه‌ای را کنار نگذاشته است.

رییس‌جمهوری آمریکا می‌گوید: «دست‌یابی ایران به سلاح هسته‌ای غیرقابل قبول است و ما برای جلوگیری از وقوع چنین اتفاقی، دست به‌هر اقدامی خواهیم زد.»

گفته‌‌های باراک اوباما، در حالی از شبکه تلویزیونی اسراییلی پخش می‌شود که دولت اسراییل، با کشتار امداگران در آب‌های بین‌المللی که راهی کمک به مردم غزه بودند در سطح جهانی رسوا و در تنگنا قرار گرفته است و طرح حمله نظامی به ایران نیز یکی از آن تبلیغات‌هایی است که دولت نژادپرست و اشغال‌گر اسراییل از جمله با هدف انحراف افکار عمومی به مسئله دیگری صورت می‌گیرد.

حکومت اسلامی، به‌دلیل این‌که در جهان، حامی تروریسم و به ویژه تروریسم گروه‌های اسلامی در منطقه خاورمیانه است و در داخل ایران نیز اکثریت مردم، این حکومت جانی و آدم‌کش را نمی‌خواهند متاسفانه محاصره اقتصادی ایران و حتا حمله نظامی به تاسیسات اتمی و نظامی حکومت اسلامی، مخالفت آن چنانی که در حمله به عراق و افغانستان وجود داشت در جمله به ایران کم‌تر خواهد بود. بنابراین، اگر تبلیغات و طرح حمله نظامی به ایران را در کنار موضع‌گیری‌های غیرمسوولانه و جنگ‌طلبانه خامنه‌ای، احمدی‌نژاد، امام جمعه‌ها، فرماندهان سپاه و غیره بگذاریم به سادگی به‌این نتیجه می‌رسیم که احتمالن حکومت اسلامی و حکومت اسراییل، برای برون رفت از بحران‌های اقتصادی و سیاسی خود، به یک جنگ تازه ویران‌گر نیاز دارند.

بنا به گزارش خبرگزاری فرانسه، اسراییل که تنها دارنده سلاح هسته‌ای در خاورمیانه محسوب می‌شود، حکومت اسلامی را اصلی‌‌ترین تهدید برای خود می‌داند. محمود احمدی‌نژاد، رییس‌جمهوری ایران، از زمان روی کار آمدن خواستار محو اسراییل شده است.

اسراییل می‌گوید برای حل مناقشه هسته‌ای ایران همه گزینه‌ها و از جمله گزینه نظامی را مد نظر خواهد داشت.

اسراییل در سال ۱۹۸۱ تاسیسات هسته‌ای عراق را بمباران کرد و در سال ۲۰۰۷ تاسیساتی را در سوریه بمباران کرد و مدعی شد این تاسیسات اتمی سوریه بوده است.

باراک اوباما، رییس‌جمهوری آمریکا و هیلاری کلینتون، وزیر امورخارجه آمریکا، با رایزنی‌های گسترده‌ای که چه با کشورهای متحد خود و  چه با کشورهای رقیب‌شان چون روسیه و چین و غیره انجام داده‌اند و به رایزنی‌های خود به ویژه در کشورهای عربی و شیخ نشین‌های حوزه خلیج فارس ادامه می‌دهند. آن‌ها، احتمالن در این رایزنی‌های خود در برخورد با مسئله هسته‌ای ایران، در رابطه راه حل نظامی نیز تبادل نطر می‌کنند.

اوباما در پاسخ به این پرسش که «آیا نگران نیستید که اسراییل با حمله به تاسیسات هسته‌ای ایران، آمریکا را غافل‌گیر کند؟» می‌گوید: «ما هیچ تلاشی برای غافل‌گیر کردن دیگری نمی‌کنیم.» معنای این جواب اوباما این است که اولن گزینه‌ نظامی روی میز ما قرار دارد و هم‌چنین اسراییل بدون مشورت و توافق دولت آمریکا نمی‌تواند دست به چنین اقدام ماجراجویانه‌ای بزند که احتمالن به یک جنگ تمام عیار در منطقه بحران خاورمیانه منجر شود. تمام قلدری‌های سیاسی-نظامی دولت اسراییل در منطقه و ادامه اشغال سرزمین‌های فلسطینی و هر از چند گاهی تجاوز نظامی به لبنان، به‌این دلیل ادامه دارد که دولت آمریکا و برخی کشورهای اروپایی در هر شرایطی حامی دولت اسراییل هستند. برای بحرانی نگه‌داشتن خاورمیانه، حماس، جهاد اسلامی، القاعده، حزب‌اله لبنان، حکومت اسلامی و حکومت اسراییل لازم و ملزوم یک‌دیگرند. تغییر پایه‌ای دولت اسراییل و روی کار آمدن گرایشات غیرمذهبی و غیرنظامی در این کشور و خروج همه نیروهای اشغال‌گر اسراییلی از سرزمین‌های فلسطینی، نخستین گام در راه صلح خاورمیانه و اضمحلال حماس و حاشیه کردن نقش حکومت اسلامی در امور داخلی مردم فلسطین است. چه بسا تشکیل یک دولت مشترک اسراییلی – فلسطینی می‌تواند به سرعت دشمنی حدود پنج دهه را به یک دوستی و هم زیستی مسالمت‌آمیز ماندگار تبدیل کند. مردم اسراییل و فلسطین مانند همه مردم جهان، هیچ خصومت و دشمنی با هم‌دیگر ندارند و این دولت‌ها هستند که جنگ و دشمنی و خشونت را طراحی و اجرا می‌کنند و انسان‌های بی‌شماری را نیز قربانی این رقابت‌های اقتصادی و نظامی و سیاسی خود می‌کنند. اگر روزی روزگاری القاعده و حماس و جهاد اسلامی و… به درد دولت آمریکا و اسراییل می‌خورد که در مقابل گرایشات چپ و سکولار بایستند امروز ظاهرن بلای جان خودشان نیز شده است. یعنی این جریانات تروریستی دست پخت دولت‌های بورژوازی و در راس همه دولت آمریکا و متحدانش بر علیه شوروی سابق و رقابت‌هایشان با این بلوک بوده است. هنگامی که این بلوک نتوانست به رقابت‌هایش به‌ویژه در عرصه اقتصادی و تکنولوژی با غرب ادامه دهد از هم پاشید پدر بوش رییس جمهوری وقت آمریکا، با محاصره اقتصادی عراق و بمباران این کشور و جدا کردن کردستان عراق، نوید «نظم نوین جهانی» را به جهانیان داد و تئوریسن‌های کاخ سفید نیز سوت پایان تاریخ را به‌صدا درآوردند اما دیری نپایید که جهان مجددن چند قطبی شد و با اشغال عراق و افغانستان و تجزیه یوگسلاوی و جنگ‌های طولانی و هولناک در قاره آفریقا، تاخت و تاز کشورهای امپریالیستی هم‌چنان ادامه یافت. بنابراین، نظم نوین جهانی چیزی نبود جز لشکرکسی و جنگ و تروریسم دولتی آمریکا در جهان. اساسن ماهیت دولت‌های بورژوازی و در راس همه کشورهای قدرت‌مند امپربالیستی، استثمار شدید مزدبگیران با هدف کسب سود بیش‌تر و سرکوب جنبش‌های آزادی‌خواه و عدالت‌جو و کارگری کمونیستی و هم‌چنین سازمان‌دهی جنگ و خون‌ریزی در نقاط مختلف جهان است.

دولت آمریکا که خود نخستین سازنده و به‌کار گیرنده بمب اتمی در جهان بود و اسراییل را نیز به دژ نظامی خود و مرکز سلاح‌های مخرب و به‌ویژه کلاهک‌های اتمی تبدیل کرده است ادعاهایشان در جلوگیری از تولید بمب اتمی توسط حکومت اسلامی ایران، ادعایی متناقض و غیرواقعی است. پیش شرط جلوگیری واقعی و جدی از تولید بمب اتمی توسط حکومت اسلامی ایران و هر حکومت دیگری، نابودی سلاح‌های اتمی و شیمایی موجود در سطح جهان به‌ویژه توسط دولت‌های آمریکا، اسراییل، روسیه، چین، پاکستان و غیره است.

جامعه جهانی هنوز فراموش نکرده است که ادعای دولت‌های غربی مبنی بر وجود سلاح‌های اتمی در عراق، دروغی بیش نبوده است. آمریکا و متحدانش برای اشغال عراق، ادعا می‌کردند که دولت وقت عراق، خطر جهانی است و بمب اتمی دارد. هنوز هم پس از گذشت هفت سال از اشغال نظامی این کشور توسط آمریکا و متحدانش، اثری از بمب اتمی دیده نشده است. اکنون نیز با وجود این‌که سران حکومت اسلامی، تلاش‌های پی‌گیری در جهت دست‌رسی به بمب اتمی به خرج می‌دهند اما در واقعیت توان و ظرفیت و دانش ساختن بمب اتمی را ندارد. آن هم در شرایطی که تمام حرکات و روابط و مناسبات این حکومت با شرکت‌های بزرگ و دولت‌ها زیر نظر همه دولت‌ها و شورای امنیت سازمان ملل قرار دارد. حکومت اسلامی، از زمانی‌که خمینی گفت با پذیرش قطع‌نامه 598 سازمان ملل مبنی بر آتش بس در جنگ ایران و عراق «جام زهر» را سرکشیدم»، مسئله دست‌رسی به جنگ‌افزار مدرن و به‌ویژه بمب اتمی، یکی از مسایل مهم حکومت شد. آن‌ها فکر می‌کنند ایران اتمی می‌تواند با قدرت بیش‌تری وارد بازی های سیاسی و بده و بستان‌های اقتصادی سیاسی و نظامی با رقبایش شود. اما واقعیت این است که نیروهای دریایی، زمینی و هوایی ارتش و سپاه حکومت اسلامی، به لحاط تکنولوژی بسیار عقب مانده هستند و قدرت رقابت با هیچ کشوری را ندارند. موشک هوا کردن‌ها و مانورهای نظامی و ادعاهای سران و فرماندهان حکومت اسلامی در رابطه با توانایی نظامی‌شان، همگی پوچ و غیرواقعی است. مهم‌تر از همه، حکومت اسلامی، کم‌ترین پایگاه اجتماعی در نزد مردم ایران ندارد و فقط با اتکا به نیروهای پلیسی – امنیتی و سرکوب وحشیانه مخالفین خود سر پا مانده است در سطح جهانی نیز یکی از بی اعتبارترین حکومت‌هاست.

در چنین شرایطی، نه محاصره اقتصادی و نه حمله نظامی، هیچ کدام راه حل‌هایی نیستند که حکومت اسلامی را به زانو درآوردند و مهم‌تر از همه محاصره اقتصادی و هرگونه حمله نظامی به ایران به ضرر مردم این کشور است.

حمله نظامی به عراق و افغانستان هر چند که باعث سرنگونی حکومت‌های وقت این کشورها شد، اما آمریکا و متحدانش برای مردم این کشورها، آسایش و امنیت و رفاه و آزادی به ارمغان نیاوردند و قرار هم نبود نتیجه جنگ و کشتار و اشغال به رفاه و آسایش و امنیت این کشورها منجر شود. با گذشت سال‌ها از اشغال این کشورها و سرنگونی دولت حزب بعث در عراق و طالبان در افغانستان، نه تنها دمکراسی و آزادی نسبی در این کشورها برقرار نشده است، بلکه مردم لحظه به لحظه و ساعت به ساعت در طول شبانه‌روز در معرض ترور و کشتار و جنگ و فقر و فلاکت و گرسنگی قرار دارند. تروریسم و جنگ و خشونت در افغانستان و عراق صدها بار بیش‌تر از گذشته جان و مال و امنیت شهروندان این دو کشور را تهدید می‌کند. بعلاوه شیرازه اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی در این کشورهای اشغالی آن‌چنان از هم پاشیده است که شاید با تغییر چندین نسل نیز عوارض و عواقب مخرب آن از بین نخواهد رفت. مردم ایران در کنار گوش خود، شاهد این همه فجایع انسانی در عراق و افغانستان هستند طبیعتن دل‌شان نمی‌خواهد به فجایعی که مردم این کشورها دچار شده‌اند، دچار شوند. بر این اساس، آلترناتیو موثر سیاسی و بدون این که زیست و زندگی مردم را تحت فشار قرار دهد، بایکوت سیاسی حکومت اسلامی است. در این راستا از معاملات دولت‌ها و شرکت‌هایی که به حکومت اسلامی ابزارهای جنگی و دستگاه‌ها و تکنولوژی‌هایی می‌فروشند که برای جاسوسی و کنترل مردم، شکنجه زندانیان در زندان‌ها و سرکوب اعتراضات مردمی به‌کار گرفته می‌شوند، جدن جلوگیری شود. تروریست – دیپلمات‌های حکومت اسلامی، به‌ویژه از کشورهای غربی و نهادهای بین‌المللی اخراج شوند و سفرای خود از ایران فرا بخوانند و دفاتری جای سفارت‌ها و کنسول‌گری‌ها را بگیرد که محدود به خدمات مردمی و اداری، مثلن ویزا صادر کند. از سفر سران و مقامات حکومت اسلامی به کشورهایشان جلوگیری کنند و در دست‌گیری آن‌ها به‌دلیل جنایت علیه بشریت جدی‌تر باشند کمک بزرگی به مردم ایران و هم‌بستگی با مبارزات آن‌ها کرده‌اند.

باین ترتیب، گزینه نظامی بر علیه ایران، هم‌چنان خواست جدی برخی از محافل جنگ‌طلب در هیت حاکمه آمریکا و اسراییل و هم فکران و متحدان آن‌هاست. این تبلیغات نگران‌کننده و هشدار دهنده است. بر این اساس، باید با هرگونه حمله نظامی احتمالی به ایران، باید شدیدن مخالفت کرد.

مردم ایران، به‌ویژه در سال گذشته با تظاهرات‌ها و راه‌پیمایی‌های میلیونی خود، با صدای بلند اعلام کرده اند که این حکومت ارتجاعی، جانی و تروریست را نمی‌خواهند. این حکومت، هم اکنون علاوه بر بحران‌های سیاسی و اقتصادی فزاینده دچار کش‌مکش بزرگی نیز در درون خودش است. تورم و گرانی روزبه‌روز در حال افزایش است و میلیون‌ها نفر بی‌کارند. اگر تحریم‌های اقتصادی جدیدتر پی‌گیری شوند نخست آوار آن بر مردم محروم و مزدبگیران فرو خواهد ریخت. بنابراین، جریانات و کسانی‌که طرف‌دار محاصره اقتصادی و یا احیانن حمله نظامی به ایران هستند محدودند در حالی‌که بایکوت سیاسی حکومت اسلامی با استقبال گسترده افکار عمومی مردم ایران و جهان روبه‌رو می‌شود و یاری بیش‌تری به مبارزات مردم ایران می‌کند. در چنین فضایی است که مردم ایران قادر خواهند شد با این حکومت جانی تعیین تکلیف نهایی کنند.

دولت‌های غربی و هم‌چنین روسیه و چین، اگر به‌معنای واقعی دست از معامله و بده و بستان با حکومت اسلامی بردارند مردم ایران با حمایت و پشتیبانی افکار عمومی مردم آزادی‌خواه جهان، این قدرت و پتانسیل و آگاهی را دارد که حکومت اسلامی را سرنگون کنند و حکومتی را به قدرت برسانند که حرمت انسانی را در داخل و خارج کشور پاس دارد و حامی کارگران، مردم آزادی‌خواه و عدالت‌جو در سطح جهان و منطقه باشد. اما هیچ انسان آگاهی توهم ندارد که دولت‌ها دست از معاملات نهان و آشکار و منافع اقتصادی خود دست بکشند و حامی مبارزات توده‌های جان به لب رسیده ایران باشند. دولت‌ها تا این‌جا و به‌خصوص در یک سال گذشته که رویارویی مردم با نیروهای سرکوب‌گر حکومتی شدیدتر شده بود نشان داده اند که اولن نمی‌خواهند حکومت اسلامی سرنگون شود چون که نگرانند طبقه کارگر و نیروهای آزادی خواه و برابری‌طلب دست بالا را بگیرند و منافع آن‌ها را در این کشور به خطر بیندازند و از سوی دیگر، در بهترین حالت آن هم با تردیدهای زیاد از جناح اصلاح‌طلبان حکومتی دفاع می‌کنند. در واقع آلترناتیو نخست شان، اصلاح همین حکومت ترور و وحشت و هم‌راه کردن آن با سیاست‌هایشان به ویژه در منطقه بحرانی خاورمیانه است. بنابراین، کارگران، زنان، دانش‌جویان و مردم آزاده و ستم دیده ایران، در درجه نخست باید به نیروی مستقیم و بلاواسطه خود و مبارزه پی‌گیرشان علیه حکومت اسلامی اتکا کنند و در درجه دوم، روی حمایت و پشتیبانی نیروهای آزادی‌خواه جهان حساب کنند.

امروزه جنگ هم‌سو با سیاستی است که بازتاب آن را می‌توان در تحول عمیق ساختار جوامع غربی و در راس همه آمریکا دید. آیا می‌توان جلو یک جنگ دیگر در خاورمیانه را گرفت؟ هیچ کس نمی‌داند. اما می‌دانیم اراده صلح در پرتو آزادی حاصل می‌شود و آینده به آزادی و برابری انسان‌ها تعلق داشته باشد.

بیستم تیر 1389 – یازدهم جولای 2010

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , 

۱ Comment