Saturday, 18 July 2015
24 June 2021
درپی بازداشت‌های اخیر،

«نامه‌ی انتقادی دراویش به آیت‌اله خامنه‌ای»

2010 July 18

سایت مجذوبان نور، پایگاه خبری دراویش سلسله نعمت‌اللهی گنابادی در نامه‌ای که خطاب به آیت‌اله خامنه‌ای در تاریخ 26 تیرماه روز شنبه منتشر کرده به انتقاد از وضعیت این دراویش در سال‌های اخیر پرداخته و بر لزوم رعایت حقوق شهروندان از سوی حکومت تاکید کرده است.

گفتنی است این نامه در حالی منتشر می‌شود که در ‌ماه‌های اخیر تعدادی از درویش‌های نعمت‌اللهی در نقاط مختلف ایران بازداشت و روانه زندان شده‌اند.

متن نامه سایت مجذوبان نور به رهبر جمهوری اسلامی:

هو

121

حضرت آیت اله خامنه‌ای

رهبر محترم نظام جمهوری اسلامی ایران

با سلام

تخریب حسینیه‌های دراویش سلسله نعمت‌اللهی گنابادی در شهرهای قم‌، بروجرد و اصفهان‌، پلمپ مراکز عبادی و ممانعت از انعقاد مجالس درویشی در بسیاری از مناطق کشور، جلوگیری از مسافرت قطب معزز این طریقه جناب آقای حاج دکتر نورعلی تابنده مجذوب‌علیشاه به بیدخت موطن و زادگاه ایشان‌، دستگیری‌، بازداشت و مجازات حبس‌، شلاق‌، تبعید و ضرب و شتم قریب به سه هزار نفر از سالکان طریقت در طی 5 سال گذشته‌، اخراج دراویش از ادارات و دوایر دولتی و مراکز فرهنگی‌، ممانعت از چاپ کتب عرفانی و دینی به بهانه‌های واهی و بایکوت خبری و عدم انتشار اخبار مربوط به این طریقه در رسانه‌ها‌، محکومیت غیر‌قانونی دراویش در محاکم قضایی و ابطال پروانه وکالت وکلای آن‌ها و … اندکی از بسیار ستم و مشقات رفته بر پیروان این طریقت عرفانی در نظام جمهوری اسلامی است.

پر واضح است که تحریک و تشدید اختلافات قومی و مذهبی، تشنج آفرینی و بحران‌سازی‌، تضییع حقوق قانونی افراد و ایجاد نارضایتی عمومی، منافع هیچ حکومتی را تامین نمی‌نماید. حتا نظام‌های غیر‌مردمی هم نیازمند آرامش و سکوت مردم هستند و بدین جهت آن‌چه در سال‌های اخیر بر دراویش گنابادی روا داشته‌اند با هیچ عقل و منطقی  توجیه‌پذیر نیست‌، زیرا خلق و ایجاد این‌گونه حوادث، مسلمن ‌به مصلحت  نظام‌، ملت و  مملکت نخواهد بود . از سوی دیگر قابل قبول هم نیست، بخشی از مردم مورد ظلم و ستم  مستمر قرار داشته  و رهبران حکومت از آن بی‌خبر باشند. وجوه مشترک حوادث پیش آمده و هم‌صدایی و هماهنگی مراکز مختلف، این ذهنیت را ایجاد می‌کند که فرماندهی واحدی همه را سازماندهی نموده و عملیات سرکوب دراویش را انجام داده است‌، چون در ادامه هر واقعه، مهاجمان، دراویش مظلوم را به میز محاکمه کشیده و به زندان و تبعید محکوم کرده‌اند و مسببین و آمرین حوادث حمایت شده ، ارتقا درجه یافته و مورد تمجید و تشویق قرار گرفته‌اند. این نحوه برنامه‌ریزی و اعمال قدرت که می‌تواند وجدان را از قاضی و دادستان و ترس از روز معاد را از مدعیان دیانت بگیرد و خادمان رعیت را  به ستم وادارد،  این توان را هم دارد که سال‌ها بزرگان نظام را یا از اخبار این حوادث دور نگه دارد و یا قضایا را به گونه دیگری برآن‌ها جلوه دهد.

تنها علتی که می‌توانیم دلیل بر سکوت و ادامه برخوردهای غیرقانونی  بدانیم همین است‌. البته گاهی نیز  مصلحت حکم می‌کند در رابطه با عمل‌کرد ‌افراطیون ‌و بعضی جناح‌های صاحب قدرت، مماشات ‌شود. اگر این‌چنین باشد‌، این پرسش مطرح می‌شود که تسامح و تساهل با افراطیون قانون‌شکن‌ به چه قیمتی  انجام می‌گیرد و چرا دراویش باید هزینه آن‌را پرداخت کنند و آیا در زد و بندهای سیاسی‌، وجه‌المصالحه قرار دادن امنیت و حیات اجتماعی بخشی از شهروندان این مملکت‌، آن هم صرفن به دلایل اعتقادی، عادلانه و به مصلحت  کشور و منطبق با اصول قانون اساسی است‌؟ ‌نگاه ما به وقایع رخداده علیه دراویش در این سال‌ها و رفتار خودسرانه جماعتی قانون‌گریز این شائبه را قوی‌تر می‌سازد که  این‌ها‌، نه درد دین دارند و نه درد نظام‌، نه بهایی برای کشور  قائلند و نه برای قانون و عدالت‌. این جماعت با لطایف‌الحیل و انتقال اخبار و گزارشات کذب، مقامات ارشد و مراکز تصمیم‌گیری کشور را فریب داده، به توهم توطئه مبتلا و مجبور به اتخاذ تدابیری می‌کنند که در راستای اغراض سیاسی آن‌ها است و بدین وسیله سرنوشت خویش را با کلیت نظام گره می‌زنند و شاید هم زده‌اند.

حکومت مردم سالار و خصوصن دین‌مدار را فرض آنست که بی‌تمنا و اصرار مردم، قانون‌مدار‌، دادگر و عدالت‌گستر بوده و مدافع حقوق و آزادی‌های مردم‌، اقلیت‌های فکری و مذهبی و اساسن قدرت قانون حلال همه مشکلات اجتماعی‌ باشد. متاسفانه قانون‌شکنان و سیاست‌های مغرضانه آن‌ها، عرفان و تصوف حقه را در ردیف مذاهب مستحدثه و عرفان‌های نو‌ظهور قرار داده وعملن نفی حقیقت شیعه و تحریف تاریخ مذهب تشیع  می‌کنند. هر چند دراویش به صورت فردی مختارند به تشخیص عقل ایمانی خویش فعالیت اجتماعی و سیاسی داشته باشند‌، ولی تاریخ گواه آن است که مکتب و طریقه تصوف در هیچ دوره‌ای، ماهیتن به سیاست‌های متداول و رایج توجه و تعلق خاطر نداشته است و این تبلیغات مسموم که سعی وتلاش دارد در اذهان عمومی  شان و جای‌گاه مکتب تصوف را در حد  یک حزب سیاسی ‌تنزل ‌دهد‌، دسیسه‌ای‌ است‌ که‌ اغراضی خاص‌، علیه ‌طریقه‌ای‌ دنبال می‌کندکه سهم به‌سزایی در توسعه فرهنگ و تفکر دینی- اسلامی داشته است.

همین برنامه‌ریزی سیاسی است که سال‌هاست دراویش گنابادی را درچنبره و حصار محکمی از تفاسیر متفاوت و متضاد از قوانین مدنی وقانون شرع  به اسارت گرفته‌ است و در  این چالش ناخواسته درویشان نمی‌دانند با کدامین زبان و بیان با مخالفین خویش  سخن بگویند‌، در نظام اسلامی چه حاجت است که مسلمان و شیعه اثبات اعتقاد خود نماید و پاسخ‌گوی ایمان خویش باشد‌؟ چگونه باید اثبات نمود که مکتب عرفان و درویشی حزب و گروه سیاسی نیست و با احدی نقاضت و دشمنی ندارد؟ دراویش گنابادی نه طالب پست و مقام بودند که حریصان قدرت بخواهند آن‌ها را از صحنه رقابت بیرون کنند و نه آزاری به خلق خدا رسانده بودند که مستحق مجازات باشند. پس این همه ظلم و بیداد برای چیست‌؟

به هر تقدیر آن‌چه بیان شد تنها گوشه‌ای از جفای رفته بر دراویش در این سال‌هاست که البته نگارش آن   برای جناب‌عالی نه از باب یاری و تظلم خواهی است زیرا که به مصداق شریفه حقیقت مشحون: «إِنَّمَا أَشْکُو بَثِّی وَحُزْنِی إِلَى اللّهِ»، درویش را جز به درگاه خدا به احدی از خلق تمنا و زاری نیست، بلکه تذکری است از سر تاثر و مشفقانه، چرا که  این اعمال ضد انسانی و خلاف شرع و قانون‌، آتشی است که امروز بر خرمن درویشان افتاده‌ و فردایی نه چندان دور بر کشت‌زار همگان و یقینن دیری نمی‌پاید که نه از تاک نشان ماند و نه از تاکنشان‌. توفیق شما را در انجام وظایفی که ملت برعهده جناب‌عالی گذاشته‌اند از درگاه حق مسئلت می‌نماییم.

والسلام علی من اتبع الهدی‌- مدیریت سایت مجذوبان نور

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , ,