Saturday, 18 July 2015
20 September 2020
خطاب به انسان‌های آزاده، وجدان‌های بیدار، سازمان‌ها و نهادهای بین‌المللی حقوق بشر

«بشنوید این فریاد را»

2010 July 19

آن‌چه در این بخش می‌آیدانتخابی از رادیو کوچه در بین رسانه‌ها است.

جمعی از فعالان حرکت ملی آذربایجان – تهران

این‌جا روشن‌فکران دستگیر، زندانی و اعدام می‌شوند و تاریک‌اندیشان برخاسته از قبور هزاران‌ ساله سوار بر توسن خودکامگی بر سینه زخم‌خورده مردمانی بی‌زبان لگد می‌کوبند. این‌جا بر سر و روی حقوق زنان سنگ فتنه می‌بارانند. این‌جا هر فریادی را در حلقوم حق‌گوی خود خفه می‌کنند، این‌جا ایران است.

این‌جا مهم‌ترین اسناد مشترک تمدن‌های جهانی را از اعلامیه جهانی حقوق بشر گرفته، تا میثاق حقوق مدنی و سیاسی و اعلامیه حقوق اقلیت‌های قومی، ملی، دینی و زبانی و… بی‌شرمانه به‌سخره می‌گیرند. این‌جا حتا اصول مهم قانون اساسی خودنوشته را نیز به کوری چشم طالبانش در طاق نسیان سی‌ساله‌ می‌پوسانند.

این‌جا حقوق حداقلی‌ای که در قانون اساسی نسبت به ملل و اقوام تصریح شده‌، مانند اصول 15، 19، 20، 22، 32، 35، 38، 168 و… آشکارا معوق و معطل مانده‌اند. این، علی‌رغم وظیفه دولت (و مشخصن مقام ریاست جمهوری) در اجرای مفاد قانون اساسی است که در اصل 113 قانون اساسی متجلی گردیده‌. این‌جا حتا درخواست از دولت جهت اهتمام در وظیفه قانونی‌ خود نسبت به تحقق حقوق اولیه مردم، نتیجه‌ای جز تعقیب، بازداشت و شکنجه ندارد.

این‌جا گلستان تاراج‌رفته زبان‌ها و فرهنگ‌هاست، در این کشور کثیرالمله 74 میلیونی، علاوه بر ملل بلوچ، عرب، کرد، ترک، ترکمن و فارس، ده‌ها قوم و اقلیت‌های دینی و عقیدتی کار و زندگی می‌کنند. اما رژیم سیاسی در دست گروهی شوونیست است که هیچ‌گونه حقوقی برای هر آن‌چه که خارج از دایره تک‌زبان و تک‌مذهب رسمی باشد، قایل نیست. این رژیم شیعونیستی (شیعه-شوونیستی) صدای هر اعتراضی را با بی‌رحمی هرچه تمام خفه می‌کند. جنبش حق‌طلبانه زنان، کارگران و معلمان را سرکوب می‌کند، حقوق شهروندی تک‌تک افراد جامعه را در پیشگاه خدایان خویش قربانی می‌کند و این همه مظالم بس نیست که کوله‌باری از ستم ملی را نیز بر دوش اقوام و ملل می‌نشاند تا آنان را علاوه بر حقوق مدنی از ابتدایی‌ترین حقوق طبیعی خویش نیز محروم سازد.

اعدام، ترور، شکنجه، تبعید، زندان و… خط ‌مشی اصلی این رژیم در مقابله با فعالان سیاسی اجتماعی، روشن‌فکران، روزنامه‌نگاران، فعالان جنبش‌های مدنی مخالف خود است.

رژیم از سویی نیز با فیتلرینگ سایت‌ها، ممنوعیت رسانه‌های عمومی مانند ماهواره، توقیف روزنامه‌ها و مجلات مستقل و نهادهای مدنی غیردولتی و ایجاد فضای رعب و اختناق، مانع از رسیدن فریاد مردم به گوش جهانیان می‌شود.

هرچند در بعضی موضوعات از جمله حقوق زنان، یا جنبش سبز با توجه به پوشش خبری رسانه‌های خارجی کم و بیش صداهایی به گوش انسان‌های بیدار جهان رسیده‌، اما متاسفانه در بسیاری موارد و به‌خصوص در مسایل مربوط به حقوق‌ملل و اقوام پوشش خبری و حمایت‌های بین‌المللی بسیار اندک  بوده‌(که  بر سر  تحلیل علل آن در این مقال نیستیم).

لازم به ذکر است در جامعه‌ای ما، آموزش به ‌زبان مادریمان  جایگاهی در مدارس ندارد و اگر کسی بخواهد داوطلبانه و با هزینه شخصی زبان مادری را به محصلان آموزش دهد، این امر به مثابه جرم سیاسی انگاشته شده و با آن برخورد می‌شود.

ترکان آذربایجان، از این قاعده مستثنا نبوده و تحت شدیدترین فشارها قرار دارند. اقتصاد به‌شدت دولتی ایران به‌شیوه‌ای تبعیض‌آمیز در مناطق مرکزی و جنوبی متمرکز گردیده، این امر منجر به جریان سیل مهاجرت از آذربایجان و تشدید روند آسیمولاسیون و بحران هویتی در میان آنان شده‌ است.

در مقابله با این مظالم جنبشی ریشه‌دار در آذربایجان پای گرفته که هدف اصلی آن رفع تنگناهای رشد و توسعه اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی از منطقه و تامین و بسط دموکراسی، حقوق شهروندی، حقوق فردی و جمعی، تامین آزادی بیان و اندیشه در منطقه است.

رژیم هرگونه تلاش برای احقاق حقوق ملل تحت ستم را اقدامی در راستای تجزیه کشور و برخلاف امنیت ملی تلقی کرده و با آن برخورد چکشی می‌کند.

اما هرگونه اقدام مدنی فعالان این جنبش برای ایجاد تشکل و تحزب، به‌شدت توسط نیروهای امنیتی سرکوب می‌شود و حبس‌های طولانی برای چنین فعالانی صادر می‌شود. در طول بیست سالی که از عمر مرحله نوین جنبش ما می‌گذرد بارها شاهد امواج بگیروببندهای خودسرانه بوده‌ایم و گاه احکام بسیار سنگینی صادر شده، چنان‌که سعید متین‌پور روزنامه‌نگار زنجانی به جرم فعالیت‌های مدنی خود به 8 سال حبس محکوم گردیده‌ است.

اخیرن نیز موج جدید دستگیری‌ها از حدود دو ماه پیش تحت عنوان اقدام علیه امنیت ملی و به بهانه  تشکیل گروه و عضویت در آن به ترتیب زیر شروع شده‌ است.

در 20 اردیبهشت 1389 (10 ماه می 2010) بازداشت آقای آیت مهرعلی‌بیگلو در صوفیان.

در 29 اردیبهشت (19 ماه می) بازداشت آیدین خواجه‌ای فعال جنبش دانشجویی آذربایجان در تبریز.

در 31 اردیبهشت (21 ماه می) بازداشت بهبود قلی‌زاده در میاندوآب

در تاریخ 1 خرداد (22 ماه می) بازداشت دکتر علیرضا عبداللهی در اورمیه

در 3 خرداد 89 (24 ماه می) بازداشت بهمن نصیرزاده در ماکو، شهرام رادمهر در مشکین‌شهر و دکتر لطیف حسنی در کرج.

در 4 خرداد 1389 (25 ماه می) دستگیری خانم حمیده فرج‌زاده (پینار) فعال شناخته شده زن آذربایجانی در ارومیه و استاد اکبر آزاد نویسنده، روزنامه‌نگار و فعال سرشناس سیاسی آذربایجان در تهران

در 18 خرداد (8 ماه جون) بازداشت مهندس محمود فضلی در تبریز و حیدر کریمی (یاشار) در خوی

در 24 خرداد (14 ماه جون) بازداشت نعیم احمدی‌خیاوی در تبریز و مهندس ابراهیم رشیدی روزنامه‌نگار و وبلاگ‌نویس در اردبیل

در 26 خرداد (16 جون) بازداشت سعید بیدخت در تبریز.

در 27 خرداد (17 جون) بازداشت یونس سلیمانی، فعال جنبش دانشجویی آذربایجان در اردبیل.

در 29 خرداد (19 جون) دستگیری زهرا فرج‌زاده همسر آیت مهرعلی‌بیگلو (در جریان پی‌گیری وضیعت همسر بازداشتی خویش) در دادسرای تبریز.

31 خرداد (21 جون) بازداشت فیروز یوسفی در تهران (وی بعد از تحمل 24 روز بازداشت انفرادی با سپردن وثیقه سنگین اخیرن آزاد می‌شود).

در 1 تیر (22 جون) بازداشت شکراله قهرمانی فرد در کلیبر.

در 12 تیر 1389 (3 جولای) مهندس حسن رحیمی بیات، عضو کمیته گزارش‌گران حقوق بشر در تهران.

این بازداشت‌ها عمومن بدون در دست داشتن حکم مقام قضایی و بدون رعایت هرگونه تشریفات قانونی صورت گرفته‌. تمامی بازداشت‌شدگان در سلول‌های انفرادی در زندان تبریز نگه‌داری می‌شوند. از هرگونه حق ملاقات با خانواده و حق برخورداری از وکیل محرومند. از کم و کیف اتهامات وارده اطلاع دقیقی در دست نیست. زمان اتمام مدت بازداشت‌شان مشخص نیست و به‌قرار اطلاع همگی تحت شکنجه سفید قرار گرفته‌اند که به اعترافات ساختگی تن در دهند.

از جمله زهرا فرج‌زاده مادر کودکی سه ساله است. هر دو سرپرست این کودک در زندانند و اعضای این خانواده کوچک از دیدار هم‌دیگر محرومند.

انسان‌های آزاده، وجدان‌های بیدار

ما به‌عنوان جمعی از فعالان حرکت ملی آذربایجان تهران، ضمن محکوم نمودن هرگونه مصادیق خشونت، شکنجه و نقض حقوق فردی و جعمی از طرف سیستم حاکمه، معتقدیم که مبارزه با دیکتاتوری در ایران با حذف، بایکوت یا نادیده گرفتن، حقوق ملل ایرانی موفقیتی در پیش نخواهد داشت و پژواک نامیمون چنین روی‌کردی می‌تواند دامن‌گیر سایر جنبش‌ها نیز گردد. (سکوت اغلب ملل غیرفارس در اعتراضات جنبش سبز، نمونه‌ای بر این مدعاست) لذا برنده اصلی در این میان منحصرن حاکمیت مستبد خواهد بود. این وضعیت به رژیم این امکان را می‌دهد که با مخالفان خود تک به تک و با صرف هزینه اندک برخورد کند.

لذا با آرزوی آزادی تمامی فعالان عقیدتی سیاسی در بند، خواسته‌های زیر را عنوان می‌داریم:

1-      از فعالان اجتماعی و حقوق بشری درخواست می‌کنیم: در راستای اطلاع‌رسانی بی‌طرف، این فعالان در بند را یاری نمایند و مانع از گسترش روند این دستگیری‌ها شوند.

2-      از فعالان آذربایجانی خارج کشور که امکان اعتراضات علنی دارند، می‌خواهیم: فارغ از طیف‌بندی‌های داخلی خود، یک صدا از آزادی این عزیزان دربند حمایت نمایند.

3-      از سازمان‌ها و ارگان‌های حقوق بشری می‌خواهیم: با صدور بیانیه و مکاتبه با مسوولین و اولیا امور خواستار آزادی دستگیرشدگان اخیر شوند.

بیست و ششم تیرماه هشتاد و نه

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , ,