Saturday, 18 July 2015
24 June 2021
به بهانه زادروز«منیرو روانی‌پور»

«روزنگاشت/ از جنس جنوب»

2010 July 24

مریم / رادیو کوچه

maryam@koochehmail.com

دوم مرداد برابر با بیست و چهارم جولای برابر است با سال‌روز تولد منیرو روانی‌پور نویسنده ایرانی است. او در سال 1333 خورشیدی در بوشهر به دنیا آمد. بیش‌تر داستان‌های وی در جنوب ایران می‌گذرد و فضای آن برآمده از طبیعت و مردم جنوب ایران است.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

منیرو روانی‌پور در دوم مردادماه سال 1333 خورشیدی در جفره بوشهر به‌دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در بوشهر گذراند و در دانشگاه شیراز روان‌شناسی خواند. برای ادامه تحصیل به آمریکا رفت و در رشته علوم تربیتی از دانشگاه «ایندیانا» کارشناسی ارشد گرفت.

منیرو روانی پور از سال ۱۳۶۰ داستان نویسی را به طور جدی شروع کرده است، هرچند اولین کتابش به نام «کنیزو» در سال ۱۳۶۷ منتشر شد. در پایان دهه شصت با انتشار سه کتاب «اهل غرق»، «دل فولاد»، «سنگ‌های شیطان» خود را به عنوان نویسنده‌ای پرکار مطرح کرد و مجموعه «سیریا، سیریا» (۱۳۷۲)، «کولی کنار آتش» (۱۳۷۸)، «زن فرودگاه فرانکفورت» (۱۳۸۰) و «نازلی» (۱۳۸۱) از آثار بعدی او هستند. داستان «رعنا» از مجموعه «نازلی» در دوره سوم ۱۳۸۲ جایزه گلشیری برگزیده شده است.

دغدغه ها و درون‌مایه‌های هم راستا، استفاده از عناصر ویژه داستانی، طبیعت حاکم بر فضای داستان‌ها و نقش برجسته زن‌ها، از همان کتاب اول به عنوان مهر خاص نویسنده، تا کتاب‌های سال‌های اخیر، او را هم‌راهی کرده‌اند. هرچند پابه‌پای تحولات نویسنده و تغییراتی که در زندگی‌اش ایجاد شده است، شخصیت‌ها و درون‌مایه‌های داستان‌هایش تحول می‌پذیرد اما تحولشان بر اساس هسته ابتدایی وجودشان و سمت و سوی خاصی که دارد و بیش‌تر به روند رشد طبیعی موجودی زنده می‌ماند، مثل بزرگ شدن مریم، راوی داستان دوم «کنیزو» (شب بلند) در داستان‌های «کولی کنار آتش» و «دل فولاد».

روانی‌پور در کلاس‌های داستان‌نویسی خود با بابک تختی، پسر پهلوان تختی آشنا شد و ازدواج کردند. بابک تختی ناشر «نشر قصه» است و فرزندشان غلام‌رضا حاصل این ازدواج است.

در سال ۱۳۷۹ روانی‌پور یکی از شرکت‌کنندگان کنفرانس برلین بود. قهرمان داستان «زن فرودگاه فرانکفورت» نیز زنی است که قرار بوده در کنفرانس برلین داستان بخواند، اما با مشکلاتی که در حاشیه کنفرانس به‌وجود می‌آید فرصت داستان‌خوانی را از دست می‌دهد و علاوه بر آن در کشورش نیز او را برای حضور در این کنفرانس مورد شماتت قرار می‌دهند.

هرچند سبک و زبان نویسنده در طول سال‌ها تغییر می‌کند، دغدغه‌های او ثابت هستند، عناصر ویژه داستانی، طبیعت حاکم بر فضاى داستان‌ها و نقش برجسته زن‌ها، از همان کتاب اول در داستان‌ها حضور دارند. بعضی از شخصیت‌های داستانی مانند مریم یا گلپر نیز در داستان‌های مختلف روانی‌پور بارها ظاهر می‌شوند.

برای بررسی سیر داستان‌نویسی روانی‌پور، نه داستان مجموعه «کنیزو»، دسته‌بندی خوبی را به ما پیشنهاد می‌کنند و می‌توانند ملاک این بررسی قرار گیرند تا کلیتی از این روند، به صورت شاخه‌های مختلف تنه‌ای واحد، قابل دست‌یابی شود. سه داستان اول این مجموعه با نام‌های «کنیزو»، «شب بلند»، «آبی‌ها» با عناصر تکرار شونده مهمی مثل دریا، افسانه‌های مربوط به آن، طلسم‌ها، پریان دریایی، ماهی‌گیران و زنان بومی، در رمان «اهل غرق» کامل می‌شوند و در بعضی داستان‌های مجموعه «سیریا، سیریا» از زاویه دیگری و با نگاهی متفاوت، ادامه پیدا می‌کنند.

مثلن در داستان «دی یعقوب» نگاه نویسنده به اعتقادات عجیب بومی‌ها انتقادی است در حالی که در رمان «اهل غرق» نگاه پذیرنده و طبیعی‌تری به ماجرا دارد. شاید روانی‌پور در فاصله سال‌های 1367 تا 1372 از فاصله دورتر و شهری‌تری به منظر قبلی چشم دوخته و جنبه جادویی جفره برایش کمی رنگ باخته است. سایر داستان‌های دریایی «سیریا، سیریا» هم با وجود وهم انگیزی فضاهایشان، آدم‌های متفاوت‌تری را نسبت به «کنیزو» و «اهل غرق» به خواننده معرفی می‌کنند. آدم‌هایی که برخلاف دو کتاب پیشین، دغدغه‌های مادی و روزمره برای ادامه زندگی ندارند و از روان‌شناسی پیچیده‌تری برخوردارند.

داستان چهارم از مجموعه «کنیزو» با نام «طاووس‌های زرد» با معرفی طبیعتی دور از دریا و بیابانی سخت و خشن در داستان «سنگ‌های شیطان» ادامه می‌یابد. در «طاووس‌های زرد» فانوس به خاطر دل بستن به مردی غریبه، به دست مردان آبادی کشته می‌شود. در «سنگ‌های شیطان»، مریم بعد از برگشتن از شهر با نگاه بدبینانه مردم آبادی مواجه است. اما دید انتقادی داستان دوم با وجود کم‌اهمیت‌تر بودن اتفاق، سرراست‌تر است. حضور مریم که بعدها نقش زن روشن‌فکر داستان‌های روانی‌پور را به عهده دارد با این نگاه انتقادی به شدت مربوط است. این نگاهی است که نویسنده به مریم داده است و تا آخر داستان با اوست. اولین بار این نوع نگاه را در داستان «شب بلند» می‌بینیم که باز هم مریم، راوی آن است.

مکان داستان‌های پنجم و ششم مجموعه «کنیزو» با نام‌های «دریا در تاکستان‌ها» و «مانا، مانای مهربان» شهر است، شهری دور از دریا. عناصر داستان‌های اول، مثل خاطره دوری در این داستان‌ها حضور دارند. حس نوستالژیک حاکم بر فضای این داستان‌ها به خاطر دوری راوی از اصل خویش، تا داستان‌های مجموعه «زن فرودگاه فرانکفورت» ادامه پیدا می‌کند.

اولین بار در داستان «پرشنگ» هفتمین داستان «کنیزو»، سر و کله زن نویسنده و راوی، پیدا می‌شود، زن نویسنده‌ای با دغدغه‌های مربوط به نوشتن و محیط و آدم‌های اطرافش. این زن در رمان «اهل غرق» همان مریم است که باید سرگذشت مه جمال را برای آینده نقل کند. در رمان «دل فولاد» با نام افسانه سربلند حضور قاطع و پررنگی دارد و در داستان‌های «زن فرودگاه فرانکفورت» و «نازلی» به شکل متکامل و نهایی خود نزدیک شده است.

فضای متفاوت و فانتزی داستان «مشنگ» با زاویه دیدی معطوف به ذهن زنی مرده، هرچند یادآور زن روشن‌فکر داستان قبلی مجموعه است اما به خاطر فضاسازی متفاوت و اشاره به نقش مزاحم‌هایی که با عبارت «خواهران چندگانه» معرفی می‌شوند، با داستان «روایتی دیگر» از مجموعه «سنگ‌های شیطان» پیوند محکم‌تری برقرار می‌کند.

روانی‌پور در سال 1385 از اولین حامیان «کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض‌آمیز علیه زنان» در ایران بود. وی هم‌اکنون از دسامبر 2007 با خانواده‌اش در آمریکا به‌سر می‌برد.

منبع

گوگل

ویکی‌پدیا

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , ,