Saturday, 18 July 2015
18 September 2020
گشت و گذار در موتورهای جستجو

«اگر به این سایت تمایل داشته باشید»

2010 July 27

فرهاد / واحدترجمه / رادیو کوچه

موتورهای جستجوی پیشنهاد دهنده‌، نرم افزارهایی هستند که به ما می‌گویند از این پس چه چیزی را ببینیم‌، بخوانیم و بشنویم‌. آن‌ها به ما کمک می‌کنند که با میلیون‌ها انتخابی که به ما عرضه می‌شوند روبه‌رو شویم‌. اما آیا واقعن یک کامپیوتر می‌تواند سلیقه خوبی در انتخاب بین وب سایت‌ها داشته باشد‌؟

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

سعی کنید به ترانه  یا یک آهنگ فکر کنید‌، نه فقط به عنوان یک آهنگ‌، بلکه به عنوان یک ویژگی موسیقیایی ممتاز‌. این ترانه ممکن است یک متن شعر سیاسی باشد‌. صدای آژیر پلیس در آن باشد‌، یک بخش موسیقی برجسته با تار بانجو داشته باشد‌، یک آوای هماهنگ جفت شده یا ممکن است ریشه‌های موسیقی پانک داشته باشد‌. هر کدام از آن‌ها می‌تواند یک صفت و مشخصه آهنگ مورد نظر باشد‌. یک ترانه می‌تواند حتا از 400 مشخصه برخوردار باشد‌. البته آهنگ‌های این‌چنینی که تعداد زیادی صفت دارند جزو معدود آهنگ‌هایی هستند که جزو دسته موسیقی اعتراضی محسوب می‌شوند .

سرچشمه این نظریه نادر از «تیم وسترگرن» نشات گرفته است که بنیان‌گذار رادیوی اینترنتی در اوکلند است. اسم رادیوی وی «پاندورا» است که یک اسم یونانی مربوط به افسانه‌های قدیمی این کشور می‌باشد‌. هر وقت یک آهنگ جدید بیرون می‌آید‌، یکی از کارمندان آهنگ‌ساز یا موسیقی‌شناس رادیو‌، مشخصه‌های ممکن را مرور می‌کند و به هر کدام از آن‌ها یک شماره طبقه‌بندی می‌دهد‌. تجزیه و تحلیل یک آهنگ حدود 20 دقیقه زمان می‌برد.

به شما قول می‌دهم که کارمندان رادیو پاندورا از سیاره دیگری نیامدند‌، اما می‌توانند 10000 آهنگ را در ماه تجزیه و تحلیل کنند‌.

آن‌ها 10 سال است که به این کار مشغولند و تا‌کنون موفق شدند یک بانک اطلاعاتی گردآوری کنند که شامل جزییاتی از خصوصیات 740000 آهنگ مختلف است. «وسترگرن» نیز به این بانک اطلاعاتی پروژه ژنوم موسیقی می‌گوید‌. هدف از پروژه ژنوم موسیقی این است که بتوانیم پیش‌بینی کنیم چه نوعی از موسیقی پس از این مورد علاقه شما خواهد بود‌. رادیو پاندورا از این بانک اطلاعاتی جهت نمایش قدرت خود در بازار استفاده می‌کند و خود را به عنوان یک موتور جستجوی پیشنهاد دهنده به همه شناسانده است‌.

یکی از نرم‌افزارهایی که به شما توصیه می‌کند چه چیزی را ببینید‌، بشنوید یا بخوانید که ممکن است از آن لذت ببرید همین نرم‌افزار مخصوص پاندورا است که اطلاعات خود را بر اساس آن‌چه شما قبلن از آن در محیط اینترنت استفاده کردید فراهم می‌کند‌. به پاندورا بگویید که به قاشق علاقه‌مندید تا برای شما آهنگ «پسر خجالتی فروتن» را به اجرا درآورد‌. به او بگویید دوست دارید صدای آکاردئون کاجون از هنرشناس معروف آلفونسه را بشنوید تا پاندورا ذائقه موسیقی شما را با آهنگ «آیری لژیونه» امتحان کند‌. تمایل مردم به پاندورا آن‌قدر زیاد است که در حال حاضر ماهی 2.5 میلیون کاربر جدید به آن اضافه می‌شود.

در طول 10 سال گذشته موتورهای جستجوی پیشنهاد دهنده رشد زیادی کردند و اکنون در هر جایی و با هر موضوعی یافت می‌شوند‌. معمولن هنگامی که شما می‌خواهید یک خرید جزیی را به پایان برسانید و محصول مورد نیاز خود را خریداری کنید‌، این‌گونه موتورهای جستجو پشت سر شما ظاهر می‌شوند و درگوشی به شما پیشنهاد می‌دهند که چه چیزی برای شما مناسب است‌. سایت آمازون که کار فروش کتاب را انجام می‌دهد یکی از اولین سایت‌های پیشنهادی خودکار محسوب می‌شود‌. اما سایت‌های نت فلیکس‌، اپل ، یوتیوب و تیوو نیز جزو سایت‌های پیشنهاد دهنده محسوب می‌شوند‌. در فضای موسیقی و آهنگ نیز «پاندورا» ده‌ها رقیب دارد‌. برای راه‌اندازی یک موتور جستجوی پیشنهاد دهنده پول زیادی برای سرمایه‌گذاری لازم است‌. بر طبق یک گزارش از موسسه تحلیل صنعتی فارستر‌، یک سوم مشتریانی که در یک سایت تجارت الکترونیک به پیشنهادات توجه می‌کنند‌، در پایان برخی از محصولات پیشنهاد شده را خریداری می‌کنند.

اما مشکلی که وجود دارد ساختن سایت‌های پیشنهاد‌دهنده است‌. البته در ظاهر بیرونی این‌گونه سایت‌ها بسیار ساده به نظر می‌رسند‌. یعنی ساختار آن‌ها ظاهرن این‌گونه است که اگر شما ایکس را دوست داشته باشید‌، بعد از آن وای(Y) را دوست خواهید داشت‌. اما در واقع آن‌ها برای ارایه پیشنهاد به ما کار پیچیده‌ای انجام می‌دهند‌.  این سایت ها در واقع میلیون‌ها داده را با ریاضایات سطح بالا پردازش می‌کنند . این کار به خاطر این است که نرم‌افزار سایت بتواند رفتارهای اسرار‌آمیز‌، گمراه کننده و متبحرانه انسان را پیش‌بینی کند. در واقع واکنش و پاسخ هر شخص به یک اثر هنری با شخص دیگر فرق دارد و به همین خاطر سایت باید بتواند پیشنهاد متناسب با هر فرد را به او ارایه کند‌. می‌توان گفت این‌گونه سایت‌ها به نوعی روح و روان شما را مهندسی کرده و کشف می‌کنند چه چیزی دوست دارید.

این سایت‌ها فرهنگ ما را نیز تغییر می‌دهند‌. تا حالا ما عادت داشتیم آثار هنری جدید را از دوستانمان‌، از منتقدین آثار هنری و از فروشندگان ویدئو دریافت کنیم و آن‌ها را به عنوان آثار با ارزش در نظر بگیریم . اما حالا ما از طریق نرم‌افزار خبردار می‌شویم که آثار هنری جدید چه چیزهایی هستند‌. این‌ها دسته جدیدی هستند که سلیقه ما را شکل می‌دهند و البته هیچ‌کدام از آن‌ها انسان نیستند.

فیلم‌های خشن و نژادپرستانه را دوست داشته باشید

سایت پاندورا کم و بیش به همان روشی پیشنهاد ارایه می‌دهد که ما این کار را انجام می‌دهیم . این سایت با توجه به اطلاعاتی که در مورد موسیقی دارد‌، پیشنهادات خود را بر مبنای سلیقه شما ارایه می‌دهد . البته این روشی است که در عمل کار زیادی می‌طلبد . اما بقیه موتورهای جستوی پیشنهاد دهنده بر مبنای اطلاعاتی که از مخاطبان آهنگ‌ها به دست می‌آورد کار می‌کند و هیچ اطلاعاتی از کارهای هنری ندارد تا بر اساس آن تجزیه و تحلیل کند .

تکنیک این‌گونه سایت‌ها بر اساس فیلتر کردن ترکیبی انجام می‌شود و با توجه به رفتار تعداد زیادی از مردم در انتخاب موسیقی‌، می‌تواند حدس بزند که یک شخص چه نوع رفتاری در قبال انتخاب موسیقی خواهد داشت‌. در این‌جا یک طرز فکر وجود دارد که بر نحوه کار سایت‌های پیشنهاد دهنده نیز حاکم است‌. اگر بخواهیم بر مبنای آمار صحبت کنیم‌، بیش‌تر آدم‌هایی که فیلم سکس و شهر( (sex and the city را دوست دارند‌، فیلم مامامیا را هم دوست دارند‌. بنابراین بر اساس این اطلاعات اگر یک شخص خاص فیلم سکس و شهر را دوست داشت‌، نرم افزار این سایت‌ها حدس می‌زند که او فیلم مامامیا را نیز حتمن دوست دارد .

این کار در نظر اول ساده به نظر می‌رسد‌. ولی اگر از نزدیک‌تر به آن نگاه کنیم متوجه می‌شویم که کار حدس زدن علاقه یک کاربر بسیار پیچیده است‌. به عنوان مثال موتور جستجوی پیشنهاد دهنده نت فلیکس که کارهای کیفیت بالای سینمایی را دوبله می‌کند‌، مسیر الگوریتمی یک موتور جستجوی پیشنهاد دهند‌، یک راز تجاری به شدت حفاظت شده است‌. اما سایت جستجوگر نت فلیکس در سال 2006 به این نتیجه رسید که چندان از کار سینماتک خود راضی نیست‌. بعد از مدتی توانست یک روش غیر‌معمول برای حل نقطه ضعف سینماتک خود بیابد‌. شرکت نت فلیکس در سال 2006 بخشی از بانک اطلاعاتی مربوط به دسته بندی سینمایی خود را در اختیار عموم گذاشت که شامل 100 میلیون انواع فیلم می‌شد و در عین حال پیشنهاد داد که هر کس بتواند کارایی این سایت را 10 درصد ارتقا دهد‌، جایزه 1 میلیون دلاری این سایت را از آن خود خواهد کرد.

مسابقه‌ای که نفت فلیکس راه انداخت‌، پنجره‌ای را رو به جهان گشود که معمولن در عمق درون بخش‌های تحقیق و توسعه شرکت‌ها قفل شده و خارج از دسترس عموم قرار داده می‌شد‌. برنده نهایی این مسابقه که جایزه آن را در پاییز گذشته به دست آورد‌، یک کنسریوم 7 نفره از چهار کشور بود که با نام آشوب فعال بل کور شناخته می‌شوند‌. در بین آن‌ها با نام متخصصانی چون «باب بل» و «کریس ولینسکی» از اعضای اداره تحقیقات شرکت «ای تی اند تی» برخورد می‌کنیم‌. وقتی با این دو مهندس صحبت می‌کنیم‌، متوجه می‌شویم که ساختن یک چنین نرم‌افزاری که بتواند انواع تخیلات و هوس‌های انسان را درک کند و بر اساس آن سلیقه هر فرد را تشخیص دهد بسیار مشکل است‌. هم‌چنین به این مسئله پی می‌برید که این نرم افزار عجیب و غریب چگونه سلایق ما را در مورد فیلم‌ها درک می‌کند‌، در حالی که یک انسان که متصدی فیلم است هیچ وقت نمی‌تواند این کار را انجام دهد.

نکته کلیدی در مورد نرم افزارهای فیلتر کردن ترکیبی این است که آن‌ها در واقع هیچ چیزی در مورد سینما نمی‌دانند‌. آن‌ها هیچ درک مفهوم از پیش تایین شده‌ای ندارند‌. آن‌ها کلن بر اساس واکنش مخاطبان کار می‌کنند . بنابراین اگر گروه بزرگی از مردم ادعا کنند که از فیلم «اره» و «دریاچه طلایی» با هم لذت بردند‌، نرم افزار مجبور می‌شود این استنباط را داشته باشد که این دو فیلم از یک کیفیت مشترک برخورداند که بینندگان از آن خوششان آمده است‌. آیا با توجه به این‌که این دو فیلم این همه با هم تفاوت دارند‌، کار این سایت را باید احمقانه فرض کرد یا یک حرکت از روی نبوغ ؟

در این‌گونه موارد‌، نرم افزار یک خاصیت زیباشناسی پیدا می‌کند که ممکن است ما از آن آگاهی نداشته باشیم یا اسم آن را ندانیم که البته با یک هوش ریاضی باید بگوییم که چنین چیزی باید وجود داشته باشد‌. «بل» در این مورد می‌گوید‌: ما ممکن است بتوانیم این خصوصیات زیبایی شناسی نرم افزار را توصیف کنیم یا نتوانیم‌. ممکن است فیلمی که نرم‌افزار انتخاب می‌کند یک فیلم موشکافانه و ظریف باشد‌. مثل یک فیلم اکشن باشد که خون‌ریزی زیادی در آن رخ ندهد‌، فحش و ناسزا و هرزگی زیادی در آن نباشد‌، اما در عین حال سمت و سوی زنانه قوی داشته باشد‌. چیزی که ما خودمان به تنهایی هیچ‌وقت نمی‌توانیم آن را طبقه‌بندی کنیم‌. «ولینسکی» می‌گوید‌: این همان چیزی است که اغلب اوقات نمی‌توانیم آن را به طور واضح توضیح دهیم .

چنین قابلیتی است که موجب می شود این نرم افزار عملن یک نرم افزار ذهنی و روحی و روانی به نظر برسد‌.

اما تجربیات پیش پا افتاده و روزمره به ما می‌گوید همیشه امکان خطا وجود دارد‌. بی‌حرمتی به نژادها و فرهنگ‌های دیگر جزو خطاهای این نرم افزار محسوب می‌شود . مانند پیشنهاد دیدن فیلم‌های نژادپرستانه‌. مثلن فروشگاه «وال مارت» به دلیل نژادپرستی مقصر شناخته شد‌، چون این سایت‌، فیلم «سیاره میمون‌ها‌‌‌‌ » را با مستندی درباره مارتین لوتر کینگ به عنوان یک جفت فرض کرده بود و در واقع به نوعی رهبر سیاهپوستان آمریکا در دهه 60 را با میمون‌ها برابر گرفته بود‌. اما در کل مشکل اصلی نرم‌افزار سایت نیست‌. مشکل در واقع خود ما هستیم‌. فیلتر کردن ترکیبی سایت بر اساس کیفیت اطلاعات در دست‌رس خود کار می‌کند و این انسان‌ها هستند که اطلاعات بی‌کیفیت را تولید می‌کنند .

مشکل اصلی سازگاری ما با این‌گونه سایت‌ها است‌. مشکل این است که ما به خوبی نمی‌توانیم خواسته‌های خود را در غالب فرم‌های دسته‌بندی بیان کنیم‌. دسته‌بندی علایق ما بعد از یک روز بد کاری، بسیار متفاوت‌تر از روزی خواهد بود که در تعطیلات به سر می‌بریم . علاوه بر آن بعضی از ما در مورد انتخاب ستاره‌های سینمایی و هنری خود تنگ نظرانه برخورد می‌کنیم و بعضی از ما با بخشندگی . غیر از این دسته بندی علایق ما بستگی به این دارد که ما بلافاصله بعد از دیدن فیلم‌های مورد نظرمان این کار را انجام دهیم یا یک هفته بعد از آن‌. هم‌چنین به این مسئله بستگی دارد که در طول آن یک هفته‌ای که صبر می‌کنیم تا دسته‌بندی علایق خود را انتخاب کنیم‌، یک فیلم کثیف و حال به هم زن ببینیم یا یک فیلم خوب‌. و هم‌چنین دسته‌بندی علایق ما به این مسئله بستگی دارد که تمام فیلم‌های مورد علاقه خود را یک‌جا دسته‌بندی کنیم یا هر کدام جدا جدا دسته بندی شود .

تمام این‌ها نشان می‌دهد که همیشه برای دقت این فیلتر کردن ترکیبی سقفی وجود دارد . «ولینسکی» تصدیق می‌کند‌: تعداد زیادی از حالات تصادفی برای دسته‌بندی علایق شما وجود دارد که درگیر این قضیه است‌. تعدادی از خطاهایی هم‌راه این نرم افزار است که جزو خطاهای ذاتی آن محسوب می‌شود که با تلاش آن برای پیش‌بینی رفتار انسان ارتباط دارد.

انتخاب بزرگ به عنوان یک مرض واگیردار جهانی

موتورهای جستجوی پیشنهاد دهنده پاسخی به جهان جدید ماست که در آن هر چیز جزیی را می‌توان در اینترنت خریداری کرد‌. مشخصه جهان جدید وجود حق انتخاب بالا است. چیزی که در گذشته ما به آن دسترسی نداشتیم .

درواقع ما در انواع و اقسام انتخاب‌ها غرق شدیم . چنان‌که نویسنده معروف کتاب «هنر انتخاب» ، “«شینا لینگار» در سال 1994 به آن اشاره کرده است . در آن سال 500000 کالای مصرفی برای فروش در ایالات متحده وجود داشت‌، در حالی که سایت آمازون در سال جاری به تنهایی 24 میلیون پیشنهاد مختلف برای فروش دارد . وقتی ما با عرضه بیش از حد کالا و انواع انتخاب‌ها روبه‌رو می‌شویم‌، مغز کوچک ما قفل می‌شود و بخار از کله ما بلند می‌شود . «لینگار» در کتاب خود می‌نویسد‌: ما فکر می‌کنیم فراوانی امکان انتخاب به ما کمک می‌کند تا به آسانی بتوانیم یک کادوی تولد بی نقص برای دوستمان بخریم . اما در واقع وقتی با ردیفی از انواع هدایای بالقوه روبه‌رو می‌شویم مغز ما فلج می‌شود و از کار می‌افتد . ما در جهانی زندگی می‌کنیم که اپیدمی جهانی انتخاب نامیده می‌شود‌. به همین خاطر ما به واژگان کلیدی خاصی برای دربافت اطلاعات مورد نیازمان محتاجیم‌. این کلمه کلیدی میلیون‌ها انتخاب را پیش روی ما قرار می‌دهد .

اما یک رابطه جایگزین نیز شامل این سایت‌ها می‌شود‌. موتورهای جستجوی پیشنهاد دهنده یک صدای جدید را وارد گفت‌و‌گوهای فرهنگی جهان کردند‌. این صدا وقتی ما در آسیب‌پذیرترین وضعیت خودمان هنگام خرید قرار داریم ظاهر می‌شود. اما این صدا چه صدایی است‌؟ موتورهای جستجوی پیشنهاد دهنده برای این طراحی نشدند که هر چه می‌خواهیم به ما ارایه دهند‌. آن‌ها برای این کار طراحی شدند که فکر کنند ما چه چیزی را ممکن است دوست داشته باشیم‌. این کار بر اساس آن چیزی که هر کس در گذشته از این سایت‌ها درخواست کرده انجام می‌شود . یعنی آن‌ها ما را غافل‌گیر نمی‌کنند‌. یک موتور جستجوی پیشنهاد دهنده مثل همسر شما نیست که شما را به سمت یک فیلم هنری می‌کشد که هرگز دوست نداشتید این فیلم را ببینید‌، اما به طور غیر منتظره‌ای عاشق آن فیلم بشوید‌. این سایت‌ها شما را مجبور نمی‌کنند قوانین کلیسایی قرن هجدهم را بخوانید‌. این سایت‌ها هم‌چنین جایگزینی برای برخورد اتفاقی شما با یک سی دی مهم که شما آن را از روی پوشش هنری آن متوجه شدید نیستند‌. موتورهای جستجوی پیشنهاد دهنده دشمن کتاب‌های بزرگ و هنر آوانت گارد هستند‌. یک موتور جستجوی قرن نوزده احتمالن هرگز نمی‌گفت که اگر شما «کلود مونت» نقاش امپرسیونیست فرانسوی را دوست دارید‌، حتمن «ون گوگ» را نیز دوست خواهید داشت .

ریسک کار کردن با موتورهای جستجوی پیشنهاد دهنده این است که آن‌ها با پیشنهادات پیاپی خود شما را برای مدت طولانی به یک سبک فیلم یا موسیقی عادت می‌دهند‌. «وسترگرن» از پروژه موسیقی ژنومه می‌گوید‌: کار ما به این شکل است‌. از همان جایی که شما شروع به جستجوی یک اثر هنری می‌کنید‌، ما تمام موارد مشابهی که در کنار این اثر وجود دارد را در دسترس شما قرار می‌دهیم‌. عده‌ای ممکن است این کار را ایجاد محدودیت برای کاربران بدانند‌. اما حتا وقتی در حصار مجموعه‌ای از آثار هنری مشابه هستید که در کنار یکدیگر قرار گرفتید‌، هزاران فضا برای کشف کردن وجود دارد‌. 45 درصد کسانی که از سایت پاندورا استفاده می‌کنند‌، بعد از شروع استفاده از سایت خرید بیشتری از آن انجام می‌دهند و فقط 1 درصد از آن‌ها خرید کم‌تری از سایت انجام می‌دهند‌. سایت پاندورا منحصرن بر اساس داده‌هایی که از مخاطبان خود می‌گیرد طراحی نشده است و مانند بقیه موتورهای جستجوی پیشنهاد دهنده مخاطب خود را تحت فشار نمی‌گذارد که آثار منتخب دیگران را ببینند .

پاندورا با توجه به این توانایی یک سایت غیر‌معمول است.

اثر و نتیجه کلی موتورهای جستجوی پیشنهاد دهنده روی رفتار مصرف کننده هنگام خرید یکی از موضوعات داغ روز است که مورد توجه اساتید رشته اقتصاد سنجی قرار گرفته است‌. این سایت‌ها ظاهرن به ما چیزهای جدیدی معرفی می‌کنند‌، اما در واقع آن‌ها بیش‌تر به آثار منتخب قدیمی گرایش دارند‌. آن‌ها هم‌چنین اقیانوس کم عمقی از چیزهایی هستند که بقیه مردم قبلن به آن‌ها در این سایت‌ها ابراز علاقه کردند. در نتیجه این سایت‌های پیشنهاد دهنده یک فرهنگ محکم و موثر ساختند که تعداد کمی از آهنگ‌ها امکان دارد از دست در برود و به صورت تکراری به مخاطب پیشنهاد داده شود‌. این کار سایت پاندورا در واقع واکنش شدیدی نسبت به شرط تعهد طولانی مدت به شرکت‌ها و تهیه کنندگان آهنگ‌ها است‌. چون همواره این نظر وجود داشته که برای خرید کردن روی اینترنت باید انتخاب‌های نا‌محدودی وجود داشته باشد و بتوانید از تنوع فرهنگی استفاده کنید.

اما انتخاب نامحدود داشتن تنها مربوط به خرده فروشی نیست‌. اینترنت نحوه خرید کردن ما را به دیگر جاها انتقال می‌دهد و در واقع نوع زندگی اجتماعی ما را نیز به محیط اینترنت انتقال می‌دهد‌. یعنی موتورهای جستجو همه جا همسفر ما در جستجوهای تفریحی هستند‌. پاسخ‌هایی که ما به سایت‌های هنری یا سایت‌های قرار عشقی مثل سایت «مچ دات کام» و یا سایت‌های هارمونی الکترونیکی می‌دهیم نیز در یک الگوریتم تجزیه وتحلیل می‌شود تا بتواند عشق‌های غیر قابل توصیف و آرزوهای سکسی و شهوانی ما را پیش‌بینی کند‌. ایده مهندسی معکوس و الگوریتم این سایت‌ها در واقع یکسان است‌. این سایت‌ها رفتار انسان را به داده‌های کوچک تجزیه می‌کند‌. سپس در بین داده‌ها به دنبال یک الگوی خاص می‌گردد تا مخاطبان هم سلیقه را به هم پیوند دهد.

البته اگر شما به این‌گونه سایت‌های همسریابی یا قرار عشقی سر نزده باشید‌، احتمالن از سایت «فیس بوک» که دومین سایت پربیننده جهان است استفاده کرده‌اید‌. سایت «فیس بوک» این امکان را به کاربران خود می ‌دهد که بین دو امکان این سایت تغییر موقعیت بدهند‌. یک امکان «فیس بوک» این است که شما بتوانید تمامی خبرهای مربوط به دوستانتان را به ترتیب زمان و تاریخ ببینید و امکان دیگر آن این است که بتوانید مواردی را که بیش‌تر کاربران در هر روز علاقه داشتند بازدید کنند را مشاهده کنید‌. در ستون سمت راست «فیس بوک» دسته‌های متفاوتی از الگوریتم‌ها را جهت پیشنهاد به دوستان جدید استفاده می‌کند . مثلن اگر شما از «جیسون» خوشتان بیاید‌، چرا «جردن» را امتحان نکنید .

و به عنوان پر ترافیک‌ترین سایت اینترنتی‌، گوگل یک موتور جستجوی پیشنهاد دهنده و کلان محسوب می‌شود‌. چون این سایت همیشه به ما پیشنهاد می‌کند ما چه چیزی را در نهایت باید بخوانیم و ببینیم و بدانیم . این سایت در گذشته همیشه نتیجه کلی یکسانی را برای هر کس ارایه می‌داد‌، اما از دسامبر سال جاری این سایت سرویس جدیدی با عنوان جستجوی شخصی‌سازی شده را در وسعت زیاد منتشر کرد‌. جستجوی شخصی‌سازی شده رفتار شما در جستجوی 180 روز گذشته‌تان را بررسی و مطالعه می‌کند و نتایج جستجوی شما را بر اساس سوابق جستجو‌های گذشته‌تان تنظیم می‌کند‌. یعنی حدس می‌زند شما در جستجوی خود واقعن به دنبال چه چیزی می‌گردید و چگونه دنبال آن می‌گردید.

این یک قائده کلی است که تقریبن که همیشه و تا بی‌نهایت می‌توان آن را به انواع جستجوها تعمیم داد . ما تا حد زیادی به شکل ناخودآگاه اطلاعاتی از خودمان و اولویت‌هایمان در تمام طول روز منتشر می‌کنیم . هر روز تعداد بیش‌تری از موتورهای جستجو در شکل‌های مختلف اطلاعات ما را مانند یک جاروبرقی درون خود می‌کشند و بازخورد آن را به ما بر می‌گردانند‌. هم‌چنین موتورهای جستجو واقعیت‌های زندگی روزمره ما را شکل می‌دهند‌. این کار یک چرخه بی‌پایان دریافت و بازخورد بی‌پایان اطلاعات است‌. موتورهای جستجو علاقه‌مندی‌های ما را دریافت می‌کنند و از این طریق یک جهان کاملن شخصی‌سازی شده برای هر انسان در محیط اینترنت درست می‌شود .

این روند تا کجا ادامه پیدا می‌کند‌؟ آیا سرانجام ما می‌توانیم اینترنت را جستجو کنیم در حالی که همان چیزی را که با آموزش‌های سیاسی ما تطابق دارد در وبلاگ مخصوص آن برای ما به نمایش بگذارد‌؟ آیا شبکه‌های اجتماعی وجود خواهد داشت که در آن ما فقط آدم‌هایی که مثل ما از یک نژاد یا مذهب باشند را ملاقات کنیم‌؟ در این صورت افق فکری ما‌، فرهنگ ما و محیط اجتماعی ما به یک نقطه کوچک و باریک محدود می‌شود.

اما بیایید امیدوار باشیم که این اتفاق نمی‌افتد . مردم برای این‌که همیشه یک نقش را بازی کنند و با نقش‌های متفاوت ارتباط برقرار نکنند ساخته نشدند‌. یعنی این‌که ما بالاخره از این وضعیت احساس ناامیدی و افسردگی و کسالت می‌کنیم و احساس دل‌خوری بر ما چیره می‌شود‌. این نیاز به ارتباط برقرار کردن با آدم‌های متفاوت موجب می‌شود انسان‌ها رشد و نمو کنند‌. یعنی حتا ممکن است شما به خاطر کنجکاوی از فیلم راکی 4 که دولف لاندرگرن آن را بازی کرده نیز خوشتان بیاید . کی می‌دونه ؟

برگرفته از مجله‌ی دیسکاوری

نویسنده: لو گراسمن

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , ,