Saturday, 18 July 2015
27 September 2020
پرسه – در حاشیه برپایی نمایشگاه عکس «جلوه‌های عرفانی آب»

«به رمزآلودی آب …»

2010 July 29

سیمین/ رادیو کوچه

simin@koochehmailcom

زندگی ترشدن پی درپی

زندگی آبتنی کردن در حوضچه «اکنون» است

رخت‌ها را بکنیم

آب در یک قدمی است

روشنی را بچشیم

در این برنامه از «پرسه»، شمارا به ضیافتی از زلال آب و تصویر دعوت می‌کنم. ضیافتی رمزآلود که با بازی نور و حرکت معنا یافته است.

دکتر «امیرحسین ذکرگو» در حاشیه برگزاری سمپوزیوم بین‌المللی «وجوه عرفانی و نمادین هنر و ادبیات اسلامی»در موسسه اندیشه و تمدن اسلامی مالزی، نمایشگاهی از آثار عکاسی خویش شامل 35 اثر از آخرین فعالیت‌های وی در زمینه آب را برگزار نموده است.

این استاد دانشگاه که نقاش، خوشنویس، عکاس و شاعر نیز هست هدف از برپایی این نمایشگاه در حاشیه برگزاری این سمپوزیوم را بیان این حقیقت می‌داند که اغلب سخن از عرفان نظری می‌شود و گاه فراموش می‌شود که در عمل نیز می‌شود عرفان را مشاهده و درک کرد. او آب را هادی‌ترین عنصر برای این درک می‌داند.

در ارتباط با این نمایشگاه که عکس های آن برای نخستین بار به نمایش گذارده شده و مفاهیم متنوع و گسترده آب با دکتر امیر ذکرگو به گفت‌و گو نشسته‌ام:

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

دکتر امیر حسین ذکرگو می‌گوید: «من 15 سال یا بیشتر است که پروژه‌ی هنری را بر روی 4 عنصر حیات – آب، آتش، خاک، باد – آغاز کرده‌ام .

از هرکدام یک سری آثار تهیه کردم اما به «آب» که رسید، در آب ماندم یعنی چنان مرا گرفت که هم‌چنان غرق در آن هستم و اکنون 12 سال است که دارم از آب عکاسی می‌کنم.»

دکتر امیرحسین ذکرگو

وی با اشاره به برگزاری نمایشگاه‌هایی در ایران، سوئیس،مالزی و … با موضوع آب بوده است بیان می دارد: «همه ادیان ارتباط خاصی با آب عنوان پاکیزگی درونی نه فقط تمیزی دارند یعنی وقتی غسل تعمید در ادیان هست از آب برای تطهیر استفاده می‌کنند فقط شست و شو نیست. اهمیت آب به لحاظ بصری خیلی مهم است. چون زمانی حکم شیشه را دارد، یعنی آن طرفش را می‌بیند. زمانی حکم آینه را دارد یعنی انعکاس را می‌بیند زمانی جامد و از بی رنگی  در بیاید و سفید می‌شود،  برف می‌شود. و زمانی تبدیل به بخار می‌شود و ابر می‌شود ….

در تمام عناصر طبیعت تنها آب است که به راحتی تبدیل به جامد و بخار می شود . تنها آب است که این انعطاف زیاد دارد.

از طرفی وجود ما پر آب است. غریب به 75 درصد از جسم ما آب است. لذا شاید بشود تصور کرد که خاطره سلولی ما از طریق آب منتقل می‌شود و ارتباط ما با طبیعت، زمین و … از طریق آب است. یعنی وقتی به دنیا می‌آئیم، در بستری از آب در قرار داریم وقتی بیرون می‌آئیم 75% آب را با خود حمل می‌کنیم و زمانی که به خاک برگردانده می‌شویم این آب را به خاک پس می‌دهیم. گویی این آب مجرایی است که همه اطلاعات را منتقل می‌کند. سه چهارم کره‌ی زمین نیز هم چون خود ما از آب تشکیل شده . درواقع این عالم کبیر و عالم صغیر در خود کره زمین است.

[youtube]http://www.youtube.com/watch?v=WfwrrONpRXw[/youtube]

گرفتاری مطلوبی که با آب داشتم مرا به این جا رساند که آب را به مثابه شیشه وگاهی به مثابه آینه و گاهی به مثابه آینه فریبنده یعنی تصاویری که در آب می‌افتد بنا به حرکت و موج آب شکل‌هایی را می‌گیرد که خود آن موجودات و بناها هیچ‌گاه این شکل را نداشته و از دید یک هنرمند که در پی پدیده‌های نو و نگاه خلاق است این خیلی اهمیت دارد.

واقعن می‌شود با آب یک عمر آثار هنری خلق کرد.»

می‌شود با آب یک عمر آثار هنری خلق کرد

او دررابطه با عکس های به نمایش درآمده می‌گوید:«این آثار جزو فعالیت‌های اخیر من در مورد آب است و من این تصاویر را با منظور و بیان‌های مختلف نگاه می‌کنم یا عکاسی می‌کنم یا با دوربین نقاشی می‌کنم و احوال مختلفی را در هر اثر می‌بینید.

موقعی یک اثر می‌بینید که یک آبی فیروزه‌ای دارد که یک گل صورتی زیبا روی آن در حال حرکت است که این شناور بودن و رنگ آن وجدی در آدم بوجود می‌آورد… هرکدام حال و احوال خاصی را دارد که با این مضامین بود که من به دنبال این آثار بودم.»

او با اشاره به خاطره‌ای از نمایشگاهی که در مقر سازمان ملل در ژنو و با حضور تمامی نمایندگان کشورها ی جهان، در این رابطه برگزار شده می‌گوید:

«در مراسم افتتاحیه سخنرانی در رابطه با آب و سیاست انجام دادم و البته منظورم سیاست نگاه‌داری آب و رسیدن به آب نبود بلکه منظورم این بود که آب نمادی است از پاکی، صداقت و سیالیت و وقتی آلوده می‌شود همه چیز را آلوده می‌کند. یعنی همین آب که مظهر پاکی است تبدیل به آلوده‌کننده‌ترین و خطرناک‌ترین چیزها می‌شود. و این آب است که این قابلیت‌ها را دارد. یعنی آب از سویی پاک‌کننده است هم چون باران رحمت از سوی خداوند و از سویی دیگر آلوده‌کننده و می‌تواند هم‌چون ماجرای کشتی نوح مظهر غضب خداوندی باشد. این دنیایی است که من بیش از یک دهه است با آن سرو کار دارم.»

این دنیایی است که من بیش از یک دهه است با آن سرو کار دارم

دکتر ذکرگو با اشاره به این که آب عنصر بسیار عجیبی است، در رابطه با بحران آب که جهان با آن روبرو است، می‌گوید: «وقتی مایه حیات (آب) کم می‌شود یعنی بشر در این دنیا بد عمل کرده است وقتی از یک طرف زیاده روی زمین می‌شود و از طرف دیگر کمبودی بوجود می‌آید یعنی توازن رعایت نشده‌است.»

آب و زن

وجود رابطه میان زن و آب هم نکته دیگری است که او بدان اشاره دارد:«آب را مونث می‌دانند چراکه آب است که باعث رویش در زمین می‌شود. زمانی که در آسمان است مذکر است، موقعی که روی زمین می‌آید، با خاک آمیخته می‌شود و بارور می‌کند. این خاک بارور شده مونث است از این رو می‌بینید که در ایران باستان در مکان‌های مقدس مثل معابد آب مقدس است هم‌چون معبد آناهیتا.»

آب و ادبیات

در ادبیات هم به آب از وجوه مختلف نگاه شده‌است: وجوه پاکی، پاک کنندگی، وجه انعکاسی که آینه بوده چراکه به احتمال زیاد آب نخستین آینه تاریخ بوده است.

از شعرای متاخر نیز این «سهراب» است که زیاد در مرد آب سخن می گوید. آن‌جا که می‌گوید: آب را گل نکنیم … یا چشم‌ها را باید شست جور دیگر  باید دید … که این در واقع استحاله آب است یعنی آب فقط تمیز نمی‌کند و باید در نگاه و نگرش تحول ایجاد کرد.

چشم‌ها را باید شست جور دیگر  باید دید

یا در جایی دیگر می‌گوید: زن زیبایی آمد لب رود، روی زیبا دو برابر شده است… که در این‌جا نیز به آینه بودن آب اشاره می‌کند.

دکتر امیرحسین ذکرگو، با بیان این‌که از این مضامین در ادبیات بسیارند، می‌گوید که اگر محققی در این زمینه و تنها در یک دوره انجام دهد به نتایج جال توجهی می‌رسد.»

عبارت‌هایی هم‌چون رفتن «آبرو» که به معنای ازبین رفتن عزت و احترامی که نزد دیگران بوده است  یا «لعاب» زدن بر چیزی به معنای این است که روی شیئی قشر شفافی است گویی آبی آمده روی آن که آن را شفاف کند.

به انسان‌های سرد و گرم چشیده نیز «آب‌دیده» می‌گویند.

او تاکید می کند: «به هرحال این دنیایی است که من بیش از یک دهه با آن سرو کار دارم و تا وقتی مرا رها نکند من نمی‌توانم از او دست بردارم.»

این دیدار و گفت‌و گو برای خود من که بسیار دل‌پذیر بود. تلنگری از این جهت که به قول سهراب چشم‌هایمان را بشوییم و به محیط و اجزای پیرامونمان گونه‌ای دیگر بنگریم.

چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید

واژه ها را باید شست

واژه باید خود باد، واژه باید خود باران باشد

چترها را باید بست

زیر باران باید رفت

فکر را، خاطره را، زیر باران باید برد

با همه مردم شهر ، زیر باران باید رفت

دوست را، زیر باران باید دید

عشق را، زیر باران باید جست


«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , 

۳ Comments


  1. mahsa sufi
    1

    sepas.ziba bood


  2. Mohammad Hadi
    2

    Thank you, It is nice explanation about water, i mean the Photos and the poem .
    Good Luck


  3. شکوفه
    3

    🙂
    عالی بود مرسی