Saturday, 18 July 2015
20 September 2020
کسی که در حال حاضر پست ریاست جمهوری را در دست دارد،

«محمود احمدی‌نژاد یک نارسیست است»

2010 July 28

مطلب‌هایی که در این بخش تارنمای رادیو کوچه منتشر می‌شود یا انتخاب دبیر روز سایت و یا پیشنهاد دوستان رادیو است که می‌تواند از هر گروه یا دسته و یا مرامی باشد. نظر های مطرح شده در این بخش الزامن نظر رادیو کوچه نیست. اگر نقد و نظری بر نوشته های این بخش دارید می توانید برای ما ارسال کنید.

لبه پرتگاه

مقدمه: تاملی روان شناسانه بر افکار و اعمال و اطوار محمود احمدی نژاد که در حال حاضر پست ریاست جمهوری را در دست دارد.

قبل از این‌که بخواهم به اصل موضوع بپردازم لازم می‌دانم که از روانشاد، ابراهیم خواجه‌نوری یاد کنم؛ ایشان با ترجمه شیوای خود موجب توسعه علم روانکاوی در ایران شدند و شاید یکی از نکاتی که هوش سرشار ایشان را نشان می‌دهد این است که پیش‌بینی می‌کنند در آینده‌ای نزدیک، یک تیپ منتقم و شقی پروبال می‌گیرند که بیش‌تر در بین تحصیل کرده‌ها هم وجود دارد و این پیش‌بینی مربوط به میانه دهه 40 می‌باشد. (سال 36)

لذا اصطلاحات و کلماتی که بکار می‌برد همه مربوط به آن عصر است و مسلمن الان تغییر یافته اما در این‌جا لازم است برای حفظ امانت، تقسیم‌بندی‌ها و تیپ‌ها را بر اساس نام‌گذاری او عنوان نمایم

استاد در تقسیم‌بندی کلی خود همه انسان‌ها را متاثر از نظریه‌های موجود آن زمان، به 3 دسته تقسیم می‌کند که هر دسته هم زیر شاخه‌هایی دارد .

لازم بذکر است که چون همه انسان‌ها از لحاظ ظاهری با هم برابر و یکسان نیستند و حتا دوقلو‌ها با هم فرق دارند، در روان‌شناسی هم همین‌طور است و یک انسان اگر روان‌کاوی بشود ممکن است در چند مجموعه و تیپ مشترک و یا عاری از یک نوع تیپ باشد.

بنده به‌علت حساسیتی که اکنون مملکت ما گرفتار آن است (که متاسفانه هیچ موقع مملکت ما روی آرامش را ندیده است و هر روز به یک نوعی می‌باید مردم تشویش و دلهره و… داشته باشند) و آن هم نوع ادبیات و اطوار و رفتار آقای احمدی‌نژاد است، فعلن به این تیپ آدم‌ها می‌پردازم و در قسمت‌های بعد به تیپ‌های دیگر که متاسفانه اغلب مردم ما به آن گرفتار هستند پرداخته خواهد شد، اگر عمری باشد.

بر اساس تقسیم‌بندی خواجه‌نوری (شاید هم از فروید طبعیت کرده است) : 1- تیپ مهر طلب 2- تیپ برتری طلب 3 – تیپ عزلت طلب

شق اول و سوم را 90 در صد ایرانی‌ها با آن مواجهند (آمار را با احتیاط ذکر کردم  وگر نه شاید بیش‌تر هم باشد) و شق دوم که منظور نظر ما در این مقاله است .

خصوصیات تیپ برتری طلب :

بطور مختصر

1- آدم برتری طلب روحیه‌اش طوری است که احساس می‌کند (به غلط یا به صحیح) از هر حیث بر دیگران برتری دارد و هر وقت موجباتی پیدا شود که خود را برتر از دیگران نبیند آن‌قدر به این در و آن در می‌زند تا کمبود آن را جبران نماید. (مثلن با حمله یا هجوم و یا هتاکی به دیگران).

2 – این افراد تاب و تحمل اعتراض و مخالفت را ندارند و اگر گفته آن‌ها را 100 درصد تصدیق نکنید با کمال گستاخی و حتا بی ادبی به شما پرخاش می‌کنند، فهم شما را ناقص می‌خوانند و هزار و یک عیب و نقص در شما می جویند و آن‌ها را با عناد شدیدی بر سر شما می‌کوبند .

3 – برای آدم برتری طلب مشکل است از آنچه – به جا یا نایجا – حق خود می‌داند، گذشت کند. بنابراین اگر گرفتن حقی هیچ نفعی هم برایش نداشته باشد در کمال شدت در مطالبه آن می‌کوشد.

4 – شخص برتری طلب تمام فعالیت‌هایش از جمله دوستی، عشق، نقشه‌ها، دیدگاه‌ها و… به‌منظور کسب برتری است. مثلن پول زیاد می‌خواهد نه برای آسایش و رفاهی که با پول می‌توان بدست آورد، بلکه در نظر او موجب خودنمایی و برتری است  و هزاران مثالی که همه می‌دانید.

5 – برتری طلب؛ طبعن از مبارزه و جدال و هر چه بتواند او را به سوی غلبه بر دیگران بکشاند خوشش می‌آید.

6 – شخص برتری طلب از تمسخر و تختئه نمی‌ترسد چون صفات و توانایی خود را غالبن به قدری بلند می پندارد که نقصی در خود نمی‌بیند، بنابراین باور ندارد که طرف مقابل موردی برای تمسخر و تختئه در او پیدا کند.

7 – آدمی که مبتلا به برتری طلبی است، از هرچه موجب ضعفش شود متنفر است. لذا در مواردی مشاهده شده است که چون پایبندی به عشق و دوستی یک نوع ضعف است باید از آن اجتناب کند و نگذارد اسیر محبت شود مگر آن‌که آن‌هم وسیله توفیق و غلبه و برتری باشد.

این خصوصیات کلی این تیپ بود و حالا آن‌ها را بر اساس تقسیم‌بندی دکتر هورنای، به سه دسته تقسیم می‌کنیم.

انواع تیپ برتری طلب‌ها :

1 – تیپ نارسیس*  2- تیپ تکاملی  3-  تیپ منتقم

تیپ منتقم بیش‌تر مربوط به دیکتاتورها است یا بهتر بگویم، تیپی است که ابتدا باورشان نمی‌شود که دیکتاتور هستند ولی به مرور متوجه ‌می‌شوند. مثلن هیتلر و استالین اول کار با مشورت هم حزبی‌های خود و محبت به قدرت رسیدند ولی در انتها حتا کسانی را که هنگام سخنرانی وی دست نمی‌زدند و یا زود از دست زدن فارغ می‌شدند را به مجازات می‌رساندند.

تیپ تکاملی هم ترکیبی از تیپ منتقم و نارسیس است؛ که البته در حال حاضر بحث ما با این مقدمه نسبتن کوتاه در مورد لبه پرتگاه با احمدی‌نژاد است که امیدوارم بتوانم رعایت انصاف را بخرج دهم

روان‌کاوی احمدی‌نژاد (یا روانکاوی تیپ نارسیسم)

تیپ نارسیسم دارای خصوصیات ذیل است :

1 – شخص مبتلا به نارسی سیسم، در وجود خودش یک مقدار صفات عالی و مقداری قدرت‌ها و استعدادهایی تصور می‌کند که حقیقتن وجود ندارد، یا دست کم به مقداری که او تصور می‌کند نیست. ولی او با آن وجود خیالی و تصوری (بسیار عالی) به دیده احترام می‌نگرد و باورش دارد. مثلن یک جوان تازه از مدرسه بیرون آمده از روی صدق باور دارد (تاکید می‌کنم باور دارد) به این‌که اگر او را زمام‌دار ایران کنند در مدت زمان یک‌ماه خواهد توانست تمام مشکلات این کشور را رفع کند و بهشتی آباد و زیبا در این مملکت بوجود آورد، چه بسیار رجال سیاسی کشور که ادعا دارند که اگر زمام‌دار (رییس‌جمهوری یا وزیر) می‌بودند، تمام مشکلات را رفع می‌کردند و شاید در میان این افراد، بی‌عرضه‌ترین‌ها نیز وجود داشته باشند. یادمان بیاید که قرار است بنزین در این مملکت 48 ساعته تولید شود.

2 – تیپ نارسیس همیشه تصور می‌کند هیچ کاری نیست که نتواند از عهده آن بر‌آید و هیچ‌کس نیست که او نتواند نظرش را جلب کند و از قضا در قسمت دوم تا اندازه‌ای هم حق دارند، زیرا این اعتماد و اعتقاد زیاد از حدی که به خودش دارد یک بی‌پروایی، یک قسم خون‌گرمی، یک نوع اعتماد به نفس (بدلی) و جذابیت ظاهری به گفتار و رفتارش می‌دهد. به نظرم در تاریخ 19 فروردین بود که رییس‌جمهورمان احمدی نژاد با یک شبکه تلویزیونی آلمان مصاحبه‌ای داشت و در آن‌جا مجری برنامه عنوان نمودند که روبروی من کسی نشسته است که کوه اعتماد به نفس است و این اعتماد به نفس ایشان خیلی جلوه می‌کند.

این اشخاص (تیپ نارسیسم) یک قسم حسن سلوکی در روابطشان با اشخاص به وجود می‌آورند که غالبن کشش و جذابیت زیادی به شخصیتش می‌دهد و اشخاص را به معاشرت با او راغب می‌کند. به یاد داریم در سفرهای استانی با حضور مردم تکیه کلام‌هایی دارند که جالب است من‌جمله: کی خسته است؟ و یا از چه ساعتی این‌جا آمده‌اید؟ و …

3 – خیلی مایل هستند (تیپ نارسیس) سخی و جوان‌مرد بنمایند و در غالب موارد (بحکم غرور باطنی) می‌کوشند تا مطابق جوان‌مردی و سخاوت رفتار کنند. همه به یاد داریم بذل و بخشش‌هایی که در سفر‌های استانی صورت گرفت و باز به یاد داریم که با نظامیان نیروی دریایی انگلیس چطور با سخاوت برخورد کرد.

4 – هرچه متعلق به اوست بزرگ و عالی و خوب می‌بیند و با مبالغه تعریف می‌کند. دوباره متذکر می‌شوم این بیماران (تیپ نارسیس) باور دارد که بهترین و عالی‌ترین است. به عبارتی او خود را نخبه نخبگان می داند و همه به یاد می‌آوریم در این چند ساله که مرتب خود را نخبه معرفی می‌کند.

5 – نقایصش را فضایل می‌بیند و عیب خودش را حسن می‌شمارد. اگر زود بر زیر دستان خود خشمگین می‌شود، این دلیل شخصیت قوی اوست و بقول این افراد چه معنی دارد آدم مثل حلوا شل و وارفته باشد. (به یاد داریم که موقعی که ایراد گرفته می‌شد که چرا تند و تند وزیر و مدیر عوض می‌کنی، ایشان پاسخ می‌دادند که ما با هیچ کس تعارف نداریم و قس علیهذا)

6 – به آسانی نقض عهد می‌کنند و هر موقع لازم شود بدون ناراحتی وجدان دیگران را فریب می‌دهند و حیله می‌کنند. (البته این تیپ برای حیله و فریب خود نقشه نمی‌کشند و یا به عبارتی قصد فریب را ندارند و فطرتن حیله‌گر نیستند). این افراد برای این حیله و فریب می‌کنند که اساسن خود را وجودی بسیار عالی و استثنایی می‌دانند و برای وجود استثنایی کارهایی مجاز است که برای مردم عادی نیست. این تیپ برای خود مزایایی قایل است که طبق این مزایا خود را ذیحق می‌داند و چون وجودی استثنایی دارد و چون تابع مقررات اخلاقی که برای دیگران واجب است، نیست، بنابراین به هرچه میل کند آن چیز را حق مشروع خود می‌داند و بدون ناراحتی وجدان در صدد برآوردن حق خود بر می‌آید. مشاهده کرده‌اید که تا کنون چندبار مجلس و دولت وارد منازعه شده‌اند و مجلس که در راس امور بود الان در ته امور هم نیست.  7 – البته یک چنین شخصی (تیپ نارسیس) تحمل این‌که نقطه ضعف یا نقصی در کار خود ببیند را ندارد و اگر دیگری نقصش را نشان دهد، حتا اگر 100 درصد درست باشد و از روی انصاف و کاملن از روی بی‌طرفی باشد، باز تاب و تحمل ندارد و سخت ناراحت و خشمگین می‌شود.  و این خشم به حدی است که طرف را حتمن مغرض و دشمن می‌پندارد. چون در نظرش دشمن کسی است که آدم را به‌هر صورت بیازارد و رنج دهد و منتقد یا منقد همان کسی است که یکی از سخت‌ترین و دردناکترین رنج‌ها را به آدم خودپسند می‌رساند. پس از نظر او اصولن هر منقدی دشمنی است رنج دهنده، نه خیرخواه و مصلح.

8 – چون اعمال شخص مبتلا به نارسیسم به علت انحرافاتی که دارد، دیر یا زود مورد تنقید دوستان خیر اندیش می‌گردد و چون هر منقدی در نظرش دشمن مغرض و آزاردهنده‌ای بیش نیست، بنابراین با هیچ یک از دوستان خود مدت زیادی صمیمی و وفادار نمی‌تواند بماند و به‌این جهت هر قدر هم به‌علت جذابیت و خون گرمی‌اش در جامعه سمپات داشته باشد و هر قدر هم به‌علت مقام و قدرتی که پیدا کرده دورش را بگیرند، باز تنها و بی‌رفیق است و اگر بپرسید چند نفر دوست صمیمی دارد به زحمت می‌تواند دو الی سه نفر را نام ببرد – مثل مشایی، رحیمی و …

9 – گرچه این تیپ اشخاص به‌علت جذابیت و خون‌گرمی که دارند در غالب کارها پیش‌روی‌هایی حاصل می‌کنند، ولی این توفیق‌ها اکثرن موقتی و سطحی است .زیرا تیپ نارسیس معمولن نقشه‌هایش زیادی وسیع و نامحدود و زیادی متنوع است. دست به کارهایی می‌زند که خیلی زیادتر از توانایی مادی و معنوی و جسمی اوست. برای پرداخت یارانه‌ها و آن موضوع مبهم شاخه‌ها فرمودند 10 راه‌کار برای آن داریم (پس از 4 سال وقت و حیف و میل کردن پول حالا 10 راه‌کار که البته جلویش گرفته شد). یا به یاد بیاورید آن‌قدر مثل سوپرمن‌ها رفتار کرد و شب و روز نخوابید و گمان می‌کرد که تمام مشکلات جامعه جهانی فقط بدست با کفایت او حل می‌شود که در این راه مریض هم شد.

10 – ادامه بند 9 – و چون محدودیت‌ها و توانایی‌ها و امکانات خود را نمی‌بیند (به واسطه بی‌نقص پنداشتن خود)، طبیعتن به مقداری از کارها نمی‌رسد و در مقداری از نقشه‌هایش توفیق کامل حاصل نمی‌کند.

نتیجه :

یکی از مهم‌ترین دلایل آن توفیق‌های موقتی، و این شکست‌های غیر قابل احتراز همین ندیدن محدودیت‌ها و مقدورات است و همین اعتماد به نفس بدلی است که موجب می‌شود نارسیس‌ها توانایی خود را بیش از آنچه هست بپندارند و عاقبت با کله به زمین بخورند! لازم به گفتن نیست که این مبتلایان و بیماران نارسیسیسم برای تبرئه خود تقصیر هر شکستی را بگردن دیگری می‌اندازند و یا به فرض می گویند در ایران آدم نداریم، همه دزد و متقلبند، یا سیاست خارجی مقصر است و یا این‌که دست آخر کی بهتر از هاشمی و دار و دسته‌اش و یا اجانب و آن‌ها را مقصر جلوه دادن.

بعضی از صفات برتری‌طلبان منتقم و یا تیپ تکاملی‌ها با نارسیس‌ها مشترک است که من چون نمی خواستم و نمی‌خواهم عنوان کنم که ایشان مثلن رفتاری دیکتاتورگونه دارند از برشمردن آن خودداری کردم و دیگر این‌که مطمئن باشید که اجانب ایشان را روان‌کاوی کرده‌اند و گرنه نخست‌وزیر انگلستان فرصت 48 ساعته برای ایشان نمی‌گذاشت و ایشان مجبور نبودند که با ملوانان انگلیسی عکس یادگاری بیندازند.

این تیپ افراد مثل سم مهلکی هستند، این افراد اگر قدرت بگیرند معمولن جامعه را به تشویش و مخاطره می‌اندازند

و جالب است بدانید که اغلب کارهای بزرگ و تحولات عظیم و اغلب اقداماتی که در سرنوشت بشر بخوبی یا به بدی تاثیرات مهم داشته است بدست همین افراد برتری‌طلب با بیماری نارسیس انجام گرفته است، بخصوص آن‌هایی که هوش و ذکاوتی هم داشته باشند (نه اینکه خود فکر کنند که دارند) و یاران منظمی هم کمکشان کنند معمولن تحول در سرنوشت بشر می‌گذارند.

شاید الان تیتری که انتخاب کردیم برای همه واضح شده باشد. دکتر محسن رضایی در مناظره‌هایش گفتند که با احمدی‌نژاد ما به لب پرتگاه می‌رویم و رییس‌جمهور شدن مجدد ایشان باعث می‌شود ملت ایران هر روز در لب پرتگاه باشند و روز و هر ساعت با بحران دست و پنجه نرم کنند و امروز (به نظرم 18 فروردین) احمدی‌نژاد با لحنی چاله میدانی یا بهتر بگویم لحنی که سزاوار شخصیت یک رییس‌جمهور نیست صحبت می‌کند (خطاب به اوباما که بگذار عرقت بچئاد و یا گنده‌تر از تو هم ….)  و جالب اینکه قوای مسلح ما را به زحمت می‌اندازد. تا حالا دقت کرده‌اید پس از هر گونه افاضات گهربار ایشان چقدر نیروهای مسلح ما تلاش کرده‌اند و مانور برگزار کرده‌اند که دشمنان را بترسانند. من با فعل نیروهای مسلح کاری ندارم که انصافن وجود آن‌ها است که ما را ایمن کرده است من خطابم با دیگری است که: ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست، ارض خود می‌بری و زحمت نیروهای مسلح را زیاد می‌کنی؟،

کی باید مردم ما بدون تنش سر به بالین بگذارند؟ جواب این است که هر موقع از لبه پرتگاه دور شدیم !!

به امید آن روز

*- نارسیسم کلمه‌ای فرانسوی است که می‌توان معنی خودپسند افراطی را برایش عنوان نمود.

نوشته شده 10 خرداد 1388

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , ,