Saturday, 18 July 2015
05 December 2020
بزرگان ایران زمین- داریوش بزرگ

«پادشاهی قدرت‌مند و ایران دوست»

2010 August 12

آرش و آوا/ دفتر آمریکا / رادیو کوچه

«داریوش یکم» پسر «ویشتاسپ»، ملقب به «داریوش بزرگ»، سومین پادشاه هخامنشی بود. وی در سال ۵۲۲ پیش از میلاد، با کمک تعدادی از روسای هفت خانواده‌ی بزرگ پارسی با کشتن «گئومات مغ» که به عنوان بردیا فرزند کوروش بزرگ بر تخت نشسته بود، سلطنت را به خاندان هخامنشی بازگرداند. پس از آن به فرونشاندن شورش‌های داخلی پرداخت. نظام شاهنشاهی را استحکام بخشید و سرزمین‌هایی چند به شاهنشاهی الحاق کرد. آغاز ساخت «پارسه» (تخت جمشید) در زمان پادشاهی او بود.

بخش اول

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

از دیگر کارهای او حفر ترعه‌ای بود که دریای سرخ را به رود نیل و از آن طریق به دریای مدیترانه پیوند می‌داد. مقبره‌ی او در دل کوه رحمت در مکانی به نام نقش رستم در مرودشت فارس (نزدیک شیراز) است. شهرت او در غرب به خاطر وقوع نبرد ناموفق ایرانیان با یونانیان در مکانی به نام «ماراتون» در زمان اوست. آغاز ساخت پارسه (تخت جمشید) در زمان پادشاهی او بود. پس از جهانگیری کوروش و کمبوجیه سراسر آسیا مگر عربستان جزو قلمرو او محسوب می‌شد.

بخش دوم

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

رسیدن به پادشاهی

گئومات یا بردیای دروغین پس از دست‌یابی به تاج و تخت، تمام زنان کمبوجیه را به همسری گرفت. یکی از این زنان «فیدمیا»، دختر «اتانس» (اوتانه یا هوتن) یکی از تواناترین نجبای ایران بود. اولین کسی که پس از هفت ماه فرمان‌روایی به گئومات ظنین شد که او فرزند کوروش نیست بلکه مرد شیادی است، اتانس بود. او از دختر خود پرس و جو کرد و دخترش نتیجه‌ی تحقیق را به پدر اطلاع داد. اتانس یک دسته‌ی شش نفره، از نجبای پارس را که به آن‌ها اطمینان داشت، در شوش تشکیل داد و با ورود داریوش از پارس تصمیم اتخاد شد که او را نیز در گروه خویش وارد سازند. این هفت تن با هم قسم خوردند که برای دفع غاصب اقدام کنند. هرودوت این قیام را قیام هفت یار نام نهاده‌است. داریوش در سال ۵۲۲ پیش از میلاد گئومات (بردیای دروغین) را به قتل رساند. بدین منوال تخت و تاج پادشاهی ایران به داریوش رسید.

شورش ولایات

پس از آن، کلیه استان‌ها سر به شورش برداشتند که داریوش و یارانش طی ۱۹ نبرد، ۹ پادشاه را که با وی به منازعه برخاستند، سرکوب کرد. اولین طغیان در عیلامماد هم یک مدعی که خود را از اخلاف هووخشتره می‌خواند، مدعی سلطنت ماد بود. در پارس یک مدعی دیگر خود را بردیا پسر کوروش خواند. این نکته که شورشیان همواره در یک زمان سربر نمی‌داشتند و هدف مشترک یا پیوند اتحادی هم با یکدیگر نداشتند، عامل عمده‌ای بود که داریوش را در دفع شورش‌ها یاری کرد. طغیان بابل نیز کم‌تر از دیگر طغیان‌ها، موجب دغدغه‌ی خاطر داریوش نبود. تمام این اغتشاش‌ها که در ارمنستان، ماد، کردستان، رخج، و مرو روی داد، با خشونت سرکوب شد و داریوش خشونت را در این مواقع هم‌چون وسیله‌ای تلقی می‌کرد که می‌توانست از توسعه و تکرار نظایر این حوادث، جلوگیری کند. در کتیبه بیستون که گزارش این جنگ‌های تمام نشدنی است، نشان می‌دهد که او نظم و امنیت شاهنشاهی را به بهای چه اندازه رنج و سعی مستمر و بی‌انقطاع توانسته‌است، تامین کند. ساتراپ‌هایی که کوروش بعد از فتح و ضبط ولایات در هر قلمرو تازه‌ای گماشته بود، اکثرن درین ایام، خود رای شده بودند و سپاه و تجهیزات هم در اختیار داشتند.

با مرگ کمبوجیه و قتل کسی که بسیاری از مردم ولایات او را پسر کوروش، شناخته بودند، تعدی این حکام استقلال‌جوی، به ناخرسندی مردم انجامیده ‌بود و مردم استان‌ها، بهانه برای شورش به دست می‌آوردند. داریوش مردی جهاندیده بود و با ازدواج با دختر کوروش و با تعدادی از دختران خانواده‌های بزرگ پارسی او را در موقعیتی قرار داده‌ بود که نجبای پارسی و مادی هر یک به خاطر خویشاندی نسبی و یا سببی خویش، نسبت به این پادشاه نوخاسته که در حمایت و تبعیت از وی، هم‌پیمان هم شده بودند، وفادار و حتا علاقه‌مند بمانند.

برای این‌که نیروی نظامی به قدر کفایت و با سرعت به جاهای لازم برسد، داریوش لشگری ترتیب داده بود که موسوم به لشکر جاویدان بود، زیرا هیچ‌گاه از تعداد آن‌ها نمی‌کاست

تشکیلات داریوش

بازگرداندن امنیت در تمام این نواحی شورش زده، طبعن هم ضرورت ایجاد یک سازمان سامان‌مند اداری را به داریوش الهام کرد و هم وسایل و تجارب لازم را در اختیارش گذاشت. داریوش اهتمام فراوانی از خود برای ساماندهی تشکیلات داخلی کشور به خرج داد به طوری‌که نظام تشکیلاتی که وی بنیان نهاد، مدت‌ها بعد با اندک تغییری، توسط سایر حکومت‌ها از جمله سلوکیه، ساسانیان و حتا اعراب دنبال شد. داریوش فوق‌العاده مراقب بود که از طرف مامورین دولتی تعدی به مردم نشود و با این مقصود همواره در ممالک ایران حرکت و از نزدیک به امور سرکشی می‌کرد. نجبا که از این مراقبت شاه دل‌خوش نبودند او را دوره‌گرد نامیدند. اما مورخین این سخریه را برای او بهترین تمجید می‌دانند. در زمان او یک دستگاه منظم اداری در کشور به وجود آمد که تمرکز امور را ممکن می‌ساخت و ظاهرن تا حدی نیز از نظام رایج در مصر که داریوش در جوانی و در ضمن اقامت سه ساله‌ی خود در آن‌جا با آن آشنا شده بود، الهام می‌گرفت چون نجبا و اعیان پارسی و مادی که غالبن روحیه‌ی نظامی داشتند، به کارهای دبیری تن در نمی‌دادند، این کار به دست اقوام تابع افتاد و اقوام آرامی‌ها که درین امور سررشته را به دست گرفتند، زبان آرامی را در قلمرو هخامنشی‌ها زبان دیوانی و اداری کشور کردند. داریوش در طول ۳۶ سال پادشاهی خود، اقداماتی به شرح ذیل انجام داد.

تقسیم قلمرو شاهنشاهی به چندین ساتراپ

داریوش سرزمین‌های ایران را به چند قسمت تقسیم کرده، برای هر کدام یک والی معین نمود. به زبان آن‌ روزی (خشترپاون) می‌گفتند. یعنی «حامی یا نگهبان مملکت». یونانی‌ها، ساتراپ نوشته‌اند و تعداد بخش‌ها را بین بیست الی بیست و شش بخش ذکر کرده‌اند ولیکن تعداد ولایات در کتیبه‌ی نقش رستم به سی ولایت می‌رسد. برای این‌که کارها همه در دست یک نفر نباشد، دو نفر از مرکز مامور می‌شدند که یکی به فرماندهی قشون محلی منصوب بود و دیگری به اسم سردبیر که کارهای کشوری را اداره می‌کرد. سردبیر در واقع مفتش مرکز در ایالات بود و مقصود از تاسیس این شغل این بود که مرکز بداند احکامی که به ساتراپ صادر می‌شود، اجرا می‌شود یا نه. مفتشینی که از مرکز برای دیدن اوضاع ایالات مامور می‌شدند، لقب چشم و گوش دولت را داشتند. درست است که این ساتراپ‌ها در حوزه‌ی حکومت خویش مثل یک پادشاه دست نشانده، قدرت و حیثیت بلامنازع داشتند اما در واقع تمام احوالشان تحت نظارت دقیق و بلاواسطه‌ی شاه و «چشم» و «گوش» او بود و این نکته کم‌تر به آن‌ها مجال می‌داد که داعیه‌‌ی استقلال یا فکر تجاوز از قانون پادشاه را در خاطر بگذرانند. این نظارت‌ها در عین حال هم رعیت را از استثمار و تعدی ساتراپ‌ها در امان نگه می‌داشت و هم به ساتراپ‌ها اجازه نمی‌داد تا با جمع‌آوری عوارض و مالیات‌های بی‌جا خزانه‌ی خود را تقویت کنند و لاجرم به فکر توسعه‌ی قدرت بیفتند.

ایجاد راه شاهی

از اقدامات داریوش در این زمینه ایجاد راه شاهی است که سارد پایتخت سابق لیدی، را به شوش پایتخت هخامنشیان وصل می‌کرد. یک راه دیگر  نیز  بابل را به مصر مربوط می‌کرد.

ایجاد لشکر جاویدان

برای این‌که نیروی نظامی به قدر کفایت و با سرعت به جاهای لازم برسد، داریوش لشگری ترتیب داده بود که موسوم به لشکر جاویدان بود، زیرا هیچ‌گاه از تعداد آن‌ها نمی‌کاست و فورن جاهای خالی را پر می‌کرد. تعداد این لشکر ده هزار نفر بود.

تنظیم مالیات‌ها

مورخین یونانی نوشته‌اند داریوش برای هر ایالتی مالیات نقدی و جنسی معین کرد. «پلوتارک» مورخ یونانی می‌نویسد: «داریوش در صدد تحقیق برآمد تا معلوم کند که مالیات تعیین شده، بر مردم گران است یا نه و چون جواب آمد که گران نیست و مردم می‌توانند بپردازند، باز مالیات‌ها را کم کرد تا تحمیلی بر مردم نشود.»

در پادشاهی کوروش و کمبوجیه مالیات ثابت رسم نبود. درآمد عمومی فقط از راه هدایا و تقدیمی فراهم می‌گشت. به مناسبت برقراری مالیات این شایعه در میان پارسیان رواج یافته بود که داریوش تاجر است و از هرجا که می‌تواند عایدات فراهم می‌کند. کمبوجیه جبار و به منافع اتباع خود بی‌اعتنا و کوروش پدر و حامی اقوام و ملل که با قلبی مهربان و رئوف، پیوسته در اندیشه‌ی آسایش رعایای خویش بود.

به نظر می‌رسد که در مورد مناسب بودن یا گزاف بودن مالیات‌های دوران داریوش، توافق نظر بین مورخین وجود ندارد، هم‌چنین آمده‌است که در مصر به واسطه‌ی مالیات‌های گزاف، در سال‌های آخر سلطنت داریوش، زارعین مصری شورش کردند.

ارتباط دادن دریای مدیترانه و دریای سرخ

وقتی داریوش در هند بود مشاهده کرد که بازرگانی مصر و شامات با هند از راه خشکی مشکل است و حمل و نقل گران تمام می‌شود این بود که امر کرد، که کانالی که امروزه به نام کانال سوئز معروف است و نخستین بار در سال ۶۰۹ پیش از میلاد ایجاد شده و در زمان داریوش پر شده بود، را پاک کرده و سیر کشتی‌ها را در این کانال، برقرار کردند. گویا داریوش در سر راه خود به مصر این آب‌راه ناتمام را دیده بود و درباره‌ی آن از مردم پرسش‌هایی کرده بود. در سنگ‌نوشته‌هایی که به خط هیروگلیف مصری به یادبود ساختن این کانال، در دست است، اشاراتی به این پرسش‌ها وجود دارد. سه سنگ‌نوشته از داریوش در کانال سوئز کشف شده که مفصل‌ترین و مهم‌ترین آن‌ها ۱۲ سطر دارد و مشتمل است بر مدح اهورامزدا و معرفی داریوش و دستور حفر ترعه‌ی سوئز. دو کتیبه‌ی دیگر کوچک‌ترند و مشتمل بر معرفی داریوش هستند.

یک‌سان کردن واحد پول و واحد اندازه‌گیری

ارتباط اقتصادی دایم، بین تمام ولایات، یک دستگاه واحد پول و یک نظام اوزان و مقادیر قابل تبدیل را، در سراسر کشور الزامی می‌کرد. سکه‌های طلایی که در این دوران، در تمام ایران رواج پیدا کرد، به سکه «دریک» موسوم بود. در تاریخ جهان، لیدیه نخستین مملکتی بود که سکه در آن‌جا زده شد ولی در تاریخ ایران، در زمان داریوش بود که نخستین سکه‌ی متعلق به ایران به وجود آمد.

بازسازی نیایشگاه‌ها


داریوش در سنگ‌نوشته بیستون از بازسازی نیایشگاه‌هایی که گئومات مغ ویران کرده بود، سخن می‌گوید. هم‌چنین برای دل‌جویی از مصری‌ها که در زمان کمبوجیه‌آمون، برای مصریان ساخت که خرابه‌های آن، هنوز از مملکت‌داری داریوش حکایت می‌کند. کاهن بزرگ مصر را که به شوش تبعید شده بود به مصر بازگرداند و او را بسیار احترام کرد. به واسطه‌ی این اقدامات مصری‌ها از داریوش راضی شده و او را یکی از قانون‌گذاران بزرگ خود دانستند. نیایشگاه‌هایشان ویران شده بود، به معابد آن‌ها رفته و ادای احترام کرد و نیایشگاه تازه‌ای در

داریوش بزرگ در کتاب مقدس

داریوش هم‌چنین در بازسازی معابد یهودیان که توسط بخت‌النصر ویران شده بود، به یهودیان یاری کرد. نام داریوش بزرگ در کتاب مقدس عهد عتیق، در ۲۵ آیه، ذکر شده‌است. در کتاب مقدس درباره‌ی ثبات و تزلزل‌ناپذیری قوانین ماد و پارس در کتاب دانیال و استر سخن رفته‌است. به رغم اشکالی که در صحت و قدمت اصل آن کتاب‌ها هست، باز روی هم رفته، اهمیتی که قانون در حفظ وحدت امپراتوری داریوش و اخلاف او داشته‌است، بیان می‌کند. حتا افلاطون نیز نقش قانون‌های داریوش را در حفظ و اداره‌ی کشور وی نشان گوشزد کرده‌است.

لشکرکشی‌های داریوش بزرگ

علاقه‌ای که داریوش به نظم و انظباط اداری و تامین امنیت، در سراسر قلمرو خویش داشت، طبعن از وی مطالبه می‌کرد تا برای توسعه‌ی روابط اقتصادی و تسریع در نقل و انتقال‌های محتمل نظامی، غیر از راه‌های زمینی، از راه‌های دریایی هم استفاده کند و همین اندیشه، سرانجام وی را در مدیترانه با اقوام یونانی درگیر کرد.

ضمیمه کردن سند و پنجاب

در سال ۵۱۲ پیش از میلاد، داریوش پس از برقرار کردن امنیت در ممالک تابعه، چند ولایت نیز به ایران ضمیمه کرد، یکی از آن‌ها «پنجاب» و دیگری «سند» است که هر دو در هند واقع هستند. نام هند البته در کتیبه‌ی بیستون در شمار ایالت‌های تابعه نیست و این‌که در کتیبه‌ی پرسپولیس هست نشان می‌دهد که این ولایات جنوب شرقی بعد از جنگ‌های مربوط به دفع شورش‌ها می‌بایست به قلمرو داریوش درآمده باشد.

لشکرکشی به سرزمین سکاها

اقدام داریوش در لشکر‌کشی به سرزمین سکا‌های اروپا، در این سال‌های توسعه و آرامش تا حدی غریب به نظر می‌آید. چندین نظریه‌ی مختلف، درباره‌ی هدف و محرک داریوش از این لشکر‌کشی وجود دارد. شاید وی می‌خواسته‌است، آن‌ها را به خاطر حمله‌های مخربی که بارها به سرزمین ایران کرده بودند، تنبیه کند و برای همیشه خیال آن‌ها را از اقدام به آن‌گونه مهاجمات منصرف کند، این احتمالی است که از قول هرودوت نیز بر می‌آید.

در سرزمین سکاها داریوش به جای آن‌که با مقاومت این طوایف مواجه شود با عقب نشینی آن‌ها روبه‌رو شد. طی مدت دو ماه سپاه ایران در طول دشت‌های خلوت و بی‌پایان به دنبال دشمن سرگردان بودند و نتیجه‌ای که مطلوب داریوش از این لشکر‌کشی بود، بلافاصله حاصل نیامد. این نخستین لشکرکشی آسیا برضد اروپا، هر چند خسارت‌های گران برای داریوش به بار آورد ولی هدف این لشکر‌کشی چندی بعد تحقق یافت، چرا که هم سکاها تا مدت‌ها اندیشه‌ی تجاوز به مرزهای ایران را در خاطر راه ندادند و هم مراکز تجارت گندم و چوب یونان تحت نظارت ایران درآمد.

جنگ با یونان

یونانی‌ها با آن‌که با خطر اجتناب‌ناپذیر مواجه بودند، هنوز از تفرقه به اتحاد نمی‌گراییدند. در حقیقت رقابت دیرینه‌ای بین آتن و اسپارت وجود داشت. در این ایام آتن برخلاف اسپارت نسبت به ایران اظهار انقیاد یا وفاداری کرده بود، هنگامی که شورش‌هایی در شهرهای یونانی‌نشین آسیای صغیر (غرب ترکیه‌ی کنونی) درگرفت، اسپارت‌ها، حاضر به حمایت از شورش‌گران نشدند و این آتنی‌ها بودند که حاضر شدند، به شورشیان کمک کنند.

در سال ۴۹۸ قبل از میلاد شورشیان به هم‌راهی آتنی‌ها شهر سارد (پایتخت سابق لیدیه) را که پنجاه سال قبل به تصرف ایران درآمده بود، آتش زدند اما تسخیر بر ارگ ممکن نشد و شورش‌گران از سارد عقب‌نشینی کردند و گرفتار تعقیب و انتقام ایرانیان شدند.

مداخله‌ی آتنی‌ها در ماجرای شورش شاه را به سختی عصبانی کرده بود و خطر یونانی‌ها در آن‌ سوی دریا را به داریوش یادآور شد. سال بعد فرستادگان شاه به شهرهای یونان رفتند و همه جا از یونانیان خواستند تا نسبت به وی انقیاد خود را اعلام کنند و خاک و آب بفرستند. در آتن و اسپارت برخلاف آن‌چه رسم بین‌المللی بود، فرستادگان داریوش را کشتند و برای داریوش اعزام سپاهی جهت تنبیه آن‌ها اجتناب‌ناپذیر شد.

وحشت و خشم بی‌سابقه‌ای که در یونان پدید آمده بود، باعث شد که آتن و اسپارت منازعات دیرین خود را فراموش کنند و برای دفاع از یونان با هم متحد شوند. اسپارت که با بی‌میلی خود را آماده هم‌کاری با آتن کرده بود، بسیج خود را آ‌ن‌قدر به تاخیر انداخت که وقتی نیروی او به کمک آتن رسید، نبرد ماراتون، به پایان رسیده بود.

رودرویی دو سپاه ایران و یونان در جلگه‌ی ماراتون اتفاق افتاد و دو لشکر چند روز روی در روی هم بودند و هنوز سرداران آتن بین اعلام جنگ و اظهار انقیاد تردید داشتند. در یک شورای جنگی، در نهایت تصمیم به حمله‌ی ناگهانی گرفته شد و تیراندازان ایران از انجام هر اقدامی بازماندند و یونانیان با شور و هیجان خود را فاتح یافتند.

مقبره‌ی داریوش

داریوش در سال ۴۸۶ پیش از میلاد، وفات یافت. مقبره‌ی او در دل کوه رحمت در مکانی به نام نقش رستم در مرودشت فارس، نزدیک شیراز است. وصیت جالبی از زبان داریوش که آخرین آرزویش هم فقط آن بود، بر کتیبه‌ی مزار او حک شده‌است:

«اهورامزدا این کشور را از لشکر دشمن، از خشک‌سالی و از دروغ پاس دارد.»

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , 

۲ Comments


  1. shnekey
    1

    می دانستید اکثر رهبران و سیاست مداران موفق جهان برای اداره کشورهای خود تاریخ ایران باستان را مطالعه کرده و در کار خود نوفق بوده اند؟آنها بدون اینکه ایرانیها بدانند لپ تاپ داریوش و کورش را پیدا کرده،پسورد آنها را توسط هکرهای حرفه ای کشف کرده و اطلاعات آنها را برای پیشبرد اهداف خود بکار گرفته اند.


  2. iranzamin
    2

    kari konim ke dobare jahan jeloye ghodrate IRANZAMIN sar froud awarad hamchon KOUROSH va DARIUSHE BOZORG kari kinim karestan ke donya befahmad ke hameye khoubihaye donya ra az ki wa az koja ers gerefte
    farhange parsi bar jahan ostowar shawad wa mesle anzaman ke diwarehaye kohane TAKHTE JAMSHID namayesh dade az tamame donya barayeman hediyeh befrestand wa khoshhal bashnd ke irani hast ke be donya neshan dadeh ensaniat va adamiyat che hast zendegi che manayi darad va hagh va hoghoughe zan wa mard yeksan ast
    kholasse eghtedaremoun ro be rokhe donya bekeshim dobare wa dar tarikh baraye dowomin bar sabt konim ke farhange iran wa irani nematist baraye jahanian
    zende va payande bad IRAN va IRANI