Saturday, 18 July 2015
24 November 2020
نغمه‌های ایرانی- جلیل شهناز

«هنرمردی با پنجه سحر‌آمیز»

2010 August 15

آرش و آوا / دفتر آمریکا/ رادیو کوچه

arash.ava@koochehmail.com

«جلیل شهناز» که در اصفهان متولد شده، خود و خانواده‌اش همه اهل هنر بودند و در رشته‌های مختلف هنر از جمله تار و سه تار و سنتور و کمانچه به مقام استادى رسیدند. جلیل شهناز در سال ۱۳۰۰ شمسى در خانواده‌اى هنرمند در اصفهان متولد شد. پدرش علاوه بر تار که ساز اختصاصى او بود، سه تار و سنتور هم مى‌نواخت و نواى شیرین سازها و آهنگ‌ها همیشه از خانه آن‌ها به گوش مى‌رسید. عموى او «غلام‌رضا سارنج» بهترین کمانچه‌کش به شمار مى‌رفت. در چنین خانواده‌اى جلیل شهناز پرورده شد و جوانه‌هاى هنر در دل و جانش پرورش یافت.

بخش اول

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

پدر و برادرانش در تعلیم او نقش مهمى داشتند. حسین برادرش در سال ۱۳۱۸ درگذشت. تعلیم جلیل از ۱۴ سالگى شروع شد و هر روز پدرش چند ساعت به او آموزش مى‌داد. از حسن تصادف این که جلیل شهناز با حسن کسایى استاد نى در کنار هم قرار گرفتند. پدر کسایى «جواد کسایى» مدیر کارخانه ریسباف اصفهان بود که از شیفتگان موسیقى به شمار مى‌رفت. دوستى خانواده شهناز و کسایى موجب شد که جلیل و حسن در موسیقى هم‌نواز شوند. جلیل شهناز از سال ۱۳۲۴ مقیم تهران شد و از همان ابتدا با رادیو تهران شروع به کار کرد و در بسیارى از برنامه‌ها به عنوان تک نواز شرکت مى‌کرد.

بخش دوم

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

اوج درخشش هنر شهناز از سال ۱۳۳۶ شروع شد که برنامه «گل‌ها» به همت «داوود پیرنیا» طرح‌ریزى و در رادیو اجرا شد. در مدت کوتاهى موسیقى ما تجدید حیات یافت که در همه ادوار تاریخ ایران بى‌سابقه است. در این برنامه شهناز با معروف‌ترین خواننده‌ها و نوازنده‌هاى زمان هم‌کارى داشت. ساز شهناز در بیان آوازها و گوشه‌ها و تحریرها واقعن به سرحد اعجاز مى‌رسید. بى‌تردید نغمه‌هایى که با سر پنجه سحار او نواخته مى‌شد ریشه در اندیشه‌هاى تابناک عرفانى و تاریخ و جامعه و ادبیات غنى ایران داشته، به همین جهت ساز او به راحتى مى‌تواند با شنوندگان رابطه برقرار کند.

در آرشیو رادیو ایران آثار او با هم‌کارى خوانندگان بلند آوازه‌اى نظیر «تاج اصفهانى»، «ادیب خوانسارى»، «عبدالوهاب شهیدى» و «اکبر گلپایگانى»، گنجینه‌ی فوق‌العاده‌اى است. بعد از بهمن ۵۷ که محدودیت‌های بی‌شماری بر موسیقی ایران زمین روا شد، دولت براى احیاى موسیقى تلاشى نکرد و هنرمندان هر یک به گوشه‌اى رفتند. ولى شهناز برنامه‌هایى داشته است که نمى‌توان آن‌ها را با برنامه «گل‌هاى جاویدان» و «گل‌هاى رنگارنگ» مقایسه کرد.

از کارهاى جالب استاد شهناز حدود ۶ ساعت نوار او با استاد همایون خرم است که تاکنون نسبت به نشر آن اقدامى نشده است. شهناز نیز با استفاده از تکنیک‌هاى برجسته در شیوه تارنوازى توانست بسیارى از ردیف‌هاى موسیقى سنتى ایران را با تار بنوازد که از جمله نواختن در مایه دشتى و دشتستانى است که بسیار با‌ارزش است.

جلیل شهناز به بیان واقعی در نوازندگی تار رسیده است؛ چرا که در گیرودار ردیف و تقلید از دیگران نماند و مانند آبشاری خروشان در جریان است

دکتر «مصطفا الموتی» درباره جلیل شهناز می‌گوید: «یکى از هنرمندانى که هنگام اقامت در ایران شناختم جلیل شهناز بود که همه او را استاد مسلم تار و سه تار مى‌دانند. جلیل شهناز نه تنها در میان هنرمندان ایران مورد احترام خاصى بود بلکه به علت صفات ممتاز اخلاقى که داشت در هر مجمع و محفلى که شرکت مى کرد با روش متین خود توجه و احترام همگان را جلب مى‌کرد و شاگردان زیادى هم تعلیم داده بود.»

جامعه هنرمندان معتقدند جلیل شهناز که اکنون در ایران نیز زندگی می‌کند، از اساتید مسلم تار و سه تار است.

«مرتضا حسینى دهکردى» در مجله (ره آورد) چنین مى‌نویسد: «یکى از هنرمندان به نام کشور، جلیل شهناز است که سالیان دراز به زندگى مردم صفا و معنى بخشید. او نغمه‌سراى آرزوها و تمنیات چند نسل از جامعه خویش به شمار مى‌رود.»

در برنامه‌های مختلف، تجلیل‌های بسیاری از وی شده است و اگر از مراسم چهره‌های ماندگار صرف نظر کنیم، آخرین تجلیلی که از وی شده است، در تاریخ ۲۷ تیر ۱۳۸۳ است. در این تاریخ مدرک درجه یک هنری (معادل دکترا) به جلیل شهناز نوازنده صاحب نام ایرانی اعطا شد. به منظور تجلیل از یک عمر فعالیت هنری جلیل شهناز در موسیقی ایران با حضور «محمد ایمانی» معاونت امور هنری وزارت فرهنگ، «حسن خالقی» معاون آموزش وزارت علوم، «مجتبا صدیقی» معاون پژوهشی سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی و هم‌چنین کارشناسان موسیقی «حسن ریاحی»، «کامبیز روشن روان» و «مجید کیانی»، لوح درجه یک هنری و مدرک معادل دکترا به ایشان اعطا شد.

بسیاری از آثار این استاد، هنوز هم منتشر نشده است. از این دسته آثار در طول تاریخ ایران کم نبوده‌اند. چه بسیار آثاری از نوازندگان و خوانندگانی که پس از مرگشان منتشر و یا از رادیو پخش شد. از آن جمله آثار «فرهاد مهراد» بسیاری از آثار موزیسین‌های بزرگ ایرانی، که دار فانی را وداع گفته‌اند و یا در سال‌های واپسین حیات به سر می‌برند یا منتشر نشده و یا در آرشیوهای خصوصی نگه‌داری می‌شوند که از میان این هنرمندان می‌توان به شادروان «رضوی روستایی»، «تاج اصفهانی»، «جلیل شهناز»، «علی تجوید‌ی»، «سیاوش زندگانی»، «امیر بیداریان» و … اشاره کرد.

«علی تجویدی»، هنرمند پیشکسوت موسیقی، در این خصوص گفت :

«دولت و نهادهای فرهنگی و موسیقی وظیفه دارند تا این آثار را منتشر کنند و یا این‌که بخش خصوصی را تقویت کنند تا به این امر اهتمام ورزد. بر پایه این گزارش پیش‌تر نیز، هنرمندانی چون «داریوش پیرنیاکان» آثار بازمانده از بزرگان موسیقی را میراث فرهنگی و معنوی ایران خوانده و خواستار حفظ و انتشار آن شده بودند.»

و امروز، نوای ساز اوست که در پس کوچه‌های این شهر، هنوز هم هست.

ممکن است بسیاری از شما نام جلیل شهناز، پدر تار ایران را نشنیده باشید، ولی مطمئنن بارها در کاست‌ها و آهنگ‌هایی که شنیده اید، ساز او نیز دخیل بوده است. امروز، استاد پیر، که مدت‌ها است، از بیماری قلبی و عصبی رنج می‌برد.

استادی که پس از سکته مغزی شدیدی که سال‌های پیش داشت، دستانش، و آن پنجه خوبش دیگر بر ساز و هم‌دم قدیمی‌اش می‌لرزید، دوباره که دیدمش، بدنش نیز، بر لرزه افتاده بود.

محمدرضا شجریان در مراسم نکوداشت جلیل شهناز و بزرگداشت درویش خان که 25 مردادماه در فرهنگ‌سرای «ارسباران» برگزار شد، با بیان این مطلب گفت: «ساز شهناز تنها سازی است که آوازی است و من به دلیل تفکرات آوازی با صدای این ساز زندگی می‌کنم؛ در واقع بهتر است بگویم ساز شهناز در من زندگی می‌کند و من با ساز شهناز زندگی می‌کنم.»

استاد آواز ایران که بدون هماهنگی قبلی به صحنه دعوت شده بود، افزود: «ساز شهناز را باید شنید و من دوست دارم ساز وی را تنها- حتا بدون تنبک- بشنوم؛ به همین خاطر نمی‌توان درباره آن حرف زد.»

شجریان با تاکید بر این‌که پیش‌وند «استاد» برای او کم است، خاطرنشان کرد: «جلیل شهناز به بیان واقعی در نوازندگی تار رسیده است؛ چرا که در گیرودار ردیف و تقلید از دیگران نماند و مانند آبشاری خروشان در جریان است.

همه ساز می‌زنند و همه خوب می‌زنند همه گویند ولی گفتار سعدی دگر است. همه ساز می‌زنند ولی قدرت نوازندگی و لحظات و نقرات و نغمات که  آقای شهناز می‌دانند و اجرا کرده‌اند، چیزی که در دست همگان باشد نیست

این خواننده، ساز شهناز را حاوی کلام و شعر دانست و اظهار داشت: «ساز این نوازنده بی‌بدلیل، یک ساز آوازی است؛ برخلاف دیگر نوازند‌ه‌ها که 80 درصد سازی می‌زنند و فقط 20 درصد آوازی.»

در ادامه «داریوش پیرنیاکان» که یکی دیگر از سخنرانانی بود درباره ویژگی تارنوازی درویش خان گفت: «درویش خان در زمان خودش که تب و تاب تجدد غوغا می‌کرد، دست به ابتکاراتی زد؛ تب و تابی که از تفکر مشروطیت ناشی می‌شد و تکانی بس عجیب در عرصه مختلف و از جمله موسیقی، ادبیات، سینما، تاتر و … وارد کرده بود.

این نوانده تار و ردیف دان ادامه داد: «درویش خان از این تفکر و تغییرات بهره جست و شروع به ساختن تصانیف‌، پیش درآمد‌، رنگ  و…به شیوه‌ای جدید کرد.

پیرنیاکان دربخش دیگری از صحبت‌های خود درباره جلیل شهناز این گونه گفت: «جلیل شهناز هنرمندی است که زاوایای بسیاری در سازش نهفته است. وی علاوه بر اشراف کامل بر ردیف و رموز آن، ویژگی منحصر به فردی دیگری نیز داشت.»

وی تصریح کرد: «جواب آوازهای شاهکارو بی‌نظیر، استفاده از تمام امکانات ساز، نواختن بسیاری از گوشه‌های مهجور، رعایت جمله‌بندی در نوازندگی از جمله ویژگی‌های نوازندگی جلیل شهناز است.»

هم‌چنین سید «عباس سجادی»، مدیر امور موسیقی سازمان فرهنگی هنری شهرداری گفت: «جلیل شهناز در بداهه و بداهه‌نوازی یکه‌تاز روزگار خود است؛ البته در این امر نفس آتشین حسن کسایی مستثنا است.»

سجادی ادامه داد: «جلیل شهناز، حسن کسایی و تاج اصفهانی وقتی با هم بودند، مثلث عشق و هنر را تکمیل می‌کنند، اما متاسفانه دیگر آن اوج و شکوفایی را نخواهید دید.»

به علاوه حسن کسایی پیامی بدین مضمون فرستاده بود: «شناخت موسیقی کار هرکسی نیست. همه موسیقی گوش می‌دهند و دوست دارند‌؛ اما آن‌که سره را از ناسره تشخیص بدهد و آن‌که بتواند درک مقدماتی را که استاد شهناز نواخته‌اند، داشته باشد، نادرست است.»

کسایی نوشته بود: «همه ساز می‌زنند و همه خوب می‌زنند. همه گویند ولی گفتار سعدی دگر است. همه ساز می‌زنند ولی قدرت نوازندگی و لحظات و نقرات و نغمات که  آقای شهناز می‌دانند و اجرا کرده‌اند، چیزی که در دست همگان باشد نیست. ده‌ها ردیف از آقای شهناز شنیدیم که در محفظه فکر ایشان ضبط است و انشا و ابداع می‌کنند و خلاقیت و نوآوری. این کار هر کسی نیست و موهبتی است الهی.»

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , 

۲ Comments


  1. mahsa sufi
    1

    dorood bar ostad shahnaz.


  2. Alireza Eftekhari, Germany
    2

    Ostaad Jalil Shahnaz ra az koudaki mishenasam wa eradat daram. Dar manzel,e pedari dar Esfahan ba Ostaad Hassan Kassai minavakhtand wa eftekhari baraye man boud. Ostaad Shanaz Tar, Setar, Violon wa Dombak minavakht wa avaay,e khoshi ham dasht.
    Ostaad Kassai ham Ney, setar wa dombak,e ostaadanehi mizad. Be gole Ostaad Parviz Yahaghi:
    Jalil Shahnaz, Ketaab wa daftar,e Tar ra bast…..! in nazar,e Ostaad Habibollah Badii ham boud. In honarmand maayeh,e eftekhar,e mihan,e maa ast. Khodavand negaah baan,e ishan bashad.