Saturday, 18 July 2015
27 November 2020
بزرگان ایران زمین- زکریای رازی

«رازی‌، بزرگ‌ترین پزشک ایرانی»

2010 August 25

آرش و آوا / دفتر آمریکا / رادیو کوچه

arash.ava@koochehmail.com

«ابوبکر محمد‌بن زکریای رازی» بزرگ‌ترین پزشک ایرانی که در زمینه‌ی شیمی، فیزیک و فلسفه نیز پژوهش‌های ارزنده‌ای داشته است. شمار کتاب‌ها و رساله‌های او را بیش از 200 نوشته‌اند که دانش‌نامه‌ی پزشکی الحاوی، شناخته شده‌ترین آن‌ها است. کشف الکل و اسید سولفوریک را به او نسبت می‌دهند. ترجمه‌ی کتاب «المنصوری» او نخستین کتاب پزشکی است که با شیوه‌ی چاپ گوتنبرگی در اروپا چاپ شد. او دانش‌مندی تجربه‌گرا بود و می‌گفت: «تجربه بهتر از علم طب است.» او را پیشگام نظریه‌ی ایمنی اکتسابی و بینان‌گذار شیوه‌ی نوی در آموش پزشکی نیز می‌دانند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

«ابوبکر محمد‌بن زکریا بن یحیی رازی»، در شعبان سال 251 قمری برابر با 865 میلادی، در شهر ری به دنیا آمد. ری از شهرهای کهن ایران است که نام آن در اوستا نیز آمده است. این شهر در آن روزگار مرکز علم و ادب ایران بود و بزرگان و دانش‌مندان زیادی از آن شهر برخاستند. «مقدسی» در کتاب «احسن التقاسیم» درباره‌ی این شهر نوشته است: «در این شهر مدارس و مجالس علم فراوان است. مذکران آن‌جا فقیه و روسای آنان عالم و محتسبشان مشهور و سخنورانشان ادیب هستند.»

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

از کودکی و نوجوانی رازی چیز زیادی نمی‌دانیم. برخی نوشته‌اند که او در نوجوانی به موسیقی گرایش فراوان داشت و در نواختن نی یا عود بسیار توانا بود. زمانی را نیز به زرگری و صرافی پرداخته است. هم‌چنین، آن گونه که خود در کتاب «شکوک علی جالینوس» نوشته، به تجربه و آزمایش اکاذیب معزمان، (کسانی که به کارهای عجیب مانند احضار ارواح می‌پردازند) علاقه داشته است. شاید از همین رو بود که به کیمیاگری گرایش پیدا کرد و در جریان کار با مواد شیمیایی و نزدیک شدن به آتش به چشم خود آسیب رساند.

می‌گویند او برای درمان چشم خود به نزد پزشکی رفت و آن پزشک برای درمان او پانصد دینار از او درخواست کرد و او ناچار شد بپردازد. سپس، با خود گفت: «کیمیای واقعی علم طب است نه آن‌که تو بدان مشغولی» و این گونه بود که به پزشکی گرایش پیدا کرد. نخست مفاهیم پایه‌ی فلسفه، ریاضی، اخترشناسی و ادب را در همان ری آموخت. آن‌گاه برای آموزش بیش‌تر به بغداد رفت که به دست ایرانیان بنیان‌گذاری شده بود و دانش‌مندان بزرگ آن روزگار در آن‌جا گرد‌هم آمده‌ بودند.

رازی در بغداد به ریاست بیمارستانی برگزیده شد که بدر، «غلام معتضد عباسی»، در سده‌ی سوم هجری ساخته بود. برخی گمان می‌کنند که رازی ریاست بیمارستان عضدی را داشته است که به دست «عضدالدوله‌ی دیلمی» به سال 372 بازگشایی شد. اما رازی نزدیک نیم سده پیش از بازگشایی آن بیمارستان از دنیا رفت و به نظر می‌رسد بیمارستانی که «غلام معتضد» ساخت، طی زمان با بیمارستان عضدی مشتبه شده باشد.

رازی به زودی به جایگاه نخست در پزشکی دست یافت و فرمان‌روایان گوناگون او را به نزد خود می‌خواندند و رازی کتاب‌هایی نیز به نام آن‌ها نوشته است. برای نمونه، زمانی به درخواست «ابوصالح منصور بن اسحاق سامانی»، به زادگاه خود بازگشت و ریاست بیمارستان ری را پذیرفت. در همین شهر بود که کتاب «طب المنصوری» را به نام او نوشت که یکی از شناخته شده‌ترین و پرآوازه‌ترین نوشته‌های او در غرب است. ترجمه‌ی این کتاب، نخستین کتاب پزشکی است که با شیوه‌ی چاپ گوتنبرگی در اروپا چاپ شد.

رازی در پزشکی بسیار نوآور بود و پیروی کورکورانه از پزشکان پیش از خود را روا نمی‌دانست. او کتابی به نام شکوک نوشته و نظریه‌ها و روش‌های درمانی نادرست جالینوس را بر شمرده است. او بر این باور بود که «تجربه بهتر از علم طب است» و منظور او از علم طب، نوشته‌های پیشینیان است. یادداشت‌ها‌ی او که در آن‌ها به دقت فراوان چگونگی وضعیت بیماران و بهبودی آن‌ها را توصیف کرده است، او را یکی از برجسته‌ترین پزشکان بالینی همه‌ی دوران‌ها ساخته است.

رازی سال‌های پایانی زندگی خود را در ری گذراند و دانش‌جویان زیادی از او درس گرفتند و پزشکان چیره‌دستی شدند. در همان سال‌ها بود که چشمان رازی آب آورد و یکی از شاگردانش از طبرستان برای درمان او آمد و از استاد خود خواست اجازه دهد به درمان او بپردازد. رازی گفت که این کار بر رنج و درد من می‌افزاید، چرا که مرگ من نزدیک به نظر می‌رسد و روا نیست برای بازیافتن بینایی، خود را دچار رنج و سختی سازم. دیری نگذشت که او در پنجم شعبان سال 313 قمری در ری از دنیا رفت. او در آن هنگام، اندکی بیش از 60 سال داشت.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,